عکس بازیگران

آرتیست 1 | تصاویر بازیگران | عکس هنرمندان

  • تاریخ : 29ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

سازندگان سریال «هیلو» (Halo) در توییتی، تصویری از «پابلو شرایبر» (Pablo Schreiber)، بازیگر نقشِ شخصیتِ «مسترچیف» (Master Chief) منتشر کردند. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون، همراه دنیای بازی باشید.

بی شک سری Halo، انقلابی در ساخت بازی‌های کنسولی ایجاد کرد که ازجمله بخش چندنفره آن، باعث شد بسیاری از گیمرهای پی سی باز به سراغ این بازی بروند و از بخش چندنفره‌اش لذت ببرند. موفقیت بی‌نظیر سری بازی های هیلو، باعث شد که سازندگان بازی به همراه «استیون اسپیلبرگ» (Steven Spielberg) تصمیم بگیرند سریال تلویزیونی بر اساس آن بسازند که قرار است بزودی از شبکه «شوتایم» (Showtime) پخش شود.

گرچه شبکه شوتایم هنوز تاریخ انتشار رسمی از پخش سریال هیلو اعلام نکرده است، اما اکانت رسمی استودیو ۳۴۳ اینداستریز در توییتر، تصویری از پابلو شرایبر منتشر کرد که قرار است نقشِ شخصیتِ نمادین مسترچیف را در سریال هیلو بازی کند.

البته ناگفته نماند که بیشتر فیلم‌هایی که بر اساس بازی‌های کامپیوتری اقتباس یافته‌اند، موفق نبودند. بسیاری از طرفداران بازی‌های کامپیوتری با تماشای فیلم‌هایی چون «شاهزاده ایرانی» (Prince of Persia)، «کشیش آدم کش» (Assassin’s Creed)، «وارکرت» (Warcraft)، «مورتال کامبت» (Mortal Kombat) و «سوپر ماریو» (Super Mario) دلسرد شده‌اند اما یک سریال تلویزیونی ممکن است تفاوتی‌های ظریفی با فرانچایز هیلو داشته باشد و یک داستان گسترده‌تری را به تصویر بکشد. البته «گری لوین» (Gary Levine)، مدیر شبکه شوتایم اعلام که نباید انتظار داشته باشید سریال هیلو اثری کاملاً متفاوت از سری بازی‌هایش باشد.

لوین توضیحاتی به خبرگزاری Deadline در طول گردهمایی جوایز TCA داد:

سریال‌های درام گوناگونی وجود دارد که ما دوست داریم آن‌ها را کشف کنیم اما همچنان به ساخت سریال هیلو وفادار هستیم. ما نمی‌خواهیم هیچ‌چیزی را در “کانن” هست را بشکنیم.

«کیکی ولف کیل» (Kiki Wolfkill)، رییس بخش رسانه استودیو ۳۴۳ اینداستریز به طور رسمی گفت که برنامه دارد اقتباسی وفادار از سری بازی‌های پرطرفدار هیلو تولید کند:

همان‌طور که ما فکر می‌کنیم که چگونه فرانچایزهای بازی‌های ویدئویی را به آثار سینمایی یا تلویزیونی تبدیل کنیم – بزرگ‌ترین چالش گاهی اوقات این است که بتوانیم تعادلی مناسب بین لحظاتی که طرفداران در سری بازی‌ها تجربه کردند و لحظاتی که هنوز طرفداران از طریق مدیوم متفاوت، دیدگاه و لنز خلاق تجربه نکردند، برقرار کنیم. ما مشتاق هستیم که جریان‌های خلاقی را هدایت کنیم تا چیزی را برای شما به ارمغان بیاوریم که هم قابل‌احترام و هم دوست‌داشتنی باشد و همچنین یک چیز جدید و شگفت‌انگیز.

گویا است که شبکه شوتایم برنامه‌ ریزی کرده است که سریال هیلو را در سال ۲۰۲۱ منتشر کند.

  • تاریخ : 29ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

یکی از شخصیت‌های بزرگ پشت بازی Halo Infinite استودیو ۳۴۳ اینداستریز را ترک کرد. در ادامه برای اطلاع از آخرین اخبار بازی با دنیای بازی همراه شوید.

تیم لونگو کارگردان خلاق بازی Halo Infinite استودیو ۳۴۳ اینداستریز را ترک کرد، این شخص پیش از این نیز همین سمت را در توسعه عنوان Halo 5: Guardians بر عهده داشت. البته بنابر گزارش کوتاکو لونگو چند هفته قبل از جدا شدنش از تیم سمت دیگری را بر عهده گرفته بود.

مایکروسافت به تازگی مطلب زیر را مربوط به تغییرات جدید در استودیو ۳۴۳ اینداستریز منتشر کرده است:

در جریان توسعه یک بازی اعضای متفاوتی وحود دارند که باید نقش‌های متنوعی را برعهده بگیرند. اخیرا ما دو تغییر در تیم توسعه دهنده Halo Infinite داشتیم. نخست تهیه کننده اجرایی ما مری اولسون به عنوان تهیه‌کننده ارشد به بخش کمپین بازی Halo Infinite پیوست.

همچنین تیم لونگو از تیم ما جدا شد و ما بابت تمام زحماتی که در این سال‌ها برای استودیو ما و دنیای هیلو کشیده است سپاسگزاریم. ما برای او بهترین‌ها را آرزو می‌کنیم.

کریس لی همچنان به عنوان ناظر خلاق ارشد باقی می‌ماند.

ما دارای یک تیم در سطح جهانی هستیم که مشغول کار بر روی Halo Infinite هستند. از طرفداران بابت پشتیبانی و انرژی که به ما می‌دهند بسیار تشکر می‌کنیم، به لطف آنها می‌خواهیم بهترین هیلو تاریخ را در تعطیلات ۲۰۲۰ به همراه پروژه اسکارلت منتشر کنیم. این تغییرات هیچ تاثیری در تاریخ انتشار بازی نخواهد گذاشت.

معمولا چنین تغییراتی در این مرحله از توسعه بازی موجب نگرانی بسیاری می‌شود. هرچند مایکروسافت قول داده است که غیبت لونگو تاثیری در توسعه بازی نخواهد گذاشت، امیدواریم که این حرف درست باشد. در حال حاضر هیچ گیم‌پلی‌ای از بازی منتشر نشده است.

بازی Halo Infinite در تعطیلات ۲۰۲۰ به همراه پلتفرم نسل بعدی اکس‌باکس که اکنون با عنوان پروژه اسکارلت شناخته می‌شود برای پلتفرم‌های اکس‌باکس وان، پروژه اسکارلت و رایانه‌های شخصی منتشر خواهد شد.

  • تاریخ : 28ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

تی‌اچ‌کیو نوردیک خبر از خرید سه استودیو از جمله Gunfire Games توسعه‌دهنده بازی DarkSiders III داده است. در ادامه برای اطلاع از آخرین اخبار بازی با دنیای بازی همراه شوید.

در کنار معرفی نسخه‌های جدید عناوین مترو، Timesplitters، Dead Island 2 و Saint Row تی‌اچ‌کیو اکنون خبر می‌دهد که استودیوهای بیشتری نیز خریده است.

همانند توسعه‌دهندگان عناوین بالا تی‌اچ‌کیو نوردیک اعلام کرد که مالکیت استودیو Gunfire Games را نیز به‌دست آورده است. آخرین بازی این استودیو با عنوان Darksiders III در سال گذشته منتشر شد. هنوز مشخص نیست که بازی بعدی آنها مربوط به Darksiders خواهد بود یا یک چیز کاملا متفاوت.

همزمان با معرفی خرید Gunfire، تی‌اچ کیو دو استودیو دیگر را نیز به جمع استودیوهای خود اضافه کرد. نخستین آنها Goodbye Kansas Game Invest است که خود دارای پنج استودیو زیرمجموعه کوچکتر است. بازی موردانتظار Biomutant در این استودیو توسعه‌ می‌یابد. و آخرین استودیو، استودیو ایتالیی Milestone s.r.l. با بیش از ۲۰ سال سابقه بازی‌سازی است. این استودیو بیشتر برای بازی‌های ژانر اتومبیل‌سواری شناخته می‌شود که جدیدترین آنها Ride 3 و MotoGP 19 بوده اند. این استودیو هم‌اکنون بر روی پنج بازی کار می‌کند.

با توجه به آنکه تی‌اچ‌کیو در سال گذشته گفته بود آنها بیش از ۲۰۰ میلیون دلار برای خرید استودیوهای جدید سرمایه‌گذاری کرده اند، خرید چنین استودیوهای چندان جای تعجب ندارد، بلکه منتظر هستیم تا ببینیم در آینده چه شرکت‌های جدید دیگری به جمع استودیوهای آنها اضافه خواهد شد.

  • تاریخ : 28ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

ماه می، سال ۲۰۱۸ بود که GSC Game اعلام کرد که S.T.A.L.K.E.R 2 دوباره در دست ساخت قرار گرفته است، و به احتمال فراوان در سال ۲۰۲۱ روانه بازار می‌شود. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیا‌ی‌بازی همراه باشید.

بجز تایید شدن بازی از طرف استودیو سازنده، هیچ گونه اطلاع دیگری از نسخه دوم سری کالت-کلاسیک S.T.A.L.K.E.R. در دست نیست. ولی امکان دارد بزودی شاهد منتشر شدن اطلاعاتی از این بازی باشیم.

چندی پیش Denis Rudoy، یکی از طراحان مراحل بازی S.T.A.L.K.E.R  ۲ از خودش عکسی در فضای‌مجازی به اشتراک گذاشت که در آن پیراهن S.T.A.L.K.E.R. 2 را پوشیده و نوشته بود “آماده برای گیمزکام”. همچنین یکی از طرفداران که از آقای Rudoy پرسیده بود آیا این بازی قرار است در گیمزکام ۲۰۱۹ غرفه‌ای داشته باشد در جوابش فقط از اموجی “هیسسس” استفاده کرد. Rudoy بعد از مدتی این پست را پاک کرد. اما همین نکته که قرار است یکی از کارکنان پروژه S.T.A.L.K.E.R 2 همچین راه طولانی را بپیماید و به آلمان سفر کند، نویدبخش این است که احتمال دارد شاهد تریلر یا خبری از این بازی باشیم.

اگرچه تا سال عرضه بازی زمان زیادی باقی مانده است، و شاید هنوز زود باشد که سازنده‌ها بخواهند چیزی درباره بازی بگویند. به هرصورت چیزی تا گیمزکام نمانده و اگر خبری هم درکار باشد بزودی باخبر خواهیم شد.

  • تاریخ : 28ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 9 بازدید

شرکت تی‌اچ‌کیو نوردیک استیو الیس خالق سری TimeSplitters را استخدام کرد و از این کار به عنوان بررسی آینده این فرانچایز نام برد. در ادامه برای اطلاع از آخرین اخبار بازی با دنیای بازی همراه شوید.

این روزها اخبار هیجان انگیز زیادی از شرکت THQ Nordic می‌شنویم. ابتدا خبر توسعه نسخه چهارم مترو به گوشمان رسید و سپس خبر ساخته شدن بازی Saint Row؛ اکنون نیز تی‌اچ‌کیو نوردیک خبر از پیوستن استیو الیس خالق فرانچایز TimeSplitters به آنها داد. آنها از این انتقال به عنوان برنامه‌ریزی و در نظر گرفتن آینده سری یاد می‌کنند. اگر به یاد بیاورید شرکت تی‌اچ‌کیو مالکیت آی‌پی TimeSplitters را در سال گذشته به‌دست آورد.

در صورتی که این خبر نمی‌تواند ساخته نسخه بعدی سری را تایید کند، اما نشان می‌دهد که شرکت برنامه‌هایd در سر دارد. آخرین بازی سری با عنوان TimeSplitters: Future Perfect در سال ۲۰۰۵ برای پلتفرم‌های پلی‌استیشن ۲، گیم کیوب و اکس‌باکس منتشر شده بود. این بازی در زمان انتشار خود توانست تحسین منتقدین را برای داستان خود و شخصی‌سازی بخش مولتی‌پلیر خود به‌دست آورد.

خرید استودیو Gunfire Games توسعه‌دهنده Darksiders 3 و بازی موردانتظار Remnant: From the Ashes از دیگر اخبار هیجان‌انگیز گزارش ربع نخست جلسه مالی THQ بوده است.

  • تاریخ : 28ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 9 بازدید

براساس آخرین اخبار بازی به تازگی استودیو سازنده عنوان Dead Island 2 برای بار دیگر تغییر کرده است و این بار استودیو سازنده عنوان Homefront: The Revolution این مسئولیت را برعهده گرفته است. در ادامه با دنیای بازی همراه باشید.

چند ماه پیش بود که استودیو تی اچ کیو نوردیک (THQ Nordic) اعلام کرد که بازی Dead Island 2  هنوز در مراحل توسعه قرار دارد، اما اطلاعات زیادی از آن اعلام نکرد. به‌تازگی اخبار جدیدی از این بازی منتشر شده است که به‌نحوی نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد. بر اساس جدیدترین اخبار بازی، کمپانی THQ Nordic به‌تازگی اعلام کرده است که ادامه‌ی روند توسعه‌ی این بازی به استودیو Dambuster، سازنده‌ی عنوان Homefront: The Revolution  واگذار شده است. از زمان معرفی بازی، در چند سال گذشته این سومین باری است که توسعه‌دهنده‌ این عنوان تغییر می‌کند.

در ابتدا قرار بود استودیو Techland توسعه‌ی بازی Dead Island 2 را برعهده بگیرد؛ پیش از آن‌که به سمت ساخت بازی Dying Light برود. پس از آن قرار بود که استودیو Yager Development توسعه این عنوان را بدست بگیرد که بعد از آن توسط Deep Silver کنار زده شد بعد از آن استودیو  Sumo Digital وظیفه‌ی توسعه‌ی این بازی ترسناک را برعهده گرفت که البته دوام چندانی نیز نداشت و در نهایت این کار به استودیو Dambuster محول شد. وظیفه‌ی انتشار این اثر را نیز کمپانی Deep Silver برعهده دارد که پیش‌تر توسط تی اچ کیو نوردیک خریداری شده است.

در حال حاضر عنوان Dead Island 2 به‌مدت پنج سال است که در این حلقه توسعه‌دهندگان گرفتار شده است و فعلا خبری از تکمیل فرآیند ساخت آن نیست. بازی در رویداد E3 2014 معرفی شد و پس از آن توسط استودیوهای ذکر شده تحت توسعه قرار گرفت. در طول دهه‌ی گذشته، هیچ بازی‌ای به این میزان تغییر در توسعه‌دهنده را در کارنامه خود نداشته است. در حقیقت باید از این‌که بازی هنوز هم زنده است و به‌طور کلی لغو نشده است، خوشحال بو و این برای طرافداران این مجموعه به خودی خود خبر خوبی است.

خوشبختانه اعلام شده است که این بار آخرین باری است که توسعه‌دهنده‌ عنوان Dead Island 2  تغییر می‌کند و ظاهرا قرار است توسعه‌ آن به‌طور جدی در برنامه قرار بگیرد تا بتوانیم در نهایت روزی شاهد انتشار بازی و رسیدن آن به دست طرفداران باشیم.

عنوان Dead Island 2 قرار است در نهایت و در تاریخی که هنوز اعلام نشده است، برای پلتفرم رایانه‌های شخصی، کنسول‌های ایکس باکس وان و پلی استیشن ۴ منتشر شود.

  • تاریخ : 28ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 8 بازدید

بعضی آثار هستند که با وجود تمام سادگی‌شان، به لطف هیجان بی‌نظیری که دارند چنان یقه‌تان را می‌گیرند که امکان ندارد حالا حالا‌ها از شر حس خوب‌شان رهایی پیدا کنید. Orbis دومین بازی استودیو مستقل Madness Game Studio از همین دست آثار یکتا و دوست‌ داشتنی‌ است که با وجود شمایلی ساده یا کژوال به ‌قدری به دل می‌نشیند و از نقاط قوتش بهره می‌برد که تجربه‌ای جالب از بازی‌هایی به سبک Endless برایتان به ارمغان می‌آورد. اثر جدید سازندگان بازی تحسین‌شده‌ی MadBall، در ساده‌ترین بیان ممکن یکی از بازی‌هایی است که می‌توانید سراغ تجربه‌ی آن‌ها روی پلتفرم موبایل بروید و از سادگی دوست داشتنی آن لذت ببرید.همراه دنیای بازی باشید.

در سال‌های اخیر یکی از کلیدی‌ترین عناصر در تعیین موفقیت یا شکست یک بازی ویدیویی موبایلی، وجود یا عدم وجود امکان تجربه شدن آن در زمان‌های حداقلی و اوقات فراغت مخاطبان بوده است؛ چرا که بسیاری از گیمرها به پلتفرم گوشی‌های هوشمند نه در جایگاه یکی از مقاصد بعضی از بازی‌های درجه‌یک که به‌عنوان وسیله‌ای برای گذراندن بهتر برخی از اوقات هدررفته‌ی روز نگاه می‌کنند. بازی‌های موبایلی در اکثر مواقع حتی وقتی در بالاترین سطح کیفی قرار می‌گیرند، انگار برای ارائه‌ی سرگرمی‌های کوتاه و موقت ساخته شده‌اند و وجود امکان تجربه‌ی آن‌ها در انواع و اقسام مکان‌ها و به انواع و اقسام حالات (مثلا با صدا و بدون صدا)، برای آن‌ها حکم یک نقطه‌ی قوت را دارد.ب ا این حال استودیو‌هایی هر ساله بازی های را منتشر می‌کنند که فراتر از بازی های معمولی پلتفرم موبایل و گذراندن اوقات فراغت است بلکه حتی در شرایطی تبدیل به دغدغه‌ی گیمر ها هم می‌شود.

استودیوی Madness Game Studio که مخاطبان آن‌ها را با بازی‌ MadBall به یاد می‌آورند، در این بازی موبایلی و جدید که فعلا برای اندروید در دسترس است و به‌زودی برای آیفون و آیپد نیز منتشر می‌شود، سراغ انجام همان کاری رفته که در انجام آن تبحر دارد؛ یعنی خلق بازی‌هایی که با ظاهر ساده و ایده‌های جالب ساعت ها شما را مشفول لذت بردن از آن می‌کند.

زمانی که برای اولین بار وارد Orbis می‌شوید گرافیک فانتزی و تغییر رنگ‌های جالب منوی بازی و موسیقی خوش‌ساخت منو شما را جذب خود می‌کند و تصویر خوبی را برایتان به عنوان اولین تصویر از بازی خلق می‌کند. وقتی برای اولین بار وارد بازی می‌شوید شاید با خودتان بگویید که خب این که یک بازی معمولی و ساده است و هیجانی ندارد اما فقط کافی است کمی صبور باشید تا ببینید استودیو Madness با همین بازی ساده چقدر می‌تواند برایتان هیجان و چالش مهیا کند.

بازی تا این لحظه در کل دارای دو حالت یا Mode است: معمولی (Normal) و حالت کلاسیک ( Classic). در حالت Normal بازی علاوه بر دیسک‌های معمولی دارای دیسک‌های مخصوص یا Special Disk هایی نیز هست. انواع Special Disk ها دیسک‌های golden،black،frozen،question mark و sheild را شامل می‌شوند و علاوه بر دیسک‌ها، حالت نرمال دارای سه سپر و یا shieldهای نیز هست که به شما فرصت برگشتن و ادامه دادن به بازی را در صورت اشتباه و باخت می‌دهد. دیسک‌های طلایی به شما تا مدت مشخصی میزان score یا امتیازی که کسب می‌کنید را بیشتر از حد معمول می‌کنند و به شما امتیاز multiplayer می‌دهد. دیسک‌های مشکی به شما این امکان را می‌دهد تا برای مدت کوتاهی دیسک‌ها را فارغ از رنگ‌شان در هر جهتی که تمایل دارید ببرید. دیسک‌های یخ‌زده برای مدتی کوتاه ستون دیسک‌ها را منجمد و یا freeze کرده تا اگر عقب افتادید بتوانید عقب ماندگی خود را جبران کنید و دیسک‌های سپردار که به شما یک shield می‌دهد و اما در اخر دیسک‌های علامت سوال که در اخرین لحظه به صورت رندوم (random) تغییر رنگ می‌دهند تا سرعت عمل شما را به چالش بکشند. اما در حالت کلاسیک ( Classic) شرایط کمی سخت تر است؛ شما این Special Disk ها و همچنین shieldها را ندارید و سرعت دیسک‌ها هم بسیار بالا است اما امتیازی که در زمان یکسان در حالت کلاسیک کسب می‌کنید از حالت نرمال بیشتر است.

یکی دیگر از نکات مثبت بازی، سیسنم امتیاز دهی و feature بازی است که در اختیار شما قرار می‌دهد و همچنین موسیقی زیبای آن که حین تجربه بازی به‌گوش‌تان می‌خورد، علاوه بر این‌که واقعا شنیدنی است، به‌هیچ‌وجه نمی‌گذارد احساس خستگی کنید و تجربه‌ی بازی را بسیار لذت‌بخش و هم‌چنین اعتیادآور می‌کند.

Orbis

همچنین اگر اینترنت دستگاهتان متصل باشد تبلیغات زیادی در اواسط بازی برایتان باز می‌شود که واقعا می‌تواند اذیت کننده باشد. اما اگر اینترنت خود را هنگام بازی خاموش کنید این مشکل برطرف می‌شود. که صادقانه این مشکل منفی بازی به حساب نمی‌آید زیرا بسیاری از بازی‌ها و نرم افزار ها این مشکل را دارند و نمی‌توان از ایرادات بازی یا نرم اقزار دانست.

Orbis

همچنین از نکات بسیار قابل توجه این است که اخیرا اقای سینا کیا رستمی بنیان‌گذار استودیو Madness در توییتر خود اعلام کرده است که هر هفته به نفر اول لیدربورد اصلی این بازی ۵۰ هزارتومان جایزه تعلق می‌گیرد.

درنهایت، می‌توان گفت تیم مستقل Madness Game Studio جسارت خود را در ساخت بازی با سبک‌های متفاوت نشان داده است و ثابت کرده است حتی با ساده‌ترین بازی‌ها مخاطبان خود را به بهترین شکل سرگرم و مشغول می‌کند. این استعدادی است که امروزه در کمتر استودیو دیده می‌شود. به‌خصوص در پلتفرم موبایل که همانطور که اشاره کردم زیاد از سوی گیمر ها جدی گرفته نمی شود. شما می‌توانید این بازی را به صورت رایگان از کافه بازار دانلود کنید و در ادامه می‌توانید تریلر این اثر را نیز در دنیای بازی مشاهده کنید.

 

Orbis

  • تاریخ : 28ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 9 بازدید

شرکت بازی‌سازی کرای‌تک به تازگی گفته است که در کنسول‌های نسل بعد حافظه SSD باعث پیشرفت چشم‌گیری خواهد شد و تجربه بازی‌ها را متفاوت خواهد کرد. در ادامه به همراه دنیای بازی باشید.

هر نسل جدیدی یقینا به همراه تکنولوژی‌های جدیدی را نیز خواهد آورد و این تکنولوژی‌ها باعث پیشرفت و تغییر بسیاری از قسمت‌های بازی‌ها خواهند شد. در نسل آینده علاوه بر گرافیک که در هر نسل بهتر و بهتر می‌شود شاهد حضور حافظه‌های SSD و HDD به همراه هم خواهیم بود و این تغییر تاثیر بسیاری بر روی تجربه بازی‌های این نسل خواهد داشت. اگرچه مشخصات دو کنسول نسل آینده هنوز نهایی نشده است ولی طبیعتا اطلاعات منتشر شده در مورد آن‌ها شباهت زیادی به نسخه‌ نهایی کنسول‌ها خواهد داشت و به همین دلیل گاها شاهد انتشار نظرات بازی‌سازان مختلف درباره‌ی این کنسول‌ها هستیم.

هر دو شرکت سونی و مایکروسافت اطلاعات مختصری از کنسول‌های نسل بعدی خود یعنی دو کنسول ایکس باکس اسکارلت و پلی‌استیشن ۵ که در پاییز سال ۲۰۲۰ میلادی عرضه می‌شوند را در اختیار هواداران و کاربران قرار داده‌اند. می‌دانیم که سخت‌افزارهای کنسول نسل بعدی از یک پردازنده‌ی Zen 2 استفاده کرده و تلاش دارند خروجی ۴K و نرخ فریم ۱۲۰ را در اختیار بازی‌بازان قرار دهند. این کنسول‌ها در کنار بهره‌گیری از تکنولوژی رهگیری پرتو، از یک نسخه‌ی اختصاصی درایوهای حالت جامد یا همان SSD  نیز برخوردار هستند.

وب‌سایت Wccftech اخیرا به سراغ یکی از شرکت‌های بزرگ بازی‌سازی یعنی کرای‌تک (CryTech) رفته و یکی از مواردی که در این مصابحه به آن پرداخته شد، موضوع کنسول‌های نسل بعدی بود. تیم سازنده‌ی بازی در پاسخ به سوالی درباره‌ی این‌که آیا می‌توانیم انتظار یک انقلاب عظیم را در این کنسول‌های  داشته باشیم یا خیر، بیان کرده‌اند:

اگر کیفیت بصری بازی‌ها در کنسول‌های نسل بعدی با همین روند سریعی که انتظار داریم، پیشرفت کند، هاردهای سریعی که به ما وعده داده شده‌اند، نقطه‌ی کلیدی و موثر در نسل بعدی خواهند بود. در کنار تاثیر واضحی که برروی سرعت و زمان بارگذاری بازی‌ها گذاشته می‌شود، این موضوع فرصت جدیدی برای طراحی بازی‌ها با در نظر گرفتن قابلیت استریم کردن ایجاد خواهد کرد. البته این موضوع نیز مطرح می‌شود که کدام موتورهای بازی‌سازی باید برای استفاده از این امکانات پیشرفت کنند ولی شرایط به طور حتم بسیار جذاب و هیجان‌انگیز است.

به نظر می‌رسد شرکت کرای‌تک نسبت کنسول نسل بعدی و درایوهای پرسرعت آن بسیار هیجان‌زده است. البته همانند کنسول‌های گذشته، به احتمال زیاد مدت زمانی طول خواهد کشید تا توسعه دهندگان بتوانند از تمامی ظرفیت کنسول‌های نسل بعد مانند پلی‌استیشن ۵ و ایکس ‎باکس اسکارلت در طراحی بازی‌های خود استفاده کنند. احتمالا در سال‌های نخست انتشار این کنسول‌ها، منتظر عرضه‌ی عناوین قابل اجرا برروی کنسول‌های نسل فعلی نیز باشیم. همه‌ این اتفاقات در آینده‌ای نه چندان دور مشخص خواهد شد.

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

  • تاریخ : 27ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 10 بازدید

.همانطور که وعده داده بودیم با قسمت دوم ده بازی برتر بر اساس دهه‌های میلادی رسیدیم. درادامه با ۱۰ بازی برتر دهه ۲۰۰۰ میلادی در دنیای بازی همراه باشید
در این قسمت بازی‌هایی را مورد بررسی قرار می‌دهیم که در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ میلادی عرضه شده‌اند. در این سال‌ها روند ساخت بازی‌ها با سرعت و کیفیت بالایی ادامه پیدا کرد. در این دهه صنعت بازی موفق شد خود را به عنوان پرسودترین شاخه در میان تمام سرگرمی‌ها معرفی کند.

.اتفاقی که بالاخره این صنعت را به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزار سرگرمی معرفی کرده و تا حد زیادی توهم غیر جدی بودن این صنعت را به صورت کامل از بین برد

۱۰. Devil May cry 3


نویسنده: علی رجبی استرآبادی
برای بسیاری از مخاطبین بازی‌های ویدیویی، هیجانی که سبکی چون «هک اِند اِسلش» (Hack and Slash) ارائه می‌دهد با هیچ ژانر دیگری قابل قیاس نیست. از جمله‌ی این عناوین می‌توان «بایونِتا» (Bayonetta)، «شاید شیطان بِگرید» (Devil May Cry) یا «روایت نینجا» (Ninja Gaiden) را مثال زد که هر یک اکشنی مثال‌زدنی و شوری بی‌نظیر را دارا بوده، بازیکن را به هر نحوی که فکرش را بکنید به وجد می‌آورند. اما این سبک و سیاق ذات بالقوه خود را از کجا گرفته است؟ یکی از عناوینی که این مسیر را هموار کرد، عنوانی نیست مگر بازی «شاید شیطان بِگرید ۳» (Devil May Cry 3). اما ماجرای اینکه این مجموعه چگونه و چطور به این مقطع رسید ماجرایی است بس مفصل! حقیقت این است که هیچکس فکرش را نمی‌کرد این بازی هنگام عرضه به چنین مقام و جایگاهی دست یابد. بعد از شکست سهمگین نسخه‌ی دوم، بعید به نظر می‌آمد که نسخه‌ی سوم به عنوانی تبدیل شود که المان‌های به خصوصش در خصوص روال کاری یک بازی «هک اِند اسلش» منبع الهام تقریبا تمامی عناوین آینده شود. اما «هیدتاکی ایتسونو» (Hidetaki Itsuno) با کارگردانی مثال زدنی خود توانست عنوانی خلق کند که بعد از گذشت یک دهه و چند سال باز هم اسمش بر سر زبان‌ها بوده و احتمالا هرگز هم پاک نشود.
بگذریم از تعاریف و شرح تاریخ و کمی بپردازیم به خود بازی. «شاید شیطان بِگرید ۳» تمامی آنچه که یک فن «هک اند اسلش» می‌خواست را دارا بود. داستانی که مرز بین «فن سرویس» (fan Service) و داستانی جدی را حفظ کرده باشد، گیم‌پلی مهیجی که خون بازیکن را به جوش آورده و دارای مکانیزم‌هایی پیچیده‌ای باشد (چون حرکات «جامپ کنسل» (Jump Cancel) یا «اینِرشیا»(Inersia) )، شخصیت‌پردازی دوست‌داشتنی، به خصوص برای آن برهه زمانی و خلاصه، یک بازی تمام عیار باشد. به گمان این نویسنده، هنوز هم می‌توان از آنتاگونیستی چون «آرخام» (Arkham)، که نقش «جِستر» (Jester)‌ را هم ایفا می‌کرد، به‌ عنوان یک مهره‌ی منفی مثال زدنی یاد کرد. واقعا هیچکس، حتی شخص بنده، هم فکرش را آن موقع نمی‌کرد که چنین پیچش داستانی رخ دهد، یا آن مراحل شطرنج گونه‌ی معروف بازی که با حقه‌ای نادر یعنی پرواز کردن با قابلیت «گارد سلطنتی» (Royal Guard) ممکن می‌شد. امکان ندارد که طرفداران راسخ عناوین این سبک باشید اما یادگاری از «شاید شیطان بِگرید ۳» نداشته باشید. غول آخرهایی چون «گِریان» (Geryon) یا «سِربروس» (Cerberus) کماکان در افکار مخاطبین این بازی نقش بسته‌اند و لحظه‌هایی دراماتیک را شکل می‌دهند. حقیقتا «شاید شیطان بِگرید» از آن مجموعه‌هایی است که هیچ‌وقت دلت نمی‌خواهد تمام شود. می‌دانی که با اتمام بازی، مجبور خواهی شد که یا به بی‌نهایت دوباره «تالار خونین» (Bloody Palace) بپردازی، یا سعی کنی مراحل بازی را روی درجه سختی «دانته باید بمیرد» در کمترین زمان ممکن فتح کنی؛ که خب راستش کار بسیار شیرینی است! امیدواریم که «کپکام» (Capcom) کارش را با همین پنج نسخه تمام نکند و باز هم شاهد گریه‌های شیاطین حین مبارزه و نزاع باشیم.

۹. Harvest Moon: Back to Nature


نویسنده: کیوان نیک طبیعت
اولین بار وقتی با این بازی آشنا شدم که از راه دور مهمانی برایمان آمد. او دیسک نسخه‌ی پلی‌استیشن این بازی و کارت حافظه یا مموری کارت (آن زمان برای ذخیره کردن بازی‌ها به این کارت‌ها نیاز بود) را از هزار کیلومتر آن طرف‌تر با خودش آورده بود. دیسک را داخل دستگاهم گذاشت و شروع کرد به بازی کردن. هیچ گاه چنین چیزی ندیده بودم. او به باغچه‌اش می‌رسید. زمین را از چوب و علف هرز پاک می‌کرد اما سنگ‌های کوچک را خرد نمی‌کرد، آنها را برمی‌داشت و منظم کنار هم می‌چید. این گونه زمین برای کاشت گیاهان آماده می‌شد. اما باغبانی قلق‌های خودش را داشت. مثلا بهتر بود زمین را در قطعه‌های نه‌تایی شخم زد که دانه‌ها هدر نروند. همچنین اگر محصولات فروشی را درست داخل صندوقچه نمی‌انداخت هدر می‌رفتند. او به گیاهان آب می‌داد و به مرغ‌ها دانه. نمی‌دانستم چرا، اما این کارها به طرز عجیبی برایم جذابیت داشتند. انگار با جنبه‌ای خفته از درونم آشنا شده باشم، تصویری از معنای زندگی. دوست داشتم تا ابد به تماشای آن بنشینم و البته، تجربه‌اش کنم. اما به هر حال، میهمانم فقط مدت کوتاهی خانه‌مان می‌ماند و البته، دسته را هیچ وقت به من نداد! او با بازی‌اش رفت و مرا با خلائی تنها گذاشت. دقیقا نمی‌دانم آن موقع چند ساله بودم، شاید بیش از پانزده سال پیش بود. پس از آن، این بازی برای همیشه در ذهنم باقی ماند. جذابیتش هیچ وقت برایم از بین نرفت. در هر دوره‌ای از زندگی، سری به آن زدم. در کودکی، نوجوانی و، شاید دوباره بازی‌اش کنم. هیچ وقت تمام نشد. این، به گمانم، یکی از روشن‌ترین نشانه‌های بازی خوب و کیفیت خاصی است که تنها در بازی تجربه‌اش می‌کنید.
بازی «مزرعه‌دار»، آن طور که صدایش می‌زدیم، یا «هاروِست مون: بازگشت به طبیعت» (Harvest Moon: Back to Nature)، از مجموعه بازی‌های هاروست مون (اخیرا اسمش به «داستان فصل‌ها» (Story of Seasons) تغییر یافته است، اولین بازی از این مجموعه در سال ۱۹۹۶ منتشر شد)، با شخصیت‌های برگرفته از Harvest Moon 64، نخستین بار اواخر ۱۹۹۹ در ژاپن، اواخر ۲۰۰۰ در آمریکای شمالی و اوایل ۲۰۰۱ در اروپا روی کنسول محبوب پلی‌استیشن منتشر شد. داستان راجع به پسری (بعدا شخصیت دختر نیز به این مجموعه اضافه شد) است که پس از سال‌ها به مزرعه‌ی متروک پدربزرگ ازدنیارفته‌اش بازگشته تا خاطراتش و، خود مزرعه، را زنده کند. شاید باور نکنید، اما همین داستان یک خطی ساده می‌تواند آدم را صدها ساعت درگیر خود کند. هاروست مون این را به خوبی ثابت کرد؛ با تجربه‌ی زندگی با آدم‌های صاف و ساده در روستایی باصفا و صمیمی، تلاش برای بهبود روابط و پیشرفت در کشاورزی، معدن‌کاری، ماهیگیری و استراحت در چشمه‌ی آب‌گرم، شرکت در جشن‌ها و کاوش برای کشف اسرار روستا. الگوی هاروست مون آن قدر کامل و بی‌نقص بود که نیازی به تغییر نداشته باشد. میراث این الگو، با گذر زمان به تولد اسپین‌آف‌های پرشمار و عناوین زیبای دیگر انجامید، بازی‌هایی نظیر «استاردیو ولی» (Stardew Valley) و، اخیرا «آنچه در پورتیا بر من گذشت» (My Time in Portia).

۸. Max Payne


نویسنده: احسان محمدیه
یکی از اولین بازی‌هایی که گیمرها را با پشت صحنه‌ی کثیف باندهای بزرگ خلاف و مواد مخدر آشنا کرد بازی «مکس پین» (Max Payne) بود. پلیس وظیفه‌شناس و بینوای نیویورکی که تمام هست و نیست خود را در راه انجام وظیفه از دست می‌دهد. پس از این اتفاق او تبدیل به موجودی خطرناک می‌شود که دیگر هیچ چیز برایش مهم نیست. او فقط به انتقام فکر می‌کند و تا خون تک تک مسببین قتل همسر و فرزندش را نریزد ساکت نخواهد نشست. مردی که چیزی برای از دست دادن نداشته باشد، فقط یک اسلحه مرگبار است.
بازی به کمک یکی از مثال‌زدنی‌ترین داستان‌سرایی‌های کل صنعت بازی روایتی جذاب و قهرمان‌محور از انتقام مکس پین را روایت می‌کند. این روایت آنچنان استادانه است که گویی شما به عنوان گیمر در حال انتقام‌جویی شخصی هستید. میزان همزادپنداری با قهرمان داستان چنان بالا است که گویی شخصی‌ترین اتفاق ممکن برای گیمر افتاده است. این بازی نقطه‌ی آغاز فعالیت استودیوی معرکه فنلاندی، «رمدی» (Remedy) نیز هست. استودیوی درجه یکی که در حال حاضر هر بازی جدید آن یک اتفاق مهم در صنعت گیم به حساب می‌آید.

۷. Assassin’s Creed 2


نویسنده: مهدی هفته خانک
اولین بازی Assassin’s Creed که در سال ۲۰۰۷ عرضه شد، بنیان‌گذار این سری بود و کار خود را به خوبی انجام داد. ولی این «اسسینز کرید ۲» (Assassin’s Creed II) بود که این فرانچایز را به محبوب‌ترین و بزرگترین فرانچایز «یوبی‌سافت» (UbiSoft) تبدیل کرد. داستان شخصی بازی به خوبی سه گانه ی اتزیو، این شخصیت دوست داشتنی و یکی از نماد‌های صنعت گیم، را آغاز کرد. طراحی عالی فلورانس و شخصیت‌های تازیخی نظیر لئوناردو داوینچی و ماکیاولی بار تاریخی خیلی خوبی به بازی بخشیده بود. حیرت‌انگیزی «اسسینز کرید ۲» در طولانی و وسیع بودن آن بود؛ درست در جایی که مخاطب فکر می‌کرد همه چیز بازی را دیده است، تازه شهر ونیز در مقابل او قرار می‌گرفت و جالب‌تر اینکه به قدری مراحل و داستان بازی جذاب بود که هرگز از تجربه‌ی آن خسته نمی‌شدیم؛ حتی پس از بار‌ها تمام کردن آن. در کنار این، فعالیت‌های جانبی و راز و رمز‌هایی که در بازی بود را نیز باید به محتوای آن اضافه کنیم.
همه‌ی این‌ها در کنار موسیقی شاهکار «جسپر کید» (Jasper Kid) ، نسخه‌ی دوم را به بهترین بازی سری و شاید بهترین بازی یوبی‌سافت تبدیل کرد. برای من و امثال من که سال‌ها پیش این شاهکار را تجربه کرده‌اند، حال شنیدن قطعه‌ی «خانواده‌ی اتزیو» (Ezio’s Family) پای ثابت خاطره بازی‌هایمان شده است.

۶. Counter-Strike


نویسنده: علی رجبی استرآبادی
اگر از کسی سوال شود که با شنیدن دو کلمه «اینترنت» و «گذشته» یاد چه می‌افتد، احتمالا صدای وصل شدن «دایل-آپ» (Dial Up) را به عنوان پاسخ انتخاب خواهد کرد. اما برای مخاطبین بازی‌های ویدیویی، تنها آن خش خش اتصال خاطره انگیز نیست. شب زنده داری هنگام تجربه عنوان «کانتر استرایک» به صورت آنلاین از دیگر مواردی است که باعث اشک شوق و ایجاد احساس نوستالژیای شدید می‌شود. هرچقدر هم از بازی‌هایی چون «ندای وظیفه» (Call of Duty) یا «میدان نبرد» (Battlefield) تعریف کنیم، باز هم جایگزین آن حس و حال کلاسیکی که هنگام بازی کردن «کانتر استرایک» با دوستان خود داشتیم نمی‌شود. لذتی که هنگام چرخیدن در زمین‌هایی چون «دفتر کار» (همان Office خودمان) داشتیم یا کمپ‌های پنهانی که در زمین «داست ۲» (Dust 2) می‌کردیم، ما را به دورانی سرشار از صمیمیت و شوق بازی کردن می‌برند. دورانی که بازی‌هایی مثل «دوتا» (Dota) و «کانتر استرایک» یار و یاور همیشگی بازیکنان بودند. گمان می‌کنم هنوز هم عده‌ی‌ کثیری باشند که به تجربه‌ی نسخه‌ی قدیمی «کانتر استرایک» بپردازند. با وجود موفقیت مثال زدنی نسخه‌ی جدید این سری یا همان «CSGO» خودمان، باور دارم عده‌ای هنوز هم نسخه‌های ابتدایی این مجموعه را، مثل ۱.۶، بر نسخه‌ی کنونی ترجیح می‌دهند؛ و خب حقیقت این است که نمی‌شود هم ترجیح نداد. آن حس زنگ زدگی و قدیمی بودنی که نسخه‌ای چون ۱.۶ ارائه می‌دهد احتمالا به صدها دست بازی‌کردن در حالت «رقابتی» (Competitive) بیارزد. ای کاش می‌شد دوباره به عقب برگشت و تجربه‌ی این عناوین را، آن هم به همراه دوستان و به شکل چند نفره، از سر گرفت. بازی‌های جدید ممکن است از مزیت‌های بی‌شمار و نقاط مثبت فراوانی بهره‌مند باشند، اما هیچ‌گاه قادر نخواهند بود آن صمیمیت و فضای اصلی اجداد خود را احیا کنند!

۵. Elder’s scroll 4: Oblivion


نویسنده: امیر حسین قافله باشی
بازی «الدرز اسکرول ۵: اسکایریم» (ES V: Skyrim) سال ۲۰۱۱ عرضه شد اما تا همین امروز هم اخباری از مادهای مختلف یا عرضه‌ی آن روی پلتفرم‌های جدید به گوش می‌رسد. اما آیا نسخه‌ی قبلی این سری را به یاد دارید؟ آن قدر نام «اسکایریم» را شنیده‌ایم که خیلی از افراد نمی‌دانند نام سری «الدرز اسکرول» است و منتظر نسخه جدید اسکایریم هستند!
هرچند هنوز گاهی دیالوگ‌های عجیب شخصیت‌های آن سوژه خنده‌ی کاربران اینترنت می‌شود، اما «الدرز اسکرول ۴: آبلیوین» (Elder Scrolls IV: Oblivion) در زمان عرضه (۲۰۰۶) با هوش مصنوعی و تعامل پذیری بالای شخصیت‌های غیر قابل بازی خود برق از سر همه پرانده بود! حتی در نسخه‌ی بعدی (اسکایریم) هم این حجم از تعامل شخصیت‌ها با یکدیگر و تنوع در دیالوگ‌ها دیده نشد.
علی رغم باگ‌ها و اشتباهات خنده‌دار هوش مصنوعی و سیستم مبارزه نه چندان جالب، «آبلیوین» بازی فوق‌العاده‌ای است. دنیای گسترده و شگفت‌انگیز، شخصیت‌های زنده و پویا و ماموریت‌های جالب و جذاب آن، شما را ساعت‌ها غرق در خود خواهد کرد.
به همین دلیل، بسیاری آبلیوین را بهترین بازی «بتزدا» (Bethesda)، سازنده‌ی بازی، تاکنون می‌دانند. باید دید «تاد هاوارد» (Todd Howard) و دوستانش در نسخه‌ی جدید بازی بار دیگر بازیکنان را جذب سرزمین دوست داشتنی «تامریل» (Tamriel) می‌کنند یا این سری هم به سرنوشت «فال‌آوت» (Fallout) دچار می‌شود.

۴. Prince of Persia: Sand of time


نویسنده: مهدی هفته خانک
پیش از «شن‌های زمان» (the Sands of Time) نیز بازی‌هایی ماجرایی سکوبازی دو بعدی(Adventure/Platformer) تحت عنوان «شاهزاده‌ی ایران» (Prince of Persia) ساخته شده بودند؛ اما شن‌های زمان نه تنها بهترین بازی این سری تا آن زمان، بلکه به جرات بهترین بازی در میان تمام عناوین منتشر شده از این سری است. داستان درگیر‌کننده و جذاب که روند تبدیل شدن شاهزاده از یک جوان خام تا یک قهرمان فداکار را به تصویر می‌کشید، در کنار سکوبازی جدید و جذاب بازی و مبارزات متنوع آن، شن‌های زمان را به عنوانی ماندگار تبدیل کرد. هنوز هم بازی کردن شن‌های زمان با آن طراحی و معماری ایرانی اسلامی‌اش خالی از لطف نیست. با توجه به بازگشت و موفقیت‌های اخیر دو سری «خدای جنگ» (God of War) و«دویل می کرای« (Devil May Cry) و گرم بودن بازار بازی‌های «هک ان اسلش» (hack and Slash)، امیدواریم «یوبی‌سافت» (UbiSoft) نیز به فکر ساخت بازی در خور و جدیدی از سری «شاهزاده ایران» بیفتد.
پس از شن‌های زمان دو نسخه‌ی «جنگجوی درون» (Warrior Within) و«دو سریر» (The Two Thrones) منتشر شده و سه‌گانه را تکمیل کردند. اما به دلیل تغییر شیوه‌ی گرافیکی بازی و نزدیک شدن آن به تم «گاتیک»(Gothic) ، دیگر هیچ کدام از بازی‌های این سری نتوانستند به اندازه‌ی شن‌های زمان منحصر به فرد باشند. حضور این بازی در لیست ۱۰ بازی برتر دهه ۲۰۰۰ میلادی قابل پیش بینی بود.

۳. GTA San Andreas


نویسنده: امیر حسین قافله باشی

در اوایل دهه ۲۰۰۰، راک استار با عرضه‌ی «جی تی ای ۳» (GTA 3) «جی تی ای وایس سیتی» (GTA Vice City) صاحب سبک بازی‌های جهان باز سه بعدی بود و توانسته بود بزرگسالان را هم جذب بازی‌های خود بکند. با این پشتوانه در اواخر نسل ششم (سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵) «جی تی ای سن آندریاس» (GTA San Andreas) منتشر شد. «سی جی» (CJ) دوست داشتنی با شنیدن خبر قتل مادرش به زادگاه خود، شهر «لوس سانتوس» (Los Santos) باز می‌گردد تا اعضای باقی مانده‌ی خانواده‌اش را نجات دهد و قدرت را به گروه قدیمی خود «گروو استریت» (Grove Street) بازگرداند. و پلیسی فاسد به نام «تن‌پنی» (Tenpenny) (که بسیاری از مشکلات زیر سر اوست) را شکست دهد.
یکی از نقاط قوت داستان بازی، شخصیت منفی شیطان‌صفت و نفرت‌انگیز آن است. هنوز هم وقتی تم مخصوص «تن‌پنی» را می‌شنوم سرشار از نفرت می‌شوم. بخش داستانی این بازی با شخصیت اصلی قابل د‌رک، جزئیات دقیق و منطقی، و روندی باورپذیر نه تنها ادای دینی است به فرهنگ عامه‌ی دهه ۹۰ میلادی، که به رویدادهایی اجتماعی مانند فساد گسترده‌ی پلیس لس آنجلس در دهه ۹۰، شورش‌های ۱۹۹۲ این شهر، و فراگیری ماده مخدر کوکائین در دهه ۸۰ هم اشاره دارد.
به گفته‌ی سازندگان اگر محدودیت‌های کنسول‌های نسل ششم نبود، با بازی گسترده‌تر و با کیفیت‌تری روبرو بودیم. اما با همین وضعیت هم نقشه‌ی وسیع و اختیار فراوان بازیکن باعث شد میلیون‌ها نفر ساعت‌های بی‌شماری را صرف گشت و گذار در «لوس سانتوس» و شهرها و مناطق اطراف آن بکنند. معرفی قابلیت‌های جدیدی مثل شنا و سنگر گرفتن، سیستم کسب مهارتی مانند بازی‌های نقش‌آفرینی، و علی‌الخصوص گستره‌ی موسیقی فوق‌العاده جذاب بازی، از عواملی بودند که باعث شدند این عنوان بیش از ۲۷/۵ میلیون نسخه فروش داشته باشد. «جی تی ای سن آندریاس» یادآور دوران خوش کودکی و نوجوانی ما است و جایگاه ویژه‌ای در قلب میلیون‌ها نفر دارد.

۲. Bioshock


نویسنده: کیوان نیک طبیعت
استثناء‌ آمریکا، افسانه‌ی آتلانتیس، آرمان‌شهر و کابوس‌شهر، جهان‌های موازی، سلول‌های بنیادی، محوریت انسان؛ این‌ها مفاهیمی هستند که یکی از برجسته‌ترین مجموعه بازی‌های دهه‌های اخیر در سبک شوتر اول‌شخص و نقش‌آفرینی بر پایه‌ی آنها شکل گرفته است؛ «بایوشاک» (Bioshock). «کن لِوین» (Ken Levine)، طراح این بازی، با تلفیق این عناصر در قالب شهر زیراقیانوسی «رپچر» (Rapture) در دو نسخه‌ی اول این مجموعه، و شهر معلق در آسمان «کلمبیا» (Columbia)، نسخه‌ی سوم مجموعه‌ی بایوشاک، ما را با مفاهیمی آشنا کرده که حول پدیده‌ی نوظهور جهان غرب، یعنی مفهوم جهان جدید (آمریکا) و این که با تلاش در ینگه‌دنیا می‌توان به هر جایی رسید، فلسفه‌ی انسان‌گرایی و مسائل اخلاقی پیرامون پیشرفت فناوری می‌گردند. در این بازی می‌بینیم که آرمان‌های آزادی، رفاه و پیشرفت‌های علمی می‌توانند به مسائلی بی‌انجامند که از کنترل خارج شده و در نهایت چیزی جز کابوس‌شهر باقی نمی‌گذارند.
نسخه‌ی اول این بازی با عنوان «بایوشاک» (Bioshock) در سال ۲۰۰۷ منتشر شد و تا کنون دو دنباله برای آن منتشر شده است و انتظار می‌رود در سال آینده نسخه‌ی چهارم از این مجموعه نیز منتشر شود. نسخه‌ی اول در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم و دوران شکوفایی اقتصادی آمریکا جریان دارد؛ جایی در میان اقیانوس اطلس. مهاجری از روسیه با نام «اندرو رایان» (Andrew Ryan) تصمیم می‌گیرد شهری مخفی زیر اقیانوس اطلس احداث کرده و آن را به آرمان‌شهری متفاوت با جهان نامطلوب روی زمین بدل کند؛ جایی که سانسور و ترس معنایی ندارد. «دست دانشمندان با قیدهای بیهوده‌ی اخلاقی بسته نیست. امور کوچک، امور بزرگ را محدود نمی‌کنند. و رپچر شهر شما نیز خواهد شد، اگر تلاش کنید.» به هر حال، بازی از جایی شروع می‌شود که شهر زیراقیانوسی رایان با نام رپچر دچار هرج‌ومرج و نابودی شده و بیشتر به کابوس‌شهر شباهت دارد تا آرمان‌شهر. فضای خاص این شهر زیرآبی و شخصیت‌های فراموش‌نشدنی آن مثل «بیگ‌ددی‌ها» (Big Daddy) و خواهرکوچولوها، جزئیات فوق‌العاده‌ی شهر و پس‌زمینه‌های داستانی جذاب، بایوشاک را به یکی از خاص‌ترین و پرمحتواترین بازی‌های تمام نسل‌ها تبدیل کرده است. طوری که برای پی بردن به تمامی جزئیات بایوشاک، غیر از تجربه‌ی این بازی احتمالا به خواندن مقالات متعددی نیز نیاز خواهید داشت. برای آشنا شدن با بخشی از این جزئیات می‌توانید به تایم‌لاین این مجموعه در دنیای بازی رجوع کنید.

۱. Resident Evil


نویسنده: احسان محمدیه
سری «رزیدنت ایول» (Resident Evil) یکی از خلاقانه‌ترین سری بازی‌های کامپیوتری است که در طول حیات خود با شماره‌های مختلف دنیای بازی را به جلو هل داده و حیطه‌های نویی را کشف کرده است. شماره‌ی چهارم بازی هم یکی از پیشروترین بازی‌های این سری است که در لیست ما هم رتبه خوبی دارد.
چند مثال از پیشرو بودن این بازی همه چیز را روشن تر می‌کند. در دوره‌ای که بازی‌های پیشرو در گرافیک مثل سری متال گیر برای هر مدل سه بعدی نهایتا ۱۰۰۰ پیکسل استفاده می‌کردند. RE4 این عدد را به چند برابر ارتقا داد که نتیجه آن یکی از چشم‌نوازترین بازی های نسل بود.
اما مهمترین نکته در مورد RE4 نقش آن در شکل‌گیری شوترهای سوم شخص مدرن است. این سری با شماره‌ی اول خود به نوعی دنیا را با مفهوم «ترس و بقا» (Survival Horror) آشنا کرد. اما با شماره‌ی چهارم استانداردهای جدیدی برای «شوترهای سوم شخص» (Third Person Shooter) خلق کرد. استفاده از دوربین بازی روی شانه شخصیت اصلی در حال حاضر استاندارد به نظر می‌رسد اما این بازی بود که آن را به همه شناساند. بازی‌های بزرگ بسیاری دنباله رو RE4 در این زمینه هستند. «چرخ‌های جنگ» (Gears of war)، «بتمن: سری آرکام» (Batman Arkham Serie)، «آخرین ما» (Last of us)، «جی تی ای» (GTA) و «اثر جرمی» (Mass Effect) تنها تعدادی از این بازی‌ها هستند.
در مورد ارزش RE4 می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد که در این فرصت کوتاه براب مقاله ۱۰ بازی برتر دهه ۲۰۰۰ میلادی نمی‌گنجد.

  • تاریخ : 27ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 10 بازدید

«برادران روسو»  در طی مصاحبه اخیر با خبرگزاری IMDB اعلام کردند که «کیانو ریوز» (Keanu Reeves) توانایی بازی در نقش «شوالیه ماه» (Moon Knight) را دنیای سینمایی مارول دارد. در ادامه با آخرین اخبار فیلم همراه دنیای بازی باشید.

در بین موفقیت‌های اخیر فیلم «جان ویک ۳: پارابلوم» (John Wick 3: Parabellum)، صداپیشگی در سکانس‌های جذاب انیمیشن «داستان اسباب‌بازی‌های ۴» (Toy Story 4) و فیلم کمدی شبکه نتفلیکس یعنی «همیشه شاید با من باش» (Always Be My Maybe)،می‌توان گفت که کیانو ریوز اخیراً یکی از بهترین دوران بازیگری خود را پشت سر گذاشته است. بنابراین، وقتی که کوین فایگی، رییس ارشد شرکت مارول ماه گذشته اشاره کرد که او و گروهش سعی دارند که هر طور شده کیانو ریوز را به یکی از فیلم‌های مارول بیاورند، خبرگزاری‌های آنلاین شروع به پخش شایعه‌ها و حدس و گمان‌ها کردند.

در این مرحله، ما هنوز منتظریم که بفهمیم چه نقشی ممکن است کیانو ریوز در دنیای سینمایی مارول ایفا کند. اما در مصاحبه خبری IMDB با آنتونی و جو روسو، کارگردان‌های فیلم Avengers Endgame، آن‌ها تا حدودی این مسئله را روشن کردند. وقتی کوین اسمیت، مجری IMDB از آن‌ها پرسید که ستاره فیلم ماتریکس برای بازی در کدام نقش مناسب است؟ آن‌ها ابتدا در پاسخ دادن به این سؤال طفره می‌رفتند تا اینکه جو افشا گرد که گزینه‌ها محدود هستند. گرچه، اسمیت پیشنهاد داد که کیانو ریوز توانایی ایفای نقش شخصیت ابرقهرمانی Moon Knight را دارد. جو در تکمیل حرف اسمیت، این انتخاب را «خوب» دانست.

بیل سینکویچ، هنرمند کامیک های مارول،حمایت خود را برای ایده حضور کیانو ریوز در دنیای سینمایی مارول اعلام کرد. او توییت زد که ریوز می‌تواند هر یک از ویژگی‌های شخصیتی Moon Knight را میخکوب کند. این پیشنهاد مطمئناً پشتوانه زیادی از طرفداران دارد ولی اینترنت در این روزها، گزینه‌های فراوانی منتشر کرده است؛ از «آدام ورلاک» (Adam Werlock) گرفته تا «رید ریچاردز» (Reed Richards) از فیلم Fantastic Four.

به طور تصادفی، کریستوفر مارکوس، یکی از نویسندگان فیلم Avengers Endgame در گذشته علاقه خود را برای نگارش داستان شخصیت Moon Knight ابراز کرده بود در حالی که کوین فایگی اشاره کرد که این قهرمان شاید آینده‌ای در سری فیلم‌های مارول داشته باشد. گرچه هنوز مشخص نیست که این اشاره تبدیل به یک پروژه واقعی در دنیای سینمایی مارول می‌شود اما در این زمان، باید گفت که جدول زمانی فازِ چهارمِ استودیو مارول به اندازه کافی پر است. فازِ چهارمِ دنیای سینمایی مارول با اکران فیلم مستقل Black Widow آغاز می‌شود که در تاریخ یکم مه ۲۰۲۰ (مصادف با ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۹۹) اکران خواهد شد.

در این حال، کیانو ریوز مشغول بازی در فیلم Bill & Ted Face the Music است که برنامه ریزی شده در ۲۱ اوت سال آینده (مصادف با ۳۱ مرداد ۱۳۹۹) در سینماها اکران شود.

 

صفحه 3 از 174
قبلی 12345678910 بعدی 203040...«