عکس بازیگران

آرتیست 1 | تصاویر بازیگران | عکس هنرمندان

  • تاریخ : 25ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا دیروز حساب شخصی خود را در کانال توئیچ راه اندازی کرد و اولین استریم رسمی خود را راس ساعت ۸ شب به وقت آمریکا انجام داد. اما جالب است بدانید که این استریم از یک بازی ویدئویی توسط خودش یا نمایشی از غذاخوردن وی نبود. با دنیای بازی همراه باشید.

طبق آخرین اخبار بازی، اوایل سال جاری ما دیده بودیم که آقای برنی ساندرز کاندیدای ریاست جمهوری حزب دموکرات و سناتوری از ورمونت کانال توئیچ خود را راه اندازی کرده بود. از آن زمان تاکنون وی ۶۳ بار استریم زنده داشته است و ۸۸ هزار و ۸۱۷ فالوور در این شبکه دارد. استریم‌های وی رقمی بالغ بر ۳۶۲‌ هزار و ۹۳۷ بیننده داشته است. حال دونالد ترامپ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا فعالیت خود را در این شبکه آغاز کرده است.

توئیچ (Twitch) بیشتر به‌خاطر محتوای استریم مشهورترین گیمرهای جهان شناخته می‌شود و به کاربرانش اجازه می‌هد که در زیرشاخه‌های مختلف استریم داشته باشند. موضوعاتی نظیر «گفتگوی صرف»، «تاک شو و پادکست»، «موزیک و هنرهای نمایشی» و حتی ای‌اس‌ام‌آر (ASMR) از جمله این شاخه‌ها محسوب می‌شود. حال به‌نظر می‌رسد که این شبکه روش جدیدی را برای سیاست‌مداران محیا کرده است که از این پلتفرم برای رسیدن به مخاطبین بیشتر استفاده کنند و در رویدادهای مهم خودی نشان دهند.

دیشب دونالد ترامپ در اکانت رسمی خود در شبکه توئیچ، گردهمایی خود در شهر مینسوتا را به مدت یک ساعت و چهل و پنج دقیقه استریم کرد. این استریم در زیرشاخه رویدادهای ویژه (Special Events) قرار داشت و بیش از ۲۹ هزار بیننده آن را تماشا کردند و تعداد فالوورهای آقای رئیس جمهور را به عدد ۴۱ هزار و ۵۷۵ رساندند.

قابلیت چت در حین استریم هم تنها برای کسانی که اکانت این شبکه را داشتند فعال بود و تنها دنبال کنندگان اکانت دونالد ترامپ می‌توانستند در آن حضور داشته باشند. هنوز مشخص نیست که آیا ترامپ تصمیمی به استریم یک بازی ویدیویی در این شبکه داشته باشد یا خیر اما قطعا این روند به اضافه شدن سورئالیسم و تغییر چشم‌انداز توئیچ منجر خواهد شد.

طبق اخبار دیگری که در مورد توئیچ منتشر شده، این شرکت در حال تست یک برنامه استریم برای همه است و هنوز هم خبر رفتن نینجا استریمر معروف از این شبکه و ارائه استریم‌های خود به‌صورت انحصاری در شبکه میکسر داغ است. به گفته مدیربرنامه‌های نینجا، این اقدام به دلیل اتمام قرارداد ۵ ساله‌ی وی با توئیچ بوده است.

  • تاریخ : 25ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

چپتر دوم Fortnite با انتشار یک تریلر به‌صورت رسمی رونمایی شد و در این چپتر شاهد نقشه‌های جدید و بهبود سیستم مبارزات خواهیم بود. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، چند روز گذشته اتفاقات شگفت‌آور و بحث برانگیزی پیرامون بازی شوتر بتل رویال محبوب و رایگان اپیک گیمز (Epic Games) یعنی Fortnite رخ داده است. چند روز پیش در پایان فصل دهم، فورتنایت رسما جهان خودش را نابود کرد و کل نقشه بازی توسط یک سیاه‌چاله بلعیده شد. رویدادی که حتی برای بازیکنان حرفه‌ای این بازی هم بسیار بزرگ و غیرمنتظره بود. چند روز قبل‌تر از این اتفاق هم شایعه‌ای مطرح شده بود که فورتنایت در حال آماده سازی کامل برای چپتر دوم است و حال این خبر به‌طور رسمی توسط اپیک گیمز تائید شده است و Fortnite: Chapter 2 یک دنباله تمام عیار برای این بازی پرطرفدار خواهد بود.

این چپتر با یک نقشه کاملا جدید با ۱۳ لوکیشن همراه خواهد بود و تغییرات اساسی روی جنبه بصری بازی صورت گرفته است. مکانیسم گیم‌پلی جدید بازی با تمرکز روی آب ارائه شده است که شامل قایق‌های موتوری، ماهی‌گیری، شنا و موارد دیگر می‌شود. مکانیسم‌های پشتیبانی بازیکنان هم بیشتر شده است و به‌طور مثال می‌توانید هم‌تیمی‌های خود را حمل کنید یا با احیای روحی و رساندن بانداژهای سلامتی، آن‌ها را احیا کنید. پرتاب کردن علف‌ یا منفجرکردن پمپ بنزین‌ها مکانیسم‌های جدیدی هستند که برای کشتار جمعی اضافه شده‌اند و می‌توانید به‌جای آن‌ها از رویکردهای ساده‌تری برای مبارزه استفاده کنید.

اپیک گیمز همچنین یک بتل پس (Battle Pass) برای چپتر دوم فصل اول معرفی کرد. چپتر دوم Fortnite نوید یک سیستم پیشرفت نوین را داده که تاکنون کمتر مورداستفاده قرار گرفته است. پاداش‌های بازی هم براساس سیستم جدید XP به بازیکنان پیشنهاد داده می‌شود و مدال‌ها در یک‌سری رقابت همگانی برای فعالیت‌هایی همچون بازکردن صندوق‌ها، از بین بردن دشمنان و تمام کردن چالش‌ها اهدا می‌شود. جزئیات بیشتری از این چپتر در روزهای آتی ارائه خواهد شد و ما در دنیای بازی به‌صورت کامل آن را پوشش خواهیم داد. اطلاعات بیشتری از این بتل پس را می‌توانید در تریلر منتشر شده زیر کسب کنید:

  • تاریخ : 25ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

قبل از اینکه فصل یازدهم بازی Fortnite بصورت رسمی آغاز شود، نقشه این بازی، که تنهاترین نقشه کل بازی نیز بود؛ کاملا نابود شد. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای‌بازی همراه باشید.

بعد از اینکه تعدادی موشک به مرکز نقشه برخورد کرد، در مرکز نقشه حفره‌ای به میان آمد که باعث شد تمام نقشه بازی Fortnite نابود شود. بعد از رخ دادن این حادثه، تنها چیز قابل رویت در بازی؛ یک سیاه‌چاله وسط صفحه است.

رویداد فصل جدید فورتنایت تقریبا مشابه به فصل گذشته این بازی بود. زمانیکه زمان‌شمار فصل به پایان رسید، یک موشک به فضا پرتاب شد. مانند فصل چهارم، این موشک نیز باعث ازبین رفتن مرزهای زمان-مکان و به‌وجود آمدن یک حفره در آسمان گردید. مدتی نگذشته بود که از این حفره تعدادی موشک به اطراف نقشه بازی پرتاب شد.

بعد از چیزی حدود یک دقیقه، ناگهان تمامی موشک‌ها به یک نقطه‌ای که شهاب یخ‌زده قرار بود در آن سقوط کند؛ تغییر مسیر دادند. بعد از برخورد موشک‌ها به سطح نقشه، مقدار انرژی فوق‌العاده‌ای در محیط بازی آزاد شد که تمامی بازیکنان را از سطح زمین، به فضا پرتاب کرد. شدت این پرتاب به‌ قدری زیاد بود که بازیکنان قادر بودند، تمام نقشه فصل دهم را؛ قبل از نابودی‌اش ببینند.

دقیقا بعد از رخ دادن این حادثه؛ استریم رسمی فورتنایت فقط و فقط سیاه‌چاله را نشان می‌دهد. و در کنار استریم، پروفایلِ توییتر فورتنایت نیز با یک عکس کاملا سیاه جایگزین شده است. اینطور به نظر می‌رسد که اپیک‌گیمز فعلا فرانچایز چند میلیارد دولاری‌اش را تعطیل کرده است.

اگر در بازی کُد کلاسیک کونامی (بالا، بالا، پاین، پایین، راست، چپ، راست، چپ، B، A، دکمه استارت) را وارد کنید؛ اطراف سیاه‌چاله اعدادی مثل ۱۱ یا ۱۴۶ نمایان می‌شود. این اعداد دقیقا مشخص نیست چه مفهومی دارند.

بر طبق تحلیل Rod Breslau، چیزی حدود ۶ میلیون نفر؛ از طریق توییچ  و یوتیوب نظاره‌گر این رخداد بودند. همچنین بعضی از کاربران در توییتر اعلام کرده‌اند که اطلاعات و خرید‌های درون‌برنامه‌ای آن‌ها پاک شده است. اما اکانت Ask PlayStation به بازیکنان اعلام کرد که اپیک‌گیمز از این مسئله باخبر است، و تمامی اطلاعات و خرید‌های درون‌برنامه‌ای آن‌ها نیز محفوظ است.

  • تاریخ : 24ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

نیل پاتریک هریس، بازیگر سریال کمدی How I Met Your Mother برای هنرنمایی در نقشی نامشخص به بازیگران قسمت چهارم از سری فیلم‌های Matrix پیوست. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون، همراه دنیای بازی باشید.

در ماه آگوست سال جاری بود که کمپانی «برادران وارنر» (Warner Bros) از ساخت قسمت چهارم از سری فیلم‌های «ماترکیس» (Matrix) خبر داد و کیانو ریوز و کری ان ماس برای هنرنمایی در نقش‌های قبلی خود معرفی شدند. چند روز پیش نیز حضور بازیگر نقش بلک مانتا در فیلم Aquaman یعنی یحی عبدل متین ۲ در نقش یکی از شخصیت‌های کلیدی فیلم تایید شد. حال در جدیدترین اخبار سینما و تلویزیون، وبسایت ورایتی از اضافه شدن نیل پاتریک هریس به لیست بازیگران Matrix 4 خبر داده است.

از کار‌های اخیر نیل پاتریک هریس، بازیگر سریال کمدی «آشنایی با مادر» (How I Met Your Mother) می‌توان به هنرنمایی در سریال «مجموعه حوادث ناگوار» (A Series of Unfortunate Events) شبکه نتفلیکس و فیلم‌های Downsizing به کارگردانی الکساندر پاین و Gone Girl به کارگردانی دیوید فیچر اشاره کرد.

لانا واچووسکی وظیفه کارگردانی و نویسندگی فیلم‌نامه Matrix 4 را برعهده دارد و در این بین، الکساندر هیمون و دیوید میچل در نوشتن فیلم‌نامه وی را یاری خواهند کرد. تهیه کنندگی نیز برعهده واچووسکی و گرنت هیل خواهد بود. انتظار می‌رود که تولید و فیلم‌برداری این اثر در اوایل سال ۲۰۲۰ میلادی آغاز شود.

هر سه فیلم‌های The Matrix (اکران در سال ۱۹۹۹ میلادی)، The Matrix Reloaded (اکران در سال ۲۰۰۳ میلادی) و The Matrix Revolutions (اکران در تاریخ ۲۰۰۳ میلادی) روی هم مبلغی بیش از ۱.۶ میلیارد دلار در باکس آفیس جهانی درآمدزایی کردند. همچنین The Matrix Revolutions اولین فیلمی بود که به صورت کاملا هم‌زمان در کشور‌های بزرگ به اکران درآمد.

  • تاریخ : 24ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

با یکی دیگر از مطالب زندگی‌نامه، شرح کاملی از بیوگرافی اتزیو آدیتوره دا فرینتزه (Ezio Auditore da Firenze) یکی از شخصیت‌های اصلی و محبوب سری بازی فرقه اساسین را آماده کرده‌ایم. زندگی‌نامه اتزیو آدیتوره از این جهت حائز اهمیت است که این شخصیت نقش مهمی را در جدول زمانی بازی فرقه اساسین ایفا می‌کند.

 

مقدمه‌ای بر بیوگرافی اتزیو آدیتوره دا فرینتزه

بوی علف‌های خشک‌شده که چهره‌شان از فرط ترس سفید و خاکستری شده است هنوز هم می‌شود شنید. آسمان دیگر آبی نیست، خیلی وقت است رنگش را باخته است. راه رفتن روی یک مشت خاکستر دیگر لذت دویدن را ندارد. اینجا خبری از سبزی و آسمانی آبی دیگر نیست. وقتی باکسی دست می‌دهی نه گرمای دستش را حس می‌کنی و نه حلاوت قلبش را زیرا هم دستکشی بر انگشتانش دارد و هم روکشی سرد و آهنی بر قلبش. اینجا دیگر مهمان‌نوازی معنا ندارد!

اینجا دیگر کسی به کسی لبخند نمی‌زند، چشمک نمی‌زند، بوسه نمی‌زند. اینجا همه سرگرم جمع‌آوری هستند. شده‌ایم مورچگانی که از ترس سرما و کمبود آذوقه مدام به اینور و آنور می‌رویم و روی دوش خود غذا و مهمات جمع می‌کنیم. اینجا دیگر خبری از دوستی نیست. سلامش بوی خیانت می‌دهد و خدانگه دارش خبر از دزدی و درد تیغ تیزی از پشت.

اینجا خیلی وقت است نخوابیدم. کسانی از دیروز و روزگار قشنگ تعریف می‌کنند. هه…من که ندیده‌ام ولی از بوی علف‌های خشک هنوز هم می‌شود فهمید که روزی انسان بودیم نه انسان‌نما. روزی زندگی می‌کردیم نه دم و بازدم. روزی جمع می‌کردیم برای زندگی کردن نه زندگی برای جمع کردن! یک روز خوب دیگر نمیاید. اینجا صداها حس غریبی دارند. همه از ترس میگویند. همه دلهره دارند. اینجا رنگ آبی آرامش را کسی ندیده است. من هم با ور‌رفتن با درب‌های مترو و فکر این که روزی بیرون را ببینم روزهایم را شب می‌کنم و شب‌ها با تصور گرفتن اسلحه در دستانم صبح می‌کنم.

اینجا فامیل بودن معنایی ندارد. اینجا همه از هم فراری هستند. اینجا سلامت جوابی نمی‌گیرد. اینجا بلبل‌ها را حتی در قفس هم نمی‌بینی نسلشان را ملخ‌ها خورده‌اند و استخوانشان را خاک‌ها فسیل کرده‌اند. اینجا بوسه مادر گرمایی ندارد زیرا وجود مادر سرد است. اینجا آغوش پدر از کودکی تو را بزرگ می‌کند زیرا لمس اسلحه‌اش با خشابی پر تلنگری به تو است که دیگر اینجا زمین نیست؛ اما خدا کجاست؟ دیگر کسی حرفی از خدا نمی‌زند. خدا آن بالاست. خدا این روزها خودی نشان نمی‌دهد. خدا هم این روزها دست تنهاست. خدا این روزها تنهاتر از تنهاست. باید سری هم به خدا بزنم تا چیزی مورد نیازش نباشد! اینجا گرگ‌ها زوزه نمی‌کشند اینجا گرگ‌ها قلاده به گردن دارند! اینجا شغال‌ها سروری می‌کنند. اینجا آخر دنیاست…

بیوگرافی اتزیو آدیتوره

بیوگرافی اتزیو آدیتوره

قاتلین سیاسی

اتزیو آدیتوره دا فرینتزه متولد ۲۰ ژوئن سال ۱۴۵۹ شهر فلورانس کشور ایتالیا است که نام پدرش جیووانی و نام مادرش ماریا بوده است. او که از نژاد و اصل اساسین ها هست فردی بسیار چابک، ماهر، تیزهوش و البته شجاع و غیور است.

ماجرای کلی زندگی اتزیو به زمانی برمی‌گردد که پدر و دو برادرش به دستور بورجیا رئیس تمپلارها اعدام شدند! اتزیو در آن زمان سن کمی داشت و برای این منظور به همراه مادر و خواهرش راهی شهر توسکان نزد عمویش با نام ماریو شدند. او در آنجا آموزش‌های لازم را دید و نیز ماموریتهای مهم و حیاتی را با عمویش انجام داد که البته بعدها عمویش را نیز از دست داد. او توانست انتقام خانواده گیش را بگیرد!

اینکه این مسیر را چگونه طی کرد به صورت خلاصه‌وار برای شما بازگو خواهیم کرد پس با ما همراه باشید.

اتزیو در نوجوانی فردی پر شور و شر و بسیار شجاع بود. او اهل عیاشی و تفریح زیاد بود. در یکی از همین روزها بود که وقتی به منزل میاید می‌بیند که دو برادر و پدرش اسیرشده‌اند و به زندان رفته‌اند!

او خود را به آن‌ها می‌رساند و دزدکی با پدرش در کاخ زندان دیدار می‌کند و پدرش از او می‌خواهد اسنادی را از صندوقچه منزل پیش اوبرتو ببرد زیرا آن اسرار مربوط به اسناد آزادی و بی‌گناهی آن‌ها بود. اوبرتو خیانت می‌کند و فردا که اتزیو می‌رود به دیدار پدرش می‌بیند که آن‌ها به دار آویخته می‌شوند و اتزیو نمی‌تواند آن‌ها را آزاد کند و این می‌شود راه انتقام‌جویی اتزیو در مسیر زندگی‌اش.

در این بین اوبرتو داد می‌زند که او را هم بگیرید که اتزیو آدیتوره می‌گریزد و شخصی با نام پائولا او را نجات می‌دهد و به او راه‌های دزدی و استراق سمع را می‌آموزد و در نهایت اتزیو می‌فهمد که او یک اساسین است. پائولا اتزیو را با لئوناردو داوینچی آشنا می‌سازد و در نهایت لئونارد اتزیو را در امر ساخت تیغ و سلاح‌ها همراهی می‌کند. من‌بعد اتزیو و لئونارد دوستان بسیار صمیمی باهم می‌شوند.

بیوگرافی اتزیو آدیتوره

بیوگرافی اتزیو آدیتوره

مرد شدن زیر دست عمو

اتزیو با کمک‌های پائولا و لئونارد موفق می‌شود انتقام خود را از اوبرتو بگیرد. اتزیو مادر و خواهرش را به ویلای عمویش رهسپار کرد.

اتزیو در کنار ماریو عمویش مرد شد. او نحوه مبارزه کردن را آموخت و تمام چیزها را در مورد اساسین ها یاد گرفت و فهمید پدرش و جدش تماماً یک قاتل سیاسی بوده‌اند. ماریو سه نفر از اعضای اصلی تمپلارها را به اتزیو معرفی کرد. اتزیو دخل یکی را آورد که او وبری نام داشت سپس به فلورانس بازگشت تا دخل خانواده دی پازی را هم بیاورد.

اتزیو به فلورانس می‌رسد و جان حکمران فلورانس را نجات می‌دهد و او نیز نشانی وکیل پازی را می‌دهد. اتزیو در تعقیب آن وکیل رد چندین نفر از نزدیکان پازی را به دست میاورد و دخل همگی را میاورد!

از استراق سمع‌هایی که اتزیو انجام می‌دهد رد پازی و بورجیا و یک تاجر از ونیز را میزند. در نهایت می‌بیند که بورجیا دخل پازی را میاورد و او را زخمی می‌کند و یارانش از حضور اتزیو مطلع می‌شوند و به روی او می‌ریزند ولی اتزیو موفق می‌شود که به‌طور کامل خون پازی را بریزد!

اتزیو قصد سفر به ونیز می‌کند و در این بین مسیر پر مشقتی را طی می‌کند و با زنی با نام کاترینا نیز ازدواج می‌کند و جان یک دختر را نجات می‌دهد که پدرش سردسته دزدان ونیز بود و همین مورد باعث می‌شود تا او به اتزیو در راه انتقام جوی‌اش کمک شایانی بکند.

در این بین با کمک آن شخص اتزیو موفق شد یک افسر دولتی و یک قاضی را از بین ببرد زیرا می‌خواستند نظر دولت را به سمت تمپلارها جلب کنند!

 

بیوگرافی اتزیو آدیتوره

بیوگرافی اتزیو آدیتوره

ای پاپ خیانتکار!

بورجیا با شخصی با نام بارباریگو قرار داشت تا جای قاضی را با بارباریگو عوض کنند و قاضی را مسموم کنند! اتزیو راهی برای ورود به قلعه نداشت مگر با استفاده از ماشین پرنده لئونارد که مثمر ثمر هم واقع شد! اتزیو باز هم موفق نبود و دیررسید و مرگ قاضی هم گردن او افتاد!

اتزیو قصد داشت تا در یک مهمانی که بارباریگو حضور داشت شرکت کند و برای این کار نیاز به یک صورتک داشت که آن از طریق یک مسابقه به دست میامد. اتزیو تمام مسابقات را برد ولی صورتک را به او ندادند و در نهایت با اجبار صورتک را به دست آورد.

در نهایت اتزیو موفق شد مارکو بارباریگو را از میان بردارد. اتزیو در نهایت در یک کشتی که شی ارزشمند «تکه‌ای از بهشت» در آن حمل می‌شد وارد شد و خودش را به یک سرباز مبدل کرد و با رودریگو بورجیا دیدار کرد و به نبردی رودررو پرداخت و در نهایت با آمدن یاران اتزیو و ماریو و یاران وی بورجیا گریخت. آن شب بود که همگی معترف شدند اتزیو همان شخص موردنظر برای رسیدن به اهداف اساسینزها هست و در نهایت همه باهم، هم پیمان شدند!

۱۴۹۹ اتزیو تمام کودگسها را جمع کرد و خلاصه خیالش از بابت محل وجود تکه‌های بهشت راحت شد. اتزیو به سراغ رودریگویی رفت که حال پاپ شده بود و به اهدافش رسیده بود. اتزیو با او رو در رو شد در شهر رم در واتیکان؛ اما تمام وقایع در زیر واتیکان نمایان می‌شد اگر که دو تکه شی به هم ارتباط پیدا می‌کرد یعنی تکه بهشت و عصای بهشت که هر دو در دستان رودریگو بود. اتزیو او را شکست داد و آن دو شی را گرفت و به والت همان مکان زیر واتیکان برد! اما دخل بورجیا را نیاورد! او در آنجا اخباری از دزموند را به دست آورد که تعجب زیادی را برایش به همراه داشت! اتزیو جد دزموند حساب می‌شد!

اتزیو قابلیت‌های فراوانی داشت اما در ابتدا برای گرفتن انتقام خون پدر و برادرانش او به خشونت زیاد رجوع کرده بود که بعدها با قاتل سیاسی شدن از این کار دست کشید و به کشته‌شدگان احترام می‌گذاشت همچون آیین تمام اساسینزها.

بعد از رودریگو نوبت به چزاره بورجیا رسید که عموی اتزیو را کشت و نیز قطعه بهشتی را در دست داشت که اتزیو بعد از ۸ سال توانست هم قطعه را باز پس بگیرد و هم او را از بین ببرد و انتقام ماریو را نیز بگیرد!

 

زندگی‌نامه اتزیو آدیتوره

زندگی‌نامه اتزیو آدیتوره

یک تکه از بهشت

اتزیو آدیتوره پس از سال‌ها متوجه می‌شود که پدرش در نامه‌ای به کتابخانه‌ای مخفی در مصیاف اشاره می‌کند. به همین علت او تصمیم می‌گیرد تا به مصیاف برود و کتابخانه مخفی را کشف و راز اجداد خود را کشف کند. برای این کار باید به کلیدهای مصیاف که کلید ورود به کتابخانه است را پیدا کند. با هر بار پیدا کردن یک کلید مصیاف، اتزیو وارد خاطرات جدش، الطیر ابن الأحد می‌رود.

پس از به دست آوردن همه کلیدهای مصیاف، اتزیو وارد کتابخانه می‌شود و جسد جدش الطیر را درحالی‌که روی صندلی است می‌بیند. او سپس یک صندوقچه مخفی پیدا می‌کند که در آن یک قطعه بهشتی دیگر در آن است. ولی اتزیو از برداشتن آن امتناع می‌کند. او شمشیر و تیغه مخفی خود را در می‌آورد و در آنجا می‌گذارد و آنجا را ترک می‌کند.

اما ماجرای کلی آن تکه بهشتی نیز این بود که به وسیله آن می‌شد همه چیز را کنترل کرد و در واقع همه کس را مجبور به اطاعت کرد و تمام ان اتفاقات تنها برای پول و شهرت و قدرت نبوده است بلکه برای به دست آوردن این شی کروی یعنی تکه بهشتی بوده است.

او در نهایت در سال ۱۵۲۴ در سن ۶۵ سالگی در میدان شهر فلورانس در اثر سکته قلبی از دنیا رفت. آخرین روزهای زندگی او در پویانمایی‌ای بنام Assassin’s Creed: Embers به تصویر کشیده شده است.

 

این بود شرح کاملی از بیوگرافی اتزیو آدیتوره که خواندید. نظر خودتان را درباره این شخصیت با ما در میان بگذارید.

  • تاریخ : 24ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

استودیو Bluepoint Games که بیشتر به خاطر ساخت نسخه‌‌های بازسازی شده بازی‌های بزرگ شهرت دارد، اخیرا اعلام کرده است که در حال کار روی بازی بزرگی برای PS5 است. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، اخیرا مشخص شد که کنسول نسل بعدی پلی‌استیشن PS5 نام دارد و تعطیلات سال ۲۰۲۰ عرضه خواهد شد، اما خبرهای بیشتری در این رابطه وجود دارد که جالب توجه است. آقای مارکو تراش رئیس استودیو بلوپوینت (Bluepoint Games) طی مصاحبه‌ای که با مجله وایرد (Wired) داشته است، فاش کرد که این استودیو در حال کار روی کنسول نسل بعدی سونی است. این استودیو بیشتر به‌خاطر بازی‌های ریمیک و ریمستر خود شناخته می‌شود و آثاری نظیر Uncharted: The Nathan Drake Collection را در کارنامه دارد. وی همچنین اعلام کرد که تیم روی بازی بزرگی کار می‌کند و به‌کنایه اعلام کرد که شما اجازه دارید بقیه ماجرا را خودتان کشف کنید!

با اینکه که او اطلاعات خاصی در مورد این بازی ارائه نکرده است، اما خیلی‌ها معتقدند که این بازی بزرگ درواقع نسخه ریمیک Demon’s Souls استودیو فرام سافتور (FromSoftware) است. البته این تنها یک حدس و گمان ساده است و نباید تا زمان ارائه اطلاعات تکمیلی به آن دلخوش باشیم. در ضمن آقای مارکو همچنین در مورد SSD هم این‌طور عنوان کرد که این تکنولوژی به‌عنوان روش ذخیره‌سازی پیش‌فرض کنسول PS5 درنظر گرفته شده است:

من واقعا در مورد SSD هیجان‌زده هستم. دیگر نیاز نیست که گیم‌پلی بازی‌ها را کند کنیم و سرعت بازیکنان را توسط لودینگ‌ها، با نگه داشتن آن‌ها پشت در یا روش‌های دیگر کم کنیم. در روزهایی که بازی‌ها روی کارتریج ارائه می‌شدند، بازیکنان زمان کمی را برای لودینگ صبر می‌کردند؛ ماهم به‌نوعی به عقب برگشته‌ایم تا ببینیم کنسول‌ها از چه روشی استفاده می‌کردند.

اگر تاکنون آثار استودیو بلوپوینت را تجربه نکرده‌اید، باید بدانید که آن‌ها روی نسخه ریمیک بازی شگفت‌انگیز Shadow of the Colossus کار کرده‌اند و Gravity Rush Remastered هم جزوی از آثار این استودیو محبوب محسوب می‌شود.

 

  • تاریخ : 24ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

مری اولسون تهیه کننده اصلی بازی Halo Infinite از استودیو سازنده‌اش یعنی ۳۴۳ Industries جدا شد و نگرانی‌ها را در مورد روند توسعه بازی درست یک‌ سال قبل از انتشار افزایش داد. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، می‌دانیم که مایکروسافت کنسول اکس باکس نسل بعدی خود را با نام پروژه اسکارلت همراه با بازی Halo Infinite به‌عنوان لانچ تایتل این کنسول در تعطیلات سال ۲۰۲۰ عرضه خواهد کرد. کنسول نسل بعد پلی‌استیشن هم با نام PS5 در همان دوره زمانی به بازار خواهد آمد و بدین ترتیب فشار روی این کنسول وجود دارد که تجربه قانع‌کننده‌ای برای خریدارانش ارائه کند. نگرانی‌هایی در مورد روند توسعه بازی Halo Infinite وجود دارد و ماجرا از جایی شروع شد که آقای تام لانگو مدیر خلاق بازی، آگوست امسال از این مجموعه جدا شد.

وقتی روند ساخت یک بازی تمام می‌شود، چیز عجیبی نیست که اعضا کم کم از تیم جدا شوند، اما وقتی بیش‌از یک‌سال به انتشار بازی مانده است، این موضوع چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟ مایکروسافت بعدا بیانیه‌ای در وبلاگ کوتاکو منتشر کرد و اظهار داشت که «نقش‌ها و مسئولیت‌های اعضای مختلف تیم به‌طور مرتب نیازهای یک بازی را در طول توسعه آن برآورده می‌کند.» مری اولسون در این زمان اعلام کرد که به‌عنوان تهیه‌کننده اصلی تیم کمپین بازی Halo Infinite را رهبری خواهد کرد.

با این‌حال یکی از اعضای Modiz اعلام کرد اولسون اخیرا استودیو ۳۴۳ Industries را ترک کرده است. با توجه به اطلاعات صفحه رسمی اولسون در لینکدین (LinkedIn)، وی از اکتبر سال ۲۰۱۹ به‌عنوان تهیه‌ کننده اصلی در استودیو Midwinter Entertainment مشغول به کار شده است. این همان استودیویی است که جاش هولمز یکی از اعضای سابق ۳۴۳ Studio روی پروژه بازی Halo 5: Guardians در زمینه تهیه‌کنندگی و طراحی بازی کار می‌کرد و بعدها به این استودیو منتقل شد.

هنوز بیانیه‌ای رسمی در مورد خروج اولسون از استودیو منتشر نشده است. در مورد مشابهی که برای لانگو رخ داد، مایکروسافت خاطرنشان کرد که بخش خلاقیت و رهبری بازی Halo Infinite همچنان با رهبری کریس لی برقرار خواهد بود. باید صبر کنیم و ببینیم که روند توسعه بازی در آخرین سال توسعه بازی به چه شکل پیش خواهد رفت.

  • تاریخ : 24ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

استودیو IO Interactive در حال ساخت یک بازی جدید با همکاری شرکت برادران وارنر است. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، همراه دنیای بازی باشید.

استودیو IO Interactive بعد از جدایی  از شرکت «اسکوئر انیکس»، همکاری خود با شرکت «برادران وارنر» (Warner Bros. Interactive) برای ساخت بازی Hitman 2 آغاز کرد. حال در جدیدترین اخبار بازی، این استودیو از همکاری مجدد با برادران وارنر برای ساخت عنوانی جدید برای کنسول‌ها و رایانه‌های شخصی خبر داد که به نظر می‌رسد که از دنیای هیتمن خارج است و ارتباطی با ساخته قبلی آن‌ها ندارد.

در حالی که هردو شرکت جزییاتی از اینکه روی چه عنوانی کار می‌کنند، در اختیار نمی‌گذارند اما ما می‌دانیم که شعبه‌های کپنهاگن و مالمو از استودیو IO Interactive وظیفه ساخت بازی را برعهده خواهند داشت. هاکان آبراک، مدیرعامل استودیو به تازگی بیانیه‌ای در ارتباط با این موضوع منتشر و اعلام کرد که دو استودیو در حال استخدام افراد موردنیاز هستند تا کار توسعه را رسما آغاز کنند.

کار روی این پروژه هیجان‌انگیز و دنیای جدید استودیو IO Interactive با همکاری شرکت برادران وارنر به زودی آغاز می‌شود. ما هم‌اکنون به دنبال افرادی بااستعداد برای این ماجراجویی فوق‌العاده و پیوستن به تیم ما در شعبه‌های کپنهاگن و مالمو از استودیو هستیم.

آبراک در صحبت‌های خود به دنیایی جدید اشاره کرده که خبر از یک IP کاملا جدید می‌دهد. در این میان، شرکت برادران وارنر هم بیانیه‌ای منتشر کرده که به طور دقیق مشخص نمی‌کند که منظور از تجربه‌ای جدید یک IP کاملا جدید است یا یک بازی جدید در سری هیتمن. دیوید حداد، رئیس شرکت سرگرمی‌های تعاملی برادران وارنر در این بیانیه گفته است:

بسیار مفتخریم که به همکاری خود با تیم استعداد استودیو IO Interactive ادامه می‌دهیم. این استودیو میراثی از ساخت بازی‌های به یادماندنی در کارنامه دارد و ما مشتاق این همکاری برای ساخت تجربه گیمینگی جدید روی کنسول‌ها و رایانه‌های شخصی برای بازیکنان سراسر جهان هستیم.

چندی پیش مستندی درباره فراز و نشیب‌های سری بازی‌های هیتمن در کانال یوتیوب NoClip منتشر شد که در بخشی از به این موضوع اشاره شد که شعبه کپنهاگن استودیو IO Interactive در حال کار روی پروژه‌ای جدید و کاملا مخفی است که صحبت‌های امروز آبراک و دیوید حداد این امر را تایید می‌کند. آبراک در این مستند گفته بود:

ما همچنان استودیو مستقلی هستیم و آینده را در چیز‌های جدید، به خصوص IP‌های جدیدی که ممکن است روی آن‌ها کار کنیم، می‌بینیم.

با وجود اینکه در هیچ‌جایی از مستند اشاره‌ای به ساخت بازی Hitman 3 نشد، اما با توجه به جدایی IO Interactive از کمپانی اسکوئر انیکس در سال ۲۰۱۷ میلادی و سپس خریداری IP سری بازی‌های هیتمن، به نظر نمی‌رسد که کار استودیو با این سری بازی به اتمام رسیده باشد. در پایان نظر شما درباره ساخت یک IP جدید از سوی این دو کمپانی چیست؟ دیدگاه خود را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

  • تاریخ : 24ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

استودیو Starbreeze طی یک گزارش اعلام کرد که فعلا منتظر عرضه بازی Payday 3 نباشید. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای‌بازی همراه باشید.

بعد از فروش فاجعه‌بار بازی Overkill’s The Walking Dead، کار Starbreeze به جایی رسید که برای سرپا نگه‌داشتن این شرکت؛ مجبور به فروشِ حق نشر بازی‌هایی مئل Psychunauts 2 و System Shock 2 شدند. حتی در گزارش مالی‌اش چنین اعلام کرده بودند که اگر؛ تا اوایل سال ۲۰۱۹، شاهد بهبود وضعیت مالی در این شرکت نباشند، احتمال تعطیل شدن Starbreeze فراوان خواهد بود.

در این گزارش، Starbreeze اعلام کرد که احتمال می‌رود Payday 3 در بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ عرضه شود. همچنین در ادامه اشاراتی به یک نسخه فرعی از این سری محبوب شوتر-چند نفره برای تلفن‌ها همراه نیز شد. این بازی قرار است در سال ۲۰۲۰ تحت نام Payday: Crime War در دسترس عموم قرار بگیرد.

در سال ۲۰۱۶ درکنار تایید شدن Payday 3، استودیو Overkill اعلام کرد که حقوق این توسط Starbreeze خریداری شده است. در سال ۲۰۱۷ مدیر عامل Starbreeze، آقای Anderson Klint ابراز داشت که بازی Payday 3 از مدت‌ها قبل در دست ساخته بوده است، اما نخواسته اند عجله کنند. و دلیل آن را توقع بالا طرفداران از این مجموعه اعلام کردند.

همچنین در این گزارش آمده است که Starbreeze قرار است به دو شعبه Starbreeze Publishing و Starbreeze Studios تقسیم شود. با بوجود آمدن شعبه Starbreeze Publishing، تمامی کارهای حق نشر بازی‌ها و آی‌پی‌های جدید حالا به دوش این شعبه است. و شعبه Starbreeze Studios بیشتر در بخش تولید و توسعه خود بازی نقش خواهد داشت.

  • تاریخ : 23ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

درخشش بی‌چون و چرای سری ماندگار و جریان‌ساز «سولز» Dark Souls در طی سال‌های اخیر کار را به جایی رسانده که هر از گاهی استودیو یا شرکتی با نیت کسب اعتبار و سود تضمین شده به فرمول موفق «فرام سافتور» From Software چنگ می‌زند و بسته به امکانات و ظرفیت‌های خود عنوانی را چه در شاخه‌ی آثار مستقل و چه عناوین بزرگ‌تر AAA راهی بازار می‌کند. اینگونه بازی‌ها که امروزه اصطلاحاً در جرگه‌ی آثار SoulsLike جای می‌گیرند غالباً محکوم به شکست هستند چراکه عمدتاً نه تنها در ارائه‌ی ویژگی‌های جدید و مخصوص به خود ناتوان ظاهر می‌شوند بلکه در استفاده‌ی درست و صحیح از فرمول بازی‌های «فرام سافتور» نیز چندان موفق نشان نمی‌دهند به‌ شکلی که در بهترین حالت شاهد کپی‌های سطحی از آثار درخشانی چون «دارک سولز» Dark Souls و «بلادبورن» Bloodborne هستیم. آنچه که باعث می‌شود ارزش نهایی کار در بازی‌های SoulsLike بالا برود، نوآوری و استفاده از ویژگی‌های جدیدی است که به اثر هویت می‌بخشد. در ادامه با آخرین مقالات بازی و نقد بازی Code Vein، همراه دنیای بازی باشید.

البته این یک چالش جدی برای سازندگان این قبیل بازی‌ها است که حاصل کار آن‌ها بیش از یک تجربه‌ی تکراری و فراتر از یک کپی برابر با اصل ظاهر شود. به عبارتی دیگر تجربه ثابت کرده که صرف کلون‌سازی از سری سولز جواب نمی‌دهد و حتی طرفداران پر و پا قرص شاهکار فرام سافتور نیز به دنبال تجارب جدیدتری هستند. مخصوصاً در شرایطی که قرار نیست حداقل در چند سال آینده نسخه‌ی جدیدی از بازی مورد علاقه‌شان عرضه شود و این احتمال نیز وجود دارد که پرونده‌ی آن به کلی بسته شده باشد. اگر بخواهیم تلاش‌های نه چندان موفقی که در این زمینه از طرف بازیسازان گوناگون صورت گرفته نام ببریم به بازی‌های بسیاری چون Lords of the Fallen بر می‌خوریم که اغلب شناخته شده هستند. اما از معدود بازی‌های موفق ساخته شده با الهام گیری از فرمول فرام سافتور می‌توان به Nioh اشاره کرد که با ذکاوت سازندگان صاحب سبک خود تجربه‌ی نسبتاً متفاوتی به شمار می‌آمد و فراتر از یک Souls Clone دیگر، نام نیکی از خود درمیان علاقمندان به این‌گونه بازی‌ها برجای گذاشت.

« نقد این بازی بعد از ۳۰ ساعت تجربه‌ی آن روی کنسول Xbox One نوشته شده است»

نقد بازی Code Vein

ساخته‌ی «تیم نینجا» Team Ninja تنها اثری بود که توانست از نظر امتیازات و نمرات به آثار میازاکی نزدیک شود و مورد اقبال اکثر منتقدین و مخاطبین قرار بگیرد. حال در شرایطی که پرونده‌ی منبع الهام «تولیدات سولزی» Soulslike حداقل برای چند سالی بسته شده و خالقان خوشنام آن به دنبال خلق آثار جدیدی همچون Sekiro و Elden Ring رفته‌اند، کمپانی «نامکو» Bandai Namco در مقام ناشر سری بازی‌های «دارک سولز» Dark Souls با سرمایه گذاری به‌روی Code Vein بازی جدید سازندگان «گاد ایتر» God Eater قدم در این وادی گذاشته تا در صورت موفقیت یاد و نام خود را یک بار دیگر در ذهن طرفداران سری موفق سولز زنده کند. اینکه این آرمان تا چه اندازه تحقق یافته و Code Vein توانسته از پس رسالت خود بربیاید یا خیر، پرسشی است که به جواب آن خواهیم پرداخت، در ادامه با نقد بازی Code Vein با دنیای بازی همراه شوید .

پایان دنیا، تکرار مکررات!

اگر اندک شناختی از سازندگان Code Vein داشته باشید حتماً می دانید آنها توجه ویژه‌ای به تم انیمه فانتزی دارند و پیش‌تر با آثاری چون «گاد ایتر» God Eater قدم‌های نه چندان موفقی در این زمینه برداشته‌اند. سازندگان Code Vein با خلق این بازی، علاوه بر جلب نظر طرفداران عناوین سولزی، یک بار دیگر مخاطبین پروپا قرص انیمه را هدف قرار داده‌اند تا هم طیف گسترده‌تری از سلایق را تحت پوشش قرار دهند و هم به نوعی راه متفاوتی از ساخته‌های «فرام سافتور» در پیش بگیرند. تم بازی در واقع اصلی‌ترین تفاوت Code Vein را با آثار پیشین رقم می‌زند و از این نظر تجربه‌ی متفاوتی ارائه می‌دهد. داستان نیز تحت تأثیر همین موضوع، بازیکن را در دنیای فانتزی زیبایی غرق می‌کند و از نظر روایی هم تفاوت‌های عمده‌ای با منبع الهامات خود دارد. به عبارتی دقیق‌تر Code Vein در روایت داستان، از شیوه‌ی مستقیم و گاه مبهم آثار انیمه ای پیروی می‌کند که شخصیت‌های منفی و مثبت جالبی را در بطن ماجرا جای داده و از پتانسیل هر یک نهایت بهره را می‌برد. هرچه باشد انتخاب چنین تم و حالتی برای بازی مستلزم رعایت بایدها و نبایدهایی است که سازندگان Code Vein به‌خوبی از آن‌ها آگاه بوده و در عمل به کار بسته‌اند. برای بررسی داستان Code Vein، ناگزیر باید گریزی به انیمه‌هایی زد که دنیای آن‌ها شباهت‌های غیرقابل انکاری با اثر مذکور دارد.

یکی از این آثار، «پایان جهان» معروف به اسرافیل پایانی است که در ادامه بیشتر به آن خواهیم پرداخت. اما آنچه که باعث وقوع اتفاقات و بستر شکل گیری داستان در Code Vein شده، پدیده‌ی تکراری و کلیشه‌ای آخرالزمان است! بازی از همان ابتدا با رعایت اصول و استانداردهای یک عنوان نقش آفرینی، قهرمان دلخواه و شخصی سازی شده را وارد ماجرا می‌کند. شخصیتی که حتی ریزترین جزئیات آن به دلخواه شما سر و شکل می‌گیرد و هر لحظه که اراده کنید می‌توانید از صفر تا صد آن را دوباره طراحی کنید. به هرشکل در اثر یک سری فعل و انفعلات وحشتناک که خیلی توضیحی درباره‌ی آن داده نمی‌شود در آینده‌ای نه چندان دور، آخرالزمان روی داده و نسل بشر را با خطر انقراض مواجه کرده است. شخصیت اصلی و اغلب کسانی که در طول داستان با آن‌ها همراه می‌شوید در قالب موجوداتی نامیرا و از گوربرخاسته که در دنیای بازی با عنوان Revenant شناخته می‌شوند به زندگی برگشته اما این حیات دوباره تبعات سنگینی درپی داشته و زندگی متفاوتی به آن‌ها بخشیده است. این بازماندگان هیچ تجسمی از گذشته ندارند و خاطرات خود را از دست داده‌اند. ادامه‌ی حیات آن‌ها وابسته به خون است و اگر نتوانند از خون تغذیه کنند به موجوداتی پوچ و هیولاصفت به نام «گم‌شده» (Lost) تبدیل می‌شوند که به نوعی حکم Hollows دنیای سولز را دارند.

نقد بازی Code Vein

امکانات بسیار زیادی برای خلق کردن و شخصی سازی شخصیت اصلی وجود دارد

در چنین دنیایی که نصف آن توسط موجودات وحشتناک و نصف دیگر آن توسط خون آشام‌ها احاطه شده انسان‌هایی نیز وجود دارند که سعی می‌کنند از هر دو طرف دوری کنند. البته بازماندگان داستان برای ادامه‌ی حیات خود به جای تعذیه از خون انسان‌ها راه دیگری یافته‌اند که آن استفاده از درخت‌های سفید رنگی است که با جذب یک قطره‌ی خون، بارور شده و میوه‌های خونین می‌دهد. با این پیش زمینه،‌ داستان از جایی آغاز می‌شود که شخصیت اصلی مثل دیگر بازماندگان حافظه‌ی خود را از دست داده و در کنار دختری سفید‌پوش به نام Io به هوش می‌آید. دنیایی رو به زوال که انتظار اتفاقی هولناک‌تر را می‌کشد در انتظار او و شما است. اندک انسان‌های باقی مانده توسط گروهی متخاصم از خون آشام‌ها به گروگان گرفته می‌شوند و از خون آن‌ها تغذیه می‌شود. قهرمان داستان به‌عنوان نوعی خاص از زنده‌شدگان با توانایی‌هایی مهم، برگزیده شده برای انجام هدفی بزرگ به همین دلیل به دسته‌ای از خون آشام‌ها ملحق می‌شود که اعضای آن ازشخصیت های جالبی تشکیل شده.

شخصیت‌هایی که هرکدام داستان و پیشینه‌ی مخصوص به خود را دارند و بازیابی خاطرات آن‌ها از وظایف شما است. داستان Code Vein کمی مبهم است، در عوض روایتی مستقیم و سرراست دارد. بیشتر داستان به شکلی سنتی و در خلال میان پرده‌های پرتعداد و طولانی بازی روایت می‌شود تا بازیکن به مرور در جریان کلیات ماجرا قرار بگیرد. همچنین یک سری جزئیات مابین دیالوگ‌ها و گفتگوهایی که میان شخصیت‌ها صورت می‌گیرد و مهم‌تر از آن با بررسی خاطرات دیگران به مخاطب منتقل می‌شود که آگاهی از آن دقت بسیاری می‌طلبد. البته نمی‌توان از این حقیقت چشم‌پوشی کرد که داستان Code Vein از کلیشه‌های رایج رنج می‌برد و کمی هم در شخصیت‌پردازی دچار مشکل شده با این حال سازندگان شرقی بازی تا حدودی توانسته‌اند با ایده‌های جالب خود از این سناریوی تکراری، داستان مخصوص به خود را با تمام تفاوت‌هایی که با آثار مشابه غربی دارد روایت کنند.

نقد بازی Code Veinنمایی از هاب بازی یا Home Base که محلی برای خرید و فروش و تعامل با دیگر شخصیت‌ها است

از گور برخاسته!

در بخش‌های قبلی به تعداد از اصطلاح SoulsLike استفاده کردیم اما درست در این قسمت از نقد است که این واژه معنا پیدا می‌کند؛ یعنی در توصیف گیم‌پلی! سیستم مبارزات Code Vein دقیقاً از سری سولز گرفته شده اما همانند Bloodborne تفاوت‌هایی نیز دارد. به‌عنوان مثال امکان حمل سپر با یک دست و دفع ضربات به وسیله‌ی آن وجود ندارد و آگه بخواهید ضرباتی را که به سمت شما روانه می‌شود دفع کنید باید از همان اسلحه‌هایی استفاده کنید که با استفاده‌ی از آن به دشمنان حمله می‌کنید. اما اصلی‌ترین تفاوت Code Vein در مقایسه با آثار میازاکی در بخش بالایی سمت راست تصویر نمایان می‌شود. وجود یک نقشه که اتفاقاً کمک شایانی در پیشروی به بازیکن می‌کند. شاید وجود یک نقشه در HUD بازی برای طرفداران این‌گونه بازی‌ها تعریف شده نباشد اما همچنان این خود شما هستید که باید با گشت و گذار در محیط و سرکشی از قسمت‌های مختلف نقشه راه خود را پیدا کنید. . نقشه‌ی Code Vein از مناطق به هم پیوسته‌ای تشکیل شده که دنیای واحدی را شکل می‌دهند. مناطق نسبتاً کوچکی که دنیایی بزرگی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهند. قاعده‌ی گشت و گذار و طراحی مراحل نیز از همان فرمول آثار سولزبورنی تبعیت می‌کند. هر منطقه شامل سیاهه‌ای از دشمنان و نهایتاً یک غولآخر است که در این بین نقطه‌هایی برای استراحت، ذخیره بازی و اعمالی از این دست در نظر گرفته شده که در اینجا Mistle نامیده می‌شود. Mistleها حکم بن‌فایرهای دنیای سولز را دارند و با استفاده از آن‌ها می‌توانید سطح شخصیت خود را ارتقاء دهید، از مکانی به مکان دیگر تلپورت کنید، سلامتی خود را بازیابی کنید و غیره که پیش‌تر نمونه‌های آن را در آثار مشابه دیده بودیم.

نبرد به سبک میازاکی!

مبارزات بازی جذاب و عمیق است و انتخاب‌های گوناگونی برای مواجه و از میان برداشتن دشمنان به بازیکن می‌دهد. امکان حمل دو نوع سلاح به‌طور همزمان وجود دارد که جابه‌جایی میان آن‌ها خیلی سریع و با فشردن کلیدی صورت می‌گیرد. تعداد و تنوع اسلحه‌ها قابل توجه است و با توجه به کلاس‌بندی آن‌ها می‌توانید خط‌ مشی کلی مبارزات را تعریف کنید. به‌هنگام رویارویی با دشمنان می‌توانید ضربات آنان را با واکنشی سریع در اصطلاح Parry کنید. بدل ضربات دشمنان با کلید مخصوص به خود (در اکس باکس که نسخه‌ی بررسی ما بود دکمه‌ی LT) انجام و تمام کننده‌ی زیبایی به‌دنبال آن اجرا می‌شود. همچنین می‌توان جا خالی داد، خود را به پشت دشمنان رساند و با حرکتی تمام کننده کار را تمام کرد. عکس العمل‌های کند دشمنان به شما این فرصت را می‌دهد که به‌راحتی چنین فنونی را در بازی پیاده و اجرا کنید! البته از طرفی انجام هیچ‌یک از این موارد به خوبی و ظرافت بازی‌های میازاکی امکان‌پذیر نیست و حتی حرفه‌ای‌ترین بازیکنان نیز می‌توانند در محاسبات خود مثلاً به هنگام Dodge کردن اشتباه کنند. با از بین بردن دشمنان، بسته به نوع آن‌ها اعتبار رایج در بازی که Haze نام دارد به دست می‌آید. مشابه سری سولز با هربار کشته شدن اندوخته‌های شما از دست می‌رود و مجدداً امکان بازیابی آنها وجود دارد. با جمع‌آوری و استفاده از Haze می‌توان شخصیت را ارتقاء داد یا سلاح و لباس خرید. متاسفانه سیستم ارتقای شخصیت همچون آثار فاخر این سبک امکان شخصی‌سازی را در اختیار بازیکن قرار نمی‌دهد و با افزایش هر سطح همه‌ی زیرشاخه‌ها ارتقاء می‌یابند.

نقد بازی Code Veinاین به ظاهر بوته‌های درخشان که Mistle نام دارند، حکم بنفایرهای سری سولز را دارند!

متاسفانه هوش‌مصنوعی دشمنان بسیار سطحی عمل می‌کند و الگوی مبارزه‌ی هرکدام بعد از یک رویارویی تا پایان تغییری نمی‌کند. این عملکرد سطحی ضربه‌ی جدی به ارزش مبارزات و ایضاً سطح چالش بازی وارد کرده و موردانتقاد بازیکنان همه فن حریف است! با بررسی المان‌های نقش‌آفرینی بازی به نتایج امیدوار کننده‌ای می‌رسیم. در ابتدا می‌توانید شخصیت موردنظر خود را طراحی کنید. امکاناتی که بازی در این بخش به شما می‌دهد از کلیات تا جزئیات را شامل می‌شود. جنسیت، چهره، رنگ پوست، چشم، مو و تقریباً هرچیزی که در ظاهر شخصیت خود مشاهده می‌کنید قابل شخصی سازی است. همچنین یک سری آیتم‌های تزئیناتی نیز وجود دارد که بسته به سلیقه و خلاقیت خود می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. البته محدودیتی برای استفاده از این آیتم‌ها وجود دارد و از حد مشخصی فراتر نمی‌رود. کلیه آیتم‌ها و اجزای موجود در بازی کلاس‌بندی مخصوص به خود را دارند که البته این از ضروریات یک بازی نقش‌آفرینی است. شخصیت‌های حاضر در بازی نیز از این قاعده پیروی می‌کنند. کلاس هر خون‌آشام در دنیای بازی اصطلاحاً Blood Code نامیده می‌شود. هر یک از این Blood Code ها یک سری قابلیت و ویژگی‌های برتر را شامل می‌شوند که امکان استفاده از همه‌ی آن‌ها برای شخصیت اصلی وجود دارد.

به عنوان مثال می‌توان سطح سلامتی یا استقامت را افزایش داد یا بر قدرت‌ تخریب ضربات افزود. از دیگر ویژگی‌های مهم در بازی، گیفت‌ها Gift هستند که شما را به مهارت‌های ویژه‌ای مجهز می‌کنند. مثل تمام کننده‌های مرگبار، پرتاپ کردن آتش به سمت دشمنان، جابه‌جایی‌های سریع و مواردی از این دست که در عمل نیز حسابی به کار می‌آیند. نوار Focus معیار و ملاک شما برای استفاده از مهارت‌های ویژه به حساب می‌آید و بهتر است همواره به فکر پرکردن آن باشید. متاسفانه همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد هوش مصنوعی ضعیف ضربه بدی به ارزش مبارزات وارد کرده و از هیجان آن کاسته است. حتی درجه‌ی سختی بازی نیز تحت تأثیر همین ضعف از تعادل خارج شده و در ادامه با قوی‌تر شدن شخصیت اوضاع بدتر هم می‌شود. این مشکل در مواجه با غولآخرها نیز احساس می‌شود و از بین بردن آن‌ها معمولاً چالش جدی برای بازیکن به‌شمار نمی‌آید. حتی اگر خیلی حرفه‌ای نباشید با دو سه بار مردن روش و قلق از بین بردن هرکدام دست‌تان می‌آید و اگر همراهی داشته باشید که اصولاً در چند ثانیه کار غولآخر تمام است! متاسفانه باید اعتراف کرد که اگر به دلیل علاقه به ساخته‌های میازاکی و غولآخرهای فراموش نشدنی سری سولز به سراغ Code Vein رفته‌اید خیلی زود از این بابت ناامید خواهید شد. نهایتاً به همه‌ی مشکلاتی که اشاره شد عملکرد ضعیف و اعصاب خردکن دوربین را هم اضافه کنید.

نقد بازی Code Veinتنوع و کاربرد گیفت ها هیجان مبارزات را بالا برده است!

برخیز و دنیا را نجات ده!

Code Vein را می‌توان به تنهایی یا با کمک یک یا دو همراه تجربه کرد. این همراه می‌تواند اجباری از سوی سازندگان و در بخش‌هایی از بازی به شما تحمیل شده باشد، یا کمکی باشد که خود شما از بین شخصیت‌های موجود و به کنترل هوش‌مصنوعی انتخاب می‌کنید. شخصیت‌هایی که می‌توانند به شما یاری برسانند هرکدام کلاس مخصوص به خود را دارند. کلاس‌های موجود شامل مواردی چون Fighter، Ranger و Caster می‌شود. هرکلاس قابلیت‌های مخصوص به خود را دارد و اسلحه و روش مبارزات آنان با یکدیگر متفاوت است. به عنوان مثال «میا» (Mia Karnstein) از نوعی Rifle خاص استفاده می‌کند که علاوه بر مبارزات تن به تن امکان شلیک و نابودی دشمن از فواصل دورتر را نیز دارد، یا «لوییس» (Louis) که با سلاح سرد مخصوص خود به دشمنان یورش می‌برد و امکان استفاده از مهارت‌های ویژه‌ای همچون Revive ability را دارد. همراهی هرکدام لطف مخصوص به خود را دارد و اگر مهارت لازم برای پیشروی در بازی را نداشته باشید به شما کمک شایانی می‌کند.

آن‌ها می‌توانند به هنگام ضرورت از نوار سلامتی خود بکاهند و به میزان سلامتی شما اضافه کنند یا اگر از مهارت‌های ویژه استفاده کردند قدرت خود را با شما تقسیم کنند. روش بعدی اتصال به سرورهای بازی و کمک گرفتن از دیگر بازیکنان است. با وارد شدن به منوی Multiplayer می‌توان به دنیای دیگران سیگنال فرستاد و از آن‌ها یاری طلبید. یا به عکس، درخواست کمک دیگران را جستجو کرد و به دنیای آنان وارد شد؛ تقریباً مشابه آن‌چه که پیش‌تر در آثار فرام سافتور دیده بودیم. گفتنی است این همکاری نهایتاً با شکست دادن غولآخر هر منطقه به پایان می‌رسد و هرکس به دنیای خود پای می‌گذارد. البته تجربه‌ی بازی به صورت کواپ آنلاین مشکلاتی نیز ایجاد می‌کند که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد اما به‌طور کلی استفاده از یک یار کمکی به‌خصوص برای بازیکنان مبتدی می‌تواند انتخاب خوبی باشد؛ هرچند توصیه می‌شود حتی الامکان به تنهایی بازی کنید تا چالش واقعی اثر را از دست ندهید.

نقد بازی Code Veinبا استفاده ار Mistleها براحتی می‌توانید به مناطق مختلف بازی سفر کنید

ملغمه‌ای از خاکستر و خون!

از نظر بصری دنیای Code Vein سرشار از تناقضات ریز و درشت است! ابعاد هنری بازی هر بیننده‌ای را مجذوب خود می‌کند اما به رقم تم گرافیکی خاصش از نظر فنی به جز در مواردی حرفی برای گفتن ندارد. طراحی شخصیت‌ها خوب و تنوع محیط‌ بالا، نزدیک به آثار میازاکی است. با این حال مشکلاتی نظیر «پاره پاره شدن تصویر» Screen Tearing و کاهش سرعت فریم به‌صورت مشهود احساس و غالباً بر تجربه‌ی بازی تأثیر منفی می‌گذارد. بازی در کنسول‌های پایه با سرعت فریم ۳۰ اجرا می‌شود و این رقم در کنسول‌های بین نسلی به عدد ۶۰ می‌رسد اما شرایط ناپایدار سرعت فریم در همه‌ی پلتفرم‌ها به خصوص در کنسول‌ها به نسبت وجود دارد و در صحنه‌های شلوغ‌تر با شدت گرفتن مبارزات حسابی دردسر ساز می‌شود. همچین سطح متوسط جزئیات در طراحی زره و لباس شخصیت‌ها و البته گوشه و کنار محیط بازی ممکن است باعث دلسردی شود و از زیبایی‌های دنیای بازی بکاهد. از طرفی تنوع قابل‌قبول محیط و مناطقی که به آن‌ها سفر می‌کنید از تکراری شدن بازی جلوگیری می‌کند، ولی متاسفانه تنوع دشمنان و موجوداتی که سر راه شما قرار می‌گیرند به نسبت کمتر است. نورپردازی نیز در سطح قابل‌قبولی قرار دارد و نقد خاصی به آن وارد نیست اما به طور کلی Code Vein به‌همان اندازه که می‌تواند به لطف تم و ظاهر گرافیکی خاصش شما را مجذوب خود کند، با مشکلات فنی تأثیرگذار و برخی کم کاری‌ها در جزئیات حسابی ناامیدتان می‌کند.

این ناامیدی با عملکرد سمعی بازی کامل‌تر هم می‌شود. صداگذاری محیطی و صداپیشگی شخصیت‌ها به خصوص برای زبان انگلیسی هرگز شایسته عنوانی نیست که در بازارهای جهانی عرضه شده و مانند بسیاری از آثار شرقی غیرقابل قبول است. با این حال شرایط برای زبان ژاپنی بهتر است و هماهنگی بیشتری احساس می‌شود. موسیقی نیز در بازی عملکرد دوگانه‌ای دارد! معمولاً موسیقی خاصی شنیده نمی‌شود مگر به هنگام مبارزات که ناگهانی پخش و مجدداً قطع می‌شود. از طرفی تنوع بالایی در این زمینه وجود ندارد و بیشتر قطعات یکسانی به گوش می‌رسد. عدم هماهنگی موسیقی با ریتم و جریان کلی بازی نیز مزید بر علت شده تا این بخش نتواند عملکرد راضی کننده‌ای از خود داشته باشد در صورتیکه از آثار شرقی انتظارات به مراتب بالاتر است. البته گاهی موسیقی بازی خودی نشان می‌دهد و مثلاً به هنگام مبارزه با غولآخرها حسابی غافلگیرتان می‌کند اما نتیجه‌ی کلی کار پایین‌تر از سطح انتظار است.

نقد بازی Code Veinدر خاطرات دیگران قدم بزنید و به موسیقی دلنشین این بخش گوش دهید

اسرافیل پایانی

در رابطه با Code Vein بیش از هر چیز پتانسیل به هدر رفته‌ی بازی است که نشان از تجربه‌ای به مراتب بهتر و کامل‌تر دارد. با این حال می‌توان گفت اثر جدید سازندگان God Eater تا حدودی مسیر متفاوتی برای خود در پیش گرفته و با استفاده از تم انیمه‌ی فانتزی، فراتر از یک کلون ساده‌ی سولزبورنی ظاهر شده است. در کل Code Vein بازی خوبی است اما کامل و خالی از ایراد هم نیست؛ با تمرکز بیشتر به‌روی داستان و رفع مشکلات سمعی بصری، قطعاً می‌توانستیم شاهد ظهور یک فرنچایز قوی و خوش آتیه برای کمپانی Bandai Namco باشیم. با این وجود اگر به آثار «فرام سافتور» From Software و انیمه‌های ژاپنی علاقه دارید از تجربه‌ی Code Vein نیز غافل نشوید!

 

Verdict
Platform : Xbox One – Score : 7/10
About Code Vein, the game’s wasted potential is more than anything else, indicating a far better and more complete experience. However, it can be said that the new work of the creators of God Eater has taken a very different path, and with the use of anime fantasy themes, it has appeared beyond a simple Soulsborn clone. Overall Code Vein is a good game, but it’s not without any problems, with more focus on storytelling and remove the visual-audio troubles, we could certainly see the emergence of a strong, well-established franchisee for Namco. however, if you interested in Japanese animations and from software games, don’t forget to play Code Vein

(این نقد بر اساس نسخه منتقدین بازی نوشته شده که توسط توسعه دهندگان بازی در اختیار دنیای بازی قرار گرفته است.)

سیاهچاله‌ها نیز در بازی حضور دارند اما از طراحی خوب و پیچیدگی لازم برخوردار نیستند!

کارکرد کلی بخش چندنفره‌ی بازی مشابه سیستمی است که پیش تر در آثار فرام سافتور دیده بودیم!

مبارزه با اغلب غولآخرها از عمق و هیجان کافی برخوردار نیست!

یک حالت آموزشی برای بازیکنان مبتدی در نظر گرفته شده است!

مبارزه با این غولآخر عظیم الجثه در کلیسا شما را به یاد کدام بازی می‌اندازد؟!

صفحه 2 از 201
قبلی 12345678910 بعدی 203040...«