عکس بازیگران

آرتیست 1 | تصاویر بازیگران | عکس هنرمندان

  • تاریخ : 10ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 10 بازدید

سرویس PlayStation Vue به‌زودی به پایان خود خواهد رسید و سونی برنامه‌ای برای انتقال آن به نسل بعد ندارد. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، به‌نظر می‌رسد که سرویس PlayStation Vue کمپانی سونی جایی در کنسول نسل بعد یعنی پلی‌استیشن ۵ نخواهد داشت. پس از اینکه شایعات زیادی در این رابطه در طی این هفته شنیده می‌شد، سونی امروز به‌صورت رسمی اعلام کرد که سرویس استریم تلویزیونی این شرکت یعنی PlayStation Vue در طی چند ماه آینده تعطیل خواهد شد. آن‌ها تاریخ دقیق ۱۰ بهمن را برای این خاموشی اعلام کرده‌اند. آقای جان کدرا در این رابطه اعلام کرد:

متاسفانه، صنعت پویا و رقابتی تلویزیون پولی با محتوای گران‌قیمت و قردادهای شبکه‌ای، بسیار کندتر از آن‌چیزی که ما انتظار داشتیم در حال تغییر است. به‌همین خاطر ما تصمیم گرفتیم که روی تجارت اصلی خودمان یعنی بازی متمرکز شویم.

PlayStation Vue چهارسال پیش به‌منظور جایگزینی سرویس‌های فعلی کابلی و بسته‌های اشتراک ماهواره‌ای شروع به‌کار کرده بود. اما ظاهرا تلاش سونی برای کسب درآمد از این طریق مثمر ثمر نبوده است و دیگر کمپانی چندان روی Vue حساب نمی‌کند.

حال کاربران زیادی که از این سرویس استفاده می‌کردند باید به دنبال جایگزین مناسب باشند. زیرساخت سرویس PlayStation Vue به عقیده کاربرانش برای مشاهده برنامه‌های تلویزیونی و مسابقات ورزشی مناسب بود و با این حال باید با این حقیقت که سرویس به‌زودی به پایان راه خود خواهد رسید، کنار بیایند. تعطیلی این سرویس علاقه‌مندان را به یاد پلی‌استیشن ویتا می‌اندازد و احتمال زیاد هیچ‌گاه دیگر شاهد یک کنسول دستی از جانب این کمپانی نخواهیم بود. خوشبختانه نسل بعد به‌زودی از راه می‌رسد و کنسول موردانتظار پلی‌استیشن ۵ قرار است که در تعطیلات ۲۰۲۰ عرضه شود.

  • تاریخ : 10ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 10 بازدید

شبکه HBO دستور ساخت پیش‌درآمدی بر اساس کتاب «آتش و خون» اثر جورج آر. آر. مارترین، تحت نام House of the Dragon را داده است. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون، با دنیای‌بازی همراه باشید.

بعد از لغو شدن پیش‌درآمد «بلادمون» از مجموعه «بازی تاج و تخت»، شبکه HBO دستور ساخت پیش‌درآمدی دیگر تحت نام House of the Dragon را داد. این پیش‌درآمد روایت‌گر داستان خاندان «تارگریان»، ۳۰۰ قبل از حوادثِ مجموعهِ «بازی تاج و تخت» است. «میگل سپاچنیک» که قبلا وظیفه کارگردانی تعدادی قسمت‌های مجموعه «بازی تاج و تخت» را داشته است، قرار است قسمت پیلوت یا آغازین این پیش‌درآمد را کارگردانی کند.

این پیش‌درآمد قرار است یک مجموعه ۱۰ قسمتی باشد. جورج آر. آر. مارتین درکنار Ryan Condal سازندگان این مجموعه هستند. «سپاچنیک» و Ryan Condal درکنار شورانر بودن این مجموعه، به همراه Vince Geradis وظیفه تهیه‌کنندگی این مجموعه را نیز برعهده دارند.

این مجموعه اولین همکاری «سپاچنیک» با HBO به صفت تهیه‌کننده و شورانر خواهد بود. «سپاچنیک» قبلا ۶ قسمت از مجموعه «بازی تاج و تخت» منجمله قسمت‌های «هاردهوم»، «نبرد حرامزاده‌ها» و «بادهای زمستان» را کارگردانی کرده است.

مدیر برنامه‌ریزی HBO، یعنی Casey Bloys در رابطه با این پیش‌درآمد چنین می‌گوید:

دنیای «بازی تاج و تخت» از لحاظ داستان‌گویی بسیار غنی است. در این پیش‌درآمد قصد داریم تا ریشه‌های خاندان «تارگریان» را به کمک «جورج»، «میگل» و «رایان»؛ کاوش کنیم.

  • تاریخ : 10ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 17 بازدید

لانچ تریلر بازی کامپیوتر Red Dead Redemption 2 حدود یک هفته مانده به عرضه آن، منتشر شد و علاقه‌مندان می‌توانند نگاه جدیدی به زیبایی‌های جهان حیرت انگیز ساخته راک استار بیندازند. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، بالاخره بازی کامپیوتر Red Dead Redemption 2 بعد از شایعات بسیار هفته آینده منتشر خواهد شد. آخرین ساخته استودیو راک‌استار (Rockstar) یک شگفتی تمام عیار روی کنسول‌ها بود و همین هم انتظارات را از استودیو برای تحویل یک اثر باکیفیت و خارق العاده روی کامپیوتر بالا می‌برد. امروز طرفداران توانستند نگاه تازه‌ای به این بازی توسط لانچ تریلر جدید آن داشته باشند. تریلر این بازی خارق‌العاده را در ادامه می‌توانید مشاهده کنید.

دانلود از آپارت

جالب است بدانید که راک‌استار منطقه Guarma را برای نمایش انتخاب کرده‌ است و بازهم گروهی را می‌بینیم که طی تعطیلات در حال عبور از جزیره‌ای هستند که قبل از انتشار نسخه اصلی بازی، ناشناخته بود. بنابراین در حالی که بسیاری از بازیکنان به‌ احتمال زیاد از این سفر و مقصدش مطلع هستند، عجیب است که بازهم آن را در تریلر مشاهده می‌کنیم. Guarma به اندازه سفر جان مارستون به مکزیکو در نسخه اصلی بازی تاثیرگزار نبود، اما بازهم دیدن تغییرات جلوه‌های بصری در نسخه کامپیوتر بازی خالی از لطف نیست.

نکته اصلی اینجاست که هرچقدر که بازی خوب به‌نظر برسد به معنای کم کردن ارزش نسخه کنسولی بازی نیست. قبلا هم می‌دانستیم که پورت بازی روی کامپیوتر واقعا شگفت‌انگیز به‌نظر می‌رسد. این نرخ فریم روان باعث می‌شود که صبر و تحمل بازیکنان لبریز شود و می‌توان که صبری که تا به امروز کرده‌ایم، کاملا ارزشش را داشته است. هرچند برای تجربه چنین کیفیتی باید هزینه کنید و گفتنی است که حدود ۱۵۰ گیگ برای نصب بازی فضا نیاز دارید. امیدواریم که برنامه‌ای برای تجربه دیگر بازی‌ها در این ماه نداشته باشید، چرا که RDR2 فضای چندانی برای دیگر بازی‌ها نخواهد گذاشت.

مثل همیشه می‌توانید بازی را پیش خرید کرده و وارد دوره پری‌لود بازی شوید. بازی کامپیوتر Red Dead Redemption 2 در تاریخ ۱۴ آبان مصادف با ۵ نوامبر عرضه خواهد شد.

  • تاریخ : 10ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 19 بازدید

سونی طی اقدامی نام تجاری ۵ کنسول آینده خود را در کشور ژاپن به ثبت رساند. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای‌بازی همراه باشید.

امروزه برند پلی‌استیشن جایگاهش را در میان اکثریت مردم محکم کرده است؛ که اکثریت مردم آن را مدیون موفقیت عظیم پلی‌استیشن ۲ می‌دانند. یقینا کنسول پلی‌استیشن ۴ با بازی‌های انحصاری خارق‌العاده‌اش نشان داد که این شرکت چقدر به این صعنعت زیبا اهمیت می‌دهد. از همین سبب است که سونی، نام تجاری ۵ کنسول آینده‌اش را در کشور ژاپن ثبت کرده است.

پلی‌استیشن ۶، پلی‌‌استیشن ۷، پلی‌استیشن ۸، پلی‌استیشن ۹ و پلی‌استیشن ۱۰، نام تجاری ۵ کنسول آینده شرکت سونی هستند. ممکن است این کار کمی عجولانه‌ به نظر برسد؛ اما اینطور نیست. در واقع نام تجاری کنسول نسل نهمی سونی یعنی پلی‌استیشن ۵، سال ۲۰۰۶ به ثبت رسیده بود؛ دقیقا همان سالی که نام تجاری پلی‌استیشن ۴ به ثبت رسید.

از طرفی دیگر ثبت نام‌های تجاری کنسول‌ها و سیستم‌های آینده سونی، قدرت و اعتماد به نفس این شرکت را نشان می‌دهد. حتی فکر کردن در مورد آینده این کنسول‌ها، جاه‌طلبانه به نظر می‌رسد؛ و تصور اینکه کنسول پلی‌استیشن ۱۰ قرار است چه چیزی را برایمان ارائه کند، در ذهن نمی‌گنجد. کنسول نسل نهمی سونی، یعنی پلی‌استیشن ۵  قرار است اواخر سال ۲۰۲۰ روانه بازار شود. در همین راستا پیشنهاد می‌کنم این مقاله مفصل درباره پلی‌استیشن ۵ را از دست ندهید.

  • تاریخ : 9ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 11 بازدید

فقط یک امضا کافی است تا خیالمان از بابت محتوای نهایی راحت باشد. این یک تفکر و اتفاقی کاملا عادی برای عموم مردم است. کیفیت محتوای یک محصول قبل از دیدن یا خواندن و حتی گوش دادن به آن به خیلی از مسائل مربوط می شود که مهم‌ترین آن امضای کسی است که پای محصول نهایی خورده است. حتی اگر هیچ اطلاعی از محتوای محصولی نداشته باشید، اما وقتی که شناخت خوبی از سازنده، نویسنده یا طراح آن دارید قدم اول را برای خرید آن محکم‌تر خواهید برداشت.

بازی Death Stranding دقیقا شامل حال همین قضیه است، عنوانی که با توجه به نمایش‌های مختلف و عجیبی که از خود تا کنون ارائه داده است اما همچنان معلوم نیست که محصول نهایی چیست و کیفیت آن در چه حدی است اما اینجا فقط یک نکته است که باعث می‌شود ما قدم اول را محکم برداریم. بعله درست حدس زدید این قدم اول کسی که امضای ساخت این بازی بر روی آن خورده است، کارگردان افسانه‌ای، خالق مجموع بازی‌های «متال گیر سالید» Metal Gear Solid آقای «هیدئو کوجیما» Hideo Kojima امضای خود را بر روی این بازی زده است. پس می‌توانیم قدم اول را با خیالی راحت برداریم و نگاهی داشته باشیم به آخرین ساخته این کارگردان تاثیرگذار و دوست داشتنی صنعت بازی‌های ویدیویی، با ما همراه باشید.

 

پیش نمایش بازی Death Stranding

پیش نمایش بازی Death Stranding


آرام آرام بدون صدا و بدون نفس

وقتی که کوجیما کونامی را ترک کرد بسیاری بر این فکر بودند که مقصد بعدی کوجیما کجا خواهد بود؟ سرنوشت P.T و مهم‌تر از همه چه بر سر متال گیر سالید‌ها خواهد آمد. اما عجیب‌تر از آن آخرین ساخته کوجیما یعنی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain است که ما را بیشتر متعجب‌تر کرده و البته نسبت به کار‌های بعدی خود محتاط‌تر.جدایی کوجیما از کونامی و برابر با آن جدایی کوجیما از متال گیر به مانند جدا افتادن پدر از فرزندش بود. با این حال چاره‌ای هم نبود، سرنوشت چنین رقم زده و هم کوجیما و هم طرفداران او و متال گیر مجبور بودند به این جدایی تن بدهند.

عنوان P.T فقط در حد یک بازی ناقص باقی ماند و سرنوشت آن نیز در حاله‌ای از ابهام قرار گرفت. ناراحت کننده بود، مخصوصا برای ما مخاطبین بازی‌های ویدئویی که یقین داشتیم که دست کوجیما از رسیدن به آن بازی‌ها کوتاه است. مخصوصا P.T که به شدت مورد توجه گیمر‌ها قرار گرفت و از همه مهم‌تر این مهم بود که دانستیم کوجیما اگر بخواهد یک اثری به غیر از متال گیر‌ها بسازد چنین چیزی را تحویل می‌دهد. داستان جدایی کوجیما از کونامی برای همیشه به مانند یک علامت تعجب و سوال در ذهن علاقه‌مندان به این صنعت باقی خواهد ماند، اما عجیب‌تر از آن آخرین ساخته کوجیما یعنی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain است که ما را بیشتر متعجب‌تر و البته دید ما را نسبت به کار‌های بعدی خود محتاط‌تر نیز کرده است.

پیش نمایش بازی Death Stranding

با لودنس آشنا شوید! شخصیتی که از لوگوی استودیوی Kojima Productions رونمایی کرد و حالا انگار باید منتظر باز شدن پایش به بازی Death Stranding باشیم.

بعد از جدایی کوجیما از کونامی، سوالات بسیار زیادی در این باره که مقصد بعدی کوجیما کجا خواهد بود و این که آیا اصلا قصد  بازی‌سازی را دارد و آیا درصدد ساخت یک استدیو مستقل است یا خیر؟ و مهم‌تر این که کوجیما بعد از جدایی از فرزند خویش (متال گیر سالید) چه رویه‌ای در پیش خواهد گرفت که سرانجام مشخص شد که وی به سونی پیوسته است و البته استدیو مستقل خود را با نام Kojima Purodakushon بنا نهاده است.

کوجیما مجددا پیش دوست و یار همیشگی خود سونی بازگشته است و بهتر از هر کسی می‌داند که سونی این آزادی عمل را به او خواهد داد  تا ایده جدید خود یا به عبارتی بازی جدید خود را به‌دور از هر گونه دغدغه‌ای بسازد. این اتفاق رخ داد و در مراسم E3 سال ۲۰۱۶، کوجیما با شکوهی هر چه تمام بر روی استیج سونی حاضر شد و عنوان جدید خود را معرفی کرد. بازی Death Stranding برای اولین بار در این مراسم رونمایی شد و کوجیما که در ساخت و تدوین سکانس‌های سینمایی مهارت دارد با یک نمایش فوق‌العاده اعلام کرد که در حال ساخت بازی جدیدی به نام بازی Death Stranding است.

رشته‌های ارتباط را حفظ کنیم!

ارتباط در بازی Death Stranding در متن اصلی داستان قرار دارد. ارتباط بین انسان‌ها، سرزمین‌ها و شاید موجودات حاضر در بازی اولین دغدغه مخاطب خواهد بود. بعد از نمایش‌های متعددی که از بازی شاهد بودیم و البته یک پیام از طرف کوجیما که سرنخ‌هایی درباره داستان و کلیتی از هدف ما در بازی را بیان کرد توانستیم به این نتیجه برسیم که در بازی ما به دنبال برقرار ارتباط بین جامعه‌های داخل بازی هستیم.

کوجیما هدف کلی داستان بازی را در یک توییت به این شکل توضیح می‌دهد:

مردم «دیوارهایی» ساخته‌اند و به زندگی در انزوا عادت کرده‌اند. بازی Death Stranding نوع جدیدی از بازی اکشن است که در آن هدف گیمر متحد کردن دوباره‌ی شهرها و جامعه‌ای فروپاشیده است. تمام المان‌های این بازی از جمله داستان و گیم‌پلی با مضمون «طناب» Strand به یکدیگر متصلند. شما به عنوان «سم پورتر بریجز» Sam Porter Bridges سعی می‌کنید تا میان این بخش‌ها «پل» بسازید و با این کار، «طناب» یا ارتباطی جدید با دیگر بازی‌بازان سراسر جهان برقرار می‌کنید. امیدوارم در این تجربه اهمیت ارتباط با دیگران را درک کنید.

با توجه به همین جمله می‌توانیم به سرنخ‌هایی درباره داستان بازی پی ببریم. البته در این مقاله سعی نداریم بازی را تحلیل و تئوری ارائه دهیم بلکه فقط داشته‌هایمان را جمع و جور می‌کنیم. داستان در کشور ایالات متحده آمریکا رخ می‌دهد. دنیا و همچنین کشور آمریکا چند سال قبل ( آن طور که اشاره شده ۱۰ سال قبل از شروع بازی) تحت تاثیر یک انفجار بزرگ قرار می‌گیرد یک انفجار و اتفاقی ناشناخته که به طبع آن بخشی از خاک آمریکا از بین می‌رود و فقط بخش کوچکی از آن باقی مانده است که آن هم به مرور در حال نابودی است. وظیفه ما در نقش شخصیت بازی نجات دادن دنیا و آمریکا از وضعیت فعلی است.

«سم پورتر بریجز» Sam Porter Bridges شخصیت قابل بازی ما خواهد بود. آنطور که در یکی از تریلر‌ها از زبان او شنیدیم او یک «حمل کننده یا تحویل دهنده» است. در نمایش‌های بازی میبینیم که او جعبه‌های مختلف در اندازه و و شکل‌های مختلف را که به شکل مغناطیسی به همدیگر متصل شده‌اند را حمل می‌کند. در دیگر نمایش‌های بازی متوجه شدیم که سم جنازه‌ نیز حمل می‌کند. جنازه‌هایی کاملا بسته‌بندی شده. پس وظیفه اصلی او تحویل دادن خواهد بود اما تحویل چه و چه چیزی به صورت دقیق مشخص نیست. آن‌طور که از نمایش‌های بازی مشخص شده است سم از طرف رییس جمهور کشور آمریکا که یک زن، پیر شده و در بستر بیماری است این دستور را دریافت می‌کند. پیری رییس جمهور می‌تواند به علت وضعیت موجود در داستان بازی باشد( در ادامه توضیح داده خواهد شد).

پیش نمایش بازی Death Stranding

«سم پورتر بریجز» یکی از اعضای گروه BRIDGES که ماموریت ارتباط بین جوامع را بر عهده دارد.

  • به همراه هم و با گوش دادن به این ترک ادامه مقاله را مطالعه کنیم.
  • Low Roar-I’ll Keep Coming.MP3

سم اعتقادی به درست شدن اوضاع ندارد و بر این عقیده است که دنیا رو به نابودی است و کار از کار گذشته است اما رییس جمهور تاکید می‌کند که هنوز امید است مگر آن که سم تصمیم بگیرد و به انجام ماموریت خود بپردازد. از شواهد کار می‌توان فهمید که سم یکی از ارکان اصلی سازمان به حساب می‌آید و  راه نجات بشریت خواهد بود. این که چگونه سم ماموریت را پذیرفته است مشخص نیست اما اسم سازمان یا تشکیلاتی که سم در آن حضور دارد «بریجز» BRIDGES نام دارد.

این گروه اعضای متعددی دارند که هر کدام برای برقرار ارتباط و انجام این ماموریت راهی مناطق مختلف آمریکا می‌شوند. مناطقی که به گفته کویجما مردمانش دیوارهایی به دور خود ساخته‌اند به زندگی در انزوا گرویده‌اند. سم توانایی خاصی دارد، به مانند یک قدرت خاص، سم می‌تواند حضور موجودات نامرئی، یا سیاه رنگی که در بازی با نام BT شناخته می‌شوند را احساس کند. سم در جواب سوالی که پرسیده می‌شود آیا می‌تواند این موجودات را ببیند جواب می‌دهد نه فقط می‌تواند حضورشان را احساس کند.

پیش نمایش بازی Death Stranding

نمایی از سکوی متحرک پایگاه BRIDGES که قرار است زیاد به آن سر بزنیم.

ماموریت سم و بقیه اعضای سازمان بریجز برقراری ارتباط با سایر شهر‌ها هست. ارتباطی که با نام Strands در بازی معرفی شده است.

ماموریت سم و بقیه اعضای سازمان بریجز برقراری ارتباط با سایر شهر‌ها هست. ارتباطی که با نام Strands در بازی معرفی شده است.برقراری این ارتباط قوای مردمی و البته یکپارچگی را افزایش داده و مردم با این ارتباط بیشتر و بهتر و البته سازمان یافته می‌توانند در برابر اتفاق رخ داده مقاومت کرده و البته مجددا به بازسازی نسل بشریت بپردازند. برقراری ارتباط با شهر‌های مختلف رابطه مستقیمی با نحوه پیشروی شما در بازی خواهد داشت، هرچقدر ارتباط قوی‌تر و بیشتر باشد، عملکرد شما آسان‌تر خواهد شد یا به زبانی دیگر امکانات مناسبی برای ادامه بازی در اختیار خواهید داشت. اما بزرگ‌ترین کمک حال شما در طول بازی بیشتر از هر چیزی یک کودحک/نوزاد خواهد بود. یک کودک که بی‌گناه است و همین بی‌گناهی او است که جان شما را نجات خواهد داد.

پیش نمایش بازی Death Stranding

پیش نمایش بازی Death Stranding


تنوع بالای شخصیت‌ها

علاقه کوجیما به سینما برهیچ کس پوشیده نیست. همان‌طور که خودش بار‌ها به این موضوع اشاره کرده و البته با دیدن سکانس‌های بسیار حرفه‌ای کار شده او بر روی بازی‌های متال گیر سالید به واضح می‌توان به نبوغ او در ساخت صحنه‌های سینمایی با جزییات بالا پی برد. اما این‌بار کوجیما در بازی جدید خود از شخصیت‌های خیالی استفاده نکرده و به استفاده از بازیگران واقعی برای عنوان جدید خود رو آورده است. اتفاقی که علاقه بسیار زیادی برای انجامش داشت. در اولین نمایش بازی در E3 2016 شخصیت «نورمن ریداس» Norman Reedus در بازی معرفی می‌شود.

آقای نورمن ریداس به خاطر تیپ و ظاهر جذابی که دارد در کلیپ‌های مختلف موزیکال و تبلیغاتی حضور پیدا کرده است اما اوج شهرت و محبوبیت این بازیگر به خاطر سریال The Walking Dead است که باعث شد توانایی‌های این فرد در امر بازیگری بیشتر به چشم بیاید. نورمن ریداس در نقش سم، شخصیت اصلی بازی حضور دارد اما این تنها شخصیت سرشناس بازی نیست و تقریبا می‌توان گفت که کوجیما برای تمامی شخصیت‌های خود در بازی از چهره‌های نام آشنا و مطرح سطح جهان استفاده کرده است. مهم‌ترین و البته نام آشنا‌ترین چهره حاضر در بازی بدون شک «گیرمو دل تورو» Guillermo del Toro؛ برنده جایزه اسکار و خالق شاهکاری همچون «هزارتوی پن» است.کوجیما و آقای دل تورو از مدت‌ها قبل با هم رابطه خوب و نزدیکی داشتند اما این که قرار باشد این دو بخواهد در کنار هم دست به ساخت یک بازی بزنند، واقعا شگفت انگیز به نظر می‌رسد. ترکیبی از فانتزی و خیال‌پردازی‌های دل تورو با داستان سرایی بی‌نقص کوجیما، چه شود!

چهره‌های معروف دیگری در بازی حضور دارند که به معرفی آنها می‌پردازیم:

  • همان‌طور که گفتیم آقای نورمن ریداس در نقش شخصیت سم حضور خواهد داشت.
  • آقای گیرمو دل تورو در نقش Deadman در بازی حضور خواهد داشت.
  • آقای «نیکلاس ویندینگ رفن» Nicolas Winding Refn که از کارگردانان و فیلم‌نامه نویسان مطرح سینما است، در نقش Heartman در بازی حضور دارد.
  • آقای «مدس میکلسن» Mads Mikkelsen که از بازیگران چهره و به نام دانمارکی است. او در نقش «کلیف» Cliff  در بازی حضور دارد و می‌توان گفت بعد از سم، کلیف شخصیت اصلی داستان بازی است.
  • خانم «لیا سِدو» Lea Seydoux که در نقش شخصیت Fragile در بازی حضور دارد. خانم لیا از بازیگران به نام فرانسوی است که در فیلم‌ها و سریال‌های متعددی درخشیده است.
  • خانم «مارگارت کوالی» Margaret Qualley در نقش شخصیت MAMA در بازی حضور دارد. او نیز یک بازیگر و مدل اهل ایالات متحده آمریکا است.
  • آقای «تروی بیکر» که از محبوبیت بسیار بالایی به خاطر دوبله‌های زیادی که بر روی شخصیت‌های مختلف بازی‌های ویدئویی انجام داده برخوردار است، در نقش Higgs در بازی حضور دارد.
  • آقای «تامی ارل جنکینز»  Tommie Earl Jenkins  از بازیگران و صداپیشگان به نام آمریکایی است در نقش Die-Hardman در بازی ایفاش نقش خواهد کرد.
  • خانم «لیندسی واگنر» Lindsay Wagner در دو نقش حضور دارد. یک بار در ظاهر  Amelie و بار دیگر در نقش رییس جمهور آمریکا Bridget در بازی حضور خواهد داشت.
پیش نمایش بازی Death Stranding

مطمئنا حضور خانم لیا سِدو جذابیت‌های بصری بازی را دو چندان خواهد کرد.

استفاده از چهره‌های واقعی برای اولین بار نیست که در تاریخ بازی‌های ویدئویی انجام می‌شود، اما می‌توان گفت این اولین بار است که بازیگرانی در این سطح، با این میزان کیفیت و البته با تعداد زیاد در یک بازی ویدئویی حضور پیدا می‌کنند. استفاده از چهره بازیگران واقعی در بازی به نوبه خود موافقان و مخالفان زیادی پیدا کرده است. گروه موافق از توانایی و استعداد بازیگران در ایفای نقش خود و البته دیدن بازیگران محبوب خود در کالبدی جدید را نکته مثبت می‌دانند و گروه مخالف ایجاد حس همزادپنداری را با بازیگران در نقش یک شخصیت بازی ویدئویی سخت قلمداد می‌کنند. با این حال علاقه کوجیما به این موضوع و البته توانایی‌های او در خلق و استفاده از این بازیگران باعث شده که این حرکت تا به این‌جای کار مثبت و موفق شده باشد، لااقل از نمایش‌های بازی تا کنون که چنین برداشت می‌شود.

چه چیزی از گیم‌پلی می‌دانیم؟

حتما اگر به قاب مشخصات معرفی بازی در ابتدای مقاله توجه کرده باشید، من ژانر بازی را نامعلوم قرار دادم. دلیل این اتفاق بیشتر به نظر خود آقای کوجیما باز می‌گردد که از ابتدای معرفی بازی،اطلاعاتی که از داستان بازی داریم به مراتب بیشتر از گیم‌پلی بازی Death Stranding است. تاکید دارند که بازی Death Stranding یک ژانر جدید را معرفی می‌کند. نکته‌ای که خیلی‌ها به دنبال آن هستند و البته شاید مثل من جوابی برای آن پیدا نکردند. با این حال اگر با پیش فرض همیشگی به ژانر بازی توجه کنیم باید بگوییم که بازی Death Stranding یک عنوان جهان باز اکشن/ادونچر (ماجراجویی)/مخفی‌کاری است که درون مایه‌های ترس/وحشت را نیز در خود دارد. اما این که تاکید کوجیما بر تولید یک سبک جدید است از مواردی است که باید منتظر ماند تا بعد از تجربه بازی و کشف دقیق مساله به آن پرداخت. البته کوجیما چندین بار اشاره کرده است که ارتباط و مهم‌تر از آن برقراری ارتباط بین مخاطبین در بازی از اهمیت بالایی برخودار است و همین نکته نیز تولید کننده یک سبک جدید است. با همه این توصیفات اما اطلاعاتی که از داستان بازی داریم به مراتب بیشتر از گیم‌پلی این عنوان است.

پیش نمایش بازی Death Stranding

تجهیزات و امکانات متعددی بر روی لباس سم نصب خواهند شد.

 

یکی از مواردی که در بازی Death Stranding بیشتر از همه چیز مورد توجه قرار گرفت، راه رفتن‌های سم در طول نمایش‌های بازی بوده است. سم با محموله‌ای بر پشت در اکثر نمایش‌های بازی در حال راه رفتن است. به مانند یک کوه‌نورد از کوه بالا می رود و کلی وسایل مختلف با خود حمل می‌کند. از این رو در مقطعی بازی را شبیه ساز پیاده‌روی نیز نامیدند. اما آیا واقعا بازی این چنین است؟ همان‌طور که گفتیم بازی Death Stranding یک عنوان جهان باز است و وظیفه ما برقراری ارتباط میان جوامع است، پس ناگزیر باید به این کار تن دهیم. در بازی وسایل نقلیه نیز برای تسریع در پیمودن مسیر به مانند موتور سیکلت و اتومبیل نیز دیده شده است. اما این راه رفتن زیاد هم سخت و اعصاب خرد کن نخواهد بود.

در یکی از نمایش‌های بازی، سم از کوله‌پشتی خود و از میان کیف‌های فلزی که در پشت خود جاساز کرده است، یک عدد نردبان خارج کرده و توسط آن مسیری خاص را بالا می‌رود. با این حساب یکی از کاربرد‌های آیتم‌های مختلفی که در پشت سم وجود دارد، ابزار آلات مختلف خواهد بود. ابزارآلاتی مثل نردبان، طناب، تجهیزات کوه‌نوردی و… که همین آیتم‌ها درصورتی که تعدادشان بیشتر باشد به صورت بسته‌های چند تایی، با کمک نیروی مغناطیسی که دارند روی هم سوار شده و با فاصله اندکی که از سطح زمین خواهند داشت (با غلبه بر کشش جاذبه زمین) پشت سر سم حرکت خواهند کرد. می‌توانیم هر جا که خواستیم تجهیزات کوله‌پشتی را بندازیم، یا محلی امن برایشان ترتیب بدهیم یا با ترکیب و ترتیبی خاص به سبک کردن آن بپردازیم.

می‌توان گفت تجهیزات و امکانت مختلفی از لباس سم آویزان هستند. سم در طول بازی کفش یا پوتین‌های خود را به واسطه آسیب دیدن یا مورادی مثل پاره شدن از دست خواهد داد، پس ما یک جفت کفش نیز در کنار خود خواهیم داشت. جعبه‌های موجود در نزد سم که به اشکال مختلف و در اندازه‌های مختلف درون کوله او قرار دارند کارایی‌های مختلفی نیز خواهند داشت. به عنوان مثال در یکی از نمایش‌های بازی، یکی از همین جعبه‌ها به اسلحه تبدیل شد که این به ما نشان می‌دهد اسلحه نیز در بازی وجود دارد!

پیش نمایش بازی Death Stranding

سم برای این که بتواند این تعداد از تجهیزات را با خود حمل کند از یک پوشش اسکلت فلزی کمک می‌گیرد. این پوشش به سم کمک می‌کند تا تجهیزات مختلفی را به راحتی حمل کند. به او در راهپیمایی‌های طولانی و کوه‌نوردی کمک می‌کند. اسکلت فلزی توان حرکتی سم را نیز ارتقا می‌دهد و همچنین خود نیز قابل ارتقا است. با پیشروی در بازی قابلیت‌های این اسکلت فلزی ارتقا پیدا می‌کند. شخصی سازی با به دست آوردن آیتم‌های مختلف به بازی اضافه شده و گسترده‌تر نیز خواهد شد. آن‌طور که احتمال می‌رود، جزییات شخصی سازی بسیار گسترده خواهد بود. (چیزی به مانند جزییاتی که در متال گیر سالید ۵ بود)

  • اجازه دهید در ادامه به آهنگی دیگر که در تریلر E3 2018 بازی حضور داشت گوش دهیم.
  • SILENT POETS Asylums – For The_Feeling_feat

 

چیزی که بسیاری را نگران کرده است راه رفتن مسیر‌های طولانی در نقشه بزرگ بازی است. در بخش اعظمی از نمایش‌های بازی ما شاهد راه رفتن سم بودیم و با این که وجود وسایل حمل و نقل مثل موتورسیکلت، هوابرد یا اتومبیل در بازی تایید شده است اما این احساس است که گویا قرار است بیشتر مسیر‌های بازی را پیاده طی کنیم. مخصوصا به دلیل وجود موانع جغرافیایی که در بازی هست، این نگرانی بی علت نیست. معلوم  نیست که آیا امکان Fast Travel در بازی وجود دارد یا نه با توجه به کمپ‌های مختلفی که در جای جای بازی قرار خواهد گرفت این احتمال می‌رود که گزینه‌ای هم برای Fast Travel داشته باشیم. البته هنوز معلوم نیست که آیا به همه نقاط بازی دوباره بازخواهیم گشت یا این که اکثر ماموریت‌هایی که انجام می‌دهیم در یک دور تمام کردن، تایید شده و پایان می‌یابد.

وجود ماموریت‌های فرعی و زیاد در بازی تایید شده و به گفته خود کوجیما ماموریت‌های فرعی نیازمند به توجه بازیباز دارد. برای مثال ممکن است فردی در دور دست‌ها مدام به کمک شما نیاز داشته باشد، کمک حتی در حد یک لقمه نان و در صورت توجه نکردن به این فرد او به زودی از دنیا می‌رود. نکته‌ی قابل توجه این قضیه گردآوری سمت توجه‌ی است که از سمت انجام کار‌های خود کسب خواهیم کرد، است. اشاره شده که ما با انجام هر کار مثبتی یک تروفی به شکل لایک دریافت خواهیم کرد و این دریافت‌ها در روند بازی تاثیر‌گذار است. حال این که تا چه حدی این تروفی‌ها تاثیر گذار است و یا اصلا چرا باید یک یا چند لایک مهم باشد از دیگر مواردی است که باید منتظر ماند و در زمان انتشار بازی به آن پرداخت.

پیش نمایش بازی Death Stranding

خانه‌هایی به شکل کمپ یا خانه امن در بازی وجود دارند که با مراجعه به آنها می‌توان به انجام امورات مختلف پرداخت، می‌توان به سم استراحت داد، شخصی سازی کرد، تجهیزات را از نو ساخت، ماموریت و نقشه محیط را بررسی کرد و…


دشمنان، عجیب و ترسناک

میشه گفت از جذاب‌ترین بخش‌های بازی، همین موجوداتی است که در نقش دشمن بازی باید روبرویشان قرار بگیریم. مرموز و ناآشنا، موجوداتی به رنگ سیاه، در حالتی نیمه مرئی، آویزان و از طریق بند‌های تیره متصل به زمین که در صورتی که متوجه موجود زنده‌ای شوند که در حال نفس کشیدن است، خودشان را به آن موجود رسانده، گرفته و در داخل مواد نفتی شکلی غرق می‌کنند. شاید به جرات بتوان گفت همچین چیزی تا الان در هیچ مدیایی دیده نشده است. ترکیبی از ترس، خفگان، غرق شدن در داخل آب‌هایی تیره رنگ، به غلظت نفت که واقعا وحشتناک است. موجوداتی به شکل انسان‌، انسان‌هایی ترد شده بدن و پاهای سم را می‌گیرند و او را با جذب کردن در این مواد سیاه رنگ به دنیایی دیگر می‌برند؛ واقعا جذاب است.

دقت کنید شما نمی‌میرید و فقط به دنیای دیگر که برزخ معرفی شده است خواهید رفت. حال این برزخ و عواقبش چگونه است باید منتظر ماند و دید. در یکی از نمایش‌های بازی شاهد این بودیم که افرادی که توسط این موجودات سیاه گرفته می شوند، تلاش می‌کنند که قبل از این که در داخل این مواد بلعیده شوند، کشته شده و زنده زنده محو نشوند. در واقع کشته شدن بهتر و منطقی‌تر از این است که بلعیده شوند. نام این موجودات The Beached Things یا به اختصار BT نامیده می شوند.

همان‌طور که سم خود نیز به آن اشاره می‌کند فقط می‌تواند حضورشان را احساس کند. در واقع وقتی بچه‌ی در بغل اعضای بریجرز نباشد، تنها با ردپا می‌توان حضور BT‌ها را متوجه شد. BTها هر کجا قدم می‌گذارند به همراه خود همان مواد نفتی شکل را همراه کرده و البته زمان نیز به سرعت می‌گذرد. یعنی وقتی یکی از این موجودات بر روی زمینی قدم می‌گذارد زمان در آن منقطه (به صورت شعاع محدود) به سرعت می گذرد. هر موجود زنده‌ای اعم از انسان، حیوان و حتی محیط زیست در شعاع مسیر این مواد سیاه رنگ قرار بگیرند به واسطه گذر سریع زمان پیر شده و حتی جان خود را از دست می‌دهند. پس یکی از قدرت‌های این موجودات تغییر در زمان است.

پیش نمایش بازی Death Stranding

یکی از دلایلی که به احتمال زیاد حضور کودک و استفاده از آن در بازی به عنوان یک نیروی کمکی مورد توجه قرار گرفته، ذات پاک و معصوم کودکان باشد. گناه چیزی که در هیچ کودکی وجود ندارد پس معصوم بودن در دنیای بازی Death Stranding یک موهبت محسوب می شود.

 

حتما تا کنون با «بریج بی‌بی» ها Bridge Baby در بازی آشنا شده‌اید. کودک دیده شده در بازی همگی در داخل یک محفظه‌ی شیشه‌ای که بیشتر شبیه به رحم شبیه‌سازی شده است قرار دارند و از قضا می‌توانند اتفاقات اطراف را ببینید و تاثیربگذارند. هنوز دقیقا ماهیت و علت وجود این کودکان مشخص نشده است اما کاربردی اساسی دارند که اساس گیم‌پلی بازی را تشکیل می‌دهند. ‌محفظه‌ی که کودک در آن قرار دارد بر روی اسکلت فلزی سوار شده و روبروی بدن فرد حمل کننده نصب می‌شود و توسط یک لوله شبیه ناف مصنوعی به بدن فرد میزبان وصل شده و شروع به کار می‌کند.

در این موقع است که ما یا شخصی که این محفظه را در اختیار دارد توانایی دیدن BT‌ها را پیدا می‌کند. پس در این صورت وقتی در هر کجای بازی سم به یک کودک وصل شود، BT‌های موجود در محیط نیز رویت خواهند شد. این دیده شدن به صورتی نیمه مرئی و توام با مسیر یابی شکل می‌گیرد. این مسیر یاب توسط راداری فلزی که به صورت شاخک بالای سر فرد قرار می‌گیرد کار می‌کند و هرچقدر فاصله موجودات سیاه دورتر باشد، کند‌تر و آهسته است و هر بار که این موجودات (ٰBT) نزدیک می‌شوند تند‌تر حرکت می‌کنند.

پیش نمایش بازی Death Stranding

رادار‌ها به اضافه قابلیت تشخیص حضور BT‌ها در محیط، محیط را تا شعاعی مشخص اسکن می‌کنند که در صورت بودن آیتم و موراد دیگر با یک هشدار محل آن را مشخص کنند. حتی در یکی از نمایش‌های بازی ما شاهد این بودیم که سم به کمک این رادار‌ها از خود دربرابر شلیک گلوله‌ محافظت می‌کند.

 

اما دشمنان ما در بازی فقط BT‌ها نیستند. همان‌طور که گفتیم جوامع کوچک و مختلفی در جای جای دنیای بازی شکل گرفته‌اند که در این بین هستند جوامعی که به صورت خود مختار از فرصت به دست آمده استفاده کرده و سعی دارند کنترل اوضاع را به دست بگیرند. این گروهک‌ها نیز از تجهیزات و امکانات خوبی بهره می برند و برای خود رهبر و تشکیلات سازمان یافته‌ای درست کرده‌اند. در راس یکی از گروه‌ها شخصیت Higgs قرار دارد و رهبر گروهی به نام Homo Demens است. آن‌طور که از نمایش‌های بازی پیداست، افراد حاضر در این گروه گونه‌ی دیگری از انسان‌ها هستند و توانایی های خاصی دارند که Higgs با بیشترین توانایی رییس و از شخصیت‌های اصلی بازی به حساب می‌آید. سم در جواب سوالی که توانایی و هدف این گروه چیست چنین پاسخی دریافت می‌کند:

گروه Homo Demens یک گروه جدایی طلب ستیزه جو، تروریست‌هایی ناشناسی که اولویت کارشون سفر کردن به شهر‌ها و جوامع دیگر و کشتن مردم است. حفره‌هایی هم ایجاد می‌کنند و هیچ محدودیتی برای آنها وجود ندارد. یک گروه افراط گرا که به مانند شیطاین در همه جا هستند و در سایه‌ها به دنبال دسیسه چینی هستند.

 

گروهی دیگر و البته شاید ترسناکترشون مرده‌ها هستند. مرده‌هایی که توسط شخصیت «کلیف» رهبری می‌شوند. در چند مورد از نمایش‌های بازی شاهد این بودیم که کلیف با اتکا به توانایی‌های خاصی که دارد و البته گمان می‌رود که نامیرا نیز باشد، اسکلت مرده‌هایی با لباس و فرم نظامی را احضار می‌کند که به واقع از جذابیت‌های بازی به شمار می‌رود و انتظار برای رویایی با این مدل از دشمنان را سخت می‌کند. اما کلیف همه جا به صورت نیست و آن‌طور که از اطلاعات بازی پیدا است شخصیت‌های بازی در دو دنیای متفاوت، نقشی متفاوت دارند. رابطه بین دنیای مردگان، برزخ و دنیای حال چیزی است که اهمیت داستان و گیم‌پلی به آن گره خورده است.

ما با هر بار وصل شدن به یک کودک در واقع به دنیای دیگر نیز متصل می‌شویم اتصالی که در بازی به Other Side یا طرفی دیگر مشهور است. این ارتباط و رفت و آمد‌های ما جهشی در زمان نیز به وقع می‌رساند که در نمونه بارز آن ما در یکی از صحنه‌ها به زمان دوران جنگ جهانی اول برمی‌گردیم که در نوع خود جالب توجه است. این که بعد هر بار گرفتار شدن به دست BT ها یا اتصال یافتن هر بار با یک کودک یا رفتن به دنیای برزخ، چگونه ما  را به دنیای دیگر متصل می‌کند سوالی است که انتظار ما را برای تجربه بازی بیشتر می‌کند.

پیش نمایش بازی Death Stranding

رهبر گروه Homo Demens نکته ای که به چشم می‌آید، استفاده این گروه از رادار و البته کودک است.


نحوه مبارزات، سلامتی و ابزار نمایشی

اگر متال گیر سالید ۳ را بازی کرده باشید، در این بازی بخشی وجود داشت که در آن زخم‌ها و آسیب‌های ناشی از موارد مختلف مثل نیش زدن مار، شکسته شدن یک قسمت از استخوان بدن را می‌توانستیم ترمیم کنیم. به کمک آیتم‌هایی که در طول بازی به دست می‌آوردیم. برای مثال وقتی یک مار ما را نیش می‌زد، ابتدا باید پادزهر به بدن خود تزریق می کردیم و سپس از بسته سلامتی استفاده می‌کردیم، تازه بعدا از این شرایط باز مقداری از خون خود را از دست می‌دادیم. احیای سلامتی در Death Stranding نیز به همین شکل است. استقامت و خستگی در کنار صدمات ناشی از موارد مختلفی مثل راه رفتن زیاد، پرت شدن از جایی و هر گونه آسیب دیدگی، نیازمند یک سری کار‌های امدادی است. سم می‌تواند در طول مسیر در خانه‌های امنی که بهش اشاره کردیم استراحت کند یا در طول مسیر خود در جایی اتراق کرده و استراحت کند تا نیروی خود را بازیابد. همه اسنا های حاضر در دنیای بازی یک مچ‌بند در دست دارند. مچ بندی که میزان سلامتی افراد را بر اساس رنگ نشان می‌دهد. وضعیت رنگ آبی بهترین و به ترتیب نارنجی و قرمز گویای وضعیت سلامتی شخصیت بازی خواهد بود.

پیش نمایش بازی Death Stranding

لباس زرد‌ها از دیگر دشمنان ما در بازی به حساب می‌آیند. آن طور که از نمایش‌های بازی مشخص بود این افراد قصد ندارند سم را بکشند چرا که با سلاح‌هایی الکتریکی برای گرفتن سم تلاش می‌کردند. نحوه مبارزه سم با این افراد با دست خالی، مشت و لگد آنچنان جالب و جذاب به نظر نمی‌رسید لذا خود سم نیز تمایلی به درگیری با دشمنان نشان نمی‌دهد.

کوجیما همچنان مخفی‌کاری را در کار‌های خود گنجانده است. مبارزات و اکشن بازی با توجه به هدف سم، ارتباط؛ آن‌طور که باید جذاب دیده نشده‌اند. یا حداقل در نمایش‌های بازی که این چنین همه افراد دنیا که در حال بازی هستند تعامل و ارتباط برقرار کنندبوده است. تنها بودن و تنها سفر کردن از موارد اصلی گیم‌پلی بازی به شمار می رود که در این صورت مطمئنا دیدگاه خیلی از مخاطبین نسبت به بازی متفاوت خواهد بود. هدف اصلی بازی ارتباط است و این هدف رابطه مستقیمی با بخش آنلاین بازی دارد. به گفته کوجیما، بازیکنان می‌توانند با همه افراد دنیا که در حال بازی هستند تعامل و ارتباط برقرار کنند. همدیگر را از محیط و جزییات مختلفی مطلع کنند و این ارتباط به مانند عناوین «دارک سولز» توسط علامت‌هایی که بازیباز‌ها در جای جای مختلف بازی می‌توانند قرار دهند، انجام می‌پذیرد.

 گرافیک و موزیک

همکاری کوجیما و سونی این امکان را به استدیو کوجیما پروداکشنز داد تا از موتور مدرن و پیشرفته‌ی به نام Decima بهرمند شوند. توانایی‌های انجین Decima پیش‌تر در عناوین مختلفی همچون Horizon Zero Dawn نمایان شده بود. یکی از نقاط قوت Death Stranding  گرافیک آن است که در نمایش‌های مختلفی از آن دیده‌ایم. جلوه‌های بصری بسیار زیبا و دیدین در کنار سطح جزییات فنی و پرتعداد به خوبی در بازی دیده می‌شوند. طراحی چهره شخصیت‌های بازی، توجه به جزییات ریز چهره بازیگران که دقیقا به بازی منتقل شده است و البته دنیایی بزرگ که محیط زیستی عظیم و زیبا را با توجه به اتمسفر خاص بازی پیش روی ما قرار می‌دهد. آقای Ludvig Forssell بعد از همکاری که با کوجیما بر روی پروژه متال گیر سالید ۵ داشت، این‌بار نیز مسئولیت آهنگسازی عنوان Death Stranding را بر عهده دارد.

 

 سخن آخر

پیش نمایش بازی Death Stranding

پیر نشو لعنتی

 

وقتی در Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots در کالبد شخصیت اسنیک پیر بعد از چند سال قدم در شادوموسز گذاشتم، با تمام وجود گذشت چندین سال را احساس کردم. رابطه عمیقی که یک بازی ویدئویی می‌تواند با مخاطب خود ایجاد کند را در شادوموسز یا در میان دشتی پر از گل‌های بهاری که باید ماشه را می‌کشیدم تا رییس خودم را بکشم، احساس کردم. رابطه‌ای که کوجیما از آن در عنوان جدید خود صحبت می‌کند مدت‌ها پیش با ما برقرار شده است. با این که کوجیما در نسخه پنجم متال گیر سالید، آن‌طور که باید نتوانست پرونده آن مجموعه را ببندد و ما طرفداران این مجموعه را در شوک قرار داد اما این موضوع دلیل نمی‌شود که به کوجیما شک کنیم. شک نه از جنس این که امکان دارد بازی Death Stranding یک بازی در سطح پایین ظاهر شود، نه اصلا. Death Stranding در هر کیفیتی که ظاهر شود و نتیجه کار هر چی باشد، ما تا ابد مدیون کوجیما هستیم و دوستش داریم.

نظر شما درباره پیش نمایش بازی Death Stranding چه بود؟ فکر می‌کنید این بازی می‌تواند موفق شود یا احتمال تکرار تجربه ناموفق MGS V وجود دارد؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

 

  • تاریخ : 9ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 11 بازدید

شرکت سرگرمی‌های تعاملی سونی از لیست بازی‌ های رایگان پلی‌ استیشن پلاس (PS Plus) برای ماه نوامبر رونمایی کرد. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، همراه دنیای بازی باشید.

طبق آخرین اخبار بازی، شرکت سرگرمی‌های تعاملی سونی (SIE) با فرا رسیدن ماه نوامبر سال ۲۰۱۹ میلادی و در جدیدترین اخبار بازی، از بازی‌هایی که قرار است برای مشترکین سرویس پلی‌استیشن پلاس کنسول پلی‌استیشن ۴ رایگان شوند، رونمایی کرد. اولین بازی رایگان این ماه محصولی نام آشنا و شبیه به سری بازی‌های Dark Souls استودیو فرام سافتور یعنی عنوان Nioh است. اثر ساخته شده توسط استودیو تیم نینجا که در فوریه سال ۲۰۱۷ میلادی توسط شرکت کوئی تکمو (Koei Tecmo) برای کنسول پلی‌استیشن ۴ عرضه شد. موفقیت این بازی باعث تا سازندگان در اواخر همان سال نیز نسخه رایانه‌های شخصی بازی را منتشر کنند و در حال حاضر نیز نسخه دوم از بازی در حال توسعه است.

در ادامه به دومین بازی رایگان ماه نوامبر برای مشترکین سرویس پلی‌استیشن پلاس یعنی Outlast 2 می‌رسیم. عنوانی در سبک ترس و بقا که همانند Nioh در سال ۲۰۱۷ میلادی روی پلتفرم‌های اصلی منتشر شد اما برخلاف نسخه اولیه، نتوانست نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کند. در پایان گفتنی است که هردو بازی نام برده شده از روز سه‌شنبه، ۱۴ آبان‌ماه (۵ نوامبر) قابل دریافت روی کنسول پلی‌استیشن ۴ خواهند بود.

در پایان گفتنی است که بازی‌ های رایگان پلی‌ استیشن پلاس از روز سه‌شنبه، ۱۴ آبان‌ماه (۵ نوامبر) به صورت کاملا رایگان برای کاربران پلی‌استیشن پلاس قابل دریافت روی کنسول پلی‌استیشن ۴ خواهند بود.

دریافت از آپارات | تماشا در یوتیوب

  • تاریخ : 9ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 13 بازدید

چند وقت پیش بود که به استودیوی یکی از دوستان قدیمی رفتم تا دیداری تازه کنیم. با مهدی خزاف قبلاً یک کار کوچک در حوزه گیم دیزاین کرده بودم که آن پروژه متوقف شد و ما دیگر همدیگر را ندیدیم. خزاف چند وقت است که استودیوی به اسم مهدی‌یار تاسیس کرده و مشغول بازی سازی و اتفاقاً آموزش بازی سازی هم هست. از کارهای جدیدش پرسیدم که مهدیار ۱ و ۲ را معرفی کرد.

مقداری در باب روند تولید و غیره صحبت کردیم تا امروز که هر دو بازی را نصب کردم تا بررسی کنم. ازجمله نکات جالب در روند تولید این دو بازی دورکاری تیم بود. هر کدام از اعضای تیم در یک شهر حضور داشتند و با این که تیم تولید مهدیار کوچک بوده ولی به نظرم خیلی کار مهمی انجام شده. بسیاری از مدیران استودیوهای بازی‌سازی را دیده‌ام که اصرار دارند همه‌ی اعضا حتماً در محل استودیو حضور داشته باشند و به هیچ وجه دورکاری را قبول نمی‌کنند چون فکر می‌کنند با دورکاری نمی‌شود بازی ساخت. یاد تیم ساخت اوری ۲ افتادم که ۵۰ نفر هستند و همه دورکارند.

مهدیار ۱

مهدیار ۱ که در سال ۹۵ منتشر شده یک ادونچر کلیک و اشاره کژوال است که به صورت رایگان روی کافه بازار قرار گرفته. قبلاً دیده بودم که از بازی‌های ماجرایی و علی الخصوص رایگان در کافه بازار خیلی استقبال می‌شود. اما از مهدیار ۱ گویا خیلی بیش از انتظار استقبال شده و تعداد نصبش از ۸۰۰ هزار گذشته است. هرچند در حال حاضر کافه بازار نصب ۱۰ هزار را نشان می‌دهد و دلیلش هم واضح است. بازی‌های ماجرایی بعد از اتمام از روی گوشی پاک می‌شوند. به گفته مهدی خزاف مهدیار ۱ بیشترین نصب فعالش ۱۰۰ هزار نسخه بوده که عدد خیلی خوبی است.

گیم پلی

مهدیار نام کاراکتر اصلی بازی است که در یک خانه روستایی در مزرعه‌ای با خانواده‌اش زندگی می‌کند. در طول بازی مهدیار مقداری پازل‌های ساده حل می‌کند و به امور روزمره خانه و مزرعه می‌رسد. پازل‌ها روی اعصاب نیستند و همگی در یک حد سختی دارند. پلی تایم بازی زیاد نیست ولی به نظرم برای یک بازی سریالی کفایت می‌کند.

آرت

رنگ آمیزی و کالرپلت بازی خیلی خوب است. موضوع بد بودن کالرپلت موضوعی جدی در بین بازی‌های ایرانی است و من شخصاً با خیلی از بازی‌ها به این لحاظ مشکل دارم. اما مهدیار رنگ‌آمیزی جذابی دارد و به محیط بازی و موضوع می‌خورد.

کاراکترها طراحی خیلی خوبی دارند و علی‌الخصوص آناتومی بدنشان درست و درمان است. این هم موضوع دیگری است که آرتیست‌های بازی‌های ایرانی اصلاً خوب بلد نیستند و معمولاً کاراکترهایی که طراحی می‌کنند ابعاد بدنشان متناسب نیست و به نظر ناقص‌الخلقه می‌رسند.

فنی

حجم بازی حدود ۴۰ مگابایت است که این موضوع برای بازی‌های ایران خیلی مهم است. بازی جایی گیر نمی‌کند و لگ نمی‌زند. اما یکی دو نکته فنی دارد که می‌توانست بهتر باشد:

  • کوچک بودن UI area : منظور آن جاهایی است که باید روی آن تپ کنی تا اتفاقی بیافتد. بازی سازان ایرانی خیلی اوقات در ابعاد UI area خساست به خرج می‌دهند و این فضا را کوچک درنظر می‌گیرند. کوچک بودن این فضا باعث می‌شود نتوان راحت روی نقاط قابل تعامل تپ کرد و باید ده بار هی تپ کنی تا بالاخره موفق شوی. دلیل این موضوع هم واضح است، بازی سازان موبایل در ایران محصولاتشان را با دستگاه‌هایی تست می‌کنند که صحفه‌های نمایش بزرگی دارند و بیشتر اوقات هم بازی را با پی سی تست می‌کنند. فلذا این موضوع از زیر دستشان در می‌رود.
  • مکانیک چیدن اشیاء: در برخی پازل‌ها باید اشیائی را در جایی با ترتیب خاصی بچینی. اما وقتی آن شیئ را زیر انگشتت می‌گیری و می‌کشی، شیئ زیر انگشت آدم قایم می‌شود و آدم نمی بیند باید آن را کجا رها کند. چاره این کار هم واضح است، مکانیک باید به تپ، هایلایت، درگ، دراپ و کنسلِ‌هایلایت تغییر کند.

روایت

مهدیار ۱ با داشتن یک داستان خفیف به نظرم در کل مشکل روایت دارد. یعنی کارهایی که انجام می‌دهی زیاد در خدمت داستان نیست. همین موضوع در مهدیار ۲ هم دیده می‌شود. کاراکترها در مهدیار ۱ صداگذاری نشده‌اند اما این موضوع بازی را خراب نکرده و اصلاً به چشم نمی‌آید. در نظر داشته باشید که صدا گذاری روی کاراکترها کاری هزینه بر است و حجم بازی را هم زیاد می‌کند.

مهدیار ۲

بعد از این که قسمت اول را بازی کردم، ترغیب شدم که ببینم قسمت دوم چطور است. به گفته مهدی خزاف قسمت دوم مهدیار  بیش از ۷۰۰ هزار بار نصب شده و ۱۰۰ هزار  نصب فعال را تجربه کرده است. و نکته جالب تر این که در مهدیار ۲ یکی سیستم دونیت وجود دارد که می‌توانی با پرداخت درون برنامه‌ای تیم سازنده را کمک کنی و اتفاقاً با همین سیستم هزینه ساخت بازی هم درآمده. من تا به حال همچون چیزی ندیده بودم و بنا شد بعداً در خصوص این موضوع با خزاف صحبت مفصلی بکنیم.

داستان

داستان مهدیار ۲ دقیقاً از ادامه قسمت اول شروع می‌شود اما باز هم همان مشکل روایت را دارد. ولی ترفند جالبی هم در این قسمت زده شده که در یک مورد به پلیر گزینه برای انتخاب می‌دهد. البته نمی‌دانم گزینه‌های مختلف چه راهی را جلوی پلیر می‌گذارد چرا که فقط یکی را بازی کردم.

تغییر در دیزاین

مهدیار ۲ مقداری از قسمت اول طولانی تر است و کاراکترها و ستینگ‌های بیشتری دارد و شخصیت‌ها هم صداگذاری شده‌اند که اتفاقاً صداگذاری‌ها خیلی حرفه‌ای کار شده و روی بازی نشسته است. اما به نظرم تیم طراحی در یک دام افتاده‌ و آن هم ساختن پازل‌های اکشن است. در قسمت اول اصلاً خبری از پازل اکشن نبود ولی در قسمت دوم پیاپی پازل اکشن جلوی راه پلیر قرار می‌گیرد و در مواقعی هم اعصاب خرد کن می‌شوند. من تقریباً مطمئن هستم مقداری از مخاطبان مهدیار ۲ بعد از گیر کردن در اولین پازل اکشی بازی را رها کرده و رفته‌اند. راه فهمیدن این موضوع هم استفاده از قیف‌های آنالایتیک است.

توصیه منتقد

در کل من فکر می‌کنم یکی بازی ماجرایی کلیک و اشاره نباید به سمت پازل‌های اکشن برود. البته که این پازل‌ها هم لطف خودشان را دارد اما به نظر من پاز‌ل‌های خالص برای این طور سبک خیلی مناسب‌تر هستند. توصیه من به تیم سازنده مهدیار بررسی دقیق بازی «پازل ایجنت» ساخت خدابیامرز استودیوی «تل‌تیل» است. این بازی هم داستان خیلی جذابی دارد، هم آن داستان را خیلی خوب روایت می‌کند و هم پر است از پازل‌های باحال و متنوع که هیچ کدام هم اکشن نیستند.

سخن آخر

ظاهراً سری بازی‌های مهدیار قرار است مقداری آموزه‌های فرهنگی و اخلاقی به پلیر ارائه بدهد. اما بر خلاف بازی‌های دیگر آن آموزه‌ها را با سمبه در حلق ما فرو نمی‌کند و خیلی منطقی‌تر و با احتیاط بیشتر به ما پند و اندرز می‌دهد. هرچند که به نظرم باز هم بهتر می‌شود این کار را کرد اما در کل رویه‌ی قابل تحسینی است.

به گفته مهدی خزاف مدیر استودیوی مهدی‌یار قرار است قسمت سوم بازی دو سه هفته دیگر منتشر شود که من امیدوارم خیلی بهتر از قسمت‌های اول باشد و ما شاهد یک بازی ماجرایی استاندارد و تر و  تمیز باشیم.

  • تاریخ : 9ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 15 بازدید

قصد داریم در این متن با نقد بازی Monster Hunter World: Iceborne ببینیم که این نسخه تا چه حد توانسته طرفدارات سری را راضی نگه دارد. در ژانویه‌ی سال ۲۰۱۸ با انتشار Monster Hunter World روی پلتفرم‌های خانگی و کسب موفقیت‌های مختلف از سوی این عنوان، مانند پرفروش‌ترین عنوان تاریخ شرکت کپکام، تمامی طرفداران این بازی منتظر تایید بسته‌ی الحاقی این عنوان بودند. بسته‌ی الحاقی که به طور سنتی برای تمامی عناوین مانستر هانتر ساخته شده و اضافات بسیاری همراه خود دارند. حال که این بسته‌ی الحاقی با نام Iceborne تایید و به تازگی روانه بازار شده است، در این نقد خواهیم خواند که آیا این بسته‌ی الحاقی توانسته درخور بازی اصلی موفق‌ کپکام باشد؟ در ادامه با بررسی بازی Monster Hunter World: Iceborne با دنیای بازی همراه باشید.

این نقد پس از تجربه‌ی ۶۰ ساعته‌ی بازی روی کنسول PS4 نوشته شده است.

همچنین شما می توانید نقد نسخه اصلی بازی Monster Hunter World را از اینجا به قلم محمد رجائی بخوانید.

سرمای کشنده

Monster Hunter World: Iceborne در واقع همان نسخه‌ی Ultimate بازی‌های قبلی این سری است و با خود دو محیط کاملا جدید آورده است. محیط اول که اکثر بخش داستانی در آن سپری می‌شود Hoarfrost Reach است؛ محیطی با آب و هوای شدیدا سرد که باعث شده است موجودات متفاوتی از آنچه که در محیط‌های World دیده‌ایم در آن باشند. طراحی این محیط جدید به طرز کاملا حرفه‌ای و جذاب انجام شده‌ و با اینکه بزرگترین محیط بازی Monster Hunter World است، هیچ یک از مناطق این محیط حس تکراری بودن ندارد و بسیار ساختار جذاب با مناطق مخفی زیادی همراه خود دارد.
همه‌ی ما می‌دانیم که منطقه‌ی جدید بدون موجودات جدید معنی ندارد. در Hoarfrost Reach با توجه به جَو سردی که وجود دارد، موجودات مناطق سردسیر زندگی می‌کنند. موجوداتی که هم جدید و اولین بار در Iceborne دیده شده‌اند هم موجوداتی که از عناوین قبلی مانستر هانتر بازگشته‌اند؛ مانند Barioth و Tigrex. ولی موجودات جدید یا قدیمی صرفا محدود به محیط برفی جدید نبوده و در محیط‌های قبلی نیز موجودات جدید دیگری دیده می‌شود؛ مانند Nargacuga و Glavenus. در این بین تعداد زیادی از گونه‌های موجودات را داریم مانند Viper Tobi Kadachi که این گونه‌ها صرفا رنگ آمیزی جدید از موجودات قبلی نبوده و رفتار و حرکات کاملا جدیدی نسبت به گونه‌های اصلی خود دارند که تجربه‌ی کاملا جدید و متفاوتی به شما می‌دهند.
یادمان نرود که با شروع Icenborne شما وارد Master Rank می‌شوید که همان G Rank نسخه‌های قدیمی است. در این رتبه‌بندی نه تنها موجودات دارای جان و قدرت بیشتری هستند، بلکه تمامی موجودات دارای حرکات جدیدی هستند و همگی زره‌های جدید خود را دارند که از نظر ظاهری و مهارت‌ها با زره‌های H Rank و L Rank تفاوت دارند.

نقد بازی Monster Hunter World: Iceborne

نمایی از منطقه‌ی جدید بازی

 

نقد بازی Monster Hunter World: Iceborne

تمامی موجودات بازگشتی از نسخه‌های پیشین وحشی‌تر و دارای حرکات جدید هستند

شکارچیان پیشرفته‌تر

در Iceborne سلاح‌ها و زره‌ها تا درجه‌ی کمیابی ۱۲ بالا می‌روند و همانطور که‌ گفته شد این زره‌ها و سلاح‌ها تنها برای موجودات جدید نیست و تمامی موجودات سلاح و زره‌های جدید دارند. اما این تنها بخش جدید برای نو کردن تجربه‌ی شما نسبت به بازی پایه نیست. در آیسبورن شما می‌توانید Decoration های جدید به دست بیاورید که تراز ۴ هستند، این دکوریشن‌ها برخلاف ترازهای قبلی یا دو مهارت همزمان یا یک‌ مهارت را با تراز بالاتر با خود به همراه دارند. شما در آیسبورن می‌توانید پوشش‌های خود را ارتقا داده تا بتوانید در آن‌ها دکوریشن اضافه کنید که این ترکیب عمق بسیار بیشتری در گیم پلی به بازی پایه اضافه کرده است. ولی این پایان کار نیست؛ در آیسبورن یک مکانیزم کاملا جدید گیم پلی به نام Clutch Claw اضافه شده است که با این مکانیزم شما می‌توانید به هیولا چسبیده و کارهای متفاوتی انجام بدهید. برای مثال می‌توانید ضربه‌ی سنگینی به قسمتی از بدن هیولا که به آن‌چسبیده‌اید بزنید تا آن قسمت از نظر پوشش پوستی ضعیف شده و ضربه‌هایی که به آن قسمت می‌زنید آسیب بیشتری به هیولا وارد کند. یا می‌توانید با شلیک یک گلوله Slinger جهت حرکت هیولا را‌ تغییر دهید. این کار برای آخرین گزینه‌ی Clutch Claw مناسب است زیرا که اگر موجود به سمت یک‌ دیوار یا موجود دیگر حرکت کند می‌توانید با شلیک تمامی گلوله‌های Slinger ، موجود را به سمت جلو پرتاب کرده و با برخورد موجود به دیوار یا موجود دیگر تا چند ثانیه به زمین افتاده و موقعیت ضربه زدن به موجود را برای شما فراهم شود. باز هم آخر کار نیست و تمامی سلاح‌های بازی از حرکات جدید بهره می‌برند که تجربه‌ی آیسبورن را یک تجربه‌ی کاملا جدید و متفاوت از بازی پایه کرده است.

شکارچی زشت

محیط‌های جدید، سلاح‌ها و زره‌های جدید‌، مهارت‌های جدید، مکانیزم‌های جدید‌ و حرکت‌های جدید. تا به حال که آیسبورن بهترین بسته الحاقی است که تجربه کرده‌ام و هیچ‌ بسته الحاقی از بازی‌های دیگر حتی نزدیک به آیسبورن نمی‌شوند. خیلی از شرکت‌ها محتوایی در حد آیسبورن را به عنوان یک بازی جدید بیرون می‌دهند؛ ولی آیسبورن بی‌نقص نیست. متاسفانه مشکل طراحی بعضی سلاح‌ها از بازی پایه به آیسبورن نیز منتقل شده و بهبودی از این نظر دیده نشده است. مشکلی که صدای بسیاری از طرفداران را موقع انجام بازی پایه درآورد. برای مثال سلاح Glavenus Greatsword که یکی از محبوب‌ترین سلاح‌های سری مانستر هانتر است و طراحی بسیار جذابی دارد که درواقع دم خود Glavenus است. در آیسبورن به یک تکه آهن و چسباندن بخشی از پوست Glavenus تبدیل شده است که جذابیت این سلاح را صفر کرده است و متاسفانه این مشکل برای تقریبا نیمی از سلاح‌های جدید رخ داده است.

در آیسبورن تعداد بسیار زیادی زره وجود دارد که هرکدام طراحی کاملا خاص خود را دارند. هر کدام از این زره‌ها تعدادی مهارت را در خود دارند که شما می‌توانید با ترکیب زره‌های مختلف باهم تعدادی مهارت به دست بیاورید که مناسب نحوه‌ی بازی کردن شما است.
مشکلی که پیش می‌آید این است که اگر شما زره‌های مختلف را از ست‌های مختلف برای استفاده انتخاب کنید، ظاهر شخصیت شما بسیار زننده می‌شود. فرض کنید کلاه‌خود شما از یک موجود باشد و زره بدن شما از یک دشمن دیگر و کفش‌های شما از دشمن دیگر و به همین ترتیب. برای همین ظاهر بسیار درهم ریخته‌ای پیدا می‌کنید. در Monster Hunter Generations و برخی دیگر از بازی‌های قبلی این مشکل با قابلیت Transmog حل شده بود، که می‌توانستید ظاهر یک تکه زره را روی زره دیگری بگذارید. فقدان چنین ویژگی در آیسبورن شدیدا حس می‌شود و حتی می‌تواند به تجربه‌ی شما از بازی صدمه بزند؛ چرا که داشتن ظاهر مناسب برای شخصیت خود یک بخش بزرگی از سری مانستر هانتر است.

بهترین بهبود

 

بزرگترین مشکل بازی پایه نبود محتواب انتهای بازی جذاب بود که نه دلیل خاصی برای فارم بیشتر فراهم میکرد نه روش مناسبی. ولی در آیسبورن این مورد کاملا برطرف شده و شاهد یکی‌ از بهترین محتوای انتهای بازی در سری مانستر هانترهستیم. در محتوای انتهای بازی یک‌ محیط کاملا جدید برای شما باز می‌شود که این محیط دارای چهار بخش است که هر بخش تشکیل شده از جَو یکی از چهار محیط اصلی بازی است. در هر یک‌ از این چهار محیط موجودات مخصوص آن بخش را می‌توانید فارم کنید و هر بخش یک تراز مخصوص به خود را دارد که هرچه بیشتر در یکی از آن چهار بخش فارم کنید تراز آن بخش بیشتر شده و تراز بخش‌های دیگر کمتر می‌شود. و هرچه تراز یک‌ بخش بالاتر برود موجودات قوی‌تر مربوط به آن بخش ظاهر می‌شوند. هر از چند گاهی می‌توانید موجود مورد نظر خود را به طور حتمی احضار کنید و به مبارزه بپردازید. مبارزه با موجودات در این محیط جدید مواد مخصوصی به شما می‌دهد که برای تقویت کردن بیشتر از حد سلاح و زره شما استفاده می‌شود.

نقد بازی Monster Hunter World: Iceborne

نقد بازی Monster Hunter World: Iceborne

بهترین تجربه‌ی شکار

Monster Hunter World: Iceborne بدون شک بهترین بسته‌ی الحاقی است که تا به حال برای یک بازی ساخته شده است و اضافات و تغییرات آیسبورن بیشتر مانند یک ادامه برای بازی است و تجربه این بازی شدیدا توصیه می‌شود.

Resolution

۹٫۵ :Platform: PS4 – Score

Iceborne is without a doubt the best expansion ever made for a game. The added features and changes feel like a sequel for the game and experiencing this game is essential for everyone

(این نقد بر اساس نسخه منتقدین بازی نوشته شده که توسط ناشر بازی در اختیار دنیای بازی قرار گرفته است.)

  • تاریخ : 9ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 12 بازدید

شرکت «دیزنی» (Disney) در یک اقدامی هوشمندانه، «کریگ مازین» (Craig Mazin)، نویسنده و خالق مینی سریال «چرنوبیل» (Chernobyl) را به تیم نویسندگان ریبوت فیلم «دزدان دریایی کارائیب» (Pirates of the Caribbean) اضافه کرد. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون، همراه دنیای بازی باشید.

دیزنی بالاخره تصمیم گرفت که جان تازه‌ای به سری فیلم‌های پرطرفدار دزدان دریایی کارائیب بدهد و در همین راستا، کریگ مازین، خالق سریال چرنوبیل را به تیم نویسندگان ریبوت فیلم اضافه کرد.

به نقل از خبرگزاری «هالیوود ریپورتر» (Hollywood Reporter)، مازین قرار است با «تد الیوت» (Ted Elliot)، فیلم نامه نویس ارشد سری فیلم‌های Pirates of the Caribbean همکار شود تا فیلم نامه ریبوت اثر را به نگارش دربیاورند. الیوت در گذشته، فیلم نامه‌ فیلم‌های «نفرین مروارید سیاه» (The Curse of the Black Pearl)، «صندوقچه مَردِ مرده» (Dead Man’s Chest)، «پایان دنیا» (At End’s World) و «سوار بر امواج ناشناخته» (On Strange Tide) با همکاری «تری روسیو» (Terry Rossio) به نگارش درآورده بود. مازین پیش از نگارش سریال مورد تحسین چرنوبیل، نویسنده سری فیلم‌های «خماری صبحگاهی» (The Hangover) و سری فیلم‌های کمدی ترسناک Scary Movies بوده است.

پس از گذشت دو سال از اکران پنجمین قسمت از سری فیلم‌های دزدان دریایی کارئیب با عنوان «مردگان حکایت نمی‌کنند» (Dead Men Tell No Tales)، شرکت Disney می‌خواهد یک فیلم دیگر از دنیای دزدان دریایی کارائیب تولید کند. در یک مقطع، دیزنی «پاول ورنیک» (Paul Wernick) و «رت ریس» (Rhett Reese) که نویسندگان فیلم‌های «زامبی لند» (Zombieland) و «ددپول» (Deadpool) بودند را استخدام کرد تا بر روی فیلم نامه این اثر کار کنند اما سرانجام آن‌ها از پروژه کناره گیری کردند تا سناریو فیلم ابرقهرمانی ددپول ۳ را بنویسند.

احتمال می‌رود که «جری بروکهایمر» (Jerry Bruckheimer)، به عنوان تهیه کننده به سری فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب بازگردد. در اوایل سال جاری، «شان بیلی» (Sean Bailey)، رییس تولیدات دیزنی اعلام کرد که «جانی دپ» (Johnny Depp) دیگر در فیلم‌های بعدی این سری حضور نخواهد داشت؛ اقدامی که از سوی طرفداران با واکنش‌های منفی و جنجالی روبرو شد.

بیلی در این باره گفت:

ما می‌خواهیم انرژی و نشاط جدیدی را در فرانچایز به وجود بیاوریم. من فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب را دوست دارم اما حضور پاول و رت در ساخت این اثر بسیار جالب است و ما می‌خواهیم فیلم خوبی از آب دربیاید و این همان چیزی است که من به آنها وظیفه داده‌ام.

پیش از آن، «استوارت بیتی» (Stuart Beattie)، نویسنده سابق فیلم دزدان دریایی کارائیب، مصاحبه‌ای با خبرگزاری «دیلی میل» (Daily Mail) انجام داده بود و اعلام کرده بود که او اطمینان دارد که دوران جانی دپ در سری فیلم‌های دزدان دریایی کاراییب به پایان رسیده است. او در ادامه می‌گوید:

من فکر می‌کنم که کار او در این فیلم‌ها عالی بود. کاملاً بدیهی است که او توانسته بود شخصیتی منحصر به فرد خلق کند و تبدیل به مشهورترین شخصیت سینمایی دپ شود. تمام بچه‌های سراسر دنیا او را با این شخصیت دوست داشتند و بنابراین این موقعیت هم برایش عالی بود. من بخاطر هنرنمایی جانی دپ در این فیلم‌ها بسیار خوش حال هستم.

سری فیلم‌های Pirates of the Caribbean بزودی در شبکه «دیزنی پلاس» (Disney Plus) قابل دسترس خواهد بود.

  • تاریخ : 9ام آبان 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 15 بازدید

میکسر بعد از نینجا، استریمر بزرگ دیگری را به پلتفرم استریم خود اضافه کرد و این خبر را به‌صورت رسمی در صفحه توئیتر خود اعلام کرد. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، استریم محبوب دنیای بازی که با نام مستعار شرود (Shroud) شناخته می‌شود، به پلتفرم استریم مایکروسافت یعنی میکسر پیوسته است. این استریمر سرشناس که مایکل گرژسیک نام دارد، به‌صورت رسمی اعلام کرد که از این پس به‌صورت اختصاصی تنها در این پلتفرم به استریم خواهد پرداخت. اولین استریم وی در این پلتفرم دو روز پیش پخش شد.

آگوست امسال بود که تایلر بلوینز مشهور به نینجا و یکی استریمرهای معروف بازی فورتنایت، پلتفرم توئیچ را ترک کرد و اعلام کرد که از این پس تنها برای میکسر استریم خواهد کرد. شرود دومین استریم مشهوری است که به‌صورت اختصاصی پا به پلتفرم اختصاصی مایکروسافت می‌گذارد و مثل نینجا در صفحه توئیتر خود اعلام کرد که چیزی تغییر نخواهد کرد و طرفدارانش مثل گذشته می‌توانند فعالیت‌هایش را دنبال کنند.

شرود در طی بیانیه‌ای که منتشر کرده، از همکاری با پلتفرم میکسر ابراز خرسندی کرد و اینطور گفت:

من عاشق استریم هستم و همه‌ی موفقیت خود را مدیون طرفدارانی می‌دانم که خیلی به من برای رسیدن به چنین جایگاهی کمک کردند. میکسر به‌خاطر انعطاف پذیری بالایی که دارد، توجه من را جلب کرد و بسیار هیجان‌زده هستم که به جامعه میکسر می‌پیوندم. از این پس در این پلتفرم می‌خواهم با جامعه بازیکنان و طرفدارانم ارتباط برقرار کنم.

کمپانی مدیربرنامه‌های شرود که Loaded نام دارد، توضیحاتی را در مورد این انتقال و سودی که می‌تواند برای آن‌ها داشته باشد، ارائه کرد:

پلتفرم میکسر به رشد خود ادامه می‌دهد و روی ستارگان خلاق این صنعت همچون شرود حساب باز کرده است و توسعه پیدا می‌کند. شرود یکی از بازیکنان فوق‌العاده ماهری است که به برخی از بازیکنان محبوب جهان تسلط یافته است و ما بسیار هیجان زده هستیم که میکسر می‌تواند با اضافه شدن وی، به رشد و توسعه خودش ادامه دهد و قطعا روی ستاره خلاقی مثل شرود حساب باز می‌کند. ما مشتاقانه منتظریم که این پلتفرم فرصت‌های جدیدی را برای وی و جامعه طرفدارانش فراهم کند.

شرود برای اولین بار به‌صورت حرفه‌ای در تیم Gloud9 به بازی Counter-Strike: Global Offensive مشغول شد. وی تا پیش از بازنشتگی خود از ورزش‌های الکترونیکی، نزدیک به ۱۳ بیلیون دقیقه بیننده پیدا کرد و در یوتیوب هم ۳۶۰ میلیون بار دیده شد. شرود از آن زمان کارهای خود را متنوع‌تر کرد و به‌سراغ بازی‌هایی همچون اپکس لجندز (Apex Legends)، کال آف دیوتی بلکس آپس ۴ (Call of Duty: Black Ops 4)، فورتنایت (Fortnite)، پابجی (PlayerUnknown’s Battlegrounds)، رینبو سیکس (Tom Clancy’s Rainbow Six Siege) رفت. او همچنین در توسعه بازی Apex Legends هم مشارکت داشت و پیشنهادهایی را به ری‌اسپاون (Respawn Entertainment) به‌منظور ایجاد تغییر در سلاح‌های بازی ارائه کرده است.

صفحه 20 از 227
»...10 قبلی 16171819202122232425 بعدی 304050...«