عکس بازیگران

آرتیست 1 | تصاویر بازیگران | عکس هنرمندان

  • تاریخ : 8ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 6 بازدید

گروه NPD گزارشی از پرفروش‌ترین بازی‌های ماه اکتبر ۲۰۱۹ میلادی در کشور آمریکا شمالی منتشر کرده و در این بین، نگاهی هم به عملکرد کنسول‌ها در این ماه کرده است. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، همراه دنیای بازی باشید.

گروه NPD در جدیدترین اخبار بازی، گزارش فروش ماهانه از دنیای بازی‌های ویدیویی که مربوط به ماه اکتبر ۲۰۱۹ میلادی می‌شود را منتشر کرده است که مشخص می‌کند کدام بازی‌ها و کنسول‌ها در بازه مذکور، فروش بیشتری در کشور آمریکا شمالی داشته‌اند. اکتبر در دنیای بازی‌های ویدیویی، یکی از شلوغ‌ترین ماه‌ها برای عرضه بازی‌های بزرگ و در عین حال، سودآورترین آن‌هاست.

به‌طور کلی، بازیکنان آمریکایی رقمی معادل ۱.۰۳ میلیارد دلار در ماه اکتبر ۲۰۱۹، برای خرید بازی‌ها، کنسول‌ها و لوازم جانبی گیمینگ خرج کرده‌اند. در حالی که برای اکتبر سال گذشته، این رقم ۱.۵۷ میلیارد دلار گزارش شده است. «مت پیسکاتلا» (Mat Piscatella)، تحلیلگر گروه NPD علت این امر را عرضه کمتر بازی‌های بزرگ در اکتبر امسال و تفاوت دو هفته‌ای در عرضه بازی Call of Duty: Modern Warfare نسبت به نسخه سال گذشته یعنی بازی Call of Duty: Black Ops 4 در این ماه بیان کرده است. با همه این اوصاف اما اکتبر ۲۰۱۹ در جایگاه دوم از نظر بیشترین هزینه کلی صرف شده برای بازی‌های ویدیویی در میان ماه‌های اکتبر یک قرن گذشته قرار می‌گیرد.

میزان هزینه‌های صرف شده در بخش سخت‌افزار یا همان کنسول‌ها همچنان رو به کاهش است و طبق گزارش گروه NPD، ماه اکتبر ۲۰۱۹ نیز از این قاعده مستثنی نیست و ۴۱ درصد افت را نسبت به اکتبر ۲۰۱۸ نشان می‌دهد. البته با توجه به نزدیک شدن به پایان عمر کنسول‌های ایکس‌باکس وان و پلی‌استیشن ۴، این موضوع چندان هم عجیب به‌ نظر نمی‌رسد. کنسول نینتندو سوییچ در این بین اما با افزایش فروش همراه بوده و به عنوان پرفروش‌ترین کنسول ماه اکتبر ۲۰۱۹ میلادی معرفی شد. کنسول هیبریدی نینتندو همچنین پرفروش‌ترین کنسول سال جاری محسوب می‌شود.

از رقم کلی ۱.۰۳ میلیارد دلار صرف شده در ماه اکتبر، مبلغ ۶۲۰ میلیون دلار مربوط به بخش نرم‌افزار یا همان بازی‌ها می‌شود که در مقایسه با سال گذشته، ۳۷ درصد افت کرده است. طبق معمول، نسخه جدید از سری کال آو دیوتی یعنی Call of Duty: Modern Warfare در جایگاه اول از پرفروش‌ترین بازی‌های ماه اکتبر است. Modern Warfare در همین مدت کم توانسته حتی به پرفروش‌ترین بازی سال ۲۰۱۹ میلادی تبدیل شود. جالب است بدانید که در ۱۲ سال گذشته، هیچ عنوان دیگری به غیر از Call of Duty نتوانسته پرفروش‌ترین بازی ماه اکتبر شود.

بازی The Outer Worlds، محصول استودیو آبسیدین اینترتیمنت که IP جدیدی نیز محسوب می‌شود، عملکرد فوق‌العاده‌ای در ماه اکتبر داشته و پشت سر بازی Call of Duty: Modern Warfare قرار گرفته است. بازی Luigi’s Mansion 3، عنوان انحصاری کنسول نینتندو سوییچ هم توانست رتبه دوم را کسب کند.

پرفروش‌ترین بازی‌های ماه اکتبر ۲۰۱۹ در آمریکا شمالی
  1. Call of Duty: Modern Warfare 2019
  2. The Outer Worlds
  3. Luigi’s Mansion 3*
  4. Madden NFL 20
  5. NBA 2K20
  6. Tom Clancy’s Ghost Recon: Breakpoint
  7. WWE 2K20
  8. FIFA 20
  9. Borderlands 3
  10. Ring Fit Adventure
  11. The Legend of Zelda: Link’s Awakening*
  12. Mario Kart 8*
  13. Minecraft
  14. Grand Theft Auto V
  15. Mortal Kombat 11
  16. Overwatch
  17. Super Smash Bros. Ultimate*
  18. Code Vein
  19. Red Dead Redemption II
  20. The Legend of Zelda: Breath of the Wild*
  • فروش دیجیتالی بازی‌های *دار در این لیست لحاظ نشده است.
  • فقط فروش دیجیتالی نسخه‌های پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان از بازی ماینکرفت در لیست لحاظ شده است.
  • تاریخ : 8ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 6 بازدید

نمرات بازی Star Wars Jedi: Fallen Order خبر از یک تجربه خوب و باکیفیت برای طرفداران این مجموعه دارد. همراه با دنیای بازی باشید تا دیدگاه وب‌سایت‌های معتبر را درمورد این بازی بخوانیم.

طبق آخرین اخبار بازی، با رسیدن به موعد انتشار بازی Star Wars Jedi- Fallen Order، طرفداران می‌توانند دست پخت جدید ری‌اسپاون و الکترونیک آرتز را تجربه کنند. گویا این‌بار بازی عملکرد درخشانی داشته است و منتقدین از سیستم نبردهای عالی به‌کار گرفته شده توسط استودیو به‌همراه ماجراجویی جذاب آن احساس رضایت داشته‌اند. بیشتر آن‌ها Fallen Order را شروع تازه‌ای برای رسیدن به دنیای بزرگ مجموعه می‌دانند و تصور می‌کنند که از این پس استار وارز وارد دوره درخشان خود خواهد شد.

Star Wars Jedi: Fallen Order یک عنوان سوم شخص اکشن و ماجراجویانه از مجموعه استار وارز است که استودیو ری‌اسپاون (Respawn Entertainment) به‌عنوان توسعه دهنده روی آن کار کرده است. امپراطوری بعد از اجرای Order 66 به‌دنبال نابود کردن تمامی جدای‌ها است. شما در نقش یکی از جدای‌های باقی‌مانده باید همراه با تلاش برای زنده ماندن، تمدن ویران‌شده‌ی Jedi Order را به امید بازسازی دوباره آن اکتشاف کنید. بعد از فرار نافرجام حال شما وظیفه دارید که Order سقوط کرده‌‌تان را دوباره بسازید و با جمع‌آوری تکه‌های خردشده گذشته‌ خود، تمرینات جدای خود را تمام کنید. در طی این مسیر راز و رمزهای زیادی وجود دارد که باید حل کنید و تمرینات جدای خود را به‌منظور غلبه بر دشمنان به پایان رسانید. در این مسیر می‌توانید مسیرهای گذشته خود را کشف کرده و در تلاش برای یافتن راه‌های بیشتر باشید. بیاد داشته باشید تا زمانی که همه‌ی جدای‌ها نابود نشده‌اند، حرکت امپراطوری پابرجا خواهد بود.

نمرات-بازی-Star-Wars-Jedi-Fallen-Order

حال با نگاهی به نمرات بازی Star Wars Jedi Fallen Order در متاکریتیک (metacritic)، ببینیم که منتقدین و وب سایت‌های معتبر چه دیدگاهی در مورد این بازی داشته‌اند:

IGN: 90

Star Wars Jedi: Fallen Order با بخش تک‌نفره اکشن و ماجراجویانه خود، بازگشت خارق‌العاده‌ای به دوران جدای‌ها است و شکوهمند ظاهر می‌شود.

TrueGaming: 90

این بازی قطعا رویایی برای طرفداران مجموعه استار وارز است که بالاخره به واقعیت تبدیل شده است. حتی اگر شما جزء این طرفداران نباشید، نباید ترکیب نبردهای هیجان انگیز و اکتشافات جذاب آن را از دست بدهید. این المان‌ها دیگر به‌سطحی رسیده‌اند که می‌توانید ری‌اسپاون را به‌عنوان یکی از بهترین توسعه‌دهنده‌های زمان خود بشناسیم.

PlayStation LifeStyle: 85

بدون تردید، این بازی همان نقطه شروعی است که استارز وارز از مدت‌ها قبل به آن نیاز داشت. هیچ نیازی به مشورت با کسی نیست؛ Fallen Order لایق این است که فورا به سراغش بروید.

نمرات-بازی-Star-Wars-Jedi-Fallen-Order

IGN Italia: 82

یک بازی اکشن بزرگ که واقعا روی مکانیسم نبردها و استفاده از قدرت Force می‌درخشد. اگر عاشق جنگ ستارگان هستید و دیگر نمی‌توانید برای تجربه بازی صبر کنید، مطمئن باشید که از همراهی با کال (Cal) لذت خواهید برد. درغیر اینصورت با یک بازی ناامید کننده روبرو خواهید شد که علی‌رغم داشتن گیم‌پلی سرگرم کننده، داستان متقاعد کننده‌ و شخصیت‌های فراموش نشدنی ندارد.

Guardian: 80

با انتشار یک جنگ ستارگان دوست داشتنی و اثری که کمبودش احساس می‌شد، Fallen Order دقیقا همان کاری را انجام می‌دهد که مجموعه با آن شروع شده است. بازی با مجموعه‌ای از کاراکترها و ماجراهایی که چندان تازه و جذاب نیستند، به اوج می‌رسد، اما مطمئنا حس خواهید کرد که آن‌ها از کهکشانی بسیار بسیار دور آمده‌اند.

GameSpot: 80

درست است که Fallen Order از بازی‌های اکشن دیگر الهام گرفته است، اما این المان‌ها همراه با طراحی محیط‌ها و نبردهای ری‌اسپاون، باهمدیگر کار می‌کنند و داستانی داریم که انسانیت را در Force و درون کاراکترهایش پیدا می‌کند و این موارد باعث می‌شود که بازی ارزش بازنگری دوباره و دوباره را داشته باشد. با این‌که Fallen Order روی مرز حرکت می‌کند، اما یکی از آثار متقاعد کننده‌ای است که در طی این سال‌ها به مجموعه جنگ ستارگان اضافه شده است.

GamesRadar+: 80

بازی Star Wars Jedi: Fallen Order ممکن است به‌طور آزادانه ایده‌هایی از دیگر آثار گرفته باشد، اما نتیجه یک ماجراجویی مشتاقانه است که به‌عنوان بهترین استار وارز EA رتبه‌بندی می‌شود.

USgamer: 70

Star Wars Jedi: Fallen Order به‌طرز دردناکی در شرف تبدیل شدن به بهترین بازی اکشن سال قرار می‌گیرد، اما درنهایت به‌دلیل مشکلات گیم‌پلی و مجموعه‌ای ایرادهای فنی، در این امر شکست می‌خورد. هنوز هم این بازی اولین قدم به‌سمت تلاش برای رسیدن به دنیای بزرگ‌تری برای مجموعه است و بعد از مالکیت این مجموعه توسط EA، با پشتاکار بسیار به این تلاش ادامه می‌دهد.

نمرات-بازی-Star-Wars-Jedi-Fallen-Order

نمره بازی برای پلی‌استیشن ۴ بر اساس ۶۱ نقد: ۸۱

نمره بازی برای ایکس باکس وان براساس ۲۷ نقد: ۸۱

نمره بازی برای PC براساس ۲۶ نقد: ۸۲

بدین‌ ترتیب باتوجه به نمرات بازی Star Wars Jedi Fallen Order طرفداران مجموعه بعد از سال‌ها می‌توانند یک تجربه شیرین و خوب داشته باشند. نظرات خود را در بخش کامنت‌ها با ما درمیان گذارید.

  • تاریخ : 8ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

بازی Devil May Cry 3 روی سوئیچ عرضه خواهد شد و طرفداران برای سومین بار می‌توانند یکی از بازی‌های این مجموعه را روی نینتندو سوئیچ تجربه کنند. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، بعد از اینکه بازی‌های Devil May Cry و Devil May Cry 2 طی سال ۲۰۱۹ برای سوئیچ پورت شد، کپکام در نهایت اعلام کرد که سومین نسخه از این مجموعه هم سال آینده برای پلتفرم نینتندو عرضه خواهد شد.

بازی Devil May Cry 3 اول اسفند امسال (۲۰ فوریه ۲۰۲۰) برای نینتندو سوئیچ عرضه خواهد شد و مشابه بازی‌های قبلی این مجموعه، با ۱۹.۹۹ دلار در اختیار علاقه‌مندان خواهد بود. نسخه‌ای از این بازی که روی سوئیچ پورت خواهد شد، Special Edition خواهد بود و توانایی بازی به‌عنوان ورجیل و بخش بقای Bloody Palace را خواهید داشت.

عرضه Devil May Cry 3 روی سوئیچ چندان هم شگفت‌آور نیست، اما اضافه شدن نسخه دیگری از این مجموعه به پلتفرم نینتندو باعث خوشحال بسیاری از کاربران می‌شود. بازی DMC3 مدت‌ها است که به‌عنوان بهترین بازی این مجموعه اکشن دوست‌داشتنی شناخته می‌شود و تا به‌امروز نمره خوب ۸۴ را در متاکریتیک (metacritic) کسب کرده است. در این میان تنها نسخه امسال این مجموعه یعنی بازی Devil May Cry 5 توانسته است که نمره بالاتری در مجموعه از منتقدین کسب کند.

کپکام (Capcom) قبلا سه نسخه اولیه مجموعه Devil May Cry را در قالب یک باندل HD Collection برای دیگر پلتفرم‌ها عرضه کرد، اما به‌نظر نمی‌رسد که چنین روند مشابهی روی پلتفرم سوئیچ روی دهد. اگر مایل به تجربه هر سه نسخه بازی داشته باشید، باید آن‌ها را جداگانه خریداری کنید، که به‌نوعی ناامید کننده به‌نظر می‌رسد. احتمال می‌رود که کپکام با نزدیک شدن به موعد انتشار بازی DMC3 در فوریه روی سوئیچ، راهی برای خرید هر سه بازی‌ به‌صورت یک‌جا و با قیمت کمتر نسبت به خرید تک تک آن‌ها فراهم آورد.

نظرات خود را در مورد بازی Devil May Cry 3 روی Nintendo Switch با ما درمیان گذارید و از تجربه‌های قبلی خود برای ما بگویید.

  • تاریخ : 7ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 6 بازدید

پتنت جدید پلی استیشن ۵ کنترلر این کنسول را نشان می دهد و تصاویر نشان می‌دهد که شباهت زیادی به کنترلر نسل فعلی خواهد داشت. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، درحالی که سونی هنوز به‌صورت رسمی شکل و شمایل پلی‌استیشن ۵ را مشخص نکرده است، تصاویری از کیت توسعه این کنسول از طریق پتنت‌های ثبت شده توسط این کمپانی فاش شده است. حال، به‌نظر می‌رسد که همین روند به‌صورت مشابه برای کنترلر پلی‌استیشن ۵ یعنی DualShouck 5 هم اتفاق افتاده است.

طبق گفته VGC، دفتر ثبت اختراع ژاپن اخیرا بروزرسانی شده است و در آن کنترلر DualShock 5 سونی هم دیده می‌شود. همان‌طور که از تصاویر مدل هم دیده می‌شود، کنترلر پلی‌استیشن ۵ شباهت بسیار زیادی به مدل کنترلر پلی‌استیشن ۴ دارد. به‌نظر می‌رسد که بزرگ‌ترین تغییر کنترلر بعدی سونی، اضافه شدن میکروفن، تاچ پد بازسازی شده، دکمه‌های پشتی بزرگ‌تر، شوک‌های آنالوگ کوچک‌تر و حذف نوار رنگی است. همچنین می‌توانیم به فرمت جدید شارژ این کنترلر هم که از فناوری کابل‌های USB-C به‌جای فرمت میکرو یواس‌بی استفاده می‌کند، اشاره کنیم.

شما در ادامه می‌توانید مقایسه‌ای بین کنترلر DualShock 4 و مدل فعلی و احتمالی DualShock 5 داشته باشید:

پتنت-جدید-پلی‌-استیشن-5

در کل به‌نظر می‌رسد که بیشتر تغییرات جزئی هستند، اما این چیز بدی نیست. کنترلر DualShock 4 از نظر مالی یکی از بهترین کنترلرهای نسل بود و بسیاری هم مشتاق تغییر آن نیستند. با این حال حذف نوار نوری در این کنترلر به‌خصوص برای بازی‌های VR کمی عجیب به‌نظر می‌رسد. وجود این نوار نوری برای بسیاری از تجربه‌های VR روی پلی‌استیشن ۴ الزامی است و این سوال را به‌وجود می‌آورد که هدست‌های PS VR فعلی به نسل بعد انتقال خواهند یافت یا خیر. شاید هم سونی به‌دنبال راه جدیدی برای ردیابی حرکات در بازی‌های VR روی پلی‌استیشن ۵ است.

بدیهی است که نمی‌توان تصاویر منتشر شده برای کنترلر پلی‌استیشن ۵ را به‌عنوان طرح نهایی برداشت کرد. طراح نهایی DualShock 5 ممکن است کمی با تصاویر فعلی و زمان انتشار فرق داشته باشد. این تصاویر نشان می‌دهد که صحبت‌های گفته‌شده قبلی پیرامون کنترلر جدید سونی حقیقت دارد، بنابراین انتظار می‌رود که طرح نهایی هم به‌همین صورت باشد.

پتنت-جدید-پلی‌-استیشن-5

نظرات خود را در مورد پتنت جدید پلی استیشن ۵ با ما درمیان گذارید و بگویید که چه تغییرات مثبت و منفی را در طراحی آن مشاهده می‌کنید. کنسول نسل جدید پلی‌استیشن ۵ قرار است سال آینده در تعطیلات ۲۰۲۰ روانه بازار شود.

  • تاریخ : 7ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

شرکت بتزدا در خبری اعلام کرد که عرضه نسخه نینتندو سوییچ از بازی The Elder Scrolls: Blades به زمان دیگری موکول شده است. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، همراه دنیای بازی باشید.

شرکت بتزدا در بلاگ پستی اعلام کرد که عرضه نسخه نینتندو سوییچ از بازی The Elder Scrolls: Blades که ابتدا برای پاییز سال جاری برنامه‌ریزی شده بود، به سال آینده میلادی موکول شده است. طبق جدیدترین اخبار بازی، این بازی که در حال حاضر فقط روی دستگاه‌های موبایل در دسترس قرار دارد، در اوایل سال ۲۰۲۰ میلادی برای کنسول هیبریدی شرکت نینتندو عرضه خواهد شد.

شرکت بتزدا (Bethesda Game Studios) در رابطه با این تاخیر، بیانیه‌ای منتشر کرده که به شرح زیر است؛

ما از این موضوع آگاه هستیم که بازیکنان اشتیاق زیادی برای تجربه بازی The Elder Scrolls: Blades روی کنسول نینتندو سوییچ دارند و سخت تلاش کردیم که این امر رنگ واقعیت به خود ببیند. متاسفانه اما در میان تمام تغییراتی که در بازی Blades ایجاد می‌کنیم، مجبور شدیم تا عرضه نسخه سوییچ از بازی را تا اوایل سال ۲۰۲۰ میلادی به تاخیر بیاندازیم.

نمی‌توانیم تا زمانی که شما بتوانید ماموریت خود را در بازی The Elder Scrolls: Blades روی کنسول Nintendo Switch آغاز کنید، صبر کنیم. مطمئن هستیم که این زمان اضافی به ما اجازه می‌دهد تا گیم‌پلی پولیش داده شده‌‌ای به طرفدارانمان که لایقش هستند، برسانیم.

در کنار این خیر، بازی The Elder Scrolls: Blades قرار است که طی هفته‌های آینده یک بروزرسانی بزرگ دریافت کند. این بروزرسانی که برای انتشار در اوایل دسامبر برنامه‌ریزی شده، سرانجام حالت PvP «بازیکن در مقابل بازیکن» را به Blades اضافه خواهد کرد. انتظار می‌رود که با عرضه بازی روی نینتندو سوییچ، این حالت نیز در دسترس کاربران این کنسول قرار گیرد.

بازی The Elder Scrolls: Blades روی دستگاه‌های موبایل دارای سیستم عامل اندروید و IOS در دسترس قرار دارد.

  • تاریخ : 7ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

پرداخت درون برنامه ای برای بازی Age of Empire 4 درکار نخواهد بود و گفته می‌شود که از این پس تیم جدیدی روی DLCها و بسته‌های الحاقی این مجموعه کار خواهد کرد. با دنیای بازی همراه شوید.

طبق آخرین اخبار بازی، مایکروسافت بالاخره گیم‌پلی بازی Age of Empire 4 را طی رویداد X019 به‌ همگان نشان داد. ساخته استودیو Relic Entertainment در این تریلر دوره قرون وسطی را به نمایش گذاشت و شامل ترکیب حیرت انگیزی از ساخت و ساز، ارتش‌ها و انیمیشن‌هایی از واحدهای جنگی بازی بود. اما شاید بهتر از همه این‌ها تائید عدم وجود پرداخت درون برنامه‌ای در این عنوان RTS بود.

آدام ایسگرین (Adam Isgreen) کارگدان خلاق بازی در گفتگو با PCGamesN گفت که: «ایده‌ی پرداخت‌های درون برنامه‌ای برای یک بازی استراتژیک آنلاین چندان خوب نیست. DLCها و بسته های الحاقی کلیت مواردی است که می‌خواهیم در آینده برای Age 4 عرضه کنیم». جالب است بدانید که برخلاف عناوین گذشته، تیم World’s Edge وظیفه کار روی بسته‌های الحاقی Age of Empire 4 و دیگر عناوین این سری همچون Age of Empire 2: Definitive Edition را برعهده خواهد داشت.

آقای ایسگرین درواقع با این خبر تائید می‌کند که چگونه قصد دارد انتشار تمدن‌های دیگر را برای بازی Age of Empire 2: Definitive Edition متوقف کند. درحال حاضر ۳۵ تمدن در این بازی وجود دارد و بازیکنان هم اصرار دارند که تمدن دیگری به بازی اضافه نشود. گفته‌های وی نشان می‌دهد که طرفداران چه‌طور دلشان می‌خواهد که به جای تمدن‌های اضافی، شاهد اضافه شدن حالت‌های بیشتر به بازی باشند: «طرفداران حرفه‌ای ما از ما می‌خواهند که تمدن دیگری به بازی اضافه نکنیم و به‌جای آن روی موارد دیگر بازی کار کنیم».

بازی Age of Empire 4 در تاریخ نامشخصی برای پلتفرم PC عرضه خواهد شد. Age of Empire 2: Definitive Edition در حال حاضر از طریق استیم، مایکروسافت استور (Microsoft Store) و ایکس باکس گیم پس برای رایانه‌های شخصی در دسترس است.

  • تاریخ : 7ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

در جریان رویداد X019 شرکت مایکروسافت، بازی جدید استودیو Upstream Arcade به نام West of Dead معرفی شد. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، همراه دنیای بازی باشید.

برنامه ویژه Inside Xbox شرکت مایکروسافت به مناسبت رویداد X019، با رونمایی از بازی‌های جدیدی همراه بود که Everwild و Grounded، دوتا از آن‌ها بودند. در ادامه برنامه و جدیدترین اخبار بازی، بازی West of Dead یکی دیگر از عناوین تازه‌ای بود که در این برنامه معرفی شد.

بازی West of Dead توسط استودیو Upstream Arcade توسعه یافته و شرکت Raw Fury وظیفه نشر آن را برعهده دارد. این بازی در سبک تیراندازی ساخته شده و دارای زاویه دوربین نما از بالاست. شخصیت اصلی بازی که ظاهری شبیه به شخصیت گوست رایدر دارد، در واقع راه زنی به نام «ویلیام میسون» (William Mason) است که بازیگر «ران پرلمن» (Ron Pearlman) کار صداپیشگی وی را انجام داده. بازیکنان در نقش ویلیام که بعد از مرگ و از دست دادن حافظه خود به برزخ برده می‌شود، وظیفه دارند تا مراحل متنوع بازی را تجربه کرده و راه ویلیام را هموار کنند.

به لحاظ گیم‌پلی، بازی West of Dead با بهره بردن از سیستم سنگرگیری یا به اصلاح کاورگیری، راه خود را از دیگر عناوین هم‌سبک جدا کرده است. این سیستم به بازیکنان اجازه می‌دهد تا روش‌های بهتری برای مقابله با موج دشمنان انتخاب کنند. شرکت Raw Fury یک بتا عمومی برای این بازی روی کنسول ایکس‌باکس وان در نظر گرفته که از امروز آغاز شده و تا تاریخ چهار آذرماه (۲۵ نوامبر) ادامه خواهد یافت. همچنین تایید شد که بازی در روز عرضه، روی سرویس Xbox Game Pass نیز در دسترس قرار خواهد گرفت.

بازی West of Dead در سال ۲۰۲۰ میلادی برای ایکس‌باکس وان، کامپیوتر، پلی‌استیشن ۴ و نینتندو سوییچ عرضه خواهد شد. در پایان شما را دعوت می‌کنیم تا تریلر معرفی بازی West of Dead را مشاهده کرده و نظرات خود را به اشتراک بگذارید.

دریافت از آپارات | تماشا در یوتیوب

  • تاریخ : 7ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

در جریان رویداد XO19 عرضه Halo Reach روی Xbox One و PC تایید شد، با این حساب Halo Reach به The Master Chief Collection در Xbox One خواهد پیوست. برای اطلاع از آخرین اخبار گیم همراه دنیای بازی باشید.

همانطور پیش‌تر در شایعات مطرح شده‌بود، مایکروسافت طی مراسم XO19 تایید کرده عنوان تحسین شده Halo Reach در طی سال جاری بر روی Xbox One و PC عرضه خواهد شد.

Halo Reach در تاریخ ۱۲ام آذرماه سال جاری(۲ام دسامبر) به مجموعه The Master Chief Collection اضافه خواهد شد و در کنار آن روی MCC برای PC نیز عرضه خواهد شد که این می‌تواند نشانه‌ای از عرضه این مجموعه روی PC باشد. سایر عناوین مجموعه The Master Chief Collectionاز جمله Halo 4 در سال ۲۰۲۰ میلادی روی PC عرضه خواهند شد.

در کنار تعیین تاریخ عرضه عنوان، مایکروسافت همچنین از تریلر چشم‌نواز بازی نیز رونمایی کرد. پیشرفت‌های گرافیکی بازی می‌تواند برای هواداران این نسخه که پیش‌تر آن را روی Xbox 360  تجربه کرده اند عاملی ترغیب کننده برای تهیه مجدد عنوان باشد. همچنین تجربه بازی با کیفیت ۴K روی PC و Xbox One X می‌تواند بسیار مهیج و دل‌نشین باشد.

اگر شما نتواسته‌اید اخبار XO19  تا کنون دنبال کنید می‌توانید خبر تاریخ انتشار بازی Wasteland 3 در جریان لایو استریم XO19و یا تریلر منتشر شده از عنوان مورد انتظار Age of Empires IVا مطالعه کنید. نظرات خود را درمورد این رویداد و اخبار آن با ما در میان بگذارید، آیا این رویداد توانست توجه شما را جلب کند و یا اخبار آن  وبازی‌های معرفی شده چندان جالب توحه نبود.
به نظرمی‌رسد مایکروسافت تلاش زیادی در جهت جلب رضایت مخاطبانش و کم کردن اختلاف با سونی کرده است.

در پایان شما را به تماشای این تریلر زیبا و خاطرانگیز با ذکر اینکه شما می‌توانید نسخه ۴K تریلر را اینجا تماشا کنید،دعوت می‌کنیم:

 

 

  • تاریخ : 7ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 6 بازدید

دیگر عادت کردیم که هر سال یک نسخه از Call of Duty را ببینیم که نسبت به سال قبل بدتر شده و گاهی حتی با عناوین قبلی سری هم تفاوت‌های بسیاری دارد. بعد ازBlack Ops 4  و جهت‌گیری سری به سمت عنوانی آنلاین و چندنفره حالا با عرضه‌ی Call of Duty Modern Warfare  شاهد برگشت به ریشه‌ها هستیم، ریشه‌هایی که به نظر می‌رسد هیچ پیشرفتی نسبت به یک دهه پیش و اولین نسخه با پسوند Modern Warfare نداشته‌اند! با دنیای بازی و نقد بازی Call of Duty Modern Warfare همراه باشید.

این نقد پس از تجربه ی ۱۰ ساعته ی بخش داستانی و ۴۰ ساعته ی بخش چندنفره روی کنسول PS4 نوشته شده است.

بهانه‌ای برای تق تق

اولین نکته‌ای که حتی پیش از ورود به منوی اولیه جلب توجه می‌کند تمرکز این نسخه روی داستان است و این امر حتی از طراحی کاور آرت بازی هم مشخص است. کاپیتان پرایس که معلوم نیست حالا چند ساله است (انصافا تایم‌لاین Call of Duty در شلختگی دارد کم کم از سری Zelda هم جلو می‌زند!) نقش پررنگی در این قسمت دارد و مراحلی که او حضور دارد جزو جذاب‌ترین‌های این قسمت هستند و در نقطه‌ی مقابل سراغ محیط شبه-خاورمیانه‌ای میرویم تا پیام‌های ضد جنگ سازنده را بدون فیلتر و چون هلویی راحت در گلو برو دریافت کنیم! داستان تا حدی یادآور زمانی است که Call of Duty برای مخاطب آفلاینش ارزش قائل بود و می‌توان ۵ ساعتی را به دور از هیاهوی بخش چندنفره مشغول نجات جهان از دست تروریست‌های احمق شد؛ تروریست‌هایی که نه به اندازه‌ی ماکاروف و زاخائف برایتان دردسر می‌تراشند نه به اندازه‌ی آن‌ها شخصیت‌پردازی (در حد Call of Duty) به یاد ماندنی دارند اما هر چه باشند از مشتی روبات و آدم آهنی بهتر هستند!

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

روایت داستان هم از طریق کات-سین‌ها و هم از طریق توضیحات میان مراحلی انجام می‌شود که به لطف چشم‌نواز بودن روی دیالوگ‌های آبکی و آمریکایی‌دوستش پوشش می‌گذارد که در این مهم بری اسلون (Barry Sloane) موفق می‌شود تا کاپیتان پرایسی جذاب خلق کند که در حد شخصیت کماندو با بازی آرنولد شوارتزنگر پیچیده است! وضع بقیه شخصیت‌ها از این هم بدتر است و با مشتی انسان تیپیکال فیلم‌های رده ب سیاسی طرفیم که هر کدام یک هدف مشخص و پرداختی تک بعدی دارند، البته  می‌توان این پرداخت بد را پای فرصت کمی دانست که آن‌ها حضور دارند اما در همین زمان کم هم یکی دو شخصیت مثل کیت لسول (Kate Laswell) و کایل گریک (Kyle Garrick) خوش می درخشند، هر چند که انتظار داشتم دومی نقش پررنگ‌تری در داستان داشته باشد؛ اما گل سرسبد منفی داستان (در عنوانی که در ۶ ساعت ۳ شخصیت منفی معرفی می‌کند!) رومن بارکوف (Roman Barkov) است که مطمعنم جایش پیش ماکاروف و زاخائف خالی نیست!

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

 

دلیلی برای بنگ بنگ

چرا سراغ Call of Duty یا به قول بازی‌فروشان هولوگرامی (که خوشبختانه رو به انقراض‌اند)، ندای وظیفه، می‌رویم؟ پاسخ همانی است که باعث شده تا این سری علی‌رغم سقوط آزاد کیفیتش در تقریبا همه‌ی بخش‌ها، بتواند با تکیه بر آن یک فاکتور همچنان خودش را سرپا نگه دارد و آن گان‌پلی است. اگر به نسخه‌ی قبلی یعنی Black Ops 4 نگاه کنیم میفهمیم که اینفینیتی وارد (Infinity Ward) همان سیستم روان و خوش دست را کمی به اصطلاح سنگین‌تر کرده و با وزن دادن به سلاح‌ها و ایجاد تاخیری کوتاه در عملکرد باعث شده تا با حالتی واقع گرایانه‌تر روبرو باشیم که بنظرم بهترین گان‌پلی سری بعد از BO4 و MW اولی است. گل سرسبد و آزمونی که میتوان با آن این سیستم جدید را محک زد هم مود Realism در بخش چندنفره است که متاسفانه مدتی بعد از عرضه‌ی رسمی بازی با آپدیتی از بازی حذف شد؛ هر چند که هنوز می‌توان با تنظیمات دستی مودی مشابه خلق کرد. در این حالت مبارزات بازی در مپی کوچک و در شب اتفاق می‌افتند که مجبورید از دوربین دید در شب استفاده کنید و به همین خاطر نمی‌توانید از دوربین روی اسلحهد استفاده کنید و باید با کمک لیزر سر و شکم حریفان را نشانه بگیرید! تا یادم نرفته بگم که خبری از Friendly Fire نیست و با یکی دو تیر هم جان به جان آفرین تسلیم می‌کنید تا دیگر بهانه‌ای برای واقعی نبودن بازی نداشته باشید!

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

اتمام بخش داستانی Call of Duty Modern Warfare در حدود ۴ تا ۶ ساعت وقتتان را می‌گیرد و در طول این مدت هم شاهد نبردهای گروهی و شلوغ و هم شاهد مراحلی هستید که با کاپیتان پرایس مزاحم خانواده‌ی های تروریست‌ها می‌شوید و خواب و زندگیشان را مختل می‌کنید. البته گاهی باید زورکی تن به مخفی‌کاری بدهید و شاید تنها مرحله‌ای که بود و نبودش در بازی هیچ تفاوتی نمی‌کرد و عملا یک کات-سین کش آمده به همراه ۱ دقیقه گیم پلی است قسمتی‌ است که در نقش فرح کریم کودک قرار دارید.
شاید بتوان جهت راحتی کار MW را به دو بخش تک نفره تقسیم کرد که اولی مراحلی هستند که کاپیتان پرایس در آن قرار دارد و بقیه مراحلی هستند که در نقش الکس و در رکاب مبارزان آزادی‌خواه هستید که شخصا مراحل مامور ویژه‌طور پرایس را بیشتر دوست داشتم.

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

 

عذری برای بوم بوم

بخش چندنفره جایی است که طرفداران سری بیشتر وقتشان، اگر نه تمامش را، در آن می‌گذرانند. بازی دیگر مثل نسخه‌های قبلی هر چه پرک و قابلیت است را از همان اول در چشم مخاطب فرو نمی‌کند و به ریشه‌ها بازگشته؛ زمانی که فقط خودتان بودید و سلاح دستتان. البته هنوز پرک‌ها (Perks) در بازی حضور دارند ولی مانند MW اولی صرفا امتیازی هستند که به سبب بازی خوب به دستشان می‌آورید و بالانس کلی بازی را به هم نمی‌زنند.
حرف از بالانس شد، به غیر از مورد ذکر شده در بقیه قسمت‌ها خصوصا طراحی مپ‌ها (آن هم برای شلوغ‌ترین مود یعنی Ground War که همان Conquest سری  Battlefield است) بد است اگر با اسلحه‌ای خاص و در نقطه‌ی خاصی جای بگیرید تقریبا نامیرا هستید! از این بدتر محل ریسپاون (Respawn) است که  بسته به شانس‌تان یا در مرکز درگیری به بازی برگردانده می‌شوید یا بغل یکی از سربازان دشمن! بقیه‌ی مودهای بخش مولتی‌پلیر همان‌هایی هستند که از ازل مشغول سفید گردن موهایمان در آن‌ها هستیم مثل Free for All، Team Deathmatch، Domination، Capture the Flag و Dog Tags که تنها خلاقیت اینفینیتی وارد در عوض کردن یکی دو تا از اسم ها بوده آن‌هم در حد یک کلمه.
سیستم ارتقای سلاح‌ها نسبت به قبل بهتر شده و هر چقدر با یک سلاح بیشتر بازی کنید می‌توانید قطعت جانبی بهتری بدست آورید که هم از لحاظ تعداد و هم کاربرد بسیار بهتر از BO4 هستند.

Call of Duty Modern Warfare بخش کوآپ هم دارد که می‌توانید به کمک سه نفر دیگر سراغ ماموریت‌های مثلا داستانی به اسم Spec Ops بروید که پیشنهاد می‌کنم ابدا سمتش نروید چرا که غیر از اعصاب خوردی ناشی از سختی مصنوعی مراحل و عدم همکاری هم‌تیمی‌ها حاصلی برایتان خواهد داشت، مگر اینکه بخواهید برای تمام کردن یک ماموریت ده دقیقه‌ای یک هفته وقت بگذارید.

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

 

باعث تر تر

Call of Duty Modern Warfare زیباست. زیبایی که بهای سنگینی دارد و آن هم افت فریم‌های گاه و بیگاه و کرش کردن بازی است! وضعیت در این قسمت کاملا خاکستری است چون هر زمان که به گرافیک نگاه می‌کنم، ناخودآگاه یاد مشکلات عدیده‌اش نظیر دیر بارگذاری شدن بافت‌ها یا گلیچ‌های خنده‌دار میفتم اما از طرفی یاد محیط‌های جنگلی زیبا و افکت زیباتر دید در شب و کات-سین‌ها هالیوودی‌طورش نمی‌گذارد تا با دیدی کاملا منفی به آن نگاه کنم. از نظر بصری MW راضی کننده‌است اما اگر مشکلاتی که ذکر کردم را نداشت می‌توانست در مقام زیباترین عنوان سری قرار بگیرد اما متاسفم که باید اعلام کنم بنظرم این جایگاه همچنان در اختیار BO1 است.

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

وضع در دپارتمان صدا بهتر است. تم اصلی MW با اینکه به زیبایی تم سری اصلی (منظور MWهای قبلی است) نیست اما ماندگار است و می‌تواند حس و حال بازی را به خوبی منتقل کند و بی‌شباهت به تم World at War نیست که خودش از بهترین‌های مجموعه بود. صداگذاری بازی، خصوصا افکت‌ها و صدای اسلحه‌ها، هنوز جای کار بسیارد دارد؛ هر چند شاید زمانی که مشغول کشت و کشتار تک‌نفره هستید متوجه اهمیت آن نشوید اما به محض اینکه پا به میدان جنگ (Battlefield) آرزو می‌کنید ایکاش می‌شد تشخیص داد از کدام سمت صدای پا می‌آید که البته با آپدیت‌های پی در پی اوضاع  در این بخش تا حدی بهترشده است.

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

نقد بازی Call of Duty Modern Warfare

Call of Duty Modern Warfare بهترین نسخه از این سری در نسل جاری است. عنوانی که توانسته با موفقیت به ریشه‌های یکی از پیشتازان زیرژانر شوتر اول شخص برگردد و با وجود ایارادات کوچک اما زیاد، قطعا ارزش تجربه کردن را دارد. MW ثابت کرد که هنوز جادوی اینفینیتی وارد توانایی سحر کردن علاقه‌مندان به تیراندازی را دارد و قدمی در راه درست است، قدمی که ایکاش کمی محکم‌تر برداشته میشد تا ردپایش حالا حالاها ماندگار باشد.


Verdict
Platform : PS4 – Score : 7/10

For many, Call of Duty franchise resembles a downward spiral of messing up the story and gameplay flow and story pace altogether and now those people can rest assure that Modern Warfare don’t intend to let them down as Infinity Ward show a great promise for keeping the series in check.

(نقد بازی Call of Duty Modern Warfare بر اساس نسخه‌ی منتقدین بازی که توسط ناشر  در اختیار دنیای بازی قرار گرفته نوشته شده است.)

  • تاریخ : 6ام آذر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

مارتین اسکورسیزی شناخته‌شده‌ترین فیلم‌ساز زمانه‌ی خود است. مردی که بدون شک در بازتعریف وضعیت سینمای مدرن آمریکا در دهه‌های هفتاد و هشتاد تاثیر به سزایی داشت. او یک قصه‌گوی تمام‌عیار و یک فیلم‌ساز صاحب‌سبک است که با فیلم و سینما زنده است و توانسته این شهرت و محبوبیت را از طریق تبدیل کردن عشق و علاقه‌ی وافرش به آن به شکل برندی از فیلم‌سازی که هیجان در آن‌ها حرف اول را می‌زند در بیاورد.

مارتین اسکورسیزی با فاصله گرفتن از جریان اصلی فیلم‌سازی، خود را به عنوان یک کارگردان منحصر به فرد در دهه‌ی هفتاد در صنعت فیلم‌سازی هالیوود مطرح کرد و به چنان شهرت و محبوبیتی رسید که پیش از آن تنها از کارگردان‌های بدنه‌ی سینما و فیلم‌های پرفروش ساخته بود. هیچ کارگردانی مانند او برای پل زدن بین تاریخچه و آینده‌ی سینما تلاش نکرده است. اسکورسیزی آموخته‌های خود از مهم‌ترین منابع الهامش –عمدتا سینمای کلاسیک هالیوود، موج نوی فرانسه و جنبش فیلم‌سازی زیرزمینی نیویورک در اوایل دهه‌ی شصت میلادی- را به سینمای شخصی خود با نگاهی ویژه و منحصر به فرد تبدیل کرد. او همچنان به عنوان یکی از سردمداران سینمای مدرن فعالیت می‌کند و با چنان شجاعت و تعهدی تجربه‌ی سینما را جلو می‌برد که از عهده‌ی هیچ‌یک از کارگردانان هم‌نسلش ساخته نیست.

 

سینما تنها پناهگاه کودکی

این کارگردان مطرح سینما در ۱۷ نوامبر ۱۹۴۲ در فلاشینگ نیویورک به دنیا آمد. فرزند دوم «چارلز» و «کاترین» اسکورسیزی، که هر دوی آن‌ها مکررا در فیلم‌های پسرشان حضورهای کوتاه داشته‌اند، از بیماری آسم رنج می‌برد و به همین خاطر از شرکت در ورزش‌ها و دیگر فعالیت‌های معمول کودکان زمانه‌ی خود باز ماند. در نتیجه اسکورسیزی به سالن‌های نمایش فیلم در محله‌های نیویورک پناه برد و خیلی زود به سینما علاقه‌مند شد. اولین فیلم‌سازی که نظرش را به خود جلب کرد «مایکل پاول» (Michael Powell) بود.

اسکورسیزی در محله‌ای کاتولیک رشد کرد و ابتدا قصد داشت کشیش کلیسا شود و در همین راستا تلاش و مطالعه کرد. با این حال او برای پیوستن به مدرسه فیلم‌سازی دانشگاه نیویورک اشتیاق داشت و به همین خاطر از کلیسا خارج شد و به دانشگاه رفت تا رشته‌ی مورد علاقه‌ی خود را تحصیل کند. اولین پروژه‌ی دانشجویی این کارگردان یک فیلم کوتاه ۹ دقیقه‌ای بود که در سال ۱۹۶۳ ساخت. این فیلم که «دختر خوبی مثل تو در چنین جایی چه می‌کند؟» نام داشت توجه اساتید را به خود جلب کرد، اما نه به اندازه‌ی فیلم ۱۵ دقیقه‌ای بعدی که در سال ۱۹۶۴ تولیدکرد؛ «فقط تو نیستی، ماری!» اثری که اسکورسیزی در سال آخر دانشگاه ساخت.

پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده‌ی فیلم دانشگاه نیویورک، اسکورسیزی فیلم کوتاه The Big Shave را در سال ۱۹۶۷ ساخت و بالاخره در سال ۱۹۶۹ موفق شد اولین فیلم سینمایی بلند خود با نام «چه کسی در اتاقم را می‌زند» (Who’s That Knocking at My Door) را با بازی «هاروی کایتل» که در ادامه در بسیاری از فیلم‌های موفق این کارگردان حضور یافت بسازد. این فیلم همچنین آغاز همکاری درازمدت اسکورسیزی با «تلما شونمیکر»‌ تدوین‌گر بود که یکی از تاثیرگذارترین عوامل شکل‌گیری سبک بصری حساس فیلم‌های اسکورسیزی محسوب می‌شود. پس از مدتی تدریس فیلم‌سازی در دانشگاه نیویورک –که کارگردان‌هایی مثل «الیور استون» و «جاناتان کپلان» را در میان شاگردان خود داشت- اسکورسیزی مستند «صحنه‌های خیابانی» را منتشر کرد که به تظاهرات دانشجویان در اعتراض به حمله‌ی ارتش آمریکا به کامبوج در می ۱۹۷۰ اختصاص داشت.  پس از آن، اسکورسیزی نیویورک را به مقصد هالیوود ترک کرد.

فیلم خیابان‌های پایین‌شهر

 

مارتین اسکورسیزی در هالیوود

در هالیوود او کار خود را به عنوان تدوین‌گر آغاز کرد. از «وود استاک» تا «الویس در تور» اسکورسیزی همه نوع فیلم‌ها را تدوین کرد و به زودی به لقب «قصاب» در هالیوود شناخته شد. در سال ۱۹۷۲ اسکورسیزی فیلم کم‌بودجه‌ی Boxcar Bertha را ساخت که به اولین فیلم او که توانست به طور گسترده اکران شود تبدیل شد. در این فیلم «باربارا هرشی» و «دیوید کارادین» ایفای نقش کردند و شرکت «فیلم‌های بین‌المللی آمریکایی» تحت مدیریت «راجر کورمن» آن را منتشر کرد.

مارتین اسکورسیزی سپس با همان گروه فیلم‌سازی به نیویورک برگشت تا اولین شاهکار شناخته‌شده‌ی خود را در سال ۱۹۷۳ بسازد. «خیابان‌های پایین شهر» (Mean Streets) داستان اتوبیوگرافیکال و شخصی اسکورسیزی بود که مشکلات روحی همان گروه از شخصیت‌ها که در فیلم «چه کسی در اتاقم را می‌زند» دیده شده بودند را دنبال می‌کرد. «خیابان‌های پایین شهر» سنگ بنای بسیاری از مضامین سینمای اسکورسیزی بود. استفاده‌ی او از ضدقهرمان‌های خارجی، تکنیک‌های غیرمعمول فیلم‌برداری و تدوین، علاقه به داستان‌های مذهبی و تقابل آن با زندگی گانگستری و استفاده ماهرانه از موسیقی پاپ از جمله‌ی این مضامین سبکی بودند.

خیابان‌های پایین شهر اولین فیلمی بود که اسکورسیزی را به عنوان یکی از پیشاهنگان نسل جدید استعدادهای سینمایی آمریکایی مطرح کرد. این فیلم همچنین سرآغاز همکاری طولانی مدت اسکورسیزی با «رابرت دنیرو» بود که به سرعت به ستاره‌ی اصلی اکثر فیلم‌های او تبدیل شد. پس از آن اسکورسیزی برای ساختن فیلم «آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند» (Alice Doesn’t Live Here Anymore) در سال ۱۹۷۴ به آریزونا سفر کرد. این فیلم در پاسخ به انتقادات از او به این بهانه که اسکورسیزی نمی‌تواند یک فیلم زنانه کارگردانی کند ساخته شد. نتیجه یک اسکار بهترین بازیگر زن برای «الن برستین» بازیگر نقش اصلی این فیلم به ارمغان آورد و «دایان لد» نیز در همان سال نامزد دریافت اسکار نقش مکمل زن شد.

اسکورسیزی در همان سال فیلم مستند «ایتالیایی‌آمریکایی» (Italianamerican) را کارگردانی کرد. فیلمی که به گفته‌ی او محبوب‌ترین فیلم در میان دیگر آثارش برای خودش محسوب می‌شود، یک مستند از تجربه‌ی مهاجران ایتالیایی و زندگی آن‌ها در محله لیتل ایتالی نیویورک با حضور پدر و مادر کارگردان بود. این فیلم همچنین راز دستور پخت سس گوجه‌فرنگی کاترین اسکورسیزی را هم لو می‌دهد!

فیلم راننده تاکسی

 

راننده تاکسی و همکاری با دنیرو

پس از بازگشت به نیویورک اسکورسیزی کار روی فیلم افسانه‌ای «راننده تاکسی» (Taxi Driver) را در تابستان ۱۹۷۴ آغاز کرد. در این فیلم که بر اساس فیلم‌نامه‌ای از «پال شریدر» ساخته شد، اسکورسیزی به بررسی خشونت در جامعه‌ی مدرن آمریکا پرداخت. رابرت دنیرو در این فیلم در نقش «تراویس بیکل» یک راننده تاکسی که به طور کامل در تقابل با انسانیت توهم ترور یک نامزد ریاست جمهوری را در سر می‌پروارند و یک فاحشه‌ی جوان را از خشونت‌های خیابانی نجات می‌دهد ظاهر شد. راننده تاکسی که پس از اکران اولیه مورد توجهات بسیاری قرار گرفت موفق شد در جشنواره کن ۱۹۷۶ جایزه‌ی نخل طلا را تصاحب کند. پنج سال بعد زمانی که مشخص شد این فیلم منبع الهام اصلی برای «جان هیکلی» در اقدام به ترور «رونالد ریگان» بود، راننده تاکسی مورد بررسی موشکافانه قرار گرفت و بیشتر دیده شد.

پروژه‌ی بعدی اسکورسیزی «نیویورک، نیویورک» (New York, New York) یک فیلم موزیکال با بازی دنیرو و «لیزا مینلی» بود که در سال ۱۹۷۷ ساخته و اکران شد. این فیلم اولین پروژه‌ی سینمایی بزرگ مارتین اسکورسیزی بود که نتوانست آن‌چنان که باید نظر منتقدان را جلب کند و در هالیوود به عنوان یک شکست از آن یاد شد. بی‌توجه به انتقادات، اسکورسیزی در همان سال به کار روی فیلم مستند خود از اجرای خداحافظی گروه موسیقی The Band که در عید شکرگزاری سال ۱۹۷۶ فیلم‌برداری شده بود ادامه داد. در این فیلم اشخاص مشهوری مثل «مادی واترز»، «باب دیلن» و «ون موریسون» حضور یافته بودند. فیلم کنسرت «آخرین والتس» در ۱۹۷۸ اکران شد، و در جشنواره‌ها و بین طرفداران موسیقی عامه‌پسند مورد توجه قرار گرفت.

در آوریل ۱۹۷۹، پس از سال‌ها پیش‌تولید و آماده‌سازی، اسکورسیزی کار روی فیلم «گاو خشمگین» (Raging bull) که بر اساس زندگی‌نامه‌ی بوکسور معروف «جیک لاموتا» ساخته شد را آغاز کرد. این فیلم که به صورت سیاه و سفید فیلم‌برداری شد، تا آن زمان بلندپروازانه‌ترین اثر اسکورسیزی بود و همین حالا نیز به عنوان بهترین فیلم دهه‌ی هشتاد میلادی شناخته می‌شود. دنیرو برای ایفای نقش لاموتا در این فیلم جایزه‌ی اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را از آن خود کرد و «کتی موریارتی» در نقش زن دوم لاموتا نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. همچنین تلما شونمیکر برای تدوین این فیلم اسکار برد. دنیرو در فیلم بعدی اسکورسیزی یعنی «سلطان کمدی» (The King of Comedy) در سال ۱۹۸۳ دوباره با این کارگردان همکاری کرد.

فیلم آخرین وسوسه مسیح

 

وسوسه ساختن فیلمی درباره مسیح

مارتین اسکورسیزی از ده سالگی رویای ساختن یک فیلم سینمایی از زندگی عیسی مسیح را در سر داشت. بالاخره در سال ۱۹۸۳ خبر آمد که اسکورسیزی فیلمی با اقتباس از رمان «نیکوس کازانتزاکیس» با نام «آخرین وسوسه مسیح» (The Last Temptation of Christ) خواهد ساخت. با این حال تنها چهار هفته از آغاز برنامه‌ریزی‌شده‌ی فیلم‌برداری، تهیه‌کننده‌ی فیلم بودجه‌ی ساخت این پروژه را به آن اختصاص نداد و اسکورسیزی مجبور شد به دوره‌ای موسوم به زندگی کارمندی برای بقا وارد شود. او در این دوران فیلم کمدی نیویورکی «پس از ساعات اداری» (After Hours) را در سال ۱۹۸۵ کارگردانی کرد.

در بهار ۱۹۸۶ او فیلم‌برداری «رنگ پول» (The Color of Money) که دنباله‌‌ای برای فیلم کلاسیک «رابرت راسن» یعنی «بیلیاردباز» (The Hustler) بود را آغاز کرد. «پال نیومن» ستاره‌ی سینما برای ادامه‌ی نقش‌آفرینی خود به عنوان «ادی فلسون» کوسه‌ی استخر بازگشت و موفق شد برای آن جایزه‌ی اسکار بهترین بازیگر مرد را از آن خود کند، در حالی که هم‌بازی او «مری الیزابت ماسترانتونیو» نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.

رنگ پول اولین فیلم واقعا موفق اسکورسیزی در گیشه محسوب می‌شد. به کمک موفقیت این فیلم در باکس آفیس، او بالاخره موفق شد تا فیلم آخرین وسوسه‌ مسیح را با بازی «ویلم دفو» در نقش عیسی بسازد. فیلم در سال ۱۹۸۸ در حالی اکران شد که اعتراضات بسیاری را در پی داشت. اما متعرضان که معتقد بودند این فیلم زندگی و به صلیب کشیده شدن مسیح را کفرآمیز نشان می‌دهد در نهایت به بیشتر دیده شدن فیلم کمک کردند. اسکورسیزی در همین زمان برای خود نامی دست و پا کرد.

اسکورسیزی و دنیرو

 

رفقای خوب

پس از همکاری با «فرانسیس فورد کاپولا» و «وودی آلن» برای ساخت فیلم سه‌کارگردانه‌ی «داستان‌های نیویورک» در سال ۱۹۸۹، اسکورسیزی پس از سال‌ها دوباره با دنیرو برای ساخت شاهکار بعدی خود همکاری کرد. «رفقای خوب» (Goodfellas) در سال ۱۹۹۰ بر اساس رمان «نیکولاس پیلگی» ساخته شد. این فیلم به جنایت‌های زیرزمینی نیویورک در حالی پرداخت که جزئیات بسیاری از این سبک زندگی را به نمایش می‌گذاشت. «جو پشی» برای بازی در نقش یک قاتل دیوانه‌ی مافیایی در این فیلم اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از آن خود کرد.

مارتین اسکورسیزی بخاطر قراردادی که با شرکت «یونیورسال پیکچرز» سر ساخت فیلم آخرین وسوسه مسیح داشت، مجبور شد که فیلم عامه‌پسندتری بسازد. نتیجه فیلم «تنگه وحشت» (Cape Fear) سال ۱۹۹۱ بود که خود بازسازی فیلمی با همین نام از سینمای کلاسیک هالیوود بود. فیلم بعدی اسکورسیزی «عصر معصومیت» (The Age of Innocence) بود که در سال ۱۹۹۳ با بازی «دنیل دی لوییس» و «میشل فایفر» ساخته شد. در سال ۱۹۹۵ اسکورسیزی با دو فیلم جدید باز هم خود را مطرح کرد. اولین فیلم «کازینو» (Casino) بود که جریان اوج گرفتن و افول حکمرانی مافیا در لاس وگاس دهه‌ی هفتاد میلادی را روایت می‌کرد.

فیلم بعدی «یک سفر شخصی با مارتین اسکورسیزی در فیلم‌های آمریکایی» بود که به بررسی تحولات پروسه‌ی ساخت فیلم در هالیوود می‌پرداخت. در ۱۹۹۷ او ساخت فیلم «کوندون» (Kundun) که به سال‌های تبعید «دالای لاما» اختصاص داشت را تکمیل کرد. در همان سال او جایزه‌ی «یک عمر دست‌آورد هنری» انستیتو فیلم آمریکا را از آن خود کرد. در سال ۱۹۹۸ او به همین انستیتو در پروژه‌ی ۱۰۰ سال… ۱۰۰ فیلم کمک کرد و باری دیگر موفق به پل زدن بین تاریخچه و آینده‌ی سینما شد.

مارتین اسکورسیزی در سال ۱۹۹۹ با فیلم «احیای مردگان» (Bringing Out the Dead) به صندلی کارگردانی بازگشت؛ یک درام بیمارستانی که در آن «نیکولاس کیج» در نقش یک پرستار که از لحاظ روحی خسته شده حضور دارد و بازگشت اسکوسیزی به داستان‌های میان‌مایه‌ی نیویورکی را رقم زد. اسکورسیزی قرن جدید را با اولین فیلمش برای کمپانی «میرامکس» آغاز کرد. «دار و دسته‌ی نیویورکی» (Gangs of New York) درامی درباره‌ی گروه‌های مختلف نیویورک در جریان جنگ‌های داخلی آمریکا بود، فیلمی که برای بیش از یک ربع قرن در ذهن خالقش بود تا بالاخره در سال ۲۰۰۲ رنگ پرده را دید. فیلم موفق به نامزدی برای تعدادی جایزه‌ی اسکار شد، که از جمله آن‌ها باید به بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برای اسکورسیزی اشاره کرد. با این حال فیلم در نهایت دست خالی از مراسم اسکار آن سال خارج شد.

لئوناردو دی‌کاپریو

مارتین اسکورسیزی در کنار دیکاپریو

اسکورسیزی فیلم‌سازی خود در این ژانر را با ساخت یک فیلم تاریخی دیگر ادامه داد و فیلم «هوانورد» (The Aviator) را بر اساس زندگی مولتی میلیونر آمریکایی «هاوارد هیوز» و روزهای جوانی او به عنوان یک فیلم‌ساز هالیوودی و یک مدل ساخت. هر دو فیلم دار و دسته و هوانورد بازی «لئوناردو دی‌کاپریو» روبروی دوربین اسکورسیزی را به همراه داشتند که پس از رابرت دنیرو مشهورترین بازیگر نقش اصلی فیلم‌های مارتی محسوب می‌شد. دنیرو خود ستاره‌ی فیلم «تایتانیک» را به اسکورسیزی معرفی کرده بود. سال ۲۰۰۴ با اکران فیلم انیمیشنی «داستان کوسه‌ای» با صداپیشگی اسکورسیزی برای یکی از نقش‌ها به پایان رسید.

در سال ۲۰۰۵ اسکورسیزی برای ساخت مستند چهار ساعته‌ی «راهی به خانه نیست: باب دیلن» (No Direction Home: Bob Dylan) مورد توجه منتقدان و رسانه‌ها قرار گرفت. یک سال بعد او با فیلم «رفتگان» (The Departed) که اقتباسی از رمان پلیسی «امور دوزخی» بود برای سومین بار با دی‌کاپریو همکاری کرد. در این فیلم بازیگران مطرحی همچون «جک نیکلسون» و «مت دیمون» نیز بازی کردند. رفتگان پس از اکران نقدهای مثبت بسیاری دریافت کرد، به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های اسکورسیزی در گیشه تبدیل شد و برای او جوایز بسیاری را به ارمغان آورد. علاوه بر جایزه‌ی «گلدن گلوب» برای بهترین کارگردانی، اسکورسیزی بالاخره موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی شد.

در سال ۲۰۰۸ مارتین اسکورسیزی مجددا به ساخت مستندی درباره موسیقی راک روی آورد و با فیلم‌برداری یکی از کنسرت‌های «رولینگ استون» در نیویورک و انتشار آن تحت نام «یک نور بتابان» برای اولین بار فیلم خود را در پرده‌های «آیمکس» به اکران درآورد. در سال ۲۰۱۰ او اقتباسش از رمان جنایی «دنیس لاهان» یعنی «جزیره شاتر» (Shutter Island) را ساخت و برای چهارمین بار با دی‌کاپریو همکاری کرد. پس از آن باز هم به ساخت مستندهایی درباره افراد مشهور فرهنگ عامه ادامه داد. از جمله کارهای او در این سال‌ها ساخت ادای احترامی بسیار شخصی به «الیا کازان» در فیلم «نامه‌ای به الیا» بود.

فیلم گرگ وال‌ استریت

 

تجربه‌های نو

در سال ۲۰۱۰ او همچنین اولین قسمت از سریال «بوردواک امپایر» را برای شبکه‌ی HBO کارگردانی کرد که بر اساس رمان «نلسون جانسون» با نام «بوردواک امپایر: تولد، اوج و فساد آتلانتیک سیتی» ساخته شد و برای پنج فصل ادامه داشت. اسکورسیزی برای کارگردانی اولین قسمت این سریال موفق به دریافت جایزه «امی» در سال ۲۰۱۱ شد. او تا پایان ساخت این سریال به عنوان تهیه‌کننده اجرایی در کنار عوامل حضور داشت.

در سال ۲۰۱۱ اسکورسیزی با اقتباس از رمان کودکان «برایان سلزنیک» فیلم «هیوگو» (Hugo) را ساخت و برای فیلم‌برداری آن برای اولین بار از دوربین‌های سه‌بعدی استفاده کرد. این فیلم در آن سال بیش از هر فیلم دیگری نامزد دریافت جایزه شد و برای اسکورسیزی علاوه بر جایزه بهترین کارگردانی گلدن گلوب، نامزدی جایزه اسکار، انجمن کارگردانان و بفتا را به ارمغان آورد.

فیلم بعدی اسکورسیزی «گرگ وال‌استریت» (The Wolf of Wall Street) بود که همکاری بعدی او با دی‌کاپریو را رقم زد. این کمدی سیاه یک بیوگرافی از زندگی «جوردن بلفورت» گرگ وال‌استریت بود که توسط «ترنس وینتر» نوشته شد و علاوه بر دی‌کاپریو بازیگرانی همچون «جونا هیل» و «متیو مک‌کانهی» در آن به ایفای نقش پرداختند. اسکورسیزی بعد از سریال بوردواک امپایر برای دومین بار متنی از وینتر را کارگردانی می‌کرد. این فیلم که در دسامبر ۲۰۱۳ اکران شد موفق به نامزدی در پنج رشته اسکار شد اما از کسب آن‌ها از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد برای دی‌کاپریو باز ماند.

مارتین اسکورسیزی

 

اسکورسیزی معاصر

در سال ۲۰۱۵ برای اولین بار دی‌کاپریو و دنیرو دو بازیگر اصلی فیلم‌های مارتین اسکورسیزی با هم جلوی دوربین این کارگردان حضور یافتند. فیلم کوتاه «آدیشن» (The Audition) داستانی است از رقابت این دو بازیگر برای تصاحب نقش اصلی فیلم بعدی اسکورسیزی. این فیلم اولین همکاری اسکورسیزی و دنیرو پس از دو دهه بود.

پروژه‌ی بعدی مارتین اسکورسیزی نیز مذهبی بود و در سال ۲۰۱۵ ساخته شد. «سکوت» (Silence) با بازی اندرو گارفیلد، لیام نیسون و آدام درایور در سال ۲۰۱۶ به اکران درآمد و واکنش‌های متفاوتی را به همراه داشت. پس از سال‌ها پیش‌تولید، اسکورسیزی بالاخره ساخت فیلم بعدی خود یعنی «مرد ایرلندی» (The Irishman) را آغاز کرد. در این فیلم دنیرو و جو پشی که پیش‌تر سابقه هم‌بازیگری در فیلم رفقای خوب مارتی را داشتند در کنار «آل پاچینو» قرار گرفتند. این فیلم که تهیه و پخش آن را «نت‌فلیکس» برعهده دارد، اولین تجربه‌ی همکاری اسکورسیزی با آل پاچینو است. فیلم مرد ایرلندی پس از اکران محدود و شرکت در جشنواره فیلم نیویورک در ماه سپتامبر قرار است ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹ به طور گسترده از نت‌فلیکس پخش شود.

 

لیست فیلم‌های مارتین اسکورسیزی

نام فیلم‌هاسال ساختامتیاز راتن تومیتوز امتیاز IMDB
Who’s That Knocking at My Door۱۹۶۷۶۸٪۶.۷
Boxcar Bertha۱۹۷۲۵۰٪۶
Mean Streets۱۹۷۳۹۷٪۷.۳
Alice Doesn’t Live Here Anymore۱۹۷۴۸۷٪۷.۳
Taxi Driver۱۹۷۶۹۸٪۸.۳
New York, New York۱۹۷۷۵۷٪۶.۷
Raging Bull۱۹۸۰۹۶٪۸.۲
The King of Comedy۱۹۸۳۸۸٪۷.۸
After Hours۱۹۸۵۸۸٪۷.۷
The Color of Money۱۹۸۶۸۹٪۷
The Last Temptation of Christ۱۹۸۸۸۰٪۷.۶
Goodfellas۱۹۹۰۹۶٪۸.۷
Cape Fear۱۹۹۱۷۵٪۷.۳
The Age of Innocence۱۹۹۳۸۳٪۷.۲
Casino۱۹۹۵۸۰٪۸.۲
Kundun۱۹۹۷۷۷٪۷
Bringing Out the Dead۱۹۹۹۷۲٪۶.۸
Gangs of New York۲۰۰۲۷۳٪۷.۵
The Aviator۲۰۰۴۸۶٪۷.۵
The Departed۲۰۰۶۹۱٪۸.۵
Shutter Island۲۰۱۰۶۸٪۸.۱
Hugo۲۰۱۱۹۳٪۷.۵
The Wolf of Wall Street۲۰۱۳۷۹٪۸.۲
Silence۲۰۱۶۸۳٪۷.۱
The Irishman۲۰۱۹۹۶٪۸.۷

 

افتخارات مارتین اسکورسیزی

 

جوایز اسکار مارتین اسکورسیزی
  • جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم «رفتگان»

 

جوایز گلدن گلوب مارتین اسکورسیزی
  • جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم «هوگو»
  • جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم «رفتگان»
  • جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم «دار و دسته‌های نیویورکی»

 

جوایز بفتا
  • جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم «رفقای خوب»
  • جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی برای فیلم «رفقای خوب»
  • جایزه بهترین فیلم درام برای فیلم «رفقای خوب»

 

جوایز امی
  • جایزه بهترین کارگردان درام تلویزیونی برای سریال «امپراتوری تبهکاران»

 

جوایز جشنواره ونیز
  • جایزه شیر نقره‌ای برای فیلم «رفقای خوب»

 

جوایز جشنواره کن
  • جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم «پس از ساعات اداری»
  • نخل طلا برای فیلم «راننده تاکسی»

 

تماشا کنید: تلفیقی از بهترین سکانس‌های فیلم‌های مارتین اسکورسیزی

 

نظر شما درباره مارتین اسکورسیزی و کارهایش چیست؟ به نظرتان مارتین اسکورسیزی می‌تواند بین سه فیلم‌ساز برتر تاریخ نام برده شود؟ نظر خود را با ما در میان بگذارید.

 

صفحه 9 از 227
»... قبلی 567891011121314 بعدی 203040...«