عکس بازیگران

آرتیست 1 | تصاویر بازیگران | عکس هنرمندان

  • تاریخ : 11ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 8 بازدید

«جیمز وان» (James Wan)، کارگردان فیلم‌های «اره» (Saw) و «احضار روح» (Conjuring)، با انتشار تصویری، از شروع فیلم‌برداری فیلم جدید و ترسناک خود با عنوان «شرورانه» (Malignant) خبر داد. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون، همراه دنیای بازی باشید.

از اوایل سال جاری، خبرگزاریها شایعاتی مبنی بر فیلم جدید جیمز وان منتشر می‌کردند تا اینکه در ماه جولای، جیمز وان خبر داد که مشغول آماده‌ سازی مراحل پیش تولید فیلم جدید خود است. گرچه هنوز اطلاعاتی مفسری از فیلم منتشر نشده است اما می‌دانیم که دهمین ساخته‌ی جیمز وان، دوباره یک اثر ترسناک است و عنوان آن Malignant است.

Malignant is The New Title of James Wan Movie

جیمز وان، تصویری از کلاکت فیلم Malignant در صفحه شخصی اینستاگرام خود گذاشت که در پایین عکس نوشته است:

اولین روز رسمی فیلم‌برداری فیلم دهمین فیلم کارنامه‌ام است. باید بگویم که عنوان آن Malignant است و  برای این فیلم بسیار هیجان‌زده هستم.

در سال ۲۰۱۱، جیمز وان رمان مصوری با عنوان «مرد شرور» (Malignant Man) منتشر کرد. طرفداران احساس می‌کنند که این فیلم در واقع اقتباسی از همان رمان مصور است ولی جیمز وان اخیراً در اینستاگرام خود خبر داده که این فیلم قرار نیست اقتباسی از آن رمان باشد.

جیمز وان، کارگردان استرالیایی تبار، سابقه طولانی مدتی در ساخت فیلم‌های ترسناک دارد. او با ساخت فیلم اره در سال ۲۰۰۴، توانست جایگاه قابل‌احترامی در بین کارگردانان ژانر وحشت به دست آورد. پس از موفقیت بزرگ فیلم اره، وان فیلم احضار روح را ساخت که موفقیت بزرگ‌تری نسبت به فیلم اره به دست آورد و حتی تصمیم گرفت که دنیای احضار را در چند فیلم مستقل دیگر روایت کند. جیمز وان مدتی از ساخت فیلم‌های ترسناک دست کشید و به سراغ ساخت فیلم‌های بلاک باستری رفت؛ او با کارگردانی قسمت هفتم فیلم «سریع و خشن» (Fast & Furious) و فیلم ابرقهرمانی «آکوامن» (Aquman)، ثابت کرد که توانایی منحصر به فردی در ساخت فیلم‌های اکشن دارد. او همچنین قرار است دنباله فیلم آکوامن را نیز کارگردانی کند که طبق برنامه‌ریزی‌ها، در سال ۲۰۲۰ اکران می‌شود.

در فیلم ترسناک Malignant، ستارگانی چون «آنابل والیس» (Annabelle Wallis)، «جیک آبل» (Jake Abel)، «جورج یانگ» (George Young)، «مدی هسون» (Maddie Hosson)، «میکلوئی برایانا وایت» (Michole Briana White) و «جاکلین مک کنیز» (Jacqueline McKenize) در آن ایفای نقش می‌کنند. برنامه ریزی شده است که فیلم Malignant در سال ۲۰۲۰ اکران شود

  • تاریخ : 11ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 9 بازدید

شرکت نینتندو در سال ۱۹۹۳، نسخه‌ای از مجموعه بازی‌های زلدا را به نام «بیداری لینک» (Link’s Awakening ) برای گیم بوی عرضه کرد. این بازی ۲۶ سال قبل با استقبال بسیار گسترده‌ای روبه‌رو و به یکی از بهترین نسخه‌های کل مجموعه تبدیل شد. نینتندو پس از ۲۶ سال تصمیم گرفت این نسخه از فرنچایز را برای سوییچ به صورت کامل بازسازی کند. با نقد بازی The Legend of Zelda: Link’s Awakening همراه دنیای بازی باشید.

شاید بتوان بدون اغراق گفت که مجموعه بازی‌های زلدا در هر نسخه استانداردهای جدیدی را برای صنعت گیم تعریف کردند. حال باید دید آیا نسخه‌ی بازسازی‌شده بیداری لینک عملکرد موفقی داشته است؟

در ادامه با نقد و بررسی افسانه زلدا: بیداری لینک و دنیای بازی همراه باشید. این نقد پس از انجام بازی به مدت بیش از ۲۱ ساعت نوشته شده است.

 

لینک کشتی شکسته

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

داستان بیداری لینک از نقطه‌ای شروع می‌شود که این قهرمان دوست‌داشتنی در زمان کشتی‌رانی در میان اقیانوس، دچار طوفان می‌شود. در این حادثه شناور لینک شکسته شده و امواج وی را به یک جزیره به نام کوهولینت (koholint) هدایت می‌کنند.

مارین، یکی از اهالی جزیره شما را بی‌هوش در ساحل پیدا کرده و به خانه‌اش می‌برد. پس از این که شما بیدار شده، شمشیر خود را پیدا می‌کنید، جغدی به شما می‌گوید برای فرار از جزیره باید ماهی بادی (Wind Fish) را بیدار کنید.

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

جزیره کوهولینت

بیداری لینک از داستانی قوی و غافلگیر کننده برخوردار است و به خوبی شما را به دنبال خود خواهد کشاند.

از طرفی در این نسخه با استراگ‌های بسیاری از دیگر بازی‌های نینتندو مانند ماریو یا کربی مواجه می‌شوید. برای مثال شما گومباها، ماریو، لوییجی، کربی و بسیاری موارد دیگر را به سادگی تشخیص می دهید.

فرار از کوهولینت

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

می‌توان در نقشه نسخه بازسازی علامت گذاری کرد.

بیداری لینک یک بازی اکشن ماجرایی با دوربین ایزومتریک و محیط‌های ۲.۵ بعدی است. این نسخه یک سرگرمی کاملاً پازل محور است. به این معنی که از همان لحظه‌ی اول شروع بازی و برای برداشتن شمشیر خود نیز باید فکر کنید. به منظور بیداری ماهی بادی باید پا به سیاهچاله‌های مختلف گذاشته و آلات موسیقی را جمع‌آوری کنید.

به جرات می‌توان گفت شما تقریباً در هیچ نقطه از محیط بازی با معمایی تکراری مواجه نمی‌شوید و حتی کشتن هر دشمن نیز روش خاص خود را طلب می‌کند. شیب سختی معماها نیز به خوبی حفظ شده است و از ساده تا نمونه‌های پیچیده را در برمی‌گیرد. جالب این که در گوشه گوشه‌ی نقشه، راه‌ها و آیتم‌های مخفی قرارداده شده‌اند که اگر نخواهید به آن‌ها سر بزنید شاید حتی نیمی از آیتم‌های موجود را نیز جمع‌آوری نکنید.

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

از طرفی برای انجام مأموریت‌های اصلی نیز باید به خوبی به صحبت‌های دیگران گوش کنید؛ در غیر این صورت مدت‌ها در محیط سردرگم خواهید بود. البته در جای‌جای بازی ایستگاه‌های تلفن وجود دارد. در این محل‌ها یک دانای کل به شما هدف بعدی را گوشزد می‌کند؛ البته نه به صورت کاملاً واضح.

در بازی ابزارها و امکانات کاملاً گسترده‌ای را در اختیار دارید. این تجهیزات از بیل و قلاب تا بمب و تیر و کمان متغیر هستند و تنوع بسیار خوبی به معماها و مبارزات می‌دهند.

مینی‌گیم‌های بازی نیز مانند ماهیگیری، کلک رانی و شکار جایزه به خوبی طراحی شده‌اند. سازندگان تنها به یک بازی‌سازی معمولی اکتفا نکرده و موارد جدیدی را نیز در آن قرار داده‌اند. برای مثال می‌توان به اضافه شدن قابلیت ساخت‌وساز سیاهچاله و شخصی‌سازی آن‌ها اشاره کرد. البته به صورت کامل دست شما باز نیست؛ بلکه با تکمیل هر سیاهچاله، بازی اتاق‌های آن را در اختیار شما قرار می‌دهد تا آن‌ها را به شکل دلخواه در کنار هم قرار دهید. لذت بردن از این بخش کاملاً سلیقه‌ای است.

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

آهنگی که مارین زمزمه می‌کند، بسیار دلنشین است و دوست دارید ایستاده به آن گوش کنید.

اگر شما از ساخت‌وساز در بازی‌هایی مانند ماریو میکر، ماینکرفت یا نمونه‌های مشابه لذت می‌برید، مطمئناً از وقت گذاشتن در بخش یاد شده نیز لذت خواهید برد، در غیر این صورت تنها پس از انجام چینش چند نمونه‌ی اول بی‌خیال آن می‌شوید. در هر صورت هر چه در بازی جلوتر رفته و اتاق‌های بیشتری به دست می‌آورید، فعالیت و تنوع در این بخش بیشتر می‌شود. البته تنها نکته منفی آن عدم توانایی در به اشتراک‌گذاری ساخته‌ها با دیگر بازیکنان است.

یک بازسازی بدون نقص

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

بیداری لینک در سال ۱۹۹۳ یک بازی سیاه‌وسفید بود که سازندگان آن موفق شده بودند با وجود همه‌ی محدودیت‌های سخت‌افزاری کنسول گیم بوی آن را به بهترین شکل ممکن تولید کنند. تیم سازنده‌ی نسخه‌ی بازسازی تمام تلاش خود را کرده است تا در زمان بازسازی همه‌چیز، اصالت بازی و بدنه اصلی را نگه دارد، به گونه‌ای که دقیقاً همان حس ۲۶ سال قبل به طرفداران قدیمی و جدید این مجموعه القا شود.

اولین و واضح‌ترین تغییر بهبود گرافیک از هر دو جنبه فنی و هنری بازی است. محیط‌های بازی بسیار زیبا و دل‌نشین هستند و به‌خوبی در ذهن شما نقش می‌بندند. همچنین در نسخه‌ی اصلی به علت وجود محدودیت محیط‌ها به مکعب‌های کوچک تقسیم شده بودند و شما باید برای جابه‌جایی بین آن‌ها منتظر تغییر صفحه می‌ماندید و یک ناپیوستگی همیشگی وجود داشت؛ اما هم‌اکنون با یک محیط کاملاً یکپارچه و دوربین متحرک مواجه هستید. با وجود این یک مشکل کوچک وجود دارد، بعضی مواقع و زمانی که در حال تردد در محیط هستید با افت فریم بسیار کوتاهی مواجه می‌شوید که به نظر می‌رسد به علت پیاده‌سازی بازی بر همان موتور قدیمی رخ داده است. البته به هیچ عنوان جلوی لذت بردن شما از بازی را نمی‌گیرد.

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

در نسخه‌ی اصلی تنها می توانستنید در هشت جهت اصلی حرکت کنید. این ویژگی در بازسازی نیز حفظ شده است؛ زیرا سازندگان معتقد هستند که اگر لینک به همه جهات حرکت می‌کرد، حس نسخه‌ی اصلی از بین رفته و امکان دور زدن معماها وجود داشت.

از دیگر بهبودهای صورت گرفته اختصاص دکمه‌های پیش‌فرض به بعضی از تجهیزات مانند شمشیر و سپر است. این مورد به علت افزایش کلیدهای کنترلر در گذر زمان حاصل شده و دیگر مجبور نخواهید بود برای کوچک‌ترین کار و تعویض تجهیزات، مرتباً به کوله‌پشتی سر بزنید. این موضوع رابط کاربری بازی را ساده‌تر و دل‌نشین‌تر کرده است.

در نهایت می‌توان به قطعات موسیقی‌ بازی اشاره کرد که بسیار خوب هستند و از شنیدن آن‌ها سیر نمی‌شوید. به خصوص آهنگی که مارین با خود زمزمه می‌کند.

فرار از جزیره دلنشین

به طور کلی می‌توان گفت نینتندو به بهترین شکل ممکن یکی از بهترین نسخه‌های فرنچایز زلدا را بازسازی کرده و همان حس و حال را به شما منتقل می‌کند. اگر بخواهید تنها به مأموریت‌های بازی اصلی بازی بپردازید در کمتر از ۲۰ ساعت به پایان آن می‌رسید؛ اما اگر بخواهید پرده از رازهای بی‌شمار بازی بردارید به حدود ۳۰ ساعت زمان نیاز خواهید داشت.

بنابراین اگر از طرفداران مجموعه بازی‌های زلدا و نینتندو هستید، می‌توانید با اطمینان خاطر به سراغ این بازی بروید.

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

حتما صدف‌های پنهان شده در سرتاسر جزیره را جمع آوری کنید.

نقد بازی the legend of zelda link's awakening

یکی از مینی گیم‌های بازی

بخش ساخت و ساز شما را به خود مشغول خواهد کرد.

دارایی‌های من تا این لحظه به تنوع آیتم‌ها و قابلیت‌هایی که پیش روی شما است توجه کنید.

  • تاریخ : 11ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 11 بازدید

«کوییز آو کینگز»، یک بازی ایرانی در ژانر دانستنی‌هاست که سال ۹۴ توسط یک تیم شش نفره روانه‌ی مارکت‌های اندروید و iOS شد. موفقیت بازی در ماه‌های ابتدایی عرضه، سبب شد تا استودیوی کوییز آو کینگز شکل بگیرد و روند توسعه‌ی بازی ادامه پیدا کند. در حال حاضر، کوییز آو کینگز با بیش از ۲۰ میلیون نفر کاربر ثبت‌نام شده و ۱.۵ میلیون نفر کاربر فعال ماهیانه، یکی از پرمخاطب‌ترین بازی‌های کشور محسوب می‌شود. تعداد کاربران روزانه‌ی بازی، بیش از ۳۰۰ هزار نفر است که در روز بیش از ۴۰ میلیون سوال با موضوعات مختلف را پاسخ می‌دهند. امروز بیش از ۵۰ نیروی تمام‌وقت در استودیوی کوییز آو کینگز روی ساخت و توسعه‌ی بازی متمرکز هستند.

«ماموریت مهر»، پویشی خیرخواهانه است که توسط کوییز آو کینگز و با همکاری فعال حوزه‌ی شبکه‌های اجتماعی، سروش صلواتیان برگزار می‌شود. صلواتیان پیش از این با پویش «جازموریان تنها نیست» و هشتگی با همین مضمون، توانسته است تا توجه بسیاری از فعالان حوزه‌ی اجتماعی را به وضعیت زندگی مردم حاشیه‌ی تالاب جازموریان معطوف کند. طی یک سال اخیر، بیش از ۴۰۰ میلیون تومان کمک مالی برای کودکان این منطقه جمع‌آوری شده و در حال حاضر و با همکاری فعالان اجتماعی، این عدد روز به روز در حال افزایش است.

اطلاعیه روابط عمومی کوییز آو کینگز در خصوص حمایت از مناطق محروم جازموریان:

«کوییز آو کینگز» با همکاری سروش صلواتیان، فعال اجتماعی و آغازگر پویش «جازموریان تنها نیست»، پویشی مشترک برگزار می‌کند. این پویش «ماموریت مهر» نام دارد و هدف از آن، کمک به تجهیز مدارس مناطق محروم حاشیه‌ی جازموریان است.

به نقل از روابط عمومی «کوییز آو کینگز»، «ماموریت مهر» از روز چهارشنبه دهم مهر ماه آغاز می‌شود و به مدت ۴ روز ادامه خواهد داشت. امید است که به‌واسطه‌ی آن بتوان قدم بزرگی در راستای تجهیز مدارس حاشیه‌ی جازموریان برداشت.

حاشیه‌ی تالاب جازموریان، سال‌هاست که جزو مناطق محروم کشورمان محسوب می‌شود. مشکلاتی چون تامین مایحتاج اولیه‌ی زندگی، قوت غالب و تحصیل، از جمله چشم‌گیرترین مشکلات مردم این منطقه هستند.

صلواتیان، خالق کمپین «جازموریان تنها نیست» در رابطه با این این مناطق می‌گوید: «در حال حاضر مردم مناطق حاشیه‌ای جازموریان، حتی برای تامین غذای روزمره‌ی خود هم با مشکل مواجه هستند. چیزی به‌جز آب و نان در برنامه‌ی غذایی مردم نیست و حتی برای ابتدایی‌ترین امکانات هم با مشکل مواجه هستند. تمامی کودکان این ناحیه، هیچ دیدی نسبت به آینده‌ی خود ندارند و حتی با شغل‌هایی که می‌توانند در آینده داشته باشند هم آشنا نیستند».

او در رابطه با «جازموریان تنها نیست» و دستاوردهای آن تا به امروز می‌گوید: «در حال حاضر بیش از ۶۰۰۰ بار از هشتگ پویش استفاده شده است و میزان تعامل کاربران با آن به بیش از ۲۰ میلیون بار می‌رسد. هم‌چنین برای تجهیز مدارس در مهر ماه، موفق شدیم تا طی ۱۰ روز بیش از ۴۲۰ میلیون تومان جمع‌آوری کنیم و امید داریم تا به همکاری کوییز آو کینگز،‌ بتوانیم این عدد را بالاتر ببریم».

«کوییز آو کینگز» در «ماموریت مهر»، یک چالش آنلاین برگزار خواهد کرد که در جریان آن، کاربران با پاسخ دادن به ۲۵ سوال درست، می‌توانند علاوه بر جوایز درون بازی، مبلغ ۲۰۰۰ تومان نیز به پویش «جازموریان تنها نیست» کمک کنند. مانند تمامی چالش‌های کوییز آو کینگز، شرکت در «ماموریت مهر» هم رایگان خواهد بود و تنها ابزار مورد نیاز برای آن، نصب بازی روی تلفن‌های هوشمند است.

هم‌چنین بسته‌ی ویژه‌ای در فروشگاه بازی در نظر گرفته شده است که کاربران می‌توانند با تهیه‌ی آن، به این پویش کمک کنند. تمامی درآمد مجموعه‌ی کوییز آو کینگز از فروش این بسته، به تجهیز مدارس کودکان حاشیه‌ی جازموریان اختصاص داده می‌شود.

شایان ذکر است که هشتگ اختصاصی این رویداد، #ماموریت_مهر خواهد بود و علاوه بر این، مشارکت‌کنندگان می‌توانند از هشتگ #جازموریان_تنها_نیست هم استفاده کنند.

کوییز در حال حاضر بیش از ۲۰ میلیون نفر کاربر ثبت‌نام شده دارد که در طول ماه، بیش از ۱.۵ میلیون نفر از آن‌ها مشغول تجربه‌ی بازی هستند.

روابط عمومی کوییز آو کینگز

  • تاریخ : 10ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 14 بازدید

در سال‌های اخیر کم نبودند عناوینی که از شاهکار میازاکی یعنی سری دارک سولز الگوبرداری کردند. در این میان برخی عناوین موفق بودند و برخی هم شکست خوردند. اصولا هرگونه الهام گرفتن باید دارای منطق درست باشد. صرف کپی کردن المان‌های یک بازی نمی‌تواند نتیجه خوبی داشته باشد و در بهترین حالت با یک عنوان تکراری مواجه می‌شویم که چیزی از خود ندارد. اما عنوان Decay of Logos (DOL) پا را فراتر از این گذاشته است. در ادامه با آخرین مقالات بازی و نقد بازی Decay of Logos در دنیای بازی همراه ما باشید.

این بازی یک نقش آفرینی جهان باز است که گیم‌پلی آن بسیار شبیه عناوین مجموعه دارک سولز بوده و فضایی که بازی در آن جریان دارد هم به شدت یادآور مجموعه زلدا است. داستان بازی تقریبا یک ماجرای کلیشه‌ای است. شخصیت اصلی بازی آدا نام دارد. داستان بازی درباره‌ی انتقام گرفتن است. آدا به دنبال نابودی روستایش تصمیم می‌گیرد از مسببان این اتفاق انتقام بگیرد. تقریبا می‌توانم بگویم هیچ چیز این بازی مال خودش نیست. تمام ویژگی‌های آن را پیش از این در عناوین دیگر، آن هم با کیفیت بالاتر دیده‌ایم. این عنوان دقیقا همان چیزی است که یک بازی ویدیویی نباید باشد. شک نکنید تحمل یک ساعت تجربه کردن این بازی را هم نخواهید داشت. گویی سازندگان تصمیم گرفته‌اند از هرکاری که برای نابودی این عنوان از دستشان بر می‌آید دریغ نکنند.

همانطور که گفتیم بازی به شدت از سری سولز و افسانه زلدا کپی کرده است (نمی‌توان کاری که این استودیو انجام داده را الهام گرفتن دانست). سیستم مبارزه‌ی بازی به شدت مبتنی بر میزان نیروی شخصیت‌تان است و باید حساب هر ضربه را داشته باشید. دو نوع ضربه سبک و سنگین وجود دارد که هرکدام میزان نیروی خاصی را مصرف می‌کنند. یکی از مهمترین نکاتی که باید در این سبک آثار به آن دقت داشت، نحوه‌ی زمان‌بندی و سرعت عملکرد بازیکن است. اما DOL از این نظر یک تودهنی بزرگ به بازیکن است. نه تنها سبک مبارزه دشمنان هیچ منطقی ندارد بلکه بارها پیش می‌آید که دکمه‌ای را فشار می‌دهید اما با تاخیر بسیار زیادی آن عمل در بازی اجرا می‌شود. چنین چیزی برای یک بازی در این سبک یک فاجعه تمام عیار است. در مجموع کنترل بازی و هماهنگی فشردن دکمه ها با عملکردشان در بازی به شدت ضعیف است و به طور مستقیم بر تجربه‌تان از بازی اثرگذار است.

بازی از نظر باگ‌ها و ایرادات فنی هم چیزی کم ندارد و همیشه مخاطبش را شگفت زده می‌کند. از لود نشدن کامل یک محیط گرفته تا بی‌حرکت شدن شخصیت و غیب شدن آیتم‌ها در لیست لوازم. وضعیت نرخ تصویر بازی هم اصلا تعریفی ندارد و دائما در حال تغییر است. این مورد مخصوصا در هنگام مبارزات کلافه‌تان می‌کند به طوری که اگر از شدت عصبانیت دسته را بر زمین بکوبید سرزنشتان نمی‌کنم.  تنوع دشمنان هم به شدت پایین بوده و تقریبا تا پایان بازی باید دایره محدودی از دشمنان را تحمل کنید. دشمنانی که در واقع ذاتا با هم تفاوت زیادی ندارد و اصولا استراتژی خاصی را نمی‌توان در آن‌ها مشاهده کرد. در یک کلام مبارزه با این دشمنان به شدت تکراری و اعصاب خردکن است. نکته‌ی جالب این است که سازندگان بازی حتی در طراحی شخصیت اصلی هم دست از کپی کردن بر نداشته‌اند و شخصیت اول در همان نگاه اول شما را به یاد لینک، قهرمان بازی زلدا می‌اندازد. اما باید اشاره‌ای هم از کپی کاری‌های این بازی از مجموعه زلدا بکنم. به طور کلی سبک گرافیکی و طراحی دنیای بازی به شدت یادآور آخرین نسخه‌ی مجموعه‌ی زلدا یعنی Breath of the Wild است. شاید بتوان تنها نکته‌ی مثبت بازی را طراحی هنری برخی محیط‌های آن دانست. ولی تنوع این محیط‌ها نیز چندان زیاد نیست و بیشتر با یک سری میدان نبرد و قلعه‌هایی مواجه می‌شویم که به مرور برایمان تکراری می‌شوند.

شخصیت اصلی یک اسب هم در اختیار دارد که در واقع خاصیتی ندارد. در واقع کنترل کردن اسبتان و جهت دادن به آن به مراتب کار سخت‌تری از پیاده طی کردن مسیر است. یکی از مشکلات بازی بی‌منطق بودن سیستم نقش‌آفرینی و لول آپ کردن بازی است. هربار که مرحله‌ای را با موفقیت پشت سر می‌گذارید با دشمنانی مواجه می‌شوید که به شدت از شما قوی‌تر شده‌اند و تنها راه‌تان برای مقابله با آن‌ها برگشتن به محیط‌های قبلی و کشتن بی‌هدف دشمنان است تا به این طریق کمی سطح قدرت‌تان بالا بیاید. در انتها باید بگویم تجربه‌ی این بازی (اگر بتوان اسمش را بازی گذاشت) یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های زندگی‌ام به عناون یک گیمر بود. تقریبا تمام بخش‌های بازی جزو نقاط منفی آن به حساب می‌آیند به جز طراحی هنری برخی محیط‌ها که پیش از این اشاره کردم. بعضا در بازی می‌توان محیط‌ها و دورنماهای زیبایی را مشاهده کرد البته به شرط بارگذاری کامل و به موقع بافت‌ها. صداگذاری سلاح‌ها هم به شدت مصنوعی بوده و به هیچ وجه حس طبیعی وارد کردن ضربات را منتقل نمی‌کند. صدای دشمنان هم چه در زمانی که از حضورتان بی‌خبرند چه در زمانی که مشغول مبارزه با شما هستند تفاوت چندانی ندارد و کمترین حسی در آن‌ها به گوش نمی‌رسد.

این بازی به معنای واقعی می‌تواند به عنوان یک الگو برای دیگر بازی‌سازها باشد به این صورت که تا می‌توانند سعی کنند اثرشان شبیه به DOL نباشد. در آخر باید گفت مطمئن باشید با تجربه نکردن این بازی نه تنها چیز زیادی از دست نداده‌اید بلکه لطف بزرگی به خودتان کرده‌اید. بازی حتی به عنوان یک محصول بیست دلاری هم چیزی برای عرضه ندارد و به هیچ وجه ارزش پرداخت چنین وجهی را ندارد.

Resolution

To sum up, other developers should try to distance from this game. By not playing Decay of Logos you can be sure that you didn’t miss much. Although artistic aspects of environmental design is relatively good, the rest of the features are quite poor and unprepared. Even as a 20$ game, Decay of Logos has nothing to offer. thus you can safely drop it

Platform: PS4 – Score: 2 out of 10

(این بازی براساس نسخه نقد منتقدین که توسط ناشر برای دنیای بازی ارسال شده است بررسی شده است)

  • تاریخ : 10ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 12 بازدید

بالاخره نسخه رایگان بازی پابجی قرار است برای پلتفرم‌ رایانه‌های شخصی نیز منتشر شود. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای‌بازی همراه باشید.

بزودی بازیکنان قادر خواهند بود تا از نسخه رایگان پابجی بر روی پلتفرم‌ رایانه‌های شخصی مستفید شوند، اما این نسخه در واقع نسخه Lite بازی است که درکنار نسخه اصلی بازی قرار است عرضه شود. نسخه رایگان این بازی که برای اولین بار در تایلند بصورت آزمایشی عرضه شد، تا به بازیکنانی که از سیستم رده‌پایین یا لپتاپ استفاده می‌کنند این اجازه را داده باشد که از بازی جذاب پابجی لذت ببرند.

بعد از عرضه بازی در تایلند، این بازی بصورت تدریجی در کشور‌های جنوب‌شرقی آسیا درکنار برزیل و ترکیه نیز عرضه شد، و حالا قرار است بتای این بازی در کشور‌های بریتانیا، آلمان، فرانسه و مابقی کشورهای اروپایی در تاریخ دهم اکتبر نیز عرضه شود، اما هنوز خبری از عرضه این بتا برای ایالات متحده آمریکا نیست.

ثبت نام برای بتا از حالا شروع شده است، و هرکسی که قبل از ساعت ۶ صبح، ۸ اکتبر برای بتای بازی ثبت‌نام کند، در شروع بتا به اسلحه M416 و طرح AKM برای اسلحه دسترسی خواهد داشت. همچنان از اینجا می‌تواند لانچر بازی را دانلود کنید.

به استثنای سیستم موردنیاز کمتر، نسخه لایت پابجی تجربه‌ای مشابه به نسخه اصلی این بازی خواهد داشت، و البته حالت ۴v4 نیز در این بازی تعبیه شده است. در این حالت ۴ تیم، ۴ نفره به مبارزه خواهند پرداخت. در توضیحات بازی چنین آمده است که محیطی که تیم‌ها در آن قرار می‌گیرند شامل خانه‌های خالی، کانتینر‌ها و وسایل نقلیه می‌شود، تا هرتیمی که مهارت بالاتری داشته باشد، و بتوانند بهتر از این تجهیزات استفاده کنند، پیروز میدان شود.

از جایی که بازی در سبک بتل رویال است، پس فصل‌های مختلف و Battle Pass های مختلف در بازی اجتناب ناپذیر است. در بازی بخش Lite Pass وجود دارد که بصورت رایگان در دسترس بازیکنان قرار خواهد گرفت، و بازیکنان می‌توانند برای بدست آوردن آیتم‌های جدید مامورت‌های داده شده را انجام دهند. همچنین برای اشخاصی که دوست دارند پول مصرف کنند، بخش مجزای Lite Pass: Premium و یک بخش بالاتر Lite Pass Premium Plus نیز درنظر گرفته شده است.

در کنار سیزن‌پس های مختلف، بازی پابجی لایت شامل Collector’s Crates و Special Crates نیز خواهد بود که بازیکنان می‌توانند از طریق پول درون بازی که L-Coin نامیده می‌شوند این جعبه‌ها را خریداری کنند.

از آنجایی که بازی فورتنایت بدلیل رایگان بودن به موفقیت بزرگی دست یافت، تعجبی ندارد که پابجی نیز این مسیر را در پیش گرفته است. به‌هرحال نسخه اصلی بازی فقط برای سیستم‌های رده‌بالا طراحی شده بود. همچنین از طرفی بازیکنان ممکن است با بازی کردن نسخه لایت به خرید نسخه اصلی آن نیز ترغیب شوند، و با مجزا کردن نسخه رایگان این بازی با نسخه اصلی آن، شاید به نوعی عدالت بین کسانی که برای بازی پول پرداخته‌اند و کسانی که حالا می‌توانند بازی را رایگان تجربه کنند نیز برقرار شود.

  • تاریخ : 8ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 28 بازدید

پس از تماشای فیلم «موروثی» (Hereditary)، متوجه شدم که «آری استر» (Ari Aster)، ژانر وحشت را به خوبی می‌شناسد و می‌تواند از دل کلیشه‌های رایج این ژانر، یک اثر ناب و بدیع بسازد. اکنون پس از گذشت تنها یک سال، دومین اثر بلند استر با عنوان «میدسامر» ( که البته یک نوع بازیگوشی در تغییر واژه اصلی انجام داده) در تابستان سال جاری اکران شد و همانند نخستین اثرش، این بار هم مورد توجه منتقدان و اهالی رسانه قرار گرفت. واژه طرفداران را در کنار منتقدان و اهالی رسانه نیاوردم چون‌که بسیاری از طرفداران پروپاقرص ژانر وحشت، چندان با دیدگاه استر ارتباط برقرار نمی‌کنند. میدسامر هم از این قاعده مستثنی نیست و از آن دسته آثاری هم نیست که پس از پایان فیلم، همه مخاطبان با رضایت کامل سالن سینما را ترک کنند. فیلم Midsommar دقیقاً تبدیل به امضای اختصاصی استر در ژانر وحشت شده است. برای مطالعه ادامه نقد فیلم میدسامر، همراه دنیای بازی باشید.

نقد فیلم میدسامر

داستان فیلم Midsommar درباره دختر جوانی به نام «دنی» (Dani) است که در شبی کابوس وار، متوجه می‌شود که تمام اعضای خانواده‌اش کشته‌ شده‌اند. این حادثه، تأثیر بسیار منفی بر روح و روان دنی می‌گذارد. از طرف دیگر، «کریستین» (Christian) – دوست پسر دنی، سعی می‌کند در این وضعیت بحران، همراه دنی باشد. «کریستین» با همراه دوستان خود، در حال انجام تحقیقات بر روی جشن باستانی میان تابستانه‌ای هستند که برنامه‌ریزی کرده اند با همراه دوست سوئدی‌شان، به روستای «هرگا» (Harga) سفر کنند. کریستین برای اینکه دنی را از این وضعیت بحرانی روحی و روانی خارج کند، او را دعوت می‌کند با هم به سوئد بروند. دنی صمیمانه پیشنهاد کریستین قبول می‌کند و راهی سوئد می‌شوند. همه چیز در ابتدا در روستای هرگا طبیعی به نظر می‌رسد اما رفته رفته با حضور و تماشای هر یک از آداب‌ و رسوم های این قبیله، بیش‌ازپیش اوضاع را برای مسافران دشوارتر می‌کند.

فیلم نامه‌ای که استر برای میدسامر به نگارش درآورده است، چیزی تازه و اصیل نیست؛ شخصیت دنی تداعی‌گر شخصیت «مگان» (Megan) در فیلم ترسناک «انقلاب» (Solstice) است (گرچه خود فیلم انقلاب بازسازی یک فیلم دانمارکی با عنوان میدسامر است!). مگان هم همانند دنی پس از خودکشی خواهرش، با مشکلات روحی و روانی شدیدی دست و پنجه نرم می‌کرد و با پیشنهاد دوستانش برای تغییر حال و احوال خود، به سفری تحقیقاتی در مورد یک جشن تابستانی، راهی ناکجاآبادی می‌شوند. اولین جرقه برای رویدادهای عجیب فیلم، به مواد روان‌گردانی بازمی‌گردد که شخصیت‌های اصلی آن را در ابتدای سفر مصرف می‌کنند. معمولاً در فیلم‌های نئو – ترسناک و رازآلود، مواد روان‌گردان، آغازگر تجربه حوادث عجیب و غریب است. کاری که «گاسپار نوئه» (Gaspar Neo) به نحو دیوانه‌واری در فیلم غیرمتعارف «کلایمکس» (Climax) انجام داد. البته این سؤال هم تا پایان فیلم ممکن است در ذهن مخاطب ایجاد شود که این مواد روان‌گردان، باعث ایجاد جنون و تصاویر نامتعارف از این مراسم برای شخصیت‌های اصلی فیلم Midsommar شده است.

نقد فیلم میدسامر

چیزی که فیلم Midsommar را تازه و بدیع کرده، دیدگاه متفاوت استر از ژانر وحشت است. اگر در موروثی، شب و خانه‌ای ویرانه، محلی برای ترساندن مخاطب بود، در  فیلم میدسامر، روز، مردمان قبیله و عقایدشان، قرار است مخاطب را بترساند. البته باید بگویم که فیلم میدسامر نسبت به موروثی ترسناک نیست، بیشتر استر می‌خواسته مخاطب را به جای ترساندن، با دیدن این تصاویر برنجاند. سقوط انسان‌های کهن سال از صخره‌ای بلند و متلاشی شدن سروکله‌شان، رابطه نامشروع زورکی و خوراندن نوشیدنی‌های عجیب، بیشتر از جنس ترس منزجر و آزاردهنده است. به قول «دیوید ادلستن» (David Adlestion)، منتقد وب‌سایت «ورایتی» (Variety)، میدسامر بیشتر شبیه یک اپرا است تا به تصویر کشیدن تصاویر ترسناک. چیزی که خودم در سکانس‌های پایانی فیلم احساس کردم؛ دیالوگ‌ها کاسته شد، نقش موسیقی پر رنگ‌تر و حتی حرکات بازیگران، کم کم رنگ و بوی یک تئاتر موزیکال با درون‌مایه وحشت به خود گرفت. فیلم در حالی که مخاطب را با گستاخی‌هایش می‌رنجاند، گه گاهی هم در چند لحظه می‌خنداند. شاید بامزه‌ترین لحظه فیلم میدسامر به زمانی بازمی‌گردد که دنی با شرکت در یک بازی مسخره و برنده شدن در آن ، به ملکه جدید قبیله تبدیل می‌شود.

کارگردانی استر در فیلم خوب است  و کار با دوربین را بلد است و می‌داند که چه تصاویری برای توصیف داستانش بگیرد. البته فیلم‌برداری فوق‌العاده «پاول پاگرزلسکی»  (Pawel Pogorzelski) در این امر، کمک بسیاری به استر گرفته است و تصاویر موزون و متعادلی را به تصویر کشیده است.

فیلم Midsommar، بازگو یک جشن باستانی است که بیشتر می‌خواهد مخاطب را با دیدن رسم‌های این جشن، برنجاند تا اینکه بترساند. تصاویری که استر برای فیلمش انتخاب کرده، پرالتهاب و غیرقابل‌پیش‌بینی است. اما همچنان معتقد هستم که میدسامر، دقیقاً آن اثری نیست که تمام طرفداران ژانر وحشت از آن رضایت کامل داشته باشند.

 

  • تاریخ : 8ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 11 بازدید

در طی «جشنواره فیلم نیوریوک» (New York Film Festival)، «نتفلیکس» (Netflix) از جدیدترین تریلر فیلم جنایی «مرد ایرلندی» (The Irishman) رونمایی کرد. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون، همراه دنیای بازی باشید.

نتفلیکس، تریلر جدیدی از فیلم مورد انتظار The Irishman منتشر کرد. «مارتین اسکورسیزی» (Martin Scorsese)، کارگردان برنده اسکار فیلم‌هایی چون «گاو خشمگین» (Ringing Bull) و «رفتگان» (Departed) کارگردان این اثر است و فیلم‌نامه‌ی آن را «استیو زیلیان» (Steve Zillian) بر اساس رمانی با نام «شنیدم منازل را زنگ می‌کنی» (I Heard Your Paint Houses)، نوشته «چارلز برنت» (Charles Brandt) اقتباس گردیده است.

داستان فیلم The Irishman، درباره «فرانک شیران» (Frank Sheeran)، آدمکش و خلبان جنگ جهانی دوم است که در دوران خدمت خود در ایتالیا، مهارت خود را توسعه داد. اکنون او در سن میان‌سالی، زندگی گذشته خود را به عنوان یک آدمکش حرفه‌ای تعریف می‌کند؛ اینکه نقشش در ناپدید شدن «جیمی هوفا» (Jimmy Hoffa)، رهبر کارگران اتحادیه آمریکا و دوست صمیمی‌اش و درگیری‌هایی با «خانواده مافیایی بوفالو» (Buffalo Crime Family) داشته است.

فیلم مرد ایرلندی قرار است حماسه‌ای از جنایات سازمان‌یافته آمریکا در قرن بیستم را از نگاه یک سرباز کهنه‌کار جنگ جهانی دوم به تصویر بکشد. همچنین فیلم قرار است داستان یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های جنایی حل نشده تاریخ آمریکا را به تصویر بکشد. پرونده ناپدید شدن جیمی هوفا و البته نگاهی به فعالیت‌های درونی گانگسترها، رقابت‌ها، ارتباطات و جریان‌های سیاسی آنان دارد.

یکی از بخش‌های قابل توجه فیلم The Irishman، استفاده از تکنیک D-Aging هست که تمام بازیگران کهن‌سال این فیلم در برخی از سکانس‌ها با استفاده از این تکنیک، جوان‌تر به تصویر کشیده شده‌اند.

علاوه بر «رابرت دنیرو» (Robert Deniro) و «آل پاچینو» (Al Pachino)، «جو پشی» (Joe Peschi)، «هاروی کیتل» (Harvey Keitel)، «آنا پاکویین» (Ana Paquin)، جسی پلمونس» (Jack Plemons)، «جک هاستون» (Jack Huston) و «ری رومانو» (Ray Romano) در این اثر ایفای نقش می‌کنند. این فیلم در تاریخ ۱ نوامبر (مصادف با ۱۰ آبان ۱۳۹۸) به‌صورت محدود در سینماها اکران می‌شود و سپس در ۲۷ نوامبر (مصادف با ۶ آذر ۱۳۹۸)، از شبکه اینترنتی نتفلیکس اکران خواهد شد. فیلم مرد ایرلندی در طی جشنواره فیلم نیوریورک، تحسین منتقدان را برانگیخت و اکنون یکی از مدعیان اصلی جایزه اسکار می‌دانند.

شما را به تماشای تریلر جدید فیلم The Irishman دعوت می‌کنیم:

 

 

 

 

  • تاریخ : 8ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 12 بازدید

بر طبق گزارشی در Milwaukee Record، شخصی با نام Charles Amble قصد فروش کلکسیون بزرگ نینتندو‌اش را دارد. برای اطلاع  از آخرین اخبار بازی، با دنیای‌بازی همراه باشید.

درحال حاضر قیمت پایه این کلکسیون ۲۹,۹۰۰ دلار است که شامل بازی، کنسول‌ها، جعبه‌های بازی، مجسمه‌ها، ماکت‌های تجارتی بازی و کلی لوازم دیگر می‌شود. البته چیزی حدود ۷۳۰ کارت‌ریج نیز در این کلکسیون موجود است، که شامل کارت‌ریج‌های کنسول NES، Super NES، گیم‌بوی و نینتدو ۶۴ می‌شود. ممکن است از خودتان بپرسید چرا باید شخصی این مجموعه ارزشمند را بفروشند، اما جواب آن ساده است، زندگی.

در توضیحات این کلکسیون Charles Amble چنین نوشته است:

از آنجایی که حالا بچه‌دار شده‌ام و خانه‌ای که قرار است در آن اسباب‌کشی کنیم اتاق مجزایی برای بازی‌های ویدئویی ندارد، تصمیم گرفتم این کلکسیون را بفروشم. در ۱۰ سال گذشته، هر آخر هفته به گاراژها سر می‌زدم و دنبال این چنین چیزها بودم، و حالا این نتیجه‌اش است. امیدوارم مجموعه من به شخصی برسد که به اندازه من از بازی‌‌ها لذت می‌برد.

حتی اگر شما از آن جمله افرادی باشید که دوست ندارید این همه پول را برای اشیای مربوط به بازی‌های ویدئویی بپردازید، بازهم سرک کشیدن به این کلکسیون بزرگ لذت‌ خودش را دارد. Amble درکنار عکس‌های که از این کلکسیون منتشر کرده است، یک لیستی نیز ترتیب داده که در آن اسم تمامی ۵۳۹ کارت‌ریج مربوط به کنسول NES نیز دیده می‌شود که بعضی از این عناوین خاطرات دوران کودکی‌مان را نیز زنده می‌کند.

  • تاریخ : 8ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 15 بازدید

با بازی‌های رایگان اکس باکس لایو گلد در اکتبر اشنا شوید. همان طور که می‌دانید اکس باکس هر ماه چند بازی رایگان به دارندگان سرویس گلد می‌دهد. شما با اضافه کردن این بازی‌ها می‌توانید برای همیشه انها را نگه دارید. حال مایکروسافت بازی‌های رایگان این ماه این سرویس را معرفی کرده است. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای بازی همراه باشید.

کاربران سرویس گلد مایکروسافت می‌توانند این ماه دو بازی Tembo the Badass Elephant و Friday the 13 را به رایگان دریافت کنند. این دو بازی برای کاربران این سرویس در کنسول اکس باکس وان است.  بازی‌های Disney’s Bolt  و Ninja Gaiden 3: Razor’s Edge نیز برای کاربران اکس باکس ۳۶۰ است. اما کسانی که کنسول نسل هشتمی مایکروسافت را در اختیار دارند، به لطف قابلیت پشتیبانی از نسل قبل این کنسول می‌توانند این بازی‌ها را دریافت کنند.

بازی Disney’s Bolt  از روز ۹ تا ۲۴ مهر در دسترس بازیکنان برای دریافت است. این بازی یک اثر سوم شخص است که در ژانر اکشن ماجراجویی دسته بندی می‌شود. اما در ۲۵ مهر مهم‌ترین بازی این ماه از راه می‌رسد. در بازی Friday the 13th یکی از بازیکنان در نقش جیسون قرار دارد و سعی دارد بقیه را که در حال فرار هستند، به بد‌ترین شکل ممکن به قتل برساند.

اما در ادامه به بازی‌ Ninja Gaiden 3: Razor’s Edge می‌رسیم. این عنوان برای کنسول‌های پلی استیشن ۳ و اکس باکس ۳۶۰ در ابتدای سال ۲۰۱۲ میلادی عرضه شد. این بازی توسط Team Ninja و در ژانر اکشن، هک اند اسلش دسته بندی می‌شود. همچنین بازی از حالت Co-Op انلاین نیز پشتیبانی می‌کند.

بازی‌های Ninja Gaiden 3: Razor’s Edge و Tembo the Badass Elephant نیز به مدت یک ماه اماده دریافت رایگان هستند. شما می‌توانید از ۹ مهر تا ۹ ابان این دو بازی را دریافت کنید. نظر شما در مورد بازی‌های رایگان اکس باکس لایو گلد در این ماه چیست؟

  • تاریخ : 7ام مهر 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 10 بازدید

ساعاتی پیش هیدئو کوجیما (hideo kojima)با انتشار پستی در توییتر اعلام کرد که بازی Death Stranding مراحل ساخت خود را کاملا سپری کرده و یا به اصطلاح گلد شده است؛ با تمام خبر هایی که اخیرا از این بازی منتشر شده باز هم همچنان اطلاعاتی زیادی از این اثر در دسترس نیست، از جمله قابلیت بازی چندنفره به صورت نامتقارن یا Asynchronous Multiplayer.در ادامه با اخرین اخبار بازی همراه دنیای بازی باشید.

با این حال با توجه به تصویر جدیدی که از باندل نسخه‌ی انگلستان این اثر منتشر شده است، Death Stranding برای بازی به صورت چندنفره نیاز به اشتراک پلی‌استیشن پلاس ندارد.

عدم وجود نیاز به اشتراک پلی‌استیشن پلاس در Death Stranding به این معنی است که شما نیازی ندارید تا برای دسترسی به قابلیت‌های آنلاین این اثر، هزینه‌ی اضافی را پرداخت کنید که با توجه به حالت بخش چندنفره‌ی بازی و عدم رو به رو شدن بازی‌بازان با یکدیگر، کاملا منطقی است.

Death Stranding

شما می‌توانید در طول مسیر خود، به ابزار و وسایل به جای مانده از دیگر بازی‌بازان دسترسی پیدا کرده و از آن‌ها برای تامین نیاز خود بهره ببرید. همچنین ممکن است تا رد پای بازی‌کنی دیگر را هم مشاهده کرد و برای یافتن مسیر خود به آسان‌ترین شکل ممکن، این رد پاها را دنبال کنید اما با این حال هرگز نمی‌توانید در طول بازی با بازی‌بازان دیگر رو به رو شوید.

البته ممکن هست تا در آینده شاهد اضافه شده قابلیت بازی به صورت چندنفره مرسوم به Death Stranding باشیم و در آن بازی‌بازان برای تکمیل ماموریت‌ها با یکدیگر به همکاری پرداخته و یا حتی به مبارزه با یکدیگر می‌پردازند.بازی Death Stranding در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۹۸ (۸ نوامبر ۲۰۱۹) به صورت انحصاری برای کنسول پلی‌استیشن ۴ منتشر می‌شود.

صفحه 9 از 201
»... قبلی 567891011121314 بعدی 203040...«