عکس بازیگران

آرتیست 1 | تصاویر بازیگران | عکس هنرمندان

  • تاریخ : 29ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 29 بازدید

چرخ دنده­های جنگ،« ادوات جنگ »Gears of War یا هرعنوان دیگری که یکی از برترین و جریان سازترین فرنچایزهای تاریخ بازی‌های ویدیوئی را با آن می‌شناسید، طرفداران بسیاری در سراسر دنیا دارد. این سری پرافتخار در نخستین گام خود برای اکس باکس نسل هفتمی در سال ۲۰۰۶ عرضه شد و از همان ابتدا پس از HALO به یکی از آثار نمادین کنسول مایکروسافت تبدیل شد. تولید و عرضه‌ی این بازی با موفقیت برند اکس باکس، اپیک گیمز Epic Games و موتور گرافیکی‌اش آنریل انجین و همین‌طور برخی از مهمترین مکانیک‌هایی که امروزه در بسیاری از بازی‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرد ارتباط مستقیم داشت. اگر امروزه قابلیت سنگر گرفتن را در بسیاری از بازی‌ها می‌بینیم دلیلش کلیف بی و سه گانه‌ی درخشانی است که دین زیادی بر گردن این صنعت دارد. صرف نظر از فروش فوق العاده و کسب اعتباری که برای کنسول مایکروسافت داشت، Gears of War در شکوفایی و همه گیر شدن آنریل انجین نیز بی تأثیر نبوده چراکه اپیک گیمز همواره نسخه‌های جدید بازی را به آخرین دستاوردهای موتور گرافیکی‌اش مجهز کرده است. از اولین شماره تا پایان سه‌گانه و حتی نسخه‌ی‌ فرعی سری همواره شاهد عملکرد گرافیکی فوق‌العاده ای بودیم که ویترین Unreal Engine ملقب بوده است. آثار عرضه‌ی Gears of War به‌عنوان یک بازی انقلابی به همین موارد خلاصه نمی‌شود اما بدون شک ارزش‌های فرنچایزی که بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران، آن را بهترین شوتر سوم شخص تاریخ معرفی می‌کنند برکسی پوشیده نیست و نیاز به توضیحات بیشتر هم احساس نمی­شود. با انتشار نسخه‌ی فرعی Judgement برای Xbox 360 پرونده‌ی سری در نسل هفتم بسته شد و با روی کار آمدن کنسول تازه نفس مایکروسافت شماره‌ی جدید بازی به‌عنوان یکی از اظلاع مثلث Halo ،Gears و Forza در صدر انتظارات خریداران اکس‌باکس نسل هشتمی از مایکروسافت قرار گرفت. ردموندی‌ها نیز اولین قدم را در نسل جدید با خرید امتیاز سری از خالقان آن در سال ۲۰۱۴ خیلی محکم برداشتند تا نوید انتشار شماره‌ی جدید بازی را در آینده‌ی نزدیک به طرفداران داده باشند.
در نبود خالقان، گام بعدی گردآوردی گروهی مستعد برای توسعه‌ی بازی بود. ابتدا استودیوی Black Tusk به‌عنوان سازنده‌ی نسخه‌های بعدی فرنچایز معرفی شد اما در اقدام بعدی نام استودیو به «کالیشن»The Coalition تغییر یافت. با وجود اشخاصی چون «راد فرگوسن» Rod Fergusson و نام جدید استودیو، همه‌ی شواهد از اتحاد مایکروسافت و سازندگان جدید برای بازگشت شکوه‌مندانه Gears of War در نسل جدید خبر می‌داد اما اولین پروژه‌ی ائتلاف نسخه‌ی ریمیک بازی اول بود نه شماره‌ی چهارم! پس از تجدید پیمان با مارکوس دوست‌داشتنی در نسخه‌ی بسیار خوب Gears of War Ultimate Edition، که قطعاً یکی از بهترین آثار ریمیک نسل هشتم است، با انتشار شماره‌ی چهارم و اخیراً هم که پنجم، نبرد بی‌پایان جوخه‌ی دلتا به میادین نسل هشتم کشیده شد. گیرز ۴ به‌عنوان اولین تلاش جدی سازندگان جدید فرنچایز، بازی خوب و قابل قبولی بود. هرچند بسیاری از تغییرات آن که به مذاق طرفداران خوش نیامده بود پیش‌تر توسط خود اپیک‌گیمز در مرحله‌ی پیش تولید طراحی و پایه‌ریزی شده بود و تیم جدید دخل و تصرف چندانی در ایده‌ی اولیه بازی نداشت. راد فرگوسن به­عنوان یکی ارکان تولید فرنچایز، درکنار تیم جدیدش این­بار با GEARS 5 برگشته است. نسخه‌ای که صفر تا صد آن به صورت کاملاً مستقل از خالقان قدیمی و توسط کالیشن طراحی و به مرحله‌ی تولید رسیده است. به نقل از فرگوسن که همه او را نفر دوم این مجموعه‌ی پرطرفدار پس از «کلیف بی» می‌دانند، گیرز ۵ کاملاً متناسب با سلیقه‌ی کالیشن ساخته شده و امضای توسعه‌دهندگان جدید خود را به­همراه دارد. پس پنجمین چرخ‌دنده می‌تواند ملاک و معیار خوبی برای قضاوت سازندگانش باشد، سنگ محکی که برای داوری گزینه‌ی مناسب‌تری از Gears of War 4 است. البته ایده‌های کالیشن، Gears 5 را از ریشه‌ها و ساختار ثابت خود خیلی دور نکرده و همچنان شاهد عنوانی از سری Gears of War با همان فرمول آشنا هستیم. با این حال از جهاتی شاهد نسخه‌ای متفاوت با ویژگی‌های جدید هستیم که درعین جذابیت و سرگرم کننده بودن ممکن است برای عده‌ای از طرفداران قدیمی و پر وپا قرص سری چندان هم خوشایند نباشد. در ادامه با آخرین مقالات بازی و نقد بازی Gears 5 با دنیای بازی همراه شوید.

« نقد این بازی بعد از ۲۰ ساعت تجربه‌ی آن روی کنسول Xbox One نوشته شده است »

مارکوس برمی‌خیزد..!

بازگشت به سیاره­ی سِرا
داستان در دنیای Gears of War بسیار مهم است و نقش به‌سزایی در موفقیت‌های مجموعه دارد. بدون شک خط داستانی و قهرمانانی که به ما شناسانده سهم عمده‌ای در محبوبیت بالای مجموعه داشته و حتی لوکاست‌ها که اصلی‌ترین دشمنان در بازی و نقطه‌ی مقابل قهرمانانی نظیر مارکوس فینیکس به‌شمار می‌آیند در زمره‌ی برترین دشمنان تاریخ بازی‌های ویدیوئی جای دارند. این مهم کلیه‌ی عناصر دنیای Gears of War را در‌بر می‌گیرد و به همین موارد ختم نمی‌شود. مثال دیگرش، لنسر سلاح دوست‌داشتنی و بی‌نظیر بازی است که در جرگه‌ی برترین‌ اسلحه‌های همه‌ی ادوار قرار دارد. فراوان است چنین مواردی در دنیایی که مجموعه‌ای از قابلیت‌ها و عناصر مثبت ریز و درشت را در خود جای داده و اشاره‌ی بیشتر به آن در این مقال نمی‌گنجد. قطعاً همه‌ی طرفداران بازی از وقایع داستانی و آنچه که تاکنون روی داده شناخت کافی دارند و نیازی به بازگویی وقایع سه گانه‌ی اول نیست. در سه‌گانه‌ی دوم Gears of War مهم‌ترین اتفاق بازنشستگی قهرمانان قدیمی و روی کار آمدن نسل جدیدی از نیروهای COG است. «جیمز دامنیک فینیکس» که نزدیکانش او را JD صدا می‌کنند، پسر مارکوس نیروی افسانه‌ای ائتلاف است که به‌همراه دوستانش «کِیت دیاز» Kait Diaz و «دلمونت دل واکر» Delmont Del Walker ماجراجویی جدیدی را به­عنوان شخصیت اصلی گیرز ۴ آغاز می­کند. لوکاست­ها نیز پس از انفجار امواج کاملاً از بین نرفته‌اند بلکه دچار نوعی جهش شده‌ و با شکل و شمایلی جدید به‌نام Swarm بازگشته‌اند. پس از سرقت مردم روستا و مادر کِیت، گروه به محل نگهداری آنها می‌رسد و این حقیقت آشکار می‌شود که از انسان‌ها برای تغذیه و تولید سوارم‌های بیشتر استفاده شده است. مارکوس یک­بار دیگر از یاران قدیمی خود «بیرد» Baird و «کول» Cole کمک می‌گیرد و نهایتاً به لانه‌ی نسل جدید لوکاست­ها وارد می‌شوند. آنها رینا مادر ِکیت را در وضعیت بدی ملاقات می‌کنند. رینا از دخترش می‌خواهد او را خلاص کند اما قبل از آن گردنبندی به کِیت می‌دهد که متعلق به مادربزرگ او است. مشخص می‌شود صاحب اصلی گردنبند میرا ملکه‌ی لوکاست ها است که در پایان سه‌گانه به‌دست مارکوس کشته شد. این حقیقت درست زمانی آشکار می‌شود که Gears of War 4 به پایان می‌رسد و پرسش‌های بی پاسخ بسیاری باقی می‌گذارد.

بروماک‌ها هم برگشته‌اند، البته به‌طبع در اینجا با عنوان سوارماک شناخته می‌شوند!

داستان GEARS 5 ادامه‌ای بر اتفاقات نسخه‌ی قبل است و حول و محور شخصیت کِیت دیاز جریان دارد. او پس از دریافت گردنبند بسیار پریشان و از رشته‌ی اتصالش با لوکاست‌ها آگاه شده به‌همین دلیل مدام کابوس می‌بیند و ارتباط‌ات ذهنی با موجودات خطرناک داستان برقرار می‌کند. افتتاحیه‌ی داستان با گذر از خط اصلی، دوباره شما در نقش JD قرار می‌دهد. جوخه با هدف پرتاپ یک نمونه از سلاح ماهواره‌ای Hammer of Dawn به آزورا سفر می‌کند تا مانع حمله‌ی همه جانبه‌ی سوارم‌ها به محل زندگی انسان‌ها شود. اما اوضاع آن‌طور که باید پیش نمی‌رود و برخلاف انتظار محفظه‌ی پرتاب ماهواره به صورت خودکار باز نمی‌شود. در این شرایط بحرانی JD خطر می‌کند و درب خروجی را به‌صورت دستی باز می‌کند. نهایتاً ماهواره با موفقیت پرتاب می‌شود اما همچنان در حالت غیرقابل استفاده باقی می‌ماند. با انجام این مأموریت جوخه برای تخلیه‌ی غیرنظامی­ها به شهر موردنظر می‌رود اما اتفاقات ناگواری انتظار آن­ها را می‌کشد که بهتر است خود تجربه کنید تا جذابیت‌های داستان از بین نرود. سپس داستان حوادث چهارماه بعد با محوریت شخصیت کِیت را روایت می‌کند و به خط اصلی خود بازمی گردد. داستان Gears 5 جذابیت‌های خاص خود را دارد و مرتب تلاش می‌کند با پیچش‌های جالبی به نوعی مخاطب را غافلگیر کند. اگر بازی قبلی را به­عنوان پیش درآمدی بر سه­گانه‌ی دوم Gears در نسل هشتم به­حساب بیاوریم، گیرز ۵ داستان را به شکل مناسبی به جلو می‌برد و اطلاعات بیشتری در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. تمرکز داستان درست مثل نسخه‌ی قبل بر یکی دیگر از شخصیت‌های جدید بازی است. با در نظر داشتن این حقیقت که شاید هنوز بسیاری از علاقمندان با نسل جدید قهرمانان گیرز ارتباط برقرار نکرده باشند، مارکوس فینیکس و یاران قدیمی‌اش حقیقتاً خون را در رگ‌های طرفداران قدیمی سری به جوشش در می‌آورند و حضور آن‌ها باوجود در حاشیه بودن غنیمتی است. شخصاً به نبود مارکوس در این مجموعه هرگز عادت نخواهم کرد، حتی اگر نقش اصلی نباشد دیدن چهره و صدای پرجذبه مارکوس جزو خاطره انگیزترین لحظات بازی به‌شمار می‌آید، همان‌طور که در گیرز ۴ این‌گونه بود و حالا در گیرز ۵ به‌همین شکل است.

مثل همیشه کالکتیبل‌های جالبی در سراسر نقشه یافت می‌شود که برخی از آن‌ها اطلاعات جالبی به شما می‌دهد!

از طرفی این‌که چرا کالیشن بلافاصله در دومین تجربه‌ی جدی خود و شماره‌ی بعدی مجموعه به سراغ یکی دیگر از شخصیت‌های تازه معرفی شده رفته و تلاش می کند JD شخصیت اصلی بازی قبلی را از داستان قلم بگیرد، پرسشی است که شاید خیلی از علاقمندان هرگز پاسخی برای آن نیافته و حتی باوجود منطقی که داستان در دو شماره‌ی اخیر سعی بر ارائه آن داشته کنار نیامده باشند. هرچند گام دوم داستان در پرداخت به شخصیت‌های جدید سری همچون کِیت موفق عمل کرده و حتی JACK به عنوان روبات تیم از شخصیت‌پردازی بسیار جالبی برخوردار است. اما از آن‌جایی که JD فرزند خلف پدری است که عاشقان بسیار دارد و شخصیت او در مقایسه با دوستانش از پتانسیل به مراتب بالاتری برخوردار است، تمرکز بیشتر بر شخصیت او شاید بیشتر مورد‌پسند طرفداران بوده و زمینه‌ساز روایت داستان به مراتب بهتری در سه‌گانه دوم می‌شد. با این حال مشکل اصلی در روایت داستان علیرغم ظلمی که در حق پسر مارکوس شده با آغاز ACT دوم خود را نشان می‌دهد. پیش از این Gears of War را در مقام عنوانی روایت محور، با داستان خطی توام با اکشن بی وقفه‌ی آن می‌شناختیم. گیرز ۵ معادله را برهم زده و ساختار سندباکس این بخش از بازی که البته در یک محیط زیبای برفی جریان دارد و به منطقه‌ی زیباتر کویری در ACT3 ختم می‌شود، داستان را از تب و تاب اولیه انداخته است. این مراحل هرگز به خودی خود ضعیف نیستند و در ارائه‌ی آنچه که از یک دنیای نیمه‌باز انتظار می‌رود موفق ظاهر شده اما این وقفه در روایت باوجود پاسخ‌هایی که به مخاطب می‌دهد داستان را از ریتم انداخته و به مانند وصله‌ی ناجوری در دنیای Gears جلوه می‌کند. مورد بعدی عدم پاسخ‌دهی داستان به برخی از پرسش‌ها و به تأخیر انداختن این مهم در طول بازی است. پایان‌بندی نه‌ چندان کامل GEARS 5 مستقیماً از شما می‌خواهد برای روشن شدن تکلیف ماجرا تا نسخه‌ی بعدی منتظر بمانید. شاید این شرایط به‌خودی خود یک نکته‌ی منفی به‌نظر نیاید و حتی موجب دوچندان شدن اشتیاق طرفداران برای تجربه‌ی نسخه‌ی پایانی سه‌گانه دوم شود اما درعمل باعث ناامیدی مخاطب می‌شود. با همه‌ی این تفاسیر GEARS 5 از نظر داستانی بازی خوبی است و از عمق کافی برخوردار است. انتظار می‌رود با ادامه‌ی این روند شاهد پایان ماندگاری بر سناریوی سه گانه‌ی دوم مجموعه در بازی بعدی باشیم.

توانایی‌های پرشمار جک منوی ارتقاء و شخصی‌سازی مخصوص به‌خود را دارد!

برادری تا ابد
آن­چه که هسته‌ی اصلی بازی به عنوان نسخه‌ای از Gears of War را تشکیل می‌دهد، گیم‌پلی است. با آغاز به کار این فرنچایز و عرضه‌ی بازی اول استانداردهای جدیدی در عناوین شوتر سوم‌شخص پدید آمد. از قبل، تا بعد از این سری تا به امروز هیچ بازی دیگری Gears of War نبوده و نمی‌شود. عناوین بسیاری از عناصر موفق بازی بهره جسته‌اند اما هر گردی گردو نیست و هر شوتر سوم شخصی گیرز! هدف از بیان این حقیقت ابداً کوچک کردن رقبا یا قیاس آن‌ها با شاهکار کلیف بی نیست اما برکسی هم پوشیده نیست که Gears of War خود به‌تنهایی استانداردی در گیم‌پلی و گان­پلی است. گیرز ۵ نیز در این زمینه میراث‌دار آن سه‌گانه ای است که هرگز قدیمی و تاریخ مصرف گذشته نمی‌شوند. کالیشن ضمن استفاده از همان فرمول همیشگی، کمی نوآوری چاشنی کار خود کرده است. بخش کلاسیک کار همان اکشن ناب و مبارزات هیجان‌انگیز مبتنی بر مکانیزم سنگیر‌گیری است که به میان پرده‌های جذابی ختم می‌شود. همان‌طور که انتظار می‌رود گان‌پلی روان و جذاب بازی ابداً خسته کننده نمی‌شود و سکانس‌های دیدنی که عالی کارگردانی شده حسن‌ختامی بر پایان مبارزات است. البته ساختار کلاسیک سری با قابلیت‌های جدید این نسخه ادغام شده تا Gears 5 تفاوت‌هایی با آثار پیش از خود داشته باشد. اگر بازی را به دو بخش مجزا تقسیم کنیم، ACT اول و پایانی آن چیزی است که از Gears of War انتظار می‌رود، یعنی همان ساختار خطی مراحل که عمدتاً بار اکشن و روایت داستان را به دوش می‌کشد.

این دقیقاً همان چیزی است که پیش‌تر در بازی‌های قبلی مجموعه دیده بودیم اما در ACT های دوم و سوم، بازی چهره‌ی کاملاً جدیدی به خود می‌گیرد و حالت نیمه جهان باز دارد. این دو فصل غالباً ویژگی‌های جدید بازی را در معرض نمایش می‌گذارد و بیشتر حالتی آزمایشی دارد.اصلاً بعید نیست در سال‌های آینده شاهد نسخه‌هایی کاملاً «جهان باز»  Open World از سری Gears of War باشیم. این اتفاق با گفته‌های قبلی کارکنان ارشد استودیو مبنی بر ساخت نسخه‌های متفاوتی از سری با سبک و سیاقی کاملاً جدید هم‌خوانی دارد. حالت سندباکس این دو فصل در محیط‌های زیبا و چشم‌نوازی دنبال می‌شود. از سرزمین‌های سرد و یخ زده‌ی شمالی تا بیابانی با خاک سرخ که انصافاً جذابیت‌های بصری بازی را دوچندان کرده است. در این مناطق بزرگ که از نظر وسعت پنجاه برابر بزرگ‌تر از مناطق محدود گذشته هستند علاوه بر مراحل اصلی امکان تجربه مأموریت‌های فرعی نیز وجود دارد. متاسفانه مراحل فرعی از تنوع و جذابیت کافی برخوردار نیستند و اغلب به از بین بردن دسته‌ای از دشمنان و به دست آوردن قطعه‌ای خلاصه می‌شوند. حتی بار هیجانی و اکشن مراحل اصلی نیز دستمایه‌ی ساختار جدید این دو فصل از بازی شده و بیشتر اوغات بازی در شرایط جابه‌جایی سپری می‌شود. خوش‌بختانه جابجایی‌ها به لطف وسیله‌ی نقلیه‌ای به‌نام «اسکیف» Skiff به شکل خوشایند و سرگرم کننده‌ای انجام می‌شود. این وسیله طراحی بسیار خاصی دارد و هدایت آن به‌جز در مواردی خاص کاری آسان و لذت‌بخش است.

با استفاده از این اجزاء که در گوشه و کنار نقشه یافت می‌شوند می‌توان قابلیت‌های جک را ارتقاء داد!

ایراد بعدی ساختار جدید بازی جایی خود را نشان می‌دهد که محیط بزرگ نقشه‌ها هیچ چیز جالبی برای اکتشاف و ماجراجویی ندارد و اگر گوشه و کناری که مراحل اصلی و فرعی در آن دنبال می‌شود را قلم بگیریم به‌جز برف و خاک چیزی دیده نمی‌شود. از حالت سندباکس بخش‌هایی از بازی که بگذریم و Gears 5 را با قواعد و قوانین کلاسیک سری مورد سنجش قرار دهیم، اثر جدید کالیشن خوش می‌درخشد! از جذابیت‌های این نسخه همان روباتی است که در بررسی داستان به آن اشاره‌ای داشتیم. جک با نمونه‌های قبلی خود در شماره‌های پیشین تفاوت زیادی دارد و پیشبرد مراحل عملاً وابسته به حضور و استفاده‌ی از او است. قابلیت‌های جک به حدی است که شاهد حضور او در بخش‌های آنلاین نیز به‌عنوان یک شخصیت قابل‌بازی هستیم که مثلاً در حالت Horde انتخاب حضور او در تیم نعمتی برای دیگر  هم‌بازی‌ها است. این همراه دوست‌داشتنی حکم آچار فرانسه‌ی گروه را دارد و تقریباً هرکاری از دستش برمی‌آید. درب‌های بسته را باز می‌کند، اسلحه، مهمات و سایر آیتم‌ها را از فواصل دور به دست‌تان می‌رساند، دشمنان را شناسایی و به اشکال متفاوت زمین‌گیر می‌کند، شما را نامرئی یا مقاومت‌تان را افزایش می‌دهد و اعمالی از این قبیل که لحظه به لحظه‌ی بازی کارآمد هستند. اغراق نیست اگر جک را همراه مفیدتر و بهتری از دیگر شخصیت‌های جوخه قلمداد کرده باشیم. در حقیقت سازندگان از پتانسیل جک نهایت بهره را برده‌اند و او را به همراهی مؤثر و البته دوست‌داشتنی تبدیل کرده‌اند. به جبهه‌ی مقابل و دشمنان بازی نیز که نگاه می‌کنیم به نتایج بسیار خوبی می‌رسیم.

تنوع دشمنان بسیار بالا است و سوارم­های جدید و منحصربه‌فردی مانند « فلاک‌ها » Swarm Flock و Leeches ها به بازی اضافه شده که هریک از دیگری خطرناک‌تر است و با الگوی مخصوص خود با شما مبارزه می‌کند. باس ها و مینی باس­های جذابی نیز وجود دارد که برخی از آن‌ها یاد و خاطره‌ی اجداد خود در سه گانه‌ی اول Gears of War را زنده می‌کنند و حسابی شما را به چالش می‌کشند. به عنوان مثال The Warden از بأس‌های جدید این نسخه است که مقابله‌ی با آن مثل موارد دیگر لذت مخصوص به خود را دارد.سوارم‌ها علاوه بر تنوع بالا، مگر در مواردی هوش مصنوعی قابل قبولی نیز دارند. مثل شخصیت‌های مثبت و منفی جدید، اسلحه‌های جدیدی نیز در هردو جبهه‌ی انسان‌ها و سوارم­ها به Gears 5 اضافه شده که یکی از بهترین آن‌ها لنسر جدیدی است که Lancer GL نام دارد و از قدرت تخریب بالاتری بهره‌مند است. از مدل‌های دیگر می‌توان به Talon که یک پیستول خودکار است برای انسان‌ها و Claw LMG اسلحه‌ی متفاوتی برای سوارم­ها اشاره کرد. چندین سلاح سرد و گرم دیگر به بازی اضافه شده و از این حیث Gears 5 بازی به مراتب کامل‌تر و بهتری است. گفتنی است که کمپین بازی به صورت Co-op سه نفره نیز قابل اجرا است و دست کم ۱۵ تا ساعت شما را سرگرم می‌کند.

نقشه‌ی بزرگ بازی در ACT دوم که مراحل اصلی و فرعی این فصل از بازی را نشان می‌دهد!

هرگز به تنهایی مبارزه نکن!
گیرز ۵ علاوه بر حالت داستانی، سه بخش دیگر را نیز شامل می‌شود و مجموعاً چهار نوع تجربه‌ی متفاوت سرگرم کننده را ارائه می‌دهد. از این نظر با عنوان کاملی طرف هستیم که حقیقتاً ارزش هزینه‌ای که برای آن می‌کنید را دارد. بخش Versus یا چندنفره‌ی رقابتی بازی که خود شامل حالت‌هایی چون King of the Hill، Team Deathmatch، Guardian و غیره می‌شود. ماهیت این حالت‌ها در نگاه کلی تغییری نکرده و مثلاً در مود Team Deathmatch بازیکنان در قالب گروه‌های COG و سوارم برای کشتن یکدیگر رقابت می‌کنند. یا حالت سرگرم کننده و جذاب King of the Hill که هدف فتح نقاط مشخص شده در نقشه و حفظ آن‌ها تا پایان زمان مقرر است. سایر حالت‌ها نیز به همین منوال، جذابیت‌های مخصوص به خود را دارند. در زمان انتشار تعداد یازده نقشه برای حالت‌های چندنفره بازی در نظر گرفته شده که شامل موارد جدید و قدیمی می‌شود. طراحی نقشه‌ها بسیار خوب است و ایرادی به آن‌ها وارد نیست. یکی از پرطرفدارترین بخش‌های بازی Horde است که اکثر بازیکنان حاضر در سرورهای Gears 5 را به‌خود مشغول کرده است. این بخش سرگرم کننده که همواره مورد توجه عمده طرفداران سری بوده، بار دیگر درخشان ظاهر شده و تجربه‌ی مفرحی ارائه می‌دهد. در این بخش با همراهی سایر بازیکنان (هوش مصنوعی در نبود بازیکن) باید در مقابل موج حملات سوارم­ها که در هر مرحله به شکلی متفاوت ظاهر و حمله‌ور می‌شوند مقاوت کنید. ابتدا با انتخاب شخصیت موردنظرتان از تخصص‌ متفاوت هرکدام بهره‌مند می‌شوید و با از بین بردن دشمنان امتیاز کسب می‌کنید. امتیازات کسب شده را می‌توان در راه خرید اسلحه یا استحکامات دفاعی مورد‌استفاده قرار داد تا امکان مقاومت هرچه بیشتر میسر شود. هرچقدر بیشتر مقاومت و موج حملات بیشتری را دفع کنید چالش جدی‌تر می‌شود و از بین بردن سوارم­ها مشکل‌تر!

باس فایت‌ها نیز که از موج دهم خود را نشان می‌دهند حسابی مهارت‌های شما را به چالش می‌کشند. به‌طور کلی بخش Horde به‌تنهایی یک تجربه‌ی کامل و سرگرم کننده است که تا ماه‌ها و حتی سال‌ها جذابیت خود را از دست نمی‌دهد. نهایتاً به آخرین بخش از بازی که حالت جدید Escape نام دارد می‌رسیم. در این بخش جدید همان‌طور که از عنوانش پیدا است هدف خارج شدن از مهلکه است. باید به‌کمک سایر هم بازی‌ها در مسیری معین پیشروی کنید و از دست سوارم­ها و موانعی چون گازهای کشنده فرار کنید تا نهایتاً موفق به خروج  از Swarm Hive شوید! در این بخش از بازی مهمات به‌صورت محدود یافت می‌شود و اگر منابع را درست مدیریت نکنید به دردسر خواهید افتاد. این حالت تجربه‌ی جدید و سرگرم کننده­ای است اما در مقایسه با دیگر حالت­های چندنفره سریع‌تر جذابیت ابتدایی خود را از دست می‌دهد. از ویژگی‌های جانبی بخش چندنفره‌ی Gears 5 نیز باید به وجود کارت‌های مهارت اشاره کرد که با استفاده از آن‌ها به بازیکن قوی‌تر و بهتری تبدیل می‌شوید. از امتیازات استفاده از این کارت‌ها می‌توان به کاهش دریافت آسیب به‌هنگام سنگیرگیری، افزایش تعداد گلوله‌های موجود در هر خشاب، افزایش قدرت و سرعت اسلحه‌ها، بالا بردن مقدار امتیاز کسب شده برای کل تیم و مواردی از این قبیل اشاره کرد که تجربه‌ی کلی شما را بهبود می‌دهد. به‌طور خلاصه  گیرز ۵ بهترین بخش چندنفره‌ در کل سری Gears of War را دارد و در کنار بخش داستانی (Campaign)، تجربه‌ی کاملی برای هر بازیکنی رقم می زند.

«اسکیف» Skiff وسیله‌ی نقلیه‌ی جالبی است که در یخ و خاک اسکی می‌رود!

به زیبایی کهکشان
سری Gears of War به‌عنوان ویترین قابلیت‌های برجسته‌ی موتور گرافیکی «اپیک گیمز» همواره از بهترین بازی‌های زمان خود بوده است. GEARS 5 نیز با پیروی از این قاعده یک دستاورد فنی باشکوه برای کنسول‌های نسل هشتمی مایکروسافت است. از کیفیت اجرایی ۴K و نرخ فریم ۶۰ در XBOX ONE X که تمامی حالت‌های بازی را پوشش می‌دهد تا وضوع تصویر استاندارد ۱۰۸۰p و سرعت فریم ۳۰ در اکس باکس وان پایه که البته برای ارائه‌ی تجربه‌ای هرچه روان‌تر در حالت‌های چندنفره به عدد ۶۰ می‌رسد! نسخه‌ی رایانه‌های‌ شخصی بازی نیز از شرایط مشابه‌ای برخوردار است و ضمن بهره‌مندی از تنظیمات گرافیکی بیشتر، عملکرد فوق‌العاده بهینه و روانی از خود ارائه می‌دهد. بازدهی «آنریل انجین ۴» Unreal Engine 4 در پردازش افکت‌های گرافیکی و ارائه‌ی جزئیات، فوق العاده است و حتی المقدور از ظرفیت‌های این موتور‌ گرافیکی استفاده شده است. سطح جزئیات در طراحی شخصیت‌ها (مثبت و منفی) و محیط قابل تحسین است اما در عین حال برخی ریزه کاری‌ها برای حفظ سطح پایداری نرخ‌فریم فدا شده‌اند. به این منظور حتی شاهد وضوح تصویر پویا در نسخه‌های کنسولی هستیم تا تجربه‌ای هرچه روان‌تر از بازی به صاحبان اکس باکس وان ارائه شود. از دستاوردهای بصری Gears 5 در ابعاد فنی به نورپردازی قدرتمند آن نیز باید اشاره کرد که به‌خصوص در محیط های تاریک به شکل عجیبی زیبا و تاثیرگذار جلوه می‌کند. طراحی محیط خود از نقاط قوت بازی است و شاهد چشم اندازهای خیره کننده‌ای هستیم. محیط شمالی پوشیده از برف با طراحی کاملاً سه‌بعدی با وجود درختان و دشت‌های یخ زده‌ در فصل دوم تا صحرای سرخ فصل سوم که بی‌تعارف خیره کننده است.

چشم‌نواز مثل Gears 5 …

میان‌پرده­ها نیز که به‌صورت Real Time پردازش می‌شوند کیفیت فوق العاده‌ای دارند و به ­زیبائی کارگردانی شده­اند. GEARS 5 در ابعاد هنری هم خیره‌کننده ظاهر شده و شما را مجذوب زیبایی‌های ذاتی اش می‌کند. البته در طول بازی مواردی یافت می‌شود که با عملکرد کلی بازی در زمینه‌ی بصری در تضاد است و زیبنده‌ی عنوانی در این سطح نیست اما در مجموع GEARS 5 استاندارد جدیدی در میان عناوین اکس‌باکس به‌شمار می‌آید و به‌راحتی در سیاهه‌ی برترین آثار نسل هشتم قرار می‌گیرد. صداگذاری بازی نیز در سطح مطلوبی قرار دارد و افکت‌های بسیار خوبی از هر نقطه‌ای که صدایی تولید می‌کند به گوش می‌رسد. صداپیشگان نیز کار خود را به‌خوبی انجام داده‌اند و مثلاً شنیدن صدای خشن و جذاب مارکوس با درخشش دوباره‌ی «جان دیماجیو» John DiMaggio هیجان را به رگ‌های هر شنونده‌ای تزریق می‌کند. از دیگر هنرمندان بازی می‌توان به درخشش دوباره‌ی « لورا بیلی » Laura Bailey بازیگر و صداپیشه‌ی آمریکایی در نقش کیت و « لئام مک اینتایر » Liam McIntyre بازیگر سریال‌هایی چون اسپارتاکوس در نقش JD اشاره کرد که هرکدام نقشی در این موفقیت ایفا کرده‌اند. از طرفی ادامه‌ی همکاری با رامین جوادی به‌عنوان آهنگساز پروژه، یک­بار دیگر موفقیت بازی را ضمانت کرده و قطعات حماسی و هیجان انگیزی تولید شده است. به‌واقع موسیقی در خدمت گیم‌پلی است و متناسب با ریتم و جریان بازی تغییر می‌کند. از عضو ایرانی الاصل پروژه غیر از این هم انتظار نمی رود!

“پسر کو ندارد نشان از پدر …”

پیروزی در جبهه‌ی ائتلاف
یقیناً GEARS 5 از بهترین بازی­های امسال و یکی از بهترین عناوینی است که مایکروسافت در نسل هشتم برای اکس‌باکس عرضه کرده است. مشابه عناوینی چون Metro Exodus یا حتی Uncharted: The Lost Legacy نقاط قوت گیرز ۵ از ساختار کلاسیک و مراحل خطی آن نشأت می‌گیرد و ایراداتی به برخی از ویژگی‌های جدید بازی وارد است. البته این ایرادات به تجربه‌ی کلی اثر ضربه جدی وارد نکرده و پنجمین چر‌خ‌دنده همان چیزی است که باید باشد. به‌عبارتی دقیق‌تر GEARS 5 با وجود یک بخش داستانی مهیج و حالت‌های آنلاین متنوع پکیج کاملی از سرگرمی است که شما را به آینده‌ی این فرنچایز امیدوار می‌کند. برای قضاوت بازی اصلاً لازم نیست آن را با سه گانه‌ی قبلی مقایسه کنید! باید با این حقیقت کنار آمد که کالیشن ضمن پایبندی به ریشه‌ها، با اقداماتی ساختارشکنانه به‌دنبال کسب هویتی برای خود در این مجموعه است. GEARS 5 مولفه های یک بازی موفق را رعایت کرده و محتوای کاملی در قامتی زیبا به طرفداران قدیمی و مخاطبین جدید خود ارائه می دهد.

و اما سقوط …!

پلتفرم : Xbox One / Windows 10
تهیه کننده : Xbox Game Studios
سازنده : The Coalition
سبک : Action, Shooter, Third-Person, Arcade

سوارم جدیدی که حکم مینی‌باس بازی را دارد The Warden نام دارد، جسمی پولادین و سلاحی کشنده دارد!

نمایی از حالت کلی بازی، همه چیز در خدمت ارائه‌ی یک تجربه‌ی سینمایی کامل!

پیدا کردن مختصات از مینی‌ گیم‌های جدید بازی است که البته از پیچیدگی بالایی برخوردار نیست!

پس از زمین‌گیر شدن گاه باید دست و پای زیادی بزنید تا یکی از همراهان به‌کمک شما بیاید!
نورپردازی فوق‌العاده قوی، جذابیت‌های بصری بازی را دوچندان کرده است!
یکی از بهترین باس‌های بازی، Matriarch است که یاد و  خاطره‌ی “Berserker “در سه‌گانه‌ی اول را زنده می کند!

آماده‌اید؟ بهترین تجربه‌ی چندنفره‌ی سری Gears of War در انتظار شما است!

  • تاریخ : 29ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 20 بازدید

موفقیت مجموعه‌ی «ارواح تاریک» بازیسازان بسیاری را برای ساختن عناوینی با الهام از این مجموعه، ترغیب کرد. یکی از بازی‌های موفقی که براساس Dark Souls ساخته شده بود، بازی «خروش» (The Surge) بود. این اثر از شرکت Deck13 المان‌های کلیدی بازی‌های Dark Souls را به آینده‌ای تاریک و رباتیک می‌برد. حالا با نزدیک شدن به زمان انتشار قسمت دوم این بازی از سوی Focus Home Interactive، بسیاری از طرفداران بازی The Surge خود را برای مبارزه مجدد با انسان‌های رباتیک آینده آماده می‌کنند. با دنیای بازی و پیش‌نمایش بازی The Surge 2 همراه باشید.

باز هم نانوتکنولوژی

نام نانوتکنولوژی در عرصه‌ی بازی‌های کامپیوتری با مجموعه‌ی Crysis گره خورده است. در بازی The Surge 2 هم یک بار دیگر باید به سراغ هیولاهایی برویم که زمانی انسان بوده‌اند و حالا توسط هوش مصنوعی ساخته شده بر پایه‌ی نانو تکنولوژی کنترل می‌شوند. اولین تفاوتی که در بازی The Surge 2 به چشمتان می‌خورد، امکان ساخت قهرمان داستان توسط بازیکنان است. در این بازی برخلاف نسخه‌ی اول، شخصیت اصلی از پیش تعیین شده نیست و شما می‌توانید شخصا قهرمان خود را طراحی کنید. قهرمان داستان به دلیل حوادثی، مدتی طولانی در کما بوده و وقتی بیدار می‌شود که دنیا در آشوب و هرج و مرج نبرد انسان و ماشین است.

پیشروی در بازی The Surge 2 مثل سایر عناوین این سبک بر تمرین و تکرار تمرکز دارد

جزئیات دقیق داستانی بازی The Surge 2 هنوز مشخص نیست، اما با توجه به اطلاعات منتشر شده، می‌توان انتظار داشت که با اثری شبیه به نسخه‌ی اول طرف باشیم که در آن اطلاعات به صورت تدریجی و اندک اندک در اختیار بازیکنان قرار بگیرد. شخصیت‌های غیرقابل بازی (NPC) زیادی در بازی حضور دارند و تعامل با آنها برای بازیکنان ارزشمند است؛ زیرا اطلاعات و لوازم مختلفی از سوی این NPCها در اختیار بازیکنان قرار می‌گیرد.

مرگ مرگ تا پیروزی

پیشروی در بازی The Surge 2 مثل سایر عناوین این سبک بر تمرین و تکرار تمرکز دارد. بازیکنان باید آنقدر با دشمنان رو به رو شده و شکست بخورند تا بتوانند راه پیروزی در دنیای بی‌رحم بازی را بیاموزند. با توجه به تریلرها و آنگونه که از نسخه‌ی بتای بازی به نظر می‌رسد، مبارزات و عناصر مربوط به گیم پلی بازی بیشترین تغییرات را متحمل شده‌اند. بازی The Surge 2 همچنان بر مبارزات با سلاح‌های نسبتا سرد (برخی از سلاح‌ها قابلیت آتشی دارند و طبعا چندان «سرد» نیستند) تمرکز دارد و پهباد دست آموز قسمت قبلی، در این نسخه هم حضور دارد. در این قسمت حالات شلیک و انواع مختلفی از تیرها در اختیار این پهباد قرار گرفته که بازیکنان می‌توانند از آن برای مبارزه با انواع مختلفی از دشمنان استفاده کنند. رابط کاربری بازی هم بسیار بهینه‌تر شده و برای تغییر سلاح‌های خود و پهبادتان نیازی به ورود به منوی تجهیزات ندارید. تنها با زدن یک دکمه می‌توان از میان قابلیت‌های مختلف پهباد، یکی را انتخاب کرد.

ساده‌تر شدن محیط کاربری بازی، ظاهرا از سختی بی‌مورد موجود در بسیاری عناوین این سبک یعنی نقش آفرینی «بسیار سخت» (Hardcore) کاسته است. با این وجود مبارزات بازی همچنان جذاب و دشوار به نظر می‌رسند. یک قابلیت تازه در مبارزات این بازی اضافه شده که این بخش از بازی را جذاب‌تر و دقیق‌تر می‌کند: دفاع جهت‌دار. اگر با بازی For Honor آشنایی داشته باشید، می‌دانید که در این بازی برای دفاع ضربات شمشیر دشمنان، علاوه‌بر زدن دکمه‌ی مناسب، باید جهتی که ضربه دشمن از آن سمت به شما وارد شده را هم به درستی تشخیص داده و انتخاب کنید. بازی The Surge 2 هم از این قابلیت برای به حداکثر رساندن هیجان مبارزات استفاده کرده و اگر بتوانید جهت مناسب هر ضربه را به درستی تشخیص داده و آن را دفع کنید، دشمن به نوعی گیج شده و می‌توانید یک ضربه‌ی بسیار سنگین به او بزنید. البته امکان جاخالی دادن و پریدن از روی ضربات دشمن هم همچنان وجود دارد.

مکانیزم جدید در مبارزات می‌تواند دقت و هیجان بازی را بیشتر کند

 این مکانیزم جدید در مبارزات می‌تواند دقت و هیجان بازی را بیشتر کند و پیشبینی می‌شود که مورد توجه بازیکنان قرار بگیرد. البته جذاب‌ترین بخش بازی بازی The Surge 2 همچنان توانایی انتخاب و بریدن اعضای بدن دشمنان به منظور استفاده از تجهیزات آنها است. البته با توجه به تجربه‌ی نسخه‌ی بتا، می‌توان انتظار داشت که این بخش از گیم پلی نسبت به نسخه‌ی قبلی ساده‌تر شود. در سایر بخش‌های مربوط به گیم پلی بازی The Surge 2 تغییرات چندانی به چشم نمی‌خورد، اما باید منتظر ماند و دید سازندگان چه آشی برای بازیکنان پخته‌اند.

دنیایی نه چندان چشم نواز

شاید کمترین تغییرات اعمال شده در بازی The Surge 2 نسبت به قسمت اول آن، تغییرات گرافیکی باشد. آنطور که از تریلرها پیداست، جهان بازی با همان موتور گرافیکی نسخه‌ی پیشین یعنی FLEDGE ساخته شده است و تغییرات چشمگیری در آن دیده نمی‌شود. این موتور گرافیکی توسط خود شرکت Deck13 طراحی شده و عملکرد قابل قبول آن برای یک استودیو بازی سازی مستقل، به تنهایی دستاوردی درخور تقدیر محسوب می‌شود. متاسفانه در نسخه‌ی بتای بازی The Surge 2، بخش عمده‌ای از تنظیمات گرافیکی بازی غیر فعال شده بود و از این جهت اصلا نمی‌توان از آن به عنوان معیاری برای سنجش و صحبت در خصوص جلوه‌های بصری بازی استفاده کرد. با توجه به موارد یاد شده و با تکیه بر تریلرهای گیم پلی منتشر شده از بازی، نباید انتظار یک عنوان با گرافیکی چشم نواز و شگفت انگیز را از بازی The Surge 2 داشته باشیم.

شاید کمترین تغییرات اعمال شده در بازی The Surge 2 نسبت به قسمت اول آن، تغییرات گرافیکی باشد

بازی The Surge 2 با توجه به موفقیت و استقبال نسخه‌ی اول بازی ساخته شد و انتظار می‌رود تا بتواند نه تنها این موفقیت را تکرار کند، بلکه آن را به مراحلی تازه‌ نیز ببرد. استودیوی Deck13 تجربه‌ی ساخت عناوین اکشن نقش آفرینی دشوار را با ساخت Lords of The Fallen شروع کرد و از آن زمان تاکنون مسیری طولانی را پیموده است. بازی The Surge 2 فرصتی برای این استودیو است تا بتواند جایگاه خود در صنعت بازی‌های رایانه‌ای را با تکیه بر خلاقیت، نوآوری و ایده پردازی صحیح اتقاء دهد. بازی The Surge 2 در تاریخ ۲۴ سپتامبر (۲ مهر) برای پلتفورم‌های رایانه‌ی شخصی، اکس باکس وان و پلی استیشن ۴ منتشر خواهد شد. منتظر نقد و بررسی این عنوان در وبسایت دنیای بازی باشید.

(این پیش نمایش پس از ۵ ساعت تجربه‌ی نسخه‌ی رسمی پیش نمایش بازی بازی The Surge 2 نوشته شده است که کد آن توسط ناشر بازی Focus Home Interactive در اختیار دنیای بازی قرار گرفته است.)

  • تاریخ : 29ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 20 بازدید

اگر اخبار را دنبال کنید، احتمالا می‌دانید که اپیک گیمز یک بازی رایگان برای مدت یک هفته در اختیار شما قرار می‌دهد. اما بازی‌های این هفته تفاوت زیادی دارند. این هفته اپیگ کیمز سنگ تمام گذاشته و با شش بازی بتمن رایگان کولاک کرده است. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای بازی همراه باشید.

بازی‌های Batman: Arkham Asylum GOTY Edition،  Batman: Arkham City GOTY Edition و Batman: Arkham Knight را می‌توانید به صورت رایگان از اپیک گیمز استور دریافت کنید. همچنین سه بازی LEGO Batman: The Videogame، LEGO Batman 2: DC Super Heroes و LEGO Batman 3: Beyond Gotham نیز رایگان هستند.

ارزش این شش بازی بتمن روی هم ۱۲۰ دلار است. اما شما می‌توانید تا روز ۴ مهر به صورت کاملا رایگان این بازی‌ها را به حساب خود اضافه کنید. پس عجله کنید و تا دیر نشده این کالکشن ارزشمند را به حساب خود اضافه کنید. اگر قطار بازی‌های بتمن را در دهه گذشته از دست دادید، نگران نباشید. در ادامه شما را برای تجربه این عناوین راهنمایی می‌کنیم.

سه گانه Batman: Arkham بازی های سوم شخص هستند. این بازی‌ها دارای کمی از المان‌های سبک نقش آفرینی، اکتشافات و ابر قهرمان بازی هستند. سیستم مبارزات بازی بسیار عالی است و بعد از عرضه این بازی‌ها توسط دیگران نیز استفاده شده است. کتک کاری با خلافکاران در نقش بتمن فقط بخشی از لذت بازی است. همچنین به دلیل سندباکس بودن، شما ازادی عمل بسیار زیادی دارید. در نتیجه می‌توانید مراحل را به روش دلخواه خود انجام دهید.

توضیح در مورد سری LEGO Batman بسیار ساده است. روی هم رفته، این بازی‌های در ژانر اکشن و ماجراجویی دسته بندی می‌شوند. بازی‌های بتمن از جمله بهترین بازی‌های سری لگو محسوب می‌شوند. مخصوصا قسمت دوم که اگر تنها یا با شخص دیگری بازی کنید، بسیار لذت بخش و سرگرم کننده هستند. نظر شما در این مورد چیست؟

  • تاریخ : 29ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 34 بازدید

«گرگ روسو» (Greg Russo)، نویسنده فیلم Mortal Kombat، با انتشار توییتی، آغاز مراحل فیلم‌برداری فیلم مورتال کامبت را تأیید کرد. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون، همراه دنیای بازی باشید.

خبر هیجان‌انگیز برای طرفداران پروپاقرص مورتال کامبت؛ مراحل فیلم‌برداری فیلم Mortal Kombat به طور رسمی آغاز شد. گرگ روسو در اکانت رسمی توییتر خود،  با انتشار عکسی از لوکیشن ساخت فیلم، خبر از شروع فیلم‌برداری فیلم مورتال کامبت داد. گرگ روسو علاوه بر نویسندگی فیلم مورتال کامبت، فیلم نامه نویس ریبوت فیلم «رزیدنت اویل» (Resident Evil) هم خواهد بود.

روسو همچنین در توییت خود، به «خدایان الدر» (The Elder Gods) اشاره کرد اما از دادن اطلاعات بیشتر درباره روند ساخت فیلم مورتال کامبت خودداری کرد. در عکسی که در توییت خود منتشر کرده، فقط کلاکت فیلم‌برداری فیلم Mortal Kombat را مشاهده می‌کنیم که نام و لوگوی اثر روی آن حک شده است. لوگوی فیلم ازنظر طراحی، شباهت نزدیک‌تری به فیلم ۱۹۹۵ نسبت به سری بازی‌های ویدئویی‌اش دارد.

«جیمز گان» (James Gunn)، تهیه‌کننده اصلی فیلم مورتال کامبت است؛ کسی که سابقه ساخت فیلم‌های بلاک باستری ازجمله «احضار» (The Conjuring) و «آکوامن» (Aquaman) را در کارنامه کاری خود دارد و طرفداران انتظار دارند که فیلم مورتال کامبت هم همانند سایر فیلم‌هایش، در سطح قابل قبولی تولید شود.

پیش از آن، در دهه ۹۰ میلادی، دو فیلم بر اساس سری بازی‌های مورتال کامبت ساخته شد؛ اولین فیلم به در سال ۱۹۹۵ به کارگردانی«پاول دابلیو. اس.اندرسون» (Paul W.S. Anderson) تولید شد که با واکنش‌های مثبتی از سوی طرفداران و منتقدان روبرو شد. دنباله فیلم مورتال کامبت با عنوان کامل «مورتال کامبت: نابودی» (Mortal Kombat: Annihilation) در سال ۱۹۹۷ اکران شد که متأسفانه نتوانست موفقیت فیلم اول را تکرار کند. «نیولاین سینما» (New Line Cinema) تصمیم داشت که فیلم سومی از سری بازی‌های مورتال کامبت در دهه ۲۰۰۰ بسازد اما به دلیل وقوع طوفان کاترینا، با تأخیرهای فراوانی در مرحله پیش تولید مواجه شد که در نهایت نیولاین پروژه فیلم سوم را کنسل کرد.

فیلم مورتال کامبت به کارگردانی «استیو مک کوید» (Steve McQuid) ساخته می‌شود و بازیگرانی ازجمله «لودی لین» (Ludi Lin)، «چین هان» (Chin Han)، «جو تاسلیم» (Joe Taslim)، «سی سی استرینگر» (Sisi Stringer)، «مهکاد بروکز» (Mehcad Brooks) و «جاش لاسون» (Josh Lawson) در این فیلم مورد انتظار هنرنمایی می‌کنند.

فیلم Mortal Kombat در تاریخ ۵ مارس ۲۰۲۱ (مصادف با ۱۵ اسفند ۱۳۹۹) با درجه سنی R در سینماهای سراسر جهان اکران خواهد شد.

 

  • تاریخ : 29ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 25 بازدید

شرکت فیلم‌سازی «لاینزگیت» (Lionsgate)، تریلر جدیدی از فیلم معمایی «چاقوکشی» (Knives Out) در فضای مجازی منتشر کرد. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون، همراه دنیای بازی باشید.

شرکت فیلم‌سازی لاینزگیت، دومین تریلر فیلم معمایی جنایی Knives Out را در فضای مجازی منتشر کرد. «رایان جانسون» (Rian Johnson)، کارگردان فیلم‌های «لوپر» (Looper) و «جنگ ستارگان: آخرین جدای» (Star Wars: The last Jedi)، قصد دارد در تازه ترین اثر خود، ادای دینی به آثار معمایی و رازآلود «آگاتا کریستی» (Agatha Christie) داشته باشد. داستان فیلم درباره «هارلن ترومبی» (Harlen Thrombey)، رمان نویس مشهور جنایی است که درست پس از جشن تولد ۸۵ سالگی‌اش، در ملک شخصی خود به قتل می‌رسد و سپس، کارآگاه کنجکاو و خوش‌رفتاری به نام «بنویت بلان» (Benoit Blanc)، به طور مرموزی تحقیقات خود برای حل معمای قتل ترومبی آغاز می‌کند. بلان سعی می‌کند از طریق رفتارهای عجیب اعضای خانواده غیرمتعارف ترومبی و دروغ‌هایشان، پرده از راز مرگ ترومبی بردارد.

فیلم چاقوکشی از آن دسته فیلم‌هایی است که بسیاری از ستارگان مشهور سینما و تلویزیون هالیوود در آن ایفای نقش می‌کنند؛ «دنیل کریگ» (Daniel Craig)، «کریس ایوانز» (Chris Evans)، «مایکل شانون» (Michael Shannon)، «کریستوفر پلامر» (Christopher Plumber)، «آنا دی آرمس» (Ana De Arms)، «جیمی لی کرتیس» (Jaime Lee Curtis)، «دان جانسون» (Don Johnson)، «تونی کولت» (Toni Collette)، «کاترین لنگفورد» (Kathrine Langford)، «ادی پترسون» (Edi Patterson)، «راول کاستیلو» (Raul Castillo) و «ریکی لیندهوم» (Riki Lindhome)، بازیگران این فیلم مورد انتظار هستند.

فیلم Knives Out در «جشنواره بین المللی فیلم تورنتو» (Toronto International Film Festival) به نمایش درآمد و توانست نظرات بسیار مثبتی از سوی منتقدان به دست آورد، به‌گونه‌ای که این فیلم را یکی از بخت‌های اصلی فصل جوایز امسال می‌دانند.

فیلم Knives Out در تاریخ ۲۷ نوامبر (مصادف با ۶ آذر ۱۳۹۸) در سینماهای سراسر جهان اکران می‌شود.

شما را به تماشای تریلر جدید فیلم معمایی Knives Out دعوت می‌کنیم:

 

  • تاریخ : 29ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 35 بازدید

به تازگی راک استار لانچر جدید خود را تحت نام Rockstar Games Launcher راه اندازی کرده است. شما می‌توانید با نصب این لانچر یک نسخه رایگان از بازی خاطره انگیز GTA: San Andreas دریافت کنید. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای بازی همراه باشید.

راک استار به بازار لانچر های رایانه های شخصی وارد شده است. این لانچر تازه عرضه شده، دقیقا همان چیزی است که از یک برنامه این چنینی انتظار دارید. کتابخانه‌ای که عناوین خریداری شده توسط شما را نشان می‌دهد و چند عنوان از بازی های راک استار چیز‌هایی است که در انتظار شما هستند.

کتابخانه لانر از عناوینی که شما به صورت دیجیتالی یا فیزیکی خریداری کرده‌اید تشکیل شده است. همچنین قابلیت اسکن را نیز شامل می‌شود تا به راحتی عناوین راک استار را در سیستم شما شناسایی کند. تمام بازی های اسکن شده به کتابخانه شما منتقل می‌شود.

این فروشگاه در حال حاظر شامل بازی‌های کمی است. بازی های Grand Theft Auto V، Bully: Scholarship Edition، Grand Theft Auto: Vice City، Grand Theft Auto III، L.A. Noire و نسخه سوم Max Payne در دسترس شما برای خرید هستند. همچنین برای مدت محدودی شما با نصب این لانچر یک نسخه رایگان از GTA San Andreas را دریافت می‌کنید.

همچنین Rockstar Games Launcher از ذخیره ابری در برخی بازی‌ها پشتیبانی می‌کند. اگر بعد از اسکن بازی فایل مورد نظر پیدا شود، کتابخانه شما بروزرسانی شده و این فایل ها به بازی اعمال می‌شوند.

در انتها باید گفت که لانچر راک استار بسیار ساده و سرراست است. شما نباید به این زودی‌ها انتظار ویژگی های انقلابی و جدیدی داشته باشید. به سادگی می‌توان پیش بینی کرد که GTA V پرفروش ‌ترین بازی این لانچر خواهد شد. این بازی دقیقا ۶ سال پیش برای PS3 و Xbox 360 عرضه شد. همچنین این بازی همچنان جز پرفروش ترین بازی‌های ماه است. ماه گذشته نیز این بازی از لحاظ فروش دومین بازی پرفروش پلترفم PS4 بود. نظر شما چیست؟

  • تاریخ : 28ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 32 بازدید

آخرین باری که نمایشی از Last Of Us Part 2 را شاهد بودیم، در E3 سال گذشته بود. حال سونی اعلام کرده که این بازی مورد انتظار بزودی نمایش دیگری خواهد داشت. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای بازی همراه باشید.

سونی و ناتی داگ، نمایشی از Last Of Us Part 2 را در هفته بازی مادرید در برنامه دارند. این رویداد از ۳ تا ۶ اکتبر ( ۱۱ تا ۱۴ مهر) در شهر مادرید اسپانیا برگزار می‌شود. اولین بار این بازی ۲ سال پیش در PSX 2017 معرفی شد. با توجه به این موضوع،  بعید نیست شاهد دموی قابل بازی این عنوان مورد انتظار باشیم. همچنین در ادامه اشاره شده که دموی بازی Death Stranding، در غرفه سونی قابل بازی خواهد بود.

سونی و ناتی داگ در چند روز اینده طی رویدادی برای رسانه ها نمایش طولانی از بازی خواهند داشت. با احتساب زمان ۳ ساعته این رویداد، بعید است که تمام زمان به بخش داستانی بازی اختصاص داده شده باشد. در نتیجه باید انتظار معرفی بخش انلاین بازی را نیز داشته باشیم. حتی احتمال اعلام زمان عرضه بازی نیز طی رویداد وجود دارد. در نتیجه این احتمال نیز وجود دارد که، سونی در مادرید به تکرار برخی از محتوای این رویداد بپردازد و فقط اتش ما را برای تجربه بازی بیشتر کند و انتظار را سخت تر کند.

عناوین قابل بازی دیگری نیز در غرفه سونی وجود دارد. بازی های Medivil، Nioh 2، Predator: Hunting Grounds، Marvel’s Iron Man VR وFinal Fantasy VII Remake از جمله ای عناوین هستند. سونی با لاین‌آپ خوبی در این رویداد حظور دارد. اما گل سر سبدش یعنی Last Of Us Part 2 چیزی است که همه ما به شدت منتظرش هستیم. در اخر باید منتظر بود بود و دید که چه در انتظار است. نظر شما در این مورد چیست؟

  • تاریخ : 28ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 35 بازدید

در حال حاضر دو چیز بسیار روشن است. کیانو ریوز در اتش است و ما همه نفس گیریم. همچنین این موضوع که با نزدیک شدن به عرضه Death Strnding، کوجیما به صورت ادامه دار از همکاری‌های جدید با ستارگان هالیوود خبر می‌دهد. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای بازی همراه باشید.

به تازگی کوجیما عکسی را با کیانو ریوز، بازیگر نقش جان ویک در ورودی درخشان استودیو Kojima Productions منتشر کرده است. حال این سوال پیش می‌اید که ایا او توسط دستگاه عجیب و شناخته شده کوجیما اسکن شده و در بازی حظور دارد؟ همه ما می‌دانیم که کیانو ریوز در Cyberpunk 2077 که سال اینده عرضه می‌شود حظور دارد. چند ماه قبل کوجیما اعلام کرد که او در بازی حظور ندارد. اما با توجه به بازدید اخیر او از استودیو، ایا تغییری ایجاد شده؟ کوجیما در مصاحبه‌ای در TGS با Gamespot به این سوالات پاس داده است.

کوجیما می‌گوید اگرچه او امکان کار با کیانو را در این پروژه نداشت. اما او به فکر انتخاب ریوز برای نقشی بود که در اصل برای مدس میکلسن طراحی شده، بود. اگر‌چه کوجیما قبلا به این نکته اشاره کرده بود. ولی به تازگی اطلاعات بیشتری را به اشتراک گذاشته است.

کوجیما می‌گوید: کیانوآادم خیلی خوبی است. دوست نزدیک من نیکولاس رفن، به من مدس را معرفی کرد و من به او پیشنهاد حظور در بازی را دادم. من به دانمارک رفتم و دوباره قبل از پیشنهاد به مدس، با نیکولاس صحبت کردم. به او گفتم که من چند باری با مدس صحبت کردم. اما نیکولاس، من واقعا می‌خواهم بدانم که مدس همان کسی است که باید با او کار کنم. نیکولاس گفت که او عالی است، اما بهترین شخص کیانو است. در ان زمان او مشغول بازی در Neon Demon بود. پس نیکولاس در تلاش بود تا مرا متقاعد کند تا از کیانو به جای مدس استفاده کنم.

او در ادامه مصاحبه گفت: من حتی از افراد دیگر نیز در این مورد پرسیدم. ما در حال شام خوردن بودیم و من به سرآشپز این موضوع را گفتم. حتی او نیز گفت که کیانو برای ایفای نقش بهتر است. با این وجود من مدس را خیلی دوست داشتم و شخصیتی که خلق کردم برای او بود. پس من بسیار خوش حالم که در آخر این پیشنهاد را به او دادم.

با توجه به نمایش ‌های کوتاهی که کوجیما از مدس در Death Stranding نشان داده است. نگاه‌های تهدید آمیز و رفتار ارام او، با اتمسفر بازی بسیار هماهنگ است. حال این سوال بی جواب، برای همه پیش می‌اید که کیانو در این نقش چگونه ظاهر می‌شد. بسیار روشن است که کوجیما به این زودی از همکاری با کیانو منصرف نمی‌شود.

کوجیما در این باره می‌گوید: پیش از این نیز گفتم که، کیانو ادم خیلی خوبی است. در اینده همکاری ما بسیار عالی خواهد بود. پس احتمال دارد که دفعه بعدی در یک بازی، فیلم یا سریال تلوزیونی با یکدیگر کار کنیم. اما می‌خواهم بگویم که مدس واقعا فوق العاده است. وقتی کیانو را دیدم، واقعا متعجب شدم که او چقدر مرد خوب و با ادبی است. اختلاف سنی من و او یک سال بیشتر نیست و من فکر می‌کنم ما در خیلی چیز ها اشتراک داریم. در اینده من برای پیشنهاد چیزی به کیان وعلاقه زیادی دارم.

بازی Death Stranding در ۱۷ام ابان ماه امسال برای پلی استیشن ۴ به صورت انحصاری عرضه می‌شود. نظر شما در مورد نمایش‌های بازی چیست؟

  • تاریخ : 28ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 41 بازدید

بازی Death Stranding جدیدترین اثر کوجیما با دنیا و موضوع تاریکی سروکار دارد، اما اینطور به نظر می‌رسد که بازی در بخش به وجود آوردن روابط با بقیه مردم در دنیای بازی بسیار خوشبین است. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای‌بازی همراه باشید.

کارگردان بازی هیدئو کوجیما می‌گوید از آنجایی که بازی از تم تاریکی برخوردار است، برروی مکانیزم‌های خوش‌بینانه بسیار پافشاری کرده، که این مکانیزم‌ها بر روی رابطه بازیکن با شخصیت اصلی بازی نیز تاثیراتی خواهد داشت.

کوجیما در مصاحبه‌ای که با Game Informer انجام داده درباره سیستم «دوست داشتن» یا Like چنین ابراز نظر کرد که او قصد داشته است تا یک مکانیزم کاملا خوش‌بینانه را بدون قید و شرط به بازی اضافه کند. در بازی هیچ حد و مرزی درمورد استفاده از Like وجود ندارد و همچنین شما قادر نخواهید بود تا از گزینه «دوست نداشتن» یا Dislike مقابل شخصی استفاده کنید.

بخشی از مصاحبه‌ای کوجیما:

دنیای بازی در تاریک‌ترین حالت ممکن قرار دارد. شما تنها هستید، و خط داستانی هم روایت‌گر بدترین حالات است. پس چرا نباید یک سیستمی را به بازی اضافه کنم که بیشتر حالت مثبت داشته باشد تا منفی؟

کوجیما همچنین درباره داستان بازی و ایجاد کردن روابط بین شهرها نیز صحبت‌های داشت. بعضی از افراد درون بازی به دلیل اینکه نمی‌خواهند اشتباهات گذشته را دوباره تکرار کنند، ممکن است به درخواست شما پاسخ منفی بدهند. کارگردان بازی به این موضوع اشاره کرد که ممکن است درگذشته اتفاقاتی مشابه به انتخاب شدن رئیس‌جمهور ترامپ و اتفاقات برگزیت (Brexit) رخ داده باشد، و این موضوع باعث شده باشد تا شخصیت‌های بازی در مورد برقرار کردن روابط بین شهرها تردید داشته باشند.

کوجیما در ادامه اضافه کرد:

محض رضای Bridges، شما در بازی شرق را به غرب وصل می‌کنید و آن‌ها از شما می‌خواهند تا به UCA (United Cities of America) ملحق شوید. هنگامیکه وصل کردید، شما می‌توانید از خدمات UCA استفاده کنید، ولی همزمان آن‌ها بصورت ۲۴ ساعته اطلاعات شما را دریافت می‌کنند. دقیقا مثل کتاب ۱۹۸۴. بعضی افراد شاید دوست نداشته باشند و بگویند ” من به UCA ملحق نمی‌شوم، چونکه قرار است دوباره همان کار را انجام بدهیم” درست مثل ترامپ یا اتحادیه اروپا. همه این‌ها استعاره‌ست. ولی اگر واقعا دقت کنید می‌بیند که آن‌ها هم شروع می‌کنند به جواب مثبت دادن.

طرفداران می‌تواند بازی Death Stranding را به تاریخ ۸ نوامبر سال ۲۰۱۹ میلادی (جمعه، ۱۷ آبان ماه، سال ۱۳۹۸) بر روی کنسول پلی‌استیشن ۴ تجربه کنند.

  • تاریخ : 27ام شهریور 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 26 بازدید

در حال حاظر دو چیز بسیار روشن است. کیانو ریوز در اتش است و ما همه نفس گیریم. همچنین این موضوع که با نزدیک شدن به عرضه Death Strnding، کوجیما به صورت ادامه دار از همکاری‌های جدید با ستارگان هالیوود خبر می‌دهد. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی، با دنیای بازی همراه باشید.

به تازگی کوجیما عکسی را با کیانو ریوز، بازیگر نقش جان ویک در ورودی درخشان استودیو Kojima Productions منتشر کرده است. حال این سوال پیش می‌اید که ایا او توسط دستگاه عجیب و شناخته شده کوجیما اسکن شده و در بازی حظور دارد؟ همه ما می‌دانیم که کیانو ریوز در Cyberpunk 2077 که سال اینده عرضه می‌شود حظور دارد. چند ماه قبل کوجیما اعلام کرد که او در بازی حظور ندارد. اما با توجه به بازدید اخیر او از استودیو، ایا تغییری ایجاد شده؟ کوجیما در مصاحبه‌ای در TGS با Gamespot به این سوالات پاس داده است.

کوجیما می‌گوید اگرچه او امکان کار با کیانو را در این پروژه نداشت. اما او به فکر انتخاب ریوز برای نقشی بود که در اصل برای مدس میکلسن طراحی شده، بود. اگر‌چه کوجیما قبلا به این نکته اشاره کرده بود. ولی به تازگی اطلاعات بیشتری را به اشتراک گذاشته است.

کوجیما می‌گوید: کیانو ادم خیلی خوبی است. دوست نزدیک من نیکولاس رفن، به من مدس را معرفی کرد و من به او پیشنهاد حظور در بازی را دادم. من به دانمارک رفتم و دوباره قبل از پیشنهاد به مدس، با نیکولاس صحبت کردم. به او گفتم که من چند باری با مدس صحبت کردم. اما نیکولاس، من واقعا می‌خواهم بدانم که مدس همان کسی است که باید با او کار کنم. نیکولاس گفت که او عالی است، اما بهترین شخص کیانو است. در ان زمان او مشغول بازی در Neon Demon بود. پس نیکولاس در تلاش بود تا مرا متقاعد کند تا از کیانو به جای مدس استفاده کنم.

او در ادامه مصاحبه گفت: من حتی از افراد دیگر نیز در این مورد پرسیدم. ما در حال شام خوردن بودیم و من به سرآشپز این موضوع را گفتم. حتی او نیز گفت که کیانو برای ایفای نقش بهتر است. با این وجود من مدس را خیلی دوست داشتم و شخصیتی که خلق کردم برای او بود. پس من بسیار خوش حالم که در آخر این پیشنهاد را به او دادم.

با توجه به نمایش ‌های کوتاهی که کوجیما از مدس در Death Stranding نشان داده است. نگاه‌های تهدید آمیز و رفتار ارام او، با اتمسفر بازی بسیار هماهنگ است. حال این سوال بی جواب، برای همه پیش می‌اید که کیانو در این نقش چگونه ظاهر می‌شد. بسیار روشن است که کوجیما به این زودی از همکاری با کیانو منصرف نمی‌شود.

کوجیما در این باره می‌گوید: پیش از این نیز گفتم که، کیانو ادم خیلی خوبی است. در اینده همکاری ما بسیار عالی خواهد بود. پس احتمال دارد که دفعه بعدی در یک بازی، فیلم یا سریال تلوزیونی با یکدیگر کار کنیم. اما می‌خواهم بگویم که مدس واقعا فوق العاده است. وقتی کیانو را دیدم، واقعا متعجب شدم که او چقدر مرد خوب و با ادبی است. اختلاف سنی من و او یک سال بیشتر نیست و من فکر می‌کنم ما در خیلی چیز ها اشتراک داریم. در اینده من برای پیشنهاد چیزی به کیان وعلاقه زیادی دارم.

بازی Death Stranding در ۱۷ام ابان ماه امسال برای پلی استیشن ۴ به صورت انحصاری عرضه می‌شود. نظر شما در مورد نمایش‌های بازی چیست؟