عکس بازیگران

بلاگ | آرتیست 1

  • تاریخ : 25ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

برخلاف کم و کاستی فیلم ۲۰۰۵ که اقتباسی از بازی بود، فیلم Doom Annihilation پاییز امسال به فروشگاه می‌رود و تریلری جدید از این فیلم منتشر شده است. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون در دنیای بازی همراه ما باشید.

با این‌که از انتشار عنوان بعدی از سری بازی‌های Doom فاصله داریم، طرفداران این فرنچایز تا زمانی که بازی Doom Eternal منتشر شود، چیزی برای سرگرم شدن و گفت‌وگو خواهند داشت. فیلمی اقتباسی با نام Doom Annhiliation از این بازی ساخته شده که امسال منتشر خواهد شد و اولین تریلر آن را در ادامه مشاهده می‌کنید:

 

با این‌که این تریلر تنها ۳۰ ثانیه طول دارد، به تماشاچیان تصویری از تطبیق سلاح‌های بزرگ، ابزار و شیاطین در بازی را با فیلم خواهد داد. در این فیلم چندین سرباز فضایی را مشاهده خواهیم کرد که پس از دریافت تماسی استرس‌آور، به پایگاه مارتیان که شیاطین به آن نفوذ کرده‌اند، می‌روند. فیلم واقعا دیوانه‌وار به نظر می‌رسد اما با در نظر گرفتن بازی Doom انتظار چیز متفاوتی نمی‌توان داشت.

البته این اولین بار نیست که فیلم Doom منتشر شده است. در سال ۲۰۰۵، کارل اوربان و دواین جانسون هر دو ستاره‌‌ی فیلمی برگرفته از این بازی بودند که تبدیل به یکی از بمب‌های باکس‌آفیس شد. فیلم Doom Annihilation ارتباطی با فیلم سابق این فرنچایز ندارد و داستان خودش را در بر خواهد داشت.

فیلم Doom Annihilation در پاییز امسال به فروشگاه‌ها راه پیدا خواهد کرد و به صورت DVD در دسترس خواهد بود. تاریخ دقیق انتشار این فیلم هنوز اعلام نشده است.

  • تاریخ : 24ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

استودیو FromSoftware سازنده عناوینی مانند Bloodborne ،Dark Souls و Sekiro: Shadows Die Twice به تازگی علاقه‌‎ی خود را برای ساخت عناوینی در سبک بتل رویال و عنوان های تحت سرویس پشتیبانی نشان داده است. برای ادامه‌ی خبر با آخرین اخبار بازی همراه دنیای بازی شوید.

با افزایش سطح محبوبیت عنوان‌های سبک بتل رویال و بازی‌های سرویس محور، استودیو FromSoftware به تازگی طی مصاحبه‌ای با نشریه انگلیسی Telegraph علاقه‌ی خود را برای ساخت عناوینی در سبک بتل رویال و عنوان‌های سرویس محور اعلام کرده است. این استودیو در گذشته تنها روی ساخت عناوین تک نفره تمرکز داشته است. در حالی که امروزه اکثر استودیوهای بازی‌سازی سعی می‌کنند تا با انتشار بهینه‌ساز و سبک‌های متفاوت در بخش چندنفره بازی خود را زنده نگه دارند. اما مشکلی که در این بین وجود دارد، این است که بعضی استودیوها بازی های خود را به صورت ناقص عرضه می‌کنند تا بتوانند در آینده با کمک این سرویس بازی خود را بهبود ببخشند و ضعف‌های آن را برطرف کنند.

حال طی این مصاحبه رئیس استودیو FromSoftware آقای Hidetaka Miyazaki از علاقه‌ی خود برای ساخت بازی‌های بتل رویال و تحت سرویس‌های پشتیبانی خبر داده است.

همیشه این احتمال وجود دارد. این سبک بازی‌ها به شدت سرگرم کننده هستند و ما به روشی که استودیوها این سبک بازی‌ها را تهیه می‌کنند علاقه داریم. البته، اگر ما قصد داشتیم تا بازی‌های خود را در این سبک تولید کنیم قطعا تفاوت آشکاری با بازی‌هایی که هم اکنون در این سبک وجود دارند خواهد داشت. اما ما قطعا علاقه داریم تا در آینده نگاهی عمیق‌تر داشته باشیم و روی عناوینی در این سبک کار کنیم.

او در ادامه این مصاحبه گفت:

صنعت بازی‌سازی نیاز به تنوع دارد. ما نیاز به شرکت‌هایی داریم که روی بازی‌هایی در سبک بتل رویال کار کنند و در عین حال به استودیو‌هایی که روی عنوان‌های تک‌نفره با بخش داستانی غنی کار کنند نیاز داریم. این تنوع باعث می‌شود تا این صنعت رو به جلو حرکت کند.

نظر شما چیست؟ آیا علاقه دارید تا شاهد این باشید که این استودیو عنوانی در سبک بتل رویال تولید کند؟

  • تاریخ : 24ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 7 بازدید

به یاد دارم وقتی در بازی Red Dead Redemption به بخش مکزیکیِ نقشه رسیده بودم نوعی شور خاص پیدا کردم که دقیقاً نمی‌دانستم به خاطر چیست. انگار بومیان مکزیکی چیزی داشتند که در مهاجران اروپایی نبود. آمریکایی‌ها تازه‌وارد بودند امّا تازه نبودند، بومیان تازه نبودند امّا تازگی داشتند. از آن سال‌ها این تنها تصویری است که از مکزیک در ذهنم باقی مانده، تصاویری محدود و مبهم از فرهنگ و جامعه‌ی مکزیکی که اگر چه دلپذیر بود امّا زیر سایه‌ی کلیشه‌ای سنگین از مکزیک قرار می‌گرفت؛ تبه‌کاران و آدم‌کش‌هایی که خیلی از آنها اساساً دشمن هستند و باید کشت‌شان. در واقع، این کمابیش همان کلیشه‌ای است که رسانه‌های جهان از مکزیک در ذهنم ایجاد کرده‌اند. دیروز، مردی سیبیلو و تبه‌کار با کلاهی لبه‌پهن، پانچویی بر دوش و سلاحی بر کمر، و امروز آدمی خطرناک عضو مافیای مواد مخدر. من مکزیک را از نزدیک ندیده‌ام، امّا دوست ندارم تصوراتم از آن در قالب چنین کلیشه‌ای جای بگیرد. به هر حال، در این روزها فرصت خوبی به دست آوردم تا از طریق یک بازی کامپیوتری جلوه‌های زیباتری از این فرهنگ بیابم. تصویری که گوئاکامِلی (Guacamelee!) از مکزیک نشان داده تصویری زیباست چرا که با تجربه‌ی آن می‌توان شخصیت و صمیمیتِ فرهنگ و تمدنی زیبا را حس کرد. جدا از این، اولین نسخه از گوئاکامِلی، که متأسفانه هنگام انتشارش فرصتی نشد تجربه‌اش کنم و اخیراً تجربه‌اش کرده‌ام، به عنوان یک بازی کامپیوتری کاملاً موفق ظاهر شده است و اینک که پنج سال از انتشار نسخه‌ی اول این بازی و بازخوردهای مثبت منتقدان نسبت به آن می‌گذرد، نسخه‌ی دوم آن با عنوان «گوئاکامِلی! ۲» (Guacamelee! 2) منتشر شده است. در ادامه بررسی خواهیم کرد که این نسخه تا چه میزان توانسته است موفقیت‌های نسخه‌ی اول را تکرار کند، آیا گامی فراتر گذاشته است و اساساً چه چیزهای جدیدی در چنته دارد. در ادامه با آخرین مقالات بازی و نقد بازی Guacamelee! 2 همراه دنیای بازی باشید.

 

وقتی نویسنده معجزه می‌کند

داستان گوئاکامِلی ۲ از مرحله‌ی مبارزه‌ی شخصیت اصلی بازی، یعنی خوئان (Juan)، با غول آخرِ نسخه‌ی اول این بازی، یعنی کالاکا (Calaca)، شروع می‌شود و حتی دوباره باید با او مبارزه کنید، شکستش بدهید و لوپیتا (Lupita) را از چنگالش برهانید. در نسخه‌ی اول، خوئان پس از غلبه بر کالاکا داستان بازی هفت سال جلوتر می‌رود، از جایی که نسخه‌ی اول بازی در آنجا شروع شده بود؛ خانه‌ی خوئان. او که اینک مردی میانسال است و شکمش جلو آمده.زمانی به بالین لوپیتا می‌رسید که کار از کار گذشته بود. گویی تمام تلاش‌های خوئان در نسخه‌ی اول برای نجات لوپیتا نوش‌دارویی پس از مرگ سهراب بود. در آخرین تصویری که در بخش Credits نسخه‌ی اول آمده بود خوئان را می‌دیدیم که مقابل تصویر لوپیتا ایستاده و سوگواری می‌کند و حتی در تصاویر بعدی می‌دیدیم که مرده‌ی آنها در جهان مردگان به هم می‌رسند. در چنین شرایطی کسی نیست که از دست رفتنِ لوپیتا را باور نکند. امّا در نسخه‌ی جدید و پس از شکست کالاکا غافلگیر می‌شویم. لوپیتای زیبا در آغوش خوئان ناگهان چشمانش را باز می‌کند و باقی ماجرا. به طرز عجیبی او زنده است و نجات پیدا کرده (باز نویسندگان معجزه کرده‌اند)!

داستان هفت سال جلوتر می‌رود، از جایی که نسخه‌ی اول بازی در آنجا شروع شده بود؛ خانه‌ی خوئان. او که اینک مردی میانسال است و شکمش جلو آمده، با حسرت پوستر روی دیوار را تماشا می‌کند و خاطرات دلاوری‌های گذشته را یاد می‌آورد. او اینک نه قهرمانی ورزیده بلکه یک مرد خانواده است. سال‌ها از ازدواجش با لوپیتا و زندگی مشترک‌شان می‌گذرد. آنها حالا دو فرزند کوچک و بامزه دارند که در خانه شیطانی می‌کنند. خانه‌ی خوئان نسبت به دوران مجردی‌اش وضع خیلی مرتب‌تری پیدا کرده است، البته به‌جز یک جا؛ دمبل‌ها و کیسه‌بوکسش را تار عنکبوت گرفته. همه چیز آرام است و نشان از یک زندگی خانوادگی خوب می‌دهد. بنابراین نباید تعجب کرد که اولین مأموریتِ خوئان چیزی جز خریدن آووکادو برای تهیه‌ی تاکو در خانه نباشد! لوپیتا می‌خواهد برای شوهر و بچه‌ها تاکو درست کند و از خوئان می‌خواهد که برود بیرون و مقداری آووکادو بخرد. امّا خوئان در روستا با اتفاق غیرمنتظره‌ای مواجه می‌شود. در روستا چاله‌های مرموز سیاه‌رنگی پدیدار شده‌اند و دنیای آنها، یعنی مکزیوِرس (Mexiverse)، در معرض خطری بزرگ قرار گرفته است. چشم امید همه به خوئان است و او دوباره فرصتی یافته که مثل گذشته رخت مبارزه تن کند، به نبرد با پلیدی‌ها برود و دنیا را از نابودی نجات دهد.

تیئمپُچتلی عاشق گوئاکامُله است! اتّخاذ سبک گرافیکی نگاره‌های باستانی سرزمین مکزیک به گوئاکامِلی ۲ شکل خاص‌تر و اصیل‌تری داده است.

امّا این چاله‌ها چگونه به وجود آمده‌اند؟ داستان مربوط می‌شود به تیئمپُچتلی (Tiempochtli) خدای زمان. او در بین خوراکی‌ها بیش از هر چیزی عاشق گوئاکامُله (guacamole) (نوعی سس باستانی اَزتکی-مکزیکی که با آواکادو درست می‌شود) بود. او قرن‌ها وقت گذاشت تا به بهترین دستورالعمل تهیه‌ی این سس دست پیدا کند (اشاره‌ای ضمنی به عمر طولانی و ماهیت باستانی این خوراک که همچنان کلی هوادار دارد). امّا مشکلی داشت؛ هر بار که سس را می‌خورد و تمامش می‌کرد کلی غمگین می‌شد. ایده‌ای به سرش زد؛ او از طریق اِل اُترُموندو (El Otromundo) (جهان دیگر)، محل تلاقی همه‌ی زمان‌ها، می‌توانست گوئاکامُله را در گذشته، حال و آینده‌اش داشته باشد و هیچ گاه تمام‌اش نکند. او نمی‌خواست به موجودات فانی اجازه دهد گوئاکامُله‌ی مقدس‌اش را بچشند، بنابراین کلیدِ ورود به اِل اُترُموندو را زیر سه تندیس مقدّس پنهان کرد و سپس با خیال راحت به خواب عمیقی فرو رفت. حال امّا سالوادر (Salvador) برای چشیدن آن سس جادویی و طعم قدرتِ خدایان به یکی از آن سه تندیس مقدس دست پیدا کرده است و این باعث به وجود آمدن آن چاله‌های خطرناک شده است. این می‌تواند به از بین رفتنِ رخدادهای زمانی و در نهایت نابودی مکزیورس بیانجامد و اینک وقت آن رسیده که خوئان بار دیگر جهان را نجات دهد؛ او باید مانع سالوادر شود.

وقتی با قبر خودت و عشقت مواجه می‌شوی.

داستان نسخه‌ی دوم همانند نسخه‌ی اول روایتی آمیخته به طنز از مبارزه‌ی خوئان با آدم‌های شرور و قدرت‌طلبِ محلی است، کسانی که از همان اول آدم‌های بدی نبوده‌اند. مانند نسخه‌ی اول هدف شکست دادن یک دشمن اصلی و دستیارانش و در نهایت نجات دنیاست. با وجود آن که آغاز داستان در نسخه‌ی دوم با پایان نسخه‌ی اول اشتراک و تلاقی دارد و به نوعی ادامه‌ی آن محسوب می‌شود، امّا تا حدی مستقل از آن پیش می‌رود. همه‌ی دشمنان اصلی در این نسخه جدید هستند و بعضی از دشمنان اصلیِ نسخه‌ی قبلی، مشخصاً کله‌آتشیِ (Flame Face) هفت‌تیرکش، به عنوان دوست در این نسخه همراهی‌تان خواهند کرد که البته نقش خاصی در داستان اصلی ندارند. اگر چه داستان گوئاکامِلی ۲ پیچ و قوس داستان‌های درگیرکننده را ندارد، امّا روایت ساده و مستقیمش با فضای بازی جور است و مکالمه با شخصیت‌ها (کمابیش با همه‌ی شخصیت‌های موجود در دنیای بازی می‌توان حرف زد) حس خوبی داد و بازیکن را در فضای بازی قرار می‌دهد.

گوئاکامِلی ۲ در سکوبازی‌ها و به ویژه در مراحل مربوط به صندوقچه‌ها چالش‌های خیلی خوبی پیش روی بازیکن قرار می‌دهد. سکوبازی‌های ترکیبیِ خوئان و مرغ نیازمند عکس‌العمل‌های به‌موقع و جابه‌جایی سریع است و این باعث شده سکوبازی‌ها چالش خیلی بیشتری داشته باشند.

دوست‌داشتنی و پرچالش

سبک گیم‌پلی در گوئاکامِلی ۲ مشابه با نسخه‌ی اول یک مترویدوانیای دوبعدیِ ساید اسکرولینگِ جذاب و پرچالش با کلی سکوبازی و بزن بزن و معماست که قابلیت بازی چندنفره به صورت co-op یا آفلاین را هم دارد (این بار با ظرفیت پوشش چهار نفر به صورت همزمان). همچون نسخه‌ی اول، ساختار کلی گیم‌پلی به این گونه است که از طریق نقشه باید به نقطه‌ی خاصی برسید و در این راه دشمنان را لت و پار و معماها را حل کنید، در آنجا قابلیت خاصی را بی‌آموزید، مثلاً قابلیت آپِرکات زدن، و با این قابلیت جدید راه‌های جدید و میانبرهایی را در نقشه باز کنید و از این طریق دوباره به نقطه دیگری برسید و قابلیت بعدی را به دست آورید و الخ. این چرخه در نسخه‌ی دوم نسبت به نسخه‌ی اول ریتم بهتری دارد و برای به پایان رساندن بخش داستانی بازی کمابیش به دوبرابر نسخه‌ی اول (حدوداً دوازده ساعت) زمان نیاز خواهید داشت. این تا حد زیادی ناشی از افزایش تعداد و کیفیت سکوبازی‌ها و معماها در نسخه‌ی دوم است.

یکی از اصلی‌ترین تغییرات در گیم‌پلی گوئاکامِلی ۲ برجسته شدن نقش مرغ در بازی است. سکوبازی‌ها و مبارزات او جذاب هستند!

فنون مبارزه‌ای خوئان همچون بازی اول دو نوع دارند؛ ضربات مشت معمولی که در آغاز بازی این تنها قابلیت مبارزه‌ایِ خوئان است، و ضرباتی که مؤلفه‌ای تیم سازنده در عوض اضافه کردن قابلیت‌های جدیدِ پرتعداد، بیشترِ تمرکز خود را روی طراحی مراحلِ سکوبازی و معما بر مبنای اکثریتِ قابلیت‌های موجود در نسخه‌ی اول به اضافه‌ی تعداد کمی از قابلیت‌های جدید، به ویژه قابلیت‌های جدید مرغ، گذاشته است و در این کار موفق بوده.به نام استقامت (stamina) مصرف می‌کنند و در سکوبازی‌ها و باز کردن راه‌های مسدود و میانبرها نقش اساسی دارند، که به تدریج و با ریتم مناسبی در طول بازی یاد گرفته خواهند شد. قابلیت‌های خوئان نسبت به نسخه‌ی اول کمابیش هیچ تغییری نکرده‌اند و فقط یک قابلیت جدید به نام Eagle Boost به او اضافه شده است. شاید اصلی‌ترین تغییر ملموس در گیم‌پلی بازی را بتوان در حالتی که خوئان به مرغ تبدیل می‌شود مشاهده کرد. مرغ ما حالا نه تنها موجودی کوچک و ناتوان که باید از دست دشمنان در برود نیست، بلکه خیلی قلدر و بزن‌بهادر هم شده است و می‌تواند به راحتی انبوهی از دشمنان را لت و پار کند! در حالت مرغ اکنون می‌توانیم فنون ویژه و خاصی که استقامت مصرف می‌کنند، اجرا کنیم. این مهارت‌ها برای گذر از تعداد قابل توجهی از موانع و حل معماها به کار می‌آیند. پرچالش‌ترین سکوبازی‌ها و معماها، که معمولاً در مراحل دست‌یابی به صندوقچه‌ها با آنها مواجه خواهید شد، غالباً نیازمند عملکردِ تلفیقیِ خوئان و مرغ است که در نوبه‌ی خود بسیار جذاب و چالش‌برانگیز است (هاردکوربازها آستین‌ها را بالا بزنید!) در واقع، در نسخه‌ی دوم مرغ با به دست آوردن قابلیت‌های جدید در مبارزات و به ویژه در سکوبازی و حل معماها نقش بسیار تخصصی‌تر و پررنگ‌تری پیدا کرده است. تیم سازنده در عوض اضافه کردن قابلیت‌های جدیدِ پرتعداد، بیشترِ تمرکز خود را روی طراحی مراحلِ سکوبازی و معما بر مبنای اکثریتِ قابلیت‌های موجود در نسخه‌ی اول به اضافه‌ی تعداد کمی از قابلیت‌های جدید، به ویژه قابلیت‌های جدید مرغ، گذاشته است و در این کار موفق بوده، چرا که سکوبازی‌ها و معماها نسبت به نسخه‌ی اول واقعاً متنوع‌تر، سرگرم‌کننده‌تر و پرچالش‌تر هستند.

مبارزه با Jaguar Javier در اولین نسخه‌ی گوئاکامِلی در عین سادگی یکی از جذاب‌ترین مبارزات در آن نسخه است. در گوئاکامِلی ۲ امّا چنین چالشی را در مبارزه با غول‌ها تجربه نکردم. در مجموع، مبارزه با غول‌ها، به ویژه غول آخر، در گوئاکامِلی ۲ کم‌چالش‌تر است.

مبارزات مثل نسخه‌ی اول سرگرم‌کننده و جذاب هستند. دشمنان فرعی نسبت به نسخه‌ی قبلی تغییر چندانی نکرده‌اند و فقط دو سه تا دشمن جدید در این نسخه به چشمم خورد. فنون خوئان هم تقریباً همان فنون بازی اول است به اضافه‌ی فنونی که به مرغ اضافه شده. بر خلاف معماها و سکوبازی‌ها، مبارزات (چه مبارزات فرعی چه مبارزه با غول‌ها) در نسخه‌ی دوم تا حدی آسان‌تر شده‌اند و چالش نسخه‌ی اول را ندارند. در مبارزه با غول‌ها و حتی غول آخر چالش چندانی وجود ندارد و گاهی می‌توان تکرار عناصر غول‌های نسخه‌ی اول را در غول‌های نسخه‌ی دوم مشاهده کرد. متأسفانه چالش و جذابیتی که در مبارزه با Jaguar Javier در نسخه‌ی اول تجربه کردم در هیچ یک از غول‌های نسخه‌ی دوم نتوانستم تجربه کنم. با این حال، تعداد مبارزات و دشمنان به نسبتِ بزرگ‌تر شدنِ بازی بیشتر شده است و می‌توانید از لت و پار کردن موجودات بیشتری لذت ببرید، به ویژه که در این نسخه حالت‌های خاصی مثل تبدیل شدن به خروس غول‌پیکر را تجربه خواهید کرد که با آن لشگری از دشمن هم حریف‌تان نخواهد شد! امّا به هر حال این‌ها باعث نمی‌شود که در زمینه‌ی مبارزات پیشرفت چندانی نسبت به نسخه‌ی اول در نظر بگیریم.

خروس بزن بهادر! در گوئاکامِلی ۲ می‌توان دشمنان بیشتری لت و پار کرد!

یکی از مشکلات گیم‌پلی در گوئاکامِلی ۲ که با توجه به بزرگ‌تر شدنِ دنیای آن بیشتر حس می‌شود عدم وجود مأموریت‌های فرعیِ کافی در آن است. در این نسخه علاوه بر این که مأموریت‌های فرعی کم‌تعداد هستند، شکل مشخّصی هم ندارند. در نسخه‌ی اول بالای سر کسانی که مأموریت فرعی داشتند یک علامت مشخص وجود داشت و از این طریق بازیکن می‌توانست به وجود مأموریت فرعی پی ببرد، امّا در نسخه‌ی دوم چنین چیزی هم وجود ندارد. امّا به هر حال در مأموریت‌های فرعیِ کم‌تعدادِ نسخه‌ی دوم خلاقیت و طنز بیشتری دیده می‌شود. به عنوان مثال، در یکی از این مأموریت‌ها سبک مبارزات بازی از مبارزه‌ی همزمان به مبارزه‌ی نوبتی تغییر می‌کند که در نوبه‌ی خود جالب و طنزآمیز است.

شوخی با بازی‌های Limbo و Dark Souls!

چند وقت پیش بازی Super Daryl Deluxe را تجربه کرده بودم که سبکی مشابه با این بازی داشت و طنز و شوخی را پایه‌ی کار خود قرار داده بود. گوئاکامِلی ۲ نیز مایه‌ی طنز در خود دارد. نه به اندازه‌ی Super Daryl Deluxe، امّا به میزان قابل توجهی می‌توان طنز را در این بازی نیز یافت. در گوئاکامِلی ۲ نسبت به نسخه‌ی اول طنز و شوخی نقش برجسته‌تر و لحن جالب‌تری پیدا کرده است. برخی شوخی‌ها، مثلاً دست‌یابی به قابلیت‌های به‌دردنخور، تکراری هستند با این حال بیشتر روی آن‌ها کار شده است و در این نسخه قابلیت‌های به‌دردنخورِ بهتر و جالب‌تری به دست می‌آورید! امّا شاید جالب‌ترین شوخی‌ها در این نسخه را در شوخی با بازی‌های پرطرفدار ببینیم. گوئاکامِلی ۲ با طراحی فضاها و شخصیت‌های بازی‌های محبوب و قرار دادن آنها در بستری تازه می‌تواند خنده به لب‌تان بی‌آورد.

با این که تعداد مأموریت‌های فرعی در گوئاکامِلی ۲ کافی نیست، امّا یکی دو تا مأموریت فرعی جالب در آن وجود دارد. در این مرحله‌ی فرعی شیوه‌ی مبارزه از مبارزه‌ی همزمان به نوبتی تغییر می‌کند که اگر چه چالش چندانی ندارد امّا در نوبه‌ی خود جالب است!

در مجموع، گیم‌پلی گوئاکامِلی ۲ را می‌توان خوش‌ساخت، پرچالش و بسیار سرگرم‌کننده توصیف کرد. اگر چه به شخصه در نسخه‌ی اول چالش‌های بهتری در مبارزات تجربه کردم و تعداد کم مأموریت‌های فرعی باعث شد کمتر در دنیای زیبای این بازی بمانم، امّا این نسخه با ارتقاء کیفیت و کمیت سکوبازی‌ها و معماها و افزودن قابلیت‌های جدید به مرغ و برطرف کردن برخی از مشکلاتِ ریز در نسخه‌ی اول، مثلاً بهبود شیوه‌ی ارتقادهی بازیکن، توانسته است محصولی پربارتر و کامل‌تر به دستمان برساند. گوئاکامِلی ۲ بیش از آن که نوآوری داشته باشد ساختار خوب گیم‌پلی در نسخه‌ی اول را ارتقاء داده، طوری که می‌توان آن را بیشتر نسخه‌ای کامل‌شده و ارتقاء‌یافته بر مبنای ساختار اصلی گیم‌پلیِ بازی اول در نظر گرفت نه نسخه‌ای کاملاً جدید، که با توجه به کیفیت و ساختار بسیار خوب گیم‌پلی در نسخه‌ی اول نتیجه‌ی خوبی داده است.

چشم‌نواز!

وقتی دنیای مردگان هم زیباست

نیازی نبود چندان طول بکشد تا جلوه‌ی بصری بازی مرا شیفته‌ی خودش کند. وقتی خوئان برای اولین بار پا از خانه بیرون گذاشت، گرمای رنگ‌های پراشباع روی کلبه‌ی دورافتاده‌ی خوئان چشمانم را گرفت. نمی‌دانم چه‌طور، ولی انگار که به مکزیک پا گذاشته باشم. روستا و درختان زیبا، مرغ و جوجه‌ها، ترکیب رنگ‌ها و طراحی‌ها چشم‌نواز بودند. اگر چه کلبه همان کلبه و روستا همان روستا و سبک طراحی همان سبک و حتی موسیقی همان موسیقی نسخه‌ی اول بود، امّا فضا تازگی داشت. حسی شبیه به این که پس از مدتی به جایی برگشته باشید، همه چیز آشنا امّا متفاوت‌اند. این به گمانم توصیف خوبی برای گرافیک گوئاکامِلی ۲ است. از نظر فنّی و سبکی فرق چندانی میان دو نسخه نیست، شاید نسخه‌ی دوم فقط کمی از لحاظ فنی جلوه‌های بصری و ریزه‌کاری‌های بیشتری داشته باشد، طوری که اگر دو بازی را پشت هم بازی کنید (مثل کاری که من کردم) با وجود فاصله‌ی پنج ساله‌ی این دو نسخه نسبت به هم، تفاوت چندانی بین سبک و کیفیت گرافیکی آن دو احساس نخواهید کرد.

تصویر بالا از بازی اول است و تصویر پایین از بازی دوم. از لحاظ سبک و کیفیت گرافیک جز در مورد برخی جلوه‌ها و جزئیات تفاوت چندانی بین دو نسخه وجود ندارد.

سبک طراحی شخصیت‌ها همان سادگیِ دوست‌داشتنیِ نسخه‌ی اول را دارد و انیمیشن‌ها خاص و دلپذیر هستند. محیط‌ها امّا مثل نسخه‌ی اول پر از ریزه‌کاری و جزئیات‌اند. میزان کار روی طراحی‌های محیطی را وقتی می‌توان فهمید که قابلیتِ جابجایی بین دنیای زندگان و دنیای مردگان به دست می‌آید. در هر لحظه می‌توان بین این دو دنیا جابه‌جا شد و تفاوت‌ها و جزییاتِ گرافیکیِ این دو دنیا در هر نقطه‌ای از نقشه‌ی بزرگ بازی را مشاهده کرد. این واقعاً نشانه‌ی حسن دقّت و تعهد سازندگان بازی در بخش گرافیکی است.

تفاوت دنیای زندگان و مردگان در یک لحظه، از نسخه‌ی اول گوئاکامِلی

تفاوت دنیای زندگان و مردگان در یک لحظه، از نسخه‌ی دوم گوئاکامِلی. میزان کار روی جزئیات طراحی چشمگیر است.

طراحی‌ها از نظر هنری واقعاً چشم‌نوازند. مثل نسخه‌ی اول شخصیت‌ها با خطوطِ غالبِ راست و شکسته و تیز طراحی شده‌اند که سبک خاصی به گرافیک بازی داده است امّا محیط شکل واقع‌گرایانه‌تری دارد. یکی دیگر از نقاط قوت طراحی هنری گوئاکامِلی ۲ ترکیب رنگ‌هاست. رنگ‌ها در محیط‌های این بازی بسیار خوب با هم ترکیب می‌شوند و در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

در مجموع، چه از لحاظ کیفیت فنی و چه از لحاظ کیفیت هنری گرافیک دو نسخه‌ی گوئاکامِلی فرق چندانی با هم ندارند. سبک خاص طراحیِ گرافیکی در شخصیت‌ها و نشستن آن در طراحی‌های محیطی، به اضافه‌ی استفاده از المان‌های فرهنگ مکزیکی، توانسته است شخصیت خاصی را به جلوه‌ی دیداری گوئاکامِلی ۲ ببخشد.

جادوی انگشتان!

روح مکزیک را حس کنیم

اگر بخواهم یکی از اصلی‌ترین شاخصه‌های علاقه‌ام به دو بازی گوئاکامِلی را نام ببرم آن چیزی نیست جز موسیقی‌شان. موسیقی گوئاکاملی ۲ همچون نسخه‌ی اول و هماهنگ با ساختار کلی بازی تم مکزیکی دارد و برخی از قطعات‌اش آدم را جذب خود می‌کند. همان‌قدر که موسیقی روستای Santa Luchita در نسخه‌ی اول دلپذیر و شیرین است، گیتارنوازیِ راهبه در نسخه‌ی دوم پرحس و تأثیرگذار. در همان آغاز بازی و مبارزه با کالاکا شاید عنصری که بیشتر از همه مرا جذب خود کرد موسیقی و سبک مکزیکی‌اش بود. البته، این لحن زیبای مکزیکی همه جای بازی حضور ندارد یا حداقل من حس‌اش اگر بخواهم یکی از اصلی‌ترین شاخصه‌های علاقه‌ام به دو بازی گوئاکامِلی را نام ببرم آن چیزی نیست جز موسیقی‌شان.نکردم. در برخی نقاط بازی موسیقیِ پس‌زمینه از لحن خاصِ مکزیکی خود فاصله می‌گیرد، امّا وقتی به آن نزدیک می‌شود فوق‌العاده می‌شود! مثلاً، با ورود به منطقه‌ی Isla Bonita آهنگی آرامش‌بخش و گوش‌نواز با گیتار نواخته می‌شود که تلفیق‌اش با صدای باران و سکوت بازی بعد از ده یازده ساعت بازی کردن خستگی را در می‌کند. آن قدر این موسیقی زیبا بود که دلم نیامد بازی را پیش ببرم، بازی را استاپ کردم و چند دقیقه فقط به موسیقی‌اش گوش دادم. نکته‌ی جالب این‌جاست که جنس موسیقی، همچون گرافیک، با تغییرِ دو جهان تغییر می‌کند. با جابه‌جایی به جهان مردگان همان ملودی حالت گرفته، فضادار و غمبارتری به خود می‌گیرد و به جای گیتار با نوای استرینگ و صدایی شبیه اُرگان‌های کلیسا نواخته می‌شود، که بسیار سحرآمیز است. شگفتی دیگر موسیقیایی در این بازی را در کلیسا و پیش پیرزن راهبه تجربه کردم. او با نواختن قطعه‌ای بسیار زیبا با گیتارش داستان سالوادور را تصویر می‌کند. در این بخش از بازی موسیقی در اوج تأثیر حسی‌اش قرار می‌گیرد طوری که از رهگذر آن می‌توان با سالوادور و سرنوشتش ارتباط عمیقی برقرار کرد. گاهی هم موسیقی جلوه‌ی فانتزی‌تری به خود می‌گیرد. مثلاً با نزول خوئانِ مرغی به پناهگاهِ مرغ‌ها آواز و هم‌آواییِ بامزه‌ی مرغ‌ها را می‌شنویم، که نوعی سرود مذهبی به مناسبتِ نزول پیامبرشان از آسمان است!

نزول پیامبر!

گوئاکامِلی ۲ مثل نسخه‌ی اول صداپیشه ندارد و فقط گاهی جلوه‌ای از صدای شخصیت (مثلاً خندیدن) برای ارتباط بیشتر شنیده می‌شود. با توجه به این که با هر شخصیت موجود در بازی می‌توان حرف زد، عدم وجود صداپیشه کمابیش قابل توجیه است. البته، این کمبود مشکلی در بازی ایجاد نکرده است. صداگذاری نیز در سطح رضایت‌بخشی قرار دارد و برخی مواقع که موسیقی شنیده نمی‌شود می‌توان به جزئیات صداگذاری پی برد. به عنوان مثال، با ورود به Temple de Obsidiana موسیقی پس‌زمینه‌ای وجود ندارد و در عوض صدای نسیم باد و پارس و زوزه‌ی سگ (یا گرگ؟) از دور و صدای موجودات دیگر (مثل صداهای محیط اطراف خانه‌ی خوئان در اوایل نسخه اول) حس حضور در محیط و شاید حتی نوعی دلهره ایجاد می‌کند.

شاید تنها نقطه‌ی ضعف کوچک، اگر آن را نقطه‌ی ضعف بدانیم، در بخش شنیداریِ گوئاکامِلی ۲ مربوط باشد به تکرار برخی قطعات. مشخصاً در مبارزه با غول‌ها و برخی مراحل یک قطعه‌ی تکراری را می‌شنویم که البته قطعه‌ی جذاب و هیجان‌آفرینی است. شاید بهتر بود برای هر غول قطعه‌ای جداگانه در نظر گرفت چرا که این می‌توانست حس مبارزه با هر غول را خاص‌تر کند.

در مجموع، موسیقی بازی گوئاکامِلی ۲ به عنوان یکی از ارکان اصلی شخصیتِ این بازی نقش قابل توجه و مثبتی ایفا کرده است. اگر چه دوست داشتم هر قطعه‌ای که در این بازی می‌شنوم آن لحن خاص و دوست‌داشتنیِ مکزیکی را داشته باشد امّا به هر حال این باعث نمی‌شود موسیقی و صداگذاری گوئاکامِلی ۲ را عالی توصیف نکنم.

زیبایی مکزیک

گوئاکامِلی ۲ را باید از دو جنبه بررسی کرد. اگر نسخه‌ی اول گوئاکامِلی را در نظر نگیریم، گوئاکاملی ۲ بازی فوق‌العاده‌ای است. گیم‌پلی حساب‌شده و پرچالش است به ویژه در طراحی سکوبازی‌ها و معماها؛ گرافیک از لحاظ فنی کارشده و پرجزئیات و از لحاظ هنری سبک‌دار و چشم‌نواز است؛ داستان ساده امّا گیراست و با شخصیت‌ها می‌توان ارتباط برقرار کرد و موسیقی عالی و برخی از قطعات فوق‌العاده‌اند. شاید تنها نقطه‌ی ضعف بازی این باشد که آن قدر مأموریت فرعی ندارد که بتوان بیش از این در دنیای زیبایش وقت گذراند. امّا اگر بخواهیم گوئاکامِلی ۲ را با نسخه‌ی پیشین‌اش مقایسه کنیم، باید گفت گوئاکامِلی ۲ بیش از آن که نوآوری داشته باشد ارتقا بازی اول است. با اضافه شدنِ برخی قابلیت‌ها، سکوبازی‌ها و معماها بیشتر و پرچالش‌تر شده‌اند و مراحل طراحی بهتری پیدا کرده‌اند، به ویژه با مرغ می‌توان بیشتر وقت گذراند، شوخی‌ها بیشتر  و جالب‌تر شده‌اند و در جزئیات گرافیکی هم می‌توان بهبودهایی را حس کرد. امّا به هر حال مبارزات پیشرفت چندانی نداشته‌اند و کیفیت و ساختار داستان تغییر چندانی نکرده است. خلاصه آن که، تغییرات نسخه‌ی دوم به گونه‌ای نیستند که بتوان آن را از چارچوب نسخه‌ی اول جدا کرد و همان‌طور که از داستان این نسخه پیداست، گوئاکامِلی ۲ ادامه‌ای است بر نسخه‌ی اول با همان حس و حال خوبش و در همان چارچوب و البته نمی‌توان از این امر گله‌ای داشت. گوئاکامِلی ۲ همچنان دوست‌داشتنی است. اگر نسخه‌ی اول را تجربه نکرده‌اید و حاضرید از بودن در روستای زیبای Santa Luchita و شنیدن موسیقی دلپذیرش و مبارزات پرچالش نسخه‌ی اول دل بکنید، می‌توانید نسخه‌ای کامل‌تر از آن را در گوئاکامِلی ۲ تجربه کنید؛ امّا همه‌ی این‌ها به کنار، گوئاکامِلی برای من کار مهم‌تری کرده است. با گوئاکامِلی علاقه‌ام به فرهنگ مکزیک و تمدن‌های کهنِ این سرزمین، از جمله ازتک‌ها، خیلی بیشتر شده است. گوئاکامِلی زیبایی مکزیک را نشانم داد، بازیِ رنگ‌ها را، آدم‌های دوست‌داشتنی، پر شور و حال و عاشق موسیقی را. دنیایی پر از زیبایی و زندگی، حتی در وادی مردگان. استودیوی مستقل و خلاق DrinkBox Studios با گوئاکامِلی توانسته است زیبایی و تازگی یک فرهنگ، زیبایی مکزیک را نشان‌مان دهد.

 

Resolution

Platform: PC – Score: 9 out of 10

If you haven’t played the first one, Guacamelee! 2 will be an extraordinary game for you; but if you have played the first installment, the second one will be a nice and sweet sequel for you. The most important thing Guacamelee! 2 has to offer is the beauty and the colorfulness of Mexico and its lovely culture. DrinkBox Studios has done an amazing job with this one.

 

  • تاریخ : 24ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 7 بازدید

هرچه می‌گذرد، شرکت‌های سازنده‌ی بازی‌های ویدئویی از عناوین مختلف خود با کیفیت‌ بالا رونمایی می‌کنند. این شرکت‌ها هر ساله درحال معرفی انواع و اقسام سرویس‌ها، نرم‌افزارها و امکاناتی هستند که بازی‌های ویدئویی را هرچه بیشتر به واقعیت نزدیک کرده و لذا تجربه‌ای لذت بخش‌تر برای کاربران به ارمغان بیاورند. اما خب نرم‌افزار قدرتمند، سخت‌افزار قدرتمند نیز می‌طلبد! اما مهمترین قطعه‌ای که تجربه‌ی بازی با بالاترین کیفیت ممکن را محقق می‌سازد، کارت گرافیک است. بدون داشتن یک گرافیک خوب و قدرتمند، مهم نیست قطعات دیگر چه‌قدر خوب هستند، شما در بازی حرفی برای گفتن نخواهید داشت! در این مقاله سعی داریم بهترین کارت گرافیک‌های بازار را در محدوده قیمت‌های متوسط به شما عزیزان معرفی کنیم که ضمن داشتن توانایی لازم برای اجرای بازی‌های روز با کیفیت متوسط و بعضا رو به بالا، از حیث قیمت نیز کمی معقول به نظر می‌رسند. در ادامه با آخرین مقالات سخت‌افزار با دنیای بازی همراه شوید.

پیش از پرداختن به بحث، لازم به ذکر است که با توجه به قیمت‌های بازار، رنج قیمت‌هایی که برای این کارت گرافیک‌ها در نظر گرفته شده، از بازه‌ی ۱.۰۰۰.۰۰۰ تا ۴.۵۰۰.۰۰۰ است. هر یک از مدل‌های معرفی شده به نوعی نماینده‌ی آن مدل کارت گرافیک محسوب می‌شود و در بازار، پایین‌ترین قیمت را به نسبت باقی گرافیک‌های موجود دارا است. به خاطر داشته باشید از هر برندی که این کارت‌ها را خریداری کنید، عملکردی مشابه را دریافت خواهید کرد و نمونه‌های معرفی شده صرفا نمونه‌ای از آن مدل را معرفی می‌کند. برای هر مدل از شرکت Nvidia، یک مدل از شرکت AMD نیز معرفی می‌شود تا کاربرانی که به محصولات یکی از این شرکت‌ها علاقه دارند، از اطلاعات منتشر شده سود ببرند. در خرید کارت گرافیک‌ها حتما به این نکته توجه داشته باشید که بدون داشتن یک پردازنده‌ی هماهنگ با آن، با گلوگاه سخت افزاری مواجه خواهید شد و نمی‌توانید از تمام قدرت کارت گرافیک خود بهره ببرید. پس سعی کنید در انتخاب این دو قطعه، همیشه توازن لازم را برقرار کنید.

 

۱. کارت گرافیک ASUS PH-GT1030-O2G

این کارت گرافیک، نمونه‌ی بسیار مناسب برای کاربرانی است که با بودجه‌ای متوسط، قصد خرید بهترین کارت گرافیک در رنج قیمت ۱ میلیون تومان را دارند. این کارت گرافیک با دو گیگابایت حافظه‌ی اختصاصی GDDR5 به همراه ۳۸۴ هسته کودا و یک رابط ۶۴ بیتی، توانایی اجرای برخی عناوین روز را در وضوح تصویر ۱۰۸۰P با سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه دارا است. البته نمی‌توان انتظار داشت این گرافیک از پس همه‌ی بازی‌های روز در این وضوح تصویر بر بیاید. به طور کلی این کارت گرافیک برای اجرای بازی‌ها در وضوح تصویر ۷۲۰P ساخته شده و برخی‌ مدل‌ها با فرکانس‌های بیشتر شاید کمی بهتر در بازی‌ها عمل کنند. این کارت گرافیک قدرتی نزدیک به گرافیک GTX 950 2G را به شما ارائه می‌دهد و ضعیف تر از هر دو مدل کارت گرافیک ۱۰۵۰ (۲G و ۴G) عمل می‌کند. مشخصات فنی این کارت به شرح زیر است.

پردازنده مرکزی GT 1030 با ۳۸۴ هسته CUDA
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت پایه/بوست پروفایل اورکلاک : ۱۵۳۱/۱۲۷۸ مگاهرتز
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت پایه/بوست پروفایل گیمینگ : ۱۵۰۶/۱۲۵۲ مگاهرتز
۲ گیگابایت حافظه GDDR5 با رابط ۶۴ بیتی
فرکانس موثر حافظه : ۶۰۰۸ مگاهرتز
بدون نیاز به کانکتور تغذیه خارجی

محدوده قیمت کارت‌های مدل GT 1030 از ۱.۰۰۰.۰۰۰ تا ۱.۱۰۰.۰۰ تومان (قیمت اول قیمت این کارت گرافیک در بازار است.)

۲. کارت گرافیک ASUS RX550-4G

این کارت گرافیک عملکردی تقریبا مشابه با کارت گرافیک شماره‌ی ۱ دارد و به نوعی مشابه‌ آن، ساخت شرکت AMD است. این دو کارت عملکردی تقریبا مشابه در اکثر بازی‌ها از خود بجای می‌گذارند. با توجه به تست‌های مختلف، در برخی از بازی‌ها، محصول شرکت AMD و در برخی بازی‌های دیگر، محصول شرکت Nvidia پیروز میدان بود. با اینحال انتخاب بین این دو بیشتر جنبه‌ی سلیقه‌ای داشته و از نظر قدرت، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. مشخصات فنی این کارت به شرح زیر است.

پردازنده گرافیکی RX 550 با ۵۱۲ واحد پردازش جریانی
۴ گیگابایت حافظه پرسرعت GDDR5 با رابط ۱۲۸ بیتی
فرکانس پردازنده گرافیکی : ۱۱۸۳ مگاهرتز
فرکانس موثر حافظ : ۷۰۰۰ مگاهرتز
محدوده قیمت کارت‌های مدل RX550 4G از ۱.۲۰۰.۰۰۰ تا ۱.۴۰۰.۰۰۰ تومان (قیمت اول قیمت این کارت گرافیک در بازار است.)

پیشنهاد ما، خرید کارت گرافیک مدل RX550-4G است. 

۳. کارت گرافیک Inno3D GTX 1050 TI COMPACT 4GB GDDR5

دلیل این‌که بدون معرفی کارت گرافیک GTX 1050 به سراغ مدل GTX 1050 Ti رفتیم این بود که قصد داشتیم کارت گرافیکی معرفی کنیم که از تنظیمات سطح متوسط به پایین، فراتر رفته و در وضوح تصویر ۱۰۸۰P با سرعت ۳۰ الی ۶۰ فریم بر ثانیه بازی‌ها را اجرا کند. با این‌حال، مدل‌های GTX 1050 هم در بازار با توجه به مشخصات و امکانات، قیمتی در حدود ۱.۳۰۰.۰۰۰ تا ۲.۰۰۰.۰۰۰ تومان دارند که با توجه به امکان خرید کارت گرافیک‌های GTX 1050 Ti در این بازه‌ی قیمت، پیشنهاد می‌شود خرید آن‌ها را از برنامه‌ی خود خارج کنید. کارت گرافیک GTX 1050 Ti با ۴ گیگابایت حافظه‌ی اختصاصی، ۷۶۸ واحد کودا و یک رابط ۱۲۸ بیتی، توانایی اجرای تعداد زیادی از بازی‌های روز را با اعمال تنظیمات متوسط، وضوح تصویر ۱۰۸۰P و سرعت ۳۰ الی ۶۰ فریم بر ثانیه دارا است. با این‌حال، شاید مجبور باشید برای اجرای برخی از بازی‌ها در وضوح تصویر ۱۰۸۰P و سرعت ۶۰ فریم بر ثانیه، اندکی تنظیمات بازی را تغییر داده و بر روی Low قرار دهید. مشخصات فنی این کارت به شرح زیر است.

پردازنده مرکزی GTX 1050 Ti با ۷۶۸ هسته CUDA
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت پایه : ۱۲۹۰ مگاهرتز
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت بوست : ۱۳۹۲ مگاهرتز
۴ گیگابایت حافظه GDDR5 با رابط ۱۲۸ بیتی
فرکانس موثر حافظه : ۷۰۰۸ مگاهرتز
بدون نیاز به کانکتور تغذیه خارجی

محدوده قیمت کارت‌های مدل GTX 1050 Ti از ۱.۸۰۰.۰۰۰ تا ۲.۵۰۰.۰۰۰ تومان (قیمت اول قیمت این کارت گرافیک در بازار است.)

۴. کارت گرافیک ASUS RX 560-O4G-EVO

این مدل از کارت گرافیک ساخت شرکت AMD بوده و قدرتی کمتر از ۱۰۵۰Ti را ارائه می‌دهد. این گرافیک با ۴ گیگابایت حافظه‌ی اخصاصی، ۸۹۶ هسته‌ی پردازش جریانی و یک رابط ۱۲۸ بیتی، همانند رقیب خود از شرکت Nvidia، توانایی اجرای عناوین روز را در وضوح تصویر ۱۰۸۰P و سرعت ۳۰ الی ۶۰ فریم بر ثانیه داراست. همانطور که اشاره شد، این کارت گرافیک از GTX 1050 Ti ضعیف‌تر است و طبق بنچمارک‌ها، معمولا کارت گرافیک GTX 1050 Ti بود که بهتر از رقیب ظاهر می‌شد و علاوه بر اجرای بهتر برخی بازی‌ها، در عملیات دیگر نیز عملکردی بهتر از خود بجای می‌گذاشت. با این‌حال، باید گفت این دو گرافیک در رنج قیمت متوسط، توانایی لازم جهت اجرای عناوین روز را در یک سطح دارا هستند. مشخصات فنی این کارت به شرح زیر است.

پردازنده مرکزی AMD Radeon RX 560 با ۸۹۶ هسته پردازش جریانی
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت پایه : ۱۱۴۹ مگاهرتز
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت پروفایل OC : ۱۱۹۷ مگاهرتز
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت پروفایل Gaming : ۱۱۸۷ مگاهرتز
۴ گیگابایت حافظه GDDR5 با رابط ۱۲۸ بیتی
فرکانس موثر حافظه : ۶۰۰۰مگاهرتز
محدوده قیمت کارت‌های مدل RX 560 4G از ۱.۳۰۰.۰۰۰ تا ۲.۰۰۰.۰۰۰ تومان (قیمت اول قیمت این کارت گرافیک در بازار است.)

پیشنهاد ما، خرید کارت گرافیک مدل GTX 1050Ti است.

۵. کارت گرافیک ZOTAC GTX 1060 AMP! Edition 6GB GDDR5

کارت گرافیک‌های سری GTX 1060 از قدرت کافی برای اجرای عناوین روز در وضوح تصویر ۱۰۸۰P و سرعت ۶۰ فریم بر ثانیه برخوردار است. همچنین شما عزیزان قادر خواهید بود برخی عناوین روز را حتی در وضوح تصویر ۱۴۴۰P و با سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه نیز تجربه کنید که البته در این‌صورت باید تنظیمات مورد نظر بر روی Medium یا Low تنظیم شود. کارت گرافیک‌های سری GTX 1060 در دو مدل ۳ و ۶ گیگابایت به بازار عرضه شدند که گرافیک مورد بررسی ما مدل ۶ گیگابایتی آن است. مشخصات فنی این کارت به شرح زیر است.

پردازنده مرکزی NVIDIA GTX 1060 با ۱۲۸۰ هسته CUDA
فرکانس (Base) پایه و (Boost) کمکی به ترتیب ۱۵۵۶ و ۱۷۷۱ مگاهرتز
۶ گیگابایت حافظه GDDR5 با رابط ۱۹۲ بیتی
فرکانس موثر حافظه ۸۰۰۰ مگاهرتز
پشتیبانی از DirectX 12 و OpenGL 4.5
حداقل منبع تغذیه پیشنهادی : ۴۰۰ وات
توان مصرفی : ۱۲۰ وات از طریق یک ورودی ۶ پین

محدوده قیمت کارت‌های مدل GTX 1060 از ۲.۳۰۰.۰۰۰ تا ۳.۸۰۰.۰۰۰ (قیمت اول قیمت این کارت گرافیک در بازار است.)

۶. کارت گرافیک BIOSTAR RX580 8GB DDR5

این کارت گرافیک نمونه‌ای مشابه با کارت گرافیک GTX 1060 6G ساخت شرکت AMD است که همانند رقیب خود، توانایی اجرای بسیاری از عناوین روز را در وضوح تصویر ۱۰۸۰P و سرعت ۶۰ فریم بر ثانیه داراست. نمی‌توان گفت دقیقا کدام یک از این دو کارت گرافیک بر دیگری برتری دارد و باز هم این سلیقه است که شما را در انتخاب بین آن‌ها کمک می‌کند. طبق بنچمارک‌ها، محصول ساخت شرکت Nvidia کمی بهتر از RX580 عمل می‌کند اما این عملکرد بهتر بسیار نامحسوس است. کمی ضعیف‌تر از این مدل‌ها نیز کارت گرافیک RX570 حضور دارد که قدرتی مشابه و در مواقعی کمتر از مدل ۳ گیگابایتی گرافیک GTX 1060 دارد و رنج قیمت آن در حال حاضر از ۲.۰۰۰.۰۰۰ تا ۳.۵۰۰.۰۰۰ متغیر است. مشخصات فنی کارت گرافیک BIOSTAR RX580 به شرح زیر است.

پردازنده مرکزی Radeon RX 580 با ۲۳۰۴ واحد پردازش جریانی پیشرفته
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت پیشفرض : ۱۲۵۷ مگاهرتز
فرکانس پردازنده گرافیکی در حالت بوست : ۱۳۴۰ مگاهرتز
۸ گیگابایت حافظه GDDR5 با رابط ۲۵۶ بیتی
فرکانس موثر حافظه : ۸۰۰۰ مگاهرتز
پشتیبانی از DirectX 12 همراه با رابط برنامه نویسی بهینه شده Vulkan
محدوده قیمت کارت‌های مدل RX580 از ۳.۲۰۰.۰۰۰ تا ۴.۱۵۰.۰۰۰ تومان (قیمت اول قیمت این کارت گرافیک در بازار است.)

پیشنهاد ما کارت گرافیک مدل GTX 1060 6G است.

البته در این رنج قیمت، کارت گرافیک بسیار قدرتمند GTX 1070 نیز ساخت شرکت زوتاک حضور دارد که با ۸ گیگابایت حافظه‌ی اختصاصی، رابط ۲۵۶ بیتی و ۱۹۲۰ هسته‌ی پردازشی، توانایی اجرای عناوین روز در وضوح تصویر ۱۰۸۰P و سرعت ۶۰ (و بیشتر) بر ثانیه بدون مشکل و همچنین توانایی اجرای برخی عناوین روز در وضوح تصویر ۲K و سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه را دارا است. این مدل ساخت شرکت زوتاک، یکی از ارزان‌ترین نمونه‌های GTX 1070 در بازار بوده که محدوده‌ی قیمت آن ۴.۰۰۰.۰۰۰ تا ۴.۲۰۰.۰۰۰ تومان است. البته، این گرافیک به پردازنده‌ی قدرتمندی نیز در کنار خود نیاز دارد تا بتواند تمام قدرت خود را در اجرای بازی‌ها با بالاترین کیفیت بکار بگیرد؛ بنابراین اگر قصد خرید سیستمی با بودجه‌ی متوسط دارید، به مدل‌های ضعیف‌تر بازار رجوع کنید.

مسلما گرافیک‌های دیگری نیز با قیمت‌های متفاوت می‌توانستند در این لیست حضور داشته باشند اما در حقیقت، هدف از معرفی این گرافیک‌ها این بود که شمارا با عناوینی که توانایی اجرای‌ بازی‌های روز را با اعمال تنظیمات مختلف دارند آشنا کنیم. قیمت‌گذاری این گرافیک‌ها در بازار بسیار پر نوسان و نامشخص است که همین امر، کار مارا برای معرفی بهترین مورد بسیار سخت کرده است. برای مثال در معرفی مدل GTX 1060 به این نکته اشاره کردیم که فعلا تعداد محدودی کارت گرافیک GTX 1070 نیز با این رنج قیمت در بازار موجود است و اگر قصد انجام بازی‌ها با کیفیت بیشتر را دارید، خرید آن را به همراه یک پردازنده‌ی قدرتمند (حداقل i5 8400 از اینتل و Ryzen 5 2600 از AMD) پیشنهاد می‌کنیم.

در این مقاله سعی کردیم بیشتر طبق نظرات مردم، بررسی‌های سایت‌های تخصصی حوزه گیم و همچنین تجربه، در انتخاب بهترین کارت گرافیک در رنج قیمتی مشخص به شما کمک کنیم. به همین دلیل سعی کردیم تصویری از بنچمارک‌های مختلف ارائه ندهیم، چراکه با بررسی‌های انجام گرفته، اکثرا توصیه‌ می‌شود که به بنچمارک‌های ارائه شده در وبسایت‌ها توجه خاصی نداشته باشیم. چرا که شرایط بررسی در بنچمارک ها و قطعات دیگر مورد استفاده در تست‌ها، در اکثر مواقع متفاوت با آنچه شما خریداری می‌کنید است و قطعا این بدان معنا نیست که نتیجه‌ی بنچمارک‌ها غیر قابل اعتماد است. وبسایت‌های معتبر زیادی وجود دارند که می‌توان با توجه به آن‌ها اقدام به خرید محصولات مختلف کرد و در این مقاله نیز پیشنهاد نهایی ما، بر اساس همین وبسایت‌های معتبر بود. با این‌حال، انتخاب نهایی بر عهده‌ی شما مصرف‌کنندگان عزیز است. یادآوری این نکته ضروری است که در خرید کارت گرافیک، به خرید یک پردازنده‌ی مناسب در کنار آن توجه بسیار زیادی داشته باشید تا از گلوگاه سخت‌افزاری جلوگیری کنید.

  • تاریخ : 24ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

آقای Mikael Kasurinen کارگردان بازی Control تایید کرده است که این بازی در ابتدای انتشارش فاقد حالت‌های New Game Plus و Photo Mode است. در ادامه با آخرین اخبار بازی همراه دنیای بازی شوید.

در ویدیوی سوال و جوابی که به تازگی توسط Game informer منتشر شده است، آقای Mikael Kasurine کارگردان این بازی به سوال‌های جالب زیادی که درباره این بازی وجود داشت، پاسخ داد. او تایید کرد که بازی قرار است بسته‌های الحاقی دریافت کند و همچنین دو قابلیت مذکور از ابتدای انتشار در بازی وجود ندارند.
همان‌طور که در تیتر این خبر خواندید، این بازی در ابتدا فاقد New Game Plus و Photo Mode خواهد بود.
وقتی از ایشان در رابطه با New Game Plus سوال پرسیده شد، او فقط گفت نه و از آن‌جایی که این بازی دارای یک درخت مهارت است و بسیار غیر خطی‌تر از عناوین قبلی Remedy Entertaiment دنبال می‌شود، این حالت می‌تواند مهم باشد.
وقتی در رابطه با Photo Mode سوال پرسیده شد، او پاسخ داد نه برای زمان انتشار با توجه به فیزیک جالب کنترل و محیط‌های عجیب و غریب بصری قابل توجه، بنابر این گنجاندن یک حالت Photo Mode باعث خلق تصاویری بسیار جذاب از بازی خواهد شد.
بازی Control در سال ۲۰۱۹ باری پلی استیشن ۴، اکس‌باکس وان و رایانه‌های شخصی منتشر خواهد شد.

  • تاریخ : 23ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

طبق آخرین اخبار بازی، ماد بتل رویال بازی Battlefield 5 که Firestorm نیز نام دارد، در جدیدترین ویدئوی مربوط به این بازی مورد بررسی قرار گرفته است. برای اطلاع از جزئیات خبر با دنیای بازی همراه شوید.

درحالیکه زمان زیادی از عرضه‌ی رسمی بازی Battlefield 5 می‌گذرد، به نظر می‌رسد هنوز هم جای خالی یک ماد در این بازی حس می‌شود و آن‌ چیزی نیست جز بتل رویال؛ معروف‌ترین ماد بازی‌های ویدئویی در چند سال اخیر که بازی رایگان Fortnite را به شهرت جهانی رساند و سود قابل توجهی عاید سازندگان آن کرد. بعد از Fortnite، بازی‌های زیادی این ماد را برای عناوین خود طراحی کردند که از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به Call of Duty: Black Ops 4 اشاره کرد که ماد بتل رویال آن، Blackout نام دارد.

در جدیدترین ویدئوی منتشر شده از بازی Battlefield 5 اما شاهد رد پایی از وجود احتمالی این ماد معروف در بازی هستیم. با اینکه هنوز زمان خاصی برای عرضه‌ی این ماد در نظر گرفته نشده، حداقل می‌توان از طریق ویدئویی که در انتهای خبر قرار گرفته شده، اطلاعاتی از آن بدست آورد.

در مدت زمان یک و نیم دقیقه‌ای این ویدئو، اطلاعات خوبی از بخش بتل رویال بازی Battlefield 5 وجود دارد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به قابلیت بازی تک‌نفره، دونفره و تیمی اشاره کرد. همچنین پراکندگی اسلحه‌ها نیز به سه سطح Common، Rare و Epic تقسیم می‌شود؛ بر این اساس، اسلحه‌ها در سه سطح مختلف در نقشه‌ی بازی قابل کشف و حمل هستند تا بازیکن براساس ارزش هر آیتم، اسلحه‌ی بهتر را در اختیار گیرند. به علاوه هر اسلحه نیز خشاب مخصوص به خودش را دارد و با توجه به محدودیت حمل خشاب، مدیریت منابع نیز باید در جریان گیم‌پلی در نظر گرفته شود.

در یک بخش جالب دیگر در این ویدیو، یک نمای کوتاه از نقشه بازی نیز دیده می‌شود که در کنار محیط‌ها و نحوه دنبال کردن گیم‌پلی، به خوبی تشابهات Firestorm با بازی‌هایی نظیر Fortnite و PUBG قابل تشخیص است.

بازی Battlefield 5 هم‌اکنون برای پلتفرم‌های پلی‌ استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه‌های شخصی در دسترس است. همچنین شما عزیزان می‌توانید ویدئوی مربوط به ماد بتل رویال بازی را در زیر تماشا کنید.

  • تاریخ : 23ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 6 بازدید

عنوان Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 همانطور که از نامش پیدا است دومین نسخه از سری بازی‌های تبلیغاتی برند Monster برای مسابقات موتورسواری است که توانسته تا حدی از زیر سایه‌ی عنوانی صرفا تبلیغاتی بیرون بیاید و خود را به عنوان یک بازی مستقل متوسط رو به خوب در سبک مسابقه‌ای یا ریسینگ با زاویه‌ی دید سوم شخص-اول شخص مطرح کند. در ادامه با آخرین مقالات بازی در دنیای بازی و نقد بازی Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 همراه ما باشید.

 

جاده‌های خاکی، محاله یادم بره

وظیفه‌ی تولید و توسعه Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 را استودیوی Mileston برعهده گرفته و نشر آن هم به همت Feld Entertainment  انجام شده و چند صباحی است که برای پلتفرم‌های پلی استیشن ۴، اکس باکس وان، رایانه‌های شخصی و نینتندو سوییچ با قیمت ۶۰ دلار در دسترس قرار دارد. همانطور که در مقدمه گفته شد این اثر به‌عنوان ابزاری برای تبلیغات مسابقات موتورسواری، که حامی اصلی آن‌ها نیز برند Supercross 2 به قدری محتوا دارد که می‌تواند به خودی خود شما را تا مدت‌ها سرگرم کند. هر چند که شوربختانه لحظاتی فرا می‌رسد که بازی خودآگاه می‌شود و اینجا است که می‌فهمد برای چه ساخته شده و دیگر به خود اجازه نمی‌دهد تا از مقام یه بازی تبلیغاتی خوب بالاتر بیاید. نوشابه‌های انرژی‌زا Monster است، ساخته شده اما پس از تجربه‌ی قریب به ۱۰ ساعت در بخش تک نفره و ۵ ساعت در بخش چندنفره دریافتم که Supercross 2 به قدری محتوا دارد که می‌تواند به خودی خود شما را تا مدت‌ها سرگرم کند. هر چند که شوربختانه لحظاتی فرا می‌رسد که بازی خودآگاه می‌شود و اینجا است که می‌فهمد برای چه ساخته شده و دیگر به خود اجازه نمی‌دهد تا از مقام یه بازی تبلیغاتی خوب بالاتر بیاید. Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 دارای دو بخش اصلی تک نفره یا Singleplayer و چندنفره یا Multiplayer می‌شود. بخش تک نفره خود به شاخه‌های مختلفی مانند مسیر حرفه‌ای (Career)، تک مسابقه (Single Race)، تورنمت‌ها و بخش ویرایشگر پیست (Track editor) می‌شود. در بخش Career ابتدا باید راکب (همان راننده‌ی موتور خودمان!) را بسازید و در این راه گزینه‌های زیادی، به جز تغییرات چهره، در اختیار دارید و به مرور زمان و با کسب امتیازهای بیشتر می‌توانید آیتم‌های شخصی‌‌سازی بیشتری را خریداری کنید. پس از ساختن شخصیت اصلی خود نوبت به انتخاب کلاس موتور می‌رسد. سطح پایین‌ترین کلاس موتور موجود در بازی ۲۵۰sx است که خود به چند دسته تقسیم می‌شود و سطح بالاترین نیز ۴۵۰sx. سپس باید یک اسپانسر یا حامی برای خود انتخاب کنید که هر کدام از این اسپانسرها، از هوندا گرفته تا میتسوبیشی، برای‌تان چالش‌های مختلفی تدارک دیده‌اند که با انجام آن‌ها در مسابقات، می‌توانید امتیازهای بیشتری کسب کنید و زودتر به تجهیزات مختلف برای شخصیت و موتورتان دست یابید. صحبت از موتور شد؛ موتور در واقع شخصیت اصلی بازی است و باید روی ارتقای آن حسابی تمرکز کنید؛ می‌توانید از رنگ بدنه گرفته تا سیم ترمز موتور را شخصی‌سازی کنید و پوسته‌ی محصول خودتان را ذخیره کنید تا بعدا روی موتور دیگری از کلاس دیگری نیز آن را اعمال کنید.

مصائب یک موتورسوار

بخش Career در واقع از تورنمنت‌های متعددی تشکیل شده و هر کدام از این تورنمنت‌ها از چندین مسابقه. هر مسابقه در یک هفته اتفاق می‌افتد و ابتدای هر هفته تقویمی در اختیارتان قرار می‌گیرد که می‌توانید مانند یک مدیر برنامه شخصیت خودتان را مدیریت کنید. می‌توانید یک روز را به تمرین اختصاص دهید یا به استراحت یا به رویدادی تبلیغی بروید. هر کدام از این تصمیمات پیامدهای خاص خود را خواهند داشت که در جریان تورنمنت می‌توانند بر میزان امتیاز دریافتی تاثیر قابل توجهی بگذارند. هر چند که بازی در کل سخت نیست و بعید می‌دانم در درجه‌ی سختی معمولی مشکلی در به‌دست آوردن امتیاز پیدا کنید.

در قسمت تک مسابقه، همانطور که از نامش پیداست، می‌توانید مقدمات یک مسابقه را بچینید که توصیه می‌کنم جز برای تمرین در بهتر شدن در بخش Career سراغ آن نروید چون در غیاب جذابیت‌های Career می‌تواند خسته‌کننده باشد.
بخش آنلاین بازی از نطر اتصال کاربران ایرانی مشکل خاصی ندارد و می‌توانید به راحتی به سرورها متصل شوید و از بازی‌های رقابتی که در حالت آنلاین، کنترل موتور حتی روی زمین هم سخت است و فیزیک موتورها به هر وسیله‌ی نقلیه‌ای شباهت دارد الا ماشینی دو چرخ!تازه مفرح بودن‌شان هویدا می‌شود لذت ببرید. البته سر و کله‌ی لگ هر از چند گاهی پیدا می‌شود و در بازی که با سرعت  سر و کار دارد می‌تواند اعصاب‌تان را خرد کند!
اما می‌رسیم به اصلی‌ترین بخش بازی یعنی گیم‌پلی. بخشی که Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 در آن می‌لنگد! اساس بازی بر پایه‌ی حرکات نمایشی بنا شده، به این صورت که در قدم اول باید سعی کنید از حریفان جلو بزنید و سپس سربزنگاه یعنی در پرش‌ها با چرخاندن آنالوگ راست به چپ یا راست به طرفین بچرخید و قلب از رسیدن به زمین به حالت اولیه برگردید. شاید چند مسابقه اول را بتوان به این شیوه پشت سر گذاشت و به‌راحتی اول شد اما مشکل از جایی شروع می‌شود که بازی از شما می‌خواهد همین روند را صدبار دیگر هم تکرار کنید و هر چند وقت یک‌بار برای اینکه حواس‌تان را از این قضیه پرت کند ویژگی جدیدی، که اکثرا تاثیر خاصی در گیم‌پلی ندارد و صرفا ظاهری‌اند، را معرفی می‌کند؛ مانند تمام کننده‌ها که می‌توانید در انتهای هر مسابقه و هنگام عبور از خط پایان با زدن دو دکمه حالت پیروزی مشخصی بگیرید و یک جورهایی شادی پس از گل حساب می‌شود. از طرفی کنترل موتور حتی روی زمین هم سخت است و فیزیک موتورها به هر وسیله‌ی نقلیه‌ای شباهت دارد الا ماشینی دو چرخ!

قام قام!

گرافیک بازی وضعیت عجیبی دارد؛ از طرفی روان است و به ندرت افت فریمی احساس می‌کنید که با توجه به استفاده کردن از موتور آنریل و تبلیغاتی بودن بازی چنین انتظاری از آن نمی‌رفت؛ از طرفی دیگر محیط‌های بازی خالی هستند و تنها در پیست مسابقات است که شاهد کمی شلوغ بودن صفحه و حصور افکت‌های مختلف هستیم. در جریان مسابقات هم افکت خاک پاشیدن، خصوصا زمانی که زمین مرطوب است، دیدن دارد. کیفیت میان پرده‌ها نیز با گرافیک بازی اختلافی ندارد و در واقع میان پرده‌ها in-game و in-engine اجرا می‌شوند که انتظاری جز این از Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 نمی‌رفت.

برای توصیف مسابقات بازی نیز از گزارشگران مخصوص این رشته استفاده شده و این مورد در کنار افکت‌های صوتی خوب از جمله صدای موتور موتورها (!) و تشویق تماشاگران سبب شده تا حس رقابت در محیطی زنده به بازیکن القا شود که از  این جهت استودیوی توانسته یک سروگردن از انتظارات بهتر عمل کند.
موسیقی بازی ملغمه‌ای از قطعات الکتریک و پاپ-راک است که در منوها همراهی‌تان می‌کند و برای عنوانی این چنین انتخاب چنین قطعاتی شایسته است و گوش دادن چندباره‌‌شان وقتی در منوهای تو در تو و بدقلق بازی در حال شخصی‌سازی هستید، خسته‌کننده نمی‌شود.

Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 عنوان خوبی است. برای گذران وقت، مخصوصا اگر به موتور و ورزش مهیج موتورسواری علاقه دارید، عنوانی بهتر از سوپر کراس ۲ نخواهید یافت؛ حداقل در بین عناوین امسال که این‌طور به نظر می‌رسد.

 

Resolution
Platform: PS4 – Score: 6 out of 10

Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 gives you the thrill of being a pro motorcyclist but doesn’t celebrate it with good control or realistic physics. This game has enough content to entertain you for hours and you don’t need another game to satisfy your desires in order to complete races, jump in the air, and do some backflips! Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 isn’t your typical race game and it has less context when it comes to different modes; especially in single-player mode. But as they say, sometimes the less is more!

 

(نقدی که مطالعه کردید، نسخه‌ی منتقدین بازی Monster Energy Supercross – The Official Videogame 2 بود که توسط ناشر آن یعنی Feld Entertainment برای دنیای بازی ارسال شده است.)

  • تاریخ : 23ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 6 بازدید

استودیوهای Yu Suzuki و Shibuya Productions اولین گیم‌پلی از بازی Shenmue 3 را در مجمع فرانسوی انیمه و بازی Magic 2019 منتشر کردند. برای اطلاع از آخرین اخبار بازی در دنیای بازی همراه ما باشید.

امروز، در مجمع فرانسوی Magic 2019 که در موناکو اتفاق افتاد، اولین گیم‌پلی از بازی Shenmue 3 بالاخره منتشر شد. این اولین بار است که پس از معرفی بازی در E3 2015، می‌توانیم نگاهی به بازی Shenmue 3 بیاندازیم.

Yu Suzuki به این موضوع اشاره داشت که این تنها یک تریلر کوتاه است و در آینده نسخه‌ی طولانی‌تری در راه است. این تریلر مقداری دیالوگ، رویدادهای داستانی و مبارزات را نشان می‌دهد. Yu Suzuki همچنین اشاره کرد که تریلرهای بیش‌تری از گیم‌پلی این بازی در ماه‌های آینده منتشر خواهد شد.

چندین ساعت قبل از انتشار گیم‌پلی، Yu Suzuki کنفرانسی در Magic 2019 برگزار کرد و در آن‌جا درباره‌ی سیستم مبارزه‌ی جدید، سیستم ماهی‌گیری، سیستم فهرست موجودی‌ها و آیتم‌ها، فروشگاه‌ها و چندین امکانات دیگر جدید در بازی Shenmue 3 صحبت کرد.

پس از تاخیرهای متعدد در ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، تاریخ انتشار بازی Shenmue 3 بالاخره در Gamescom 2018 اعلام شد. این بازی ۲۷ آگوست امسال برای پلی‌استیشن ۴ و رایانه‌های شخصی منتشر خواهد شد.

  • تاریخ : 23ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

گزارش منتشر شده از دومین هفته‌ی ماه مارچ نشان می‌دهد که دیزنی با انتشار اثر جدید Marvel Studios یعنی Captain Marvel توانسته انرژی زیادی را به باکس‌آفیس تزریق کند و حالا می‌توان پس از گذشت دو ماه، سال ۲۰۱۹‌ را کمی با ۲۰۱۸ مقایسه کرد. در ادامه با گزارش باکس آفیس دنیای‌ بازی همراه باشید.

پرواز اولین شخصیت زن مستقل دنیای سینمایی مارول

در رتبه اول، مطابق انتظار Captain Marvel قرار دارد که با فروش ۱۵۳ میلیون دلار، موفقیتی بزرگ کسب کرد و به عنوان سومین افتتاحیه‌ی بزرگ ماه مارچ در طول تاریخ نیز شناخته شد و حتی اگر آمار دقیق‌تر که بعد از ظهر روز دوشنبه منتشر می‌شوند، رقمی کمی بزرگتر را نشان دادند نباید تعجب کرد. اگر بخواهیم با دیگر فیلم‌ها مقایسه کنیم، این فیلم در بین آثاری همچون The Dark Knight (با افتتاحیه‌ی ۱۵۸.۴میلیون دلار)، Thr Hunger Games: Catching Fire(با افتتاحیه‌ی ۱۵۸میلیون دلار)، Rogue One (با افتتاحیه‌ی ۱۵۵میلیون دلار) و The Hunger Games (با افتتاحیه‌ی ۱۵۲.۵میلیون دلار) قرار می‌گیرد.

 

گزارش باکس آفیس

بر اساس ۲۰ فیلمی که از دنیای سینمایی مارول منتشر شده است، به طور میانگین می‌توان گفت که تقریبا هر فیلم ۲.۷۶ برابر افتتاحیه‌ی خود فروش کرده‌ است، پس می‌توان بر اساس افتتاحیه، انتظار داشت که رقم فروش انتهایی فیلم در حدود ۴۴۲ میلیون دلار باشد.می‌توان بر اساس افتتاحیه، انتظار داشت که رقم فروش انتهایی فیلم در حدود ۴۴۲ میلیون دلار باشد. اگر چنین اتفاقی برای Captain Marvel بیافتد، این فیلم به عنوان پنجمین فیلم پرفروش دنیای سینمایی مارول، بالاتر از Iron Man 3 با فروش ۴۰۹ میلیون دلار، قرار می‌گیرد. البته باید به این نکته توجه کرد که Shazam سبکی مشابه همین فیلم دارد و در ۵ آپریل افتتاح می‌شود و ممکن است برروی فروش این فیلم تاثیر بگذارد.فروش جهانی Captain Marvel رقم ۳۰۲ میلیون دلار گزارش شده است.

نکته جالبی که وجود دارد این است که در روزهای افتتاحیه‌ی، ۵۵ درصد تماشاگران فیلم مرد و ۴۵ درصد آن زن بوده‌اند که همراه با Black Panther و Ant-Man and the Wasp کمترین اختلاف درصد جنسیت تماشاگران را در میان فیلم‌های دنیای سینمایی مارول دارد. در این میان، جالب است بدانید کرد که ۵۲ درصد تماشاگران افتتاحیه‌ی Wonder Women در ژوئن ۲۰۱۷، زن بوده‌اند. علاوه بر جنسیت تماشاگران، در مبحث سن نیز Captain Marvel با جمعیتی در حدود ۶۴ درصد بالای بیست‌وپنج سال، بیشترین میانگین سنی در هفته‌ی افتتاحیه در میان فیلم‌های مارول را دارد.

فروش جهانی Captain Marvel رقم ۳۰۲ میلیون دلار گزارش شده استفروش جهانی Captain Marvel رقم ۳۰۲ میلیون دلار گزارش شده است که حالا به عنوان پنجمین افتتاحیه‌ی پرفروش در آخرهفته و همچنین به عنوان ششمین افتتاحیه پرفروش تاریخ در بازار جهانی شناخته می‌شود. این فیلم در چین با ۸۹.۳ میلیون دلار بهترین افتتاحیه را داشته‌است که بعد از Avengers: Infinity War و Captain America:Civil War به‌عنوان سومین افتتاحیه‌ی پرفروش دنیای سینمایی مارول در چین قرار می‌گیرد. بعد از چین، کره‌جنوبی با ۲۴.۱ میلیون دلار بهترین افتتاحیه و بعد از آن بریتانیا (۱۶.۸ میلیون دلار)، برزیل (۱۳.۴ میلیون دلار)، مکزیک (۱۲.۸ میلیون دلار)، استرالیا (۱۰.۷ میلیون دلار)، اندونزی (۱۰.۱ مییون دلار)، روسیه (۹.۸ میلیون دلار)، فرانسه (۹.۲ میلیون دلار)، آلمان (۷.۸ میلیون دلار)، هند (۶.۹ میلیون دلار)، تایلند (۶.۶ میلیون دلار)، تایوان (۶.۴ میلیون دلار)، فیلیپین (۶.۳ میلیون دلار)، مالزی (۵.۶ میلیون دلار)،  ایتالیا (۵.۵ میلیون دلار)  و هنگ‌کنگ (۵.۲ میلیون دلار) قرار دارند. این فیلم تنها در ژاپن افتتاح نشده است که البته در طول هفته آینده این اتفاق خواهد افتاد.می‌توان بر اساس افتتاحیه، انتظار داشت که رقم فروش انتهایی فیلم در حدود ۴۴۲ میلیون دلار باشد.

این فیلم از سایت CinemaScore نمره‌ی A را دریافت کرده است، نمره‌ی آن در دو سایت مرجع متاکریتیک و روتن‌تومیتوز به ترتیب ۶۵ و ۸۰ است. نکته‌ی جالبی که درباره‌‌ی این فیلم وجود دارد، شروع ضعیف نمرات مردمی بود که خیلی‌ها آن را به‌دلیل حواشی «بری لارسون» در مراسم اسکار قلمداد می‌کنند.

داستان این فیلم که بیست‌ویکمین فیلم دنیای سینمایی مارول است، درباره‌ی «کارول دنورز» خلبان است که به قدرت‌های کیهانی دست می‌یابد و به کمک زمین که در نبرد بین دو نژاد کری و اسکرال است، می‌آید. در لیست بازیگران این فیلم ستارگانی همچون «بری لارسون» (Brie Larson)، «جود لاو» (Jude Law) و «ساموئل ال. جکسون» (Samuel L. Jackson)‌‌ دیده می‌شوند

اژدهایان و Madea مجدداً پشت سرهم قرار گرفتند

در رتبه‌ی دوم، محصول جدید یونیورسال How to Train Your Dragon: Hidden World قرار دارد که ۱۴.۷ میلیون دلار فروش داشت تا در سومین هفته‌ی اکران، فروش داخلی آن ۱۲۰ میلیون دلار شود. همچنین این فیلم ۲۱.۷ میلیون دیگر به فروش جهانی خود اضافه کرد تا فروش جهانی و کل آن به‌ترتیب به  ۳۱۵.۵ و ۴۳۵ میلیون دلار برسد.

گزارش باکس آفیس

فیلم جدید «تایلر پری» (Tyler Perry) یعنی A Madea Famiky Funeral با افت ۵۵ درصدی در هفته‌ی دوم اکران‌اش، با ۱۲.۰۵ میلیون دلار در رتبه‌ی سوم قرار گرفت تا فروش داخلی آن به ۴۶ میلیون دلار برسد.

لگوها در حال ۱۰۰ میلیونی شدن

در رتبه‌ی چهارم The LEGO Movie 2: The Second Part قرار دارد که با ۳.۸ میلیون دلار فروش وارد هفته‌ی پنجم خود می‌شود تا با ۹۷.۱ میلیون دلار فروش در نزدیکی ۱۰۰ میلیونی شدن قرار بگیرد. این فیلم از فروش جهانی خود ۳.۹ میلیون دلار در این آخر هفته فروخته و در مجموع فروش جهانی و کل به‌ترتیب به ۶۷.۳ و ۱۶۴.۴به‌دست آورده است.

فروش داخلی؛ نامید کننده، فروش جهانی؛ خیره کننده

در رتبه‌ی پنجم Alita: Battle Angel قرار دارد که با ۳.۲ میلیون دلار فروش در این آخر هفتع به ۷۸ میلیون دلار فروش داخلی رسید. این فیلم همچنین با کسب ۱۱.۶ میلیون دلار دیگر در ۷۴ بازار جهانی خود به بیش از ۳۰۰ میلیون دلار فروش جهانی رسید و فروش کل فیلم را به ۳۸۲.۶ میلیون دلار رساند.

در رتبه‌ی دهم Apollo 11 بعد از اکران محدود در هفته‌ی گذشته در ۱۲۰ سالن IMAX، این هفته تعداد سالن‌های خود را به ۴۰۵ سالن افزایش داد و ۱.۳ میلیون دلار (۳۲۱۲ دلار به ازای هر سالن) فروش کرد.

اکران‌های محدود، نکات جالب و فیلم‌های هفته آینده

در اکران‌های محدود Badla از کمپانی Reliance در ۹۴ سالن خود ۶۱۴۳۲۸ دلار (۶۵۳۵ به ازای هرسالن)، The Kid از کمپانی Lionsgate  از ۲۶۸ سالن خود ۵۱۳۰۰۰ دلار (۱۹۱۲ به ازای هر سالن) و Gloria Bell از کمپانی A24 با ۵ نمایش در نیویورک و لس‌آنجلس ۱۵۴۷۷۵ دلار (۳۰۹۹۵ دلار به ازای هر نمایش)به‌دست آورد. نمایش‌های اولیه Babylon از کمپانی Kino Lorber در تنها سالن خود ۲۰۰۹۶ دلار کسب کرد و در انتها، Ferrante Fever از کمپانی Greenwich با کسب ۴۰۰۰ دلار اکران‌اش را تنها در یک سالن آغاز کرد.

گزارش باکس آفیس

این اولین آخرهفته در سال ۲۰۱۹ است که به نسبت سال ۲۰۱۸ فروش بیشتری را شاهد بودیم، در حدود ۴۸ درصد. اما در مجموع، ۲۸ درصد افت فروش را در این مقطع سال در مقایسه با سال گذشته شاهد هستیم. هفته آینده، انیمیشن Wonder Park از کمپانی پارامونت در حدود ۳۵۰۰ سالن، Five Feet Apart از کمپانی Lionsgate در ۲۶۰۰ سالن و همچنین Captive State از کمپانی Focus در ۲۲۰۰ سالن افتتاح می‌شوند.

جدول فروش هفته
  • تاریخ : 23ام اسفند 1397
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 8 بازدید

اخیرا کارگردان فیلم A-Team and Smokin Aces، «جو کارناهان» (Joe Carnahan)، اعلام کرده که زمانی رایان رینولد برای بازی در نقش Nathan Drake در فیلم Uncharted بیشترین شانس را داشته است. برای اطلاع از آخرین اخبار سینما و تلویزیون با دنیای بازی همراه شوید.

طبق گزارشات اخیر پیرامون فیلم اقتباسی Uncharted، آقای جو کارناهان، نویسنده‌ی این فیلم اعلام کرد زمانی که به عنوان نویسندگی این فیلم برگزیده شد، قرار بود رایان رینولد، بازیگر معروف فیلم Deadpool و Detective Pikachu نقش اصلی این فیلم را بر عهده گیرد و به عنوان Nathan Drake ایفای نقش کند. جو کارناهان در مصاحبه‌ای گفت:

من فکر می‌کنم رایان برای بازی در نقش Nathan Drake بیشترین شانس را داشت و خیلی نزدیک بود که به عنوان بازیگر این نقش نیز انتخاب شود. منتها او برای فیلم Deadpool انتخاب شده بود و به همین خاطر از گزینه‌های ما خارج شد. همانند سری سوم بازی Uncharted، بخش کوچکی از فیلم‌نامه‌ای که من در رابطه با فیلم Uncharted نوشتم به دوران ۱۴ سالگی Drake اختصاص داشت. سپس به دوران بزرگسالی او می‌رسیدیم. به نظر من فیلم‌نامه‌ی این فیلم بی نظیر بود و من از نتیجه‌ی کار بسیار راضی بودم. Uncharted‌ می‌توانست بسیار سرگرم کننده و جالب باشد. ولی خب کسی چه می‌داند؟ شاید روزی از بخشی از آن استفاده شد!

طبق گفته‌های کارناهان، فیلم‌نامه‌ی او بسیار نزدیک به نسخه‌ی اصلی بازی بود و لذا برای ادامه‌ی پروژه، به اجازه‌ی نویسنده‌ی بازی امی هنیگ (Amy Hennig) نیاز داشت. او در بخشی از مصاحبه‌ی خود به این مورد اشاره کرد که علاقه‌ای به نیل دروکمن (Neil Druckmann) کارگردان بازی Uncharted 4‌ ندارد. چرا که او یک عوضی دغل‌باز است! کارناهان گفت:

هدف من تنها خوشحال کردن امی هنیگ بود. Uncharted اثر او بود و این امی بود که دنیای این بازی را خلق کرد و جلب رضایت او برای من از همه‌چیز مهم‌تر بود. اما آن شخص، هرکسی که هست، از او خوشم نمی‌آید. دزد دغل بازی بیش نیست و فقط از اعتبار بازی به سود خودش استفاده کرده.

اینطور که مشخص است، کارناهان دل پری از کارگردان بازی Uncharted 4 دارد و دلیل آن هم دقیقا مشخص نیس. به نظر شما این حمله از سوی کارناهان به نیل دروکمن منطقی است؟

صفحه 3 از 42
قبلی 12345678910 بعدی 203040...«